داوود مدت زیادی منتظر ماند تا بتواند قدرت سلطنتی خود را به دست گیرد. در این زمینه، او نمادی از مسیح است که با وجود مقام سلطنتی خود، هنوز قدرت خود را علناً به کار نمیگیرد. او هنوز در اینجا بر روی زمین طرد شده است. جهان او را بیرون رانده است: او را بر صلیب بالا برد.
بیتئیل، به معنای «خانه خدا»، شهری با شهرت فراوان در تاریخ قوم خدا بود. این مکانی بود که ابراهیم، پدر، خیمه خود را برپا کرده بود و یعقوب وعدههای گرانبهایی از خدا دریافت کرده بود. بیتئیل در کتاب داوران نیز نقش مهمی ایفا کرد.
کتابهای عزرا و نحمیا ما را به زمانی شگفتانگیز از احیای روحانی بازمیگردانند. این زمانی بود که باقیماندهای از قوم خدا از اسارت بابلی به سرزمینی که خدا به آنها وعده داده بود، بازگشتند. آنها به اورشلیم آمدند، شهری که خداوند انتخاب کرد تا نام خود را در آنجا ساکن سازد.
خانه خداوند جایگاه مهمی در زندگی حزقیا پادشاه داشت. او میخواست به عنوان پادشاهی عادل و درستکار از طرف خدا زندگی کند و عمل نماید، با اتکای کامل بر کلام و اراده او. این امر کاملاً در تضاد بود با رفتار پدر بیخدایش آحاز، که «بخشی از گنجینهها را از
روح خدا دو آیه مهم را به یعبيص اختصاص میدهد. او به نظر میرسد از نوادگان قینیان باشد، که بعدها در قبیله یهودا ادغام شدند (داوران ۱:۱۶، ۴:۱۱؛ اول سموئیل ۱۵:۶؛ اول تواریخ ۲:۵۵).
مزمور ۴۰:۳ NKJV سرودی تازه مزمور ۴۰ مزموری زیبا و مسیحایی است، که توصیفی از مسیر مسیح در اینجا بر روی زمین ارائه میدهد و ارزش بینظیر مرگ او را بیان میکند. مزمورنویس، داوود، همانطور که روحالقدس او را هدایت میکرد، با رستاخیز آغاز کرد، با
داوود مزموری نوشت که در آن از آنچه بر او گذشت، هنگامی که از دست شائول فراری بود، سخن گفت. داوود با بهترین دوستش، یوناتان، خداحافظی کرد؛ یوناتانی که متأسفانه در خواریاش او را همراهی نکرد. در عوض، یوناتان همراه با شائول مرگی شرمآور مرد. داوود بلافاصله گمان برد که یوناتان به او خیانت خواهد کرد.
دانیال تبعیدی بود که در بابل زندگی میکرد، دور از اورشلیم، شهر خدای پدرانش. اورشلیم دیگر جایگاه سکونت خدا بر روی زمین و مرکز حکومت او نبود. از نظر خدا، اسرائیل به «لو-عمی» تبدیل شده بود، یعنی «قوم من نیست».