سلسله– جولای/اگست ۲۰۲۴ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
پندونه د زوړ عهدنامې څخه
بخش ۱۶
حزقیا و بالا رفتن او به خانه خداوند اُرد
در روز سوم به خانه خداوند بالا خواهی رفت. —۲ پادشاهان ۲۰:۵ نسخهٔ جدید کینگ جیمز
حزقیا و خانه خداوند امر
خانه خداوند جایگاه مهمی در زندگی پادشاه حزقیا داشت. او آرزو داشت در راههای خداوند گام بردارد، درست همانطور که جد بزرگش داوود انجام داد. بنابراین حزقیا میخواست به عنوان یک پادشاه عادل از طرف خدا زندگی کند و عمل نماید، با اتکای کامل به کلام و اراده او. او به منافع خدا و به خانه او، معبد مقدس خداوند، اهمیت میداد. تقدیس. این در تضاد شدید با رفتار پدر بیخدایش آحاز بود، که «بخشی از گنجینهها را از خانه خداوند گرفت... تقدیس… و آن را به پادشاه آشور داد» (۲ تواریخ ۲۸:۲۱). پس از این، آحاز به طور فزایندهای بیوفا شد و حتی «درهای خانهٔ خداوند را بست امر” (آیت ۲۴).
پسر خداترس او، حزقیا، کاملاً متفاوت عمل کرد. در همان سال اول سلطنتش، در ماه اول، حزقیا این بیحرمتی را اصلاح کرد و درهای خانهٔ خداوند را تعمیر و باز کرد. حکم(29:3). این آغاز شگفتانگیز سلطنت او، بازسازی کامل خانه خداوند را به دنبال داشت. حکم، پرستش آن و هر آنچه به آن مربوط بود. عید فصح سپس به شیوهای منحصر به فرد توسط تمام اسرائیل جشن گرفته شد و سرزمین از بتپرستی پاک شد. آن زمانِ احیا، بازسازی روحانی و بازگشت به خدا و خدمت او بود.
حزقیا در همه اینها موفق بود: «بدین ترتیب حزقیا در تمام یهودا عمل کرد، و آنچه نیکو و راست و حقیقی بود در حضور خ حکم خدای او. و در هر کاری که او در خدمت خانهٔ خدا، در شریعت و در فرمان، برای جستجوی خدای خود آغاز کرد، آن را با تمام دل خود انجام داد. پس او کامیاب شد.» (۳۱:۲۰-۲۱).
اما پس از آن، زمانی از آزمایش و امتحان در زندگی حزقیا فرا رسید. دوره رفاه با زمانی از رنج شدید به دنبال آن آمد. پریشانی هم از درون و هم از بیرون وجود داشت. از بیرون، تهدید جنگ وجود داشت. پادشاه آشور، که حزقیا در دوره رفاه خود علیه او شورش کرده بود (۲ پادشاهان ۱۸:۷)، به سوی یهودا لشکر کشید و اورشلیم را محاصره کرد. در داخل اورشلیم، ترس از سقوط شهر به دنبال یک بیماری کشنده آمد که تقریباً حزقیا را به گور برد. در این دوره بحرانی، رفتار حزقیا در مورد خانه خداوند به سرعت به نقطه عطفی رسید. حتی مردان پرهیزگار ممکن است وقتی مورد آزمایش قرار میگیرند، شکست بخورند! به محض اینکه سنحاریب شهرهای مستحکم یهودا را فتح کرده بود، حزقیا – باور میکنید؟ – از گنجینههای خانه خداوند به عنوان نوعی پول فدیه استفاده کرد تا پادشاه آشور را از پیشروی بیشتر باز دارد (آیات ۱۳-۱۶).
بدین ترتیب حزقیا خانه خداوند را بیحرمت کرد. امر که او در ابتدا بازسازی کرده بود. ما در این رابطه نمیخوانیم که او از خدا مشورت خواست یا اینکه به خانه خداوند برای دعا رفت. او مستقل عمل کرد و با این کار به منافع خانه خدا آسیب رساند. اثرات منفی به زودی احساس شد. سنحاریب خراج را از حزقیا دریافت کرد اما همچنان ارتش قدرتمندی را به اورشلیم فرستاد – اگرچه نیروی اصلی در لاکیش ماند. فعلاً، او خود را به نوعی جنگ روانی از طریق افسرش محدود کرد. این پادشاه حزقیا را آنقدر آشفته کرد «که او لباسهایش را پاره کرد، خود را با گونی پوشاند و به خانه خداوند رفت. امر” (19:1).
دعاهای حزقیا
اکنون که اوضاع در بدترین حالت خود بود، حزقیا چارهای جز روی آوردن به روی خدا نداشت. با این حال، در اینجا نمیخوانیم که او دعا کرد؛ او این کار را به اشعیا واگذار کرد. پادشاه از نبی خواست تا به عنوان واسطه عمل کند و دعای خود را برای بازماندگانی که باقی مانده بودند، بالا ببرد. ما فقط درباره دعای شخصی حزقیا پس از آن میخوانیم که فرستادگان سنحاریب بار دیگر با نامهای تهدیدآمیز آمده بودند. آنگاه او بسیار درگیر این موضوع شد و درباره خداوند سخن گفت. ORD ما خدا (آیه ۱۹)، در حالی که در حضور پیامبر او با حالتی بیتفاوتتر درباره خداوند سخن گفته بود اُرد شما خدا (آیه ۴).
خواندن این دعای حزقیا تأثیرگذار است. این بار دومی است که او به خانهی خداوند رفت. دستور. او نامه را از هیئت پادشاه آشور گرفت و آن را در برابر خداوند پهن کرد ترتیب rd. بیا هغه څښتن ته یوه اغیزمنه غوښتنه وکړه. حکم، التماس میکرد که خداوند جلال خود را حفظ کند به عنوان تنها خدای حقیقی، در تضاد با بتهای پوچ ملتها که فقط ساخته دست انسان بودند. دعای او به طرز شگفتانگیزی شنیده شد. در پاسخ، فرشتهای که توسط خ ORD ارتش سناخریب را نابود کرد، بنابراین تنها کاری که پادشاه آشور میتوانست بکند این بود که «شرمسار به سرزمین خود» بازگردد (دوم تواریخ ۳۲:۲۱).
با این حال، این پاسخ به دعاهای او هنوز به رنجهای حزقیا پایان نداد؛ او در آن روزها به یک بیماری کشنده مبتلا شد. از جانب خدا، اشعیای نبی به حزقیا گفت که او «خواهد مرد و زنده نخواهد ماند» (2 پادشاهان 20:1). بار دیگر میخوانیم که حزقیا به خداوند دعا کرد. فرمان. پس از آن او این پاسخ آرامشبخش را از طریق پیامبر دریافت کرد: «دعای تو را شنیدهام، اشکهایت را دیدهام؛ یقیناً تو را شفا خواهم داد. در روز سوم به خانه خداوند خواهی رفت.»رسامت” (آیت ۵).
از سه باری که این داستان در کتاب مقدس ثبت شده است، تنها در این بخش است که ما وعده را میخوانیم که حزقیا دوباره به خانه خداوند خواهد رفت. دستور در روز سوم. این بار، او برای دعا کردن و التماس برای رستگاری به معبد بالا نمیرفت، اما برای شکرگزاری خدا به خاطر نجات که آشکار شده بود. در اینجا حزقیا را داریم نه به عنوان یک درخواستکننده بلکه به عنوان یک پرستنده، همانطور که خودش در سرود شکرگزاریاش بیان میکند: «زنده، انسان زنده، او تو را ستایش خواهد کرد… خداوند ORD آماده بود تا مرا نجات دهد؛ بنابراین ما سرودهایم را با سازهای زهی تمام روزهای زندگیمان، در خانه خداوند خواهیم خواند امر” (اشعیا ۳۸:۱۹-۲۰). از این نظر، شباهتی با مزمور ۱۱۶ وجود دارد، جایی که قربانی ستایش به خ حکم در معبد او تا به خاطر نجاتی که از دردهای مرگ حاصل شده بود، از او تشکر کند.
روز سوم: روز رستاخیز
همانطور که گفته شد، حزقیا اجازه یافت تا خداوند را شکرگزاری کند. ORD برای بهبودی او در روز سوم. این قطعاً تصادفی نیست، زیرا روز سوم در کتاب مقدس اغلب با زندگی از مردگان مرتبط است. این روز رستاخیز است. مسیح «روز سوم بر حسب کتب مقدس» دوباره برخاست (اول قرنتیان ۱۵:۴).
مسیح «بهخاطر عادلشمردگی ما برخیزانیده شد» (رومیان ۴:۲۵). و رستاخیز او از مردگان، اساس نجات ما از قدرت گناه و دردهای مرگ است. تنها بر این اساس جدید است که میتوانیم به سرود رهایی بشکفیم و قربانی ستایش را به خدای و پدرمان در خانهاش تقدیم کنیم. برای ما مسیحیان، خانه خدا در اینجا بر روی زمین، معبدی از چوب و سنگ نیست، بلکه خانهای روحانی است. این کلیسای خدای زنده است که با سنگهای زنده بنا میشود. در میان رهایییافتگان، ما قربانیهای روحانی را از طریق عیسی مسیح به خدا تقدیم میکنیم (اول قرنتیان ۳:۱۶؛ افسسیان ۲:۱۸-۲۲؛ اول تیموتائوس ۳:۱۵؛ اول پطرس ۲:۵ را در نظر بگیرید).
در این معنای مجازی، وعده به حزقیا مبنی بر رفتن به خانه ل امر برای ما نیز قابل اجرا است. در روز سوم،یعنی، بر اساس رستاخیز مسیح از مردگان، ما نیز به خدای خود ادای احترام میکنیم. ما به سوی او میآییم در حالی که با مسیح زنده شدهایم. ما به قدسالاقداس وارد میشویم با قربانیهای ستایش و شکرگزاری خود؛ به عنوان یک کهانت مقدس ما در حضور خدا ساکن میشویم. اگر ما به این شیوه به خدا نزدیک شویم، این واقعاً به خانه خداوند رفتن است. زیرا دلها و ذهنهای ما به سوی او بلند میشود، و سرودهای ستایش ما مانند بخور خوشبو در برابر تخت او بالا میرود.
در پیدایش ۱:۹-۱۳ میخوانیم که در روز سوم خشکی ظاهر شد و زمین شروع به میوه دادن کرد. خشکی نماد مکان امنی از خشم خداوند است که تنها از طریق مرگ میتوان به آن رسید. خداوند این زمین امن را برای ما آماده کرده است، و در آنجا ما از آبهای مرگ – آبهای داوری – محفوظ میمانیم. ما در مسیح قیامکرده ایمن و محفوظ هستیم، و به آفرینشی جدید تعلق داریم. خشکی همچنین مکان میوهآوری است. ما باید برای خداوند میوه بیاوریم: میوه روح، میوه آفرینشی جدید. ما همچنین «قربانی ستایش را به خداوند تقدیم میکنیم، یعنی میوه لبهایمان را که نام او را شکر میگویند» (Heb 13:15؛ Rom. 6:22, 7:4؛ Gal. 5:22-23, 6:8 را در نظر بگیرید). پس ما در این زمین جدید، در جدایی از دنیایی که در حال گذر است، به خداوند خدمت میکنیم.
در تاریخ اسرائیل میبینیم که قوم خدا مجبور بودند مصر را ترک کنند و بروند سفر سه روزه به بیابان» تا قربانیهای خود را برای او بیاورند (خروج ۸:۲۷). پرستش بر کار تمامشده مسیح بر صلیب جلجتا و رستاخیز او از مردگان استوار است. همچنین در روز سوم بود که خدا خود را بر کوه سینا به اسرائیل آشکار کرد و سپس به مردم اجازه داده شد که در آنجا به او نزدیک شوند (خروج ۱۹:۱۱، ۱۶-۱۷). عدد سه از قدسالاقداس و مکاشفه الهی سخن میگوید –لاویان را در نظر بگیرید،کتاب سوم از اسفار خمسه. در روز سوم، بر اساس یوشع ۱:۱۱، اسرائیل قرار بود از رود اردن، رودخانه مرگ، به دنبال تابوت عهد که نمادی از مسیح است، عبور کند. به این ترتیب آنها به سرزمین موعود رسیدند که نمادی از مکانهای آسمانی است.
مثالهای بسیار بیشتری را میتوان برای نشان دادن اهمیت روز سوم ذکر کرد. یونس، نبی، پس از سه روز ماندن در بندهای مرگ، به خشکی رسید (متی ۱۲:۴۰). ملکه استر «در روز سوم» به حضور پادشاه رفت و «در نظر او مورد لطف قرار گرفت» (استر ۵:۱-۲). بنابراین او از محکومیت نجات یافت. خلاصه اینکه، روز سوم روز رستاخیز است، روز رسیدن به مکانی امن در پیشگاه خدا، مکانی که در آن میتوانیم برای او ثمر بیاوریم.
فیض الهی، بیوفایی انسان
متأسفانه، حزقیا ثمرهای نشان نداد. به نظر میرسد که نشانههای نفسانیت دوباره سر برآورد. نویسنده کتاب تواریخ آن را بسیار واضح بیان کرد: «اما حزقیا مطابق لطفی که به او شده بود، جبران نکرد، زیرا دلش متکبر شد؛ از این رو، خشم بر او و بر یهودا و اورشلیم در حال فرارسیدن بود» (۲ تواریخ ۳۲:۲۵).
ای کاش او به خانه خداوند میرفت حکم بارها و بارها با سرود ستایش، او میتوانست از این گناه بازداشته شود! متأسفانه، خانهٔ خداوند فرمان دیگر چنین جایگاه مهمی در زندگیاش پس از بهبودیاش نداشت. هیئت از بابل چیزی از خانه خداوند نشنید و ندید. تقدیس, خو هغوی د حزقیا ولیدل خود خانه (۲ پادشاهان ۲۰:۱۲-۱۷). حزقیا مغرور شد و به جای جلال خداوند، به دنبال افتخار خود بود. ترتیب. به همین دلیل، او دیگر مانند یک پرستشکننده سپاسگزار رفتار نمیکرد.
این شکست به ما یادآوری میکند آنچه کتاب مقدس درباره سلیمان پادشاه میگوید، پس از آنکه او ساخت هیکل را در “ به پایان رسانده بود. هفت کلونه”: “خو سلیمان واخیست سیزده سال طول کشید تا خانه خودش را بسازد» (اول پادشاهان ۶:۳۸، ۷:۱). همچنین ما را به یاد کلماتی میاندازد که حجی نبی با آنها باقیماندهای را که از اسارت بابلی بازگشته بودند، سرزنش کرد: «آیا وقت آن است که شما خودتان در خانههای تختهکوبیشده خود ساکن شوید، و این معبد ویران بماند؟» (حجی ۱:۴).
البته چیزهای خوب زیادی برای گفتن درباره حزقیا، درباره سلیمان و باقیمانده قوم اسرائیل وجود دارد، اما در این سه مورد میبینیم که آنها خپل منافع جایگاه بزرگتری نسبت به خانه خداوند گرفتند. رسامت. به این ترتیب آنها حق خدا را ادا نکردند. در واقع آنها ستم کردند مال او عزت و مال او حقوق
ما از این خطر در امان خواهیم ماند با تقلید از نمونه خداوند و نجاتدهنده خود، که درباره او نوشته شده است: «غیرت خانه تو مرا خورده است» (مزمور ۶۹:۹؛ یوحنا ۲:۱۷). آنگاه مشتاق خانه خداوند خود خواهیم بود تا او را برای همه رحمتهایش شکر کنیم. آرزوی ما خواهد بود که تا ابد در خانه او ساکن شویم. درست مانند خداوند خود، ما در خانه خدا یافت خواهیم شد، زیرا باید به کارهای پدر خود مشغول باشیم (لوقا ۲:۴۶-۴۹). زندگی ما با ساکن شدن «در خانه خ رسامت، په لیدو سره «د څښتن ښکلا»آیین و جستجو کردن «در معبد او» (مزمور ۲۷:۴).
د هوګو بوټر لخوا (ترمیم شوی)
ماه آینده منتظر قسمت ۱۷ این سلسله باشید.
”زما د پلار کار"اولین کلمات ثبت شده خداوند در هر یک از اناجیل شاخصی برای شخصیت آن ارائه میدهد. در لوقا ۲:۴۹ (نسخهٔ کینگ جیمز) میخوانیم: «مگر نمیدانستید که من باید در امور پدرم باشم؟» مردم دائماً از اینکه خداوند به دنبال گناهکاران میرفت شکایت میکردند (5:30, 7:34, 15:2, 19:7)، و در این مورد او مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفت در حالی که او «مشغول امور پدرش» بود. نخستین سخنان خدمت عمومی او این امر را کاملاً تأیید میکند: «روح خداوند بر من است، زیرا او مرا مسح کرده است تا به فقیران بشارت دهم ... تا سال مقبول خداوند را اعلام کنم» (۴:۱۸-۱۹). از آخرین سخنان او پیش از بازگشتش نزد پدرش این بود: «توبه و آمرزش گناهان باید به نام او در میان همه امتها موعظه شود» (۲۴:۴۷). هیڅکله د یوې شیبې لپاره نه آیا او اجازه داد که از این مأموریت مبارک منحرف شود؟ حتی در میان غمهای ناگفتنی صلیب، او برکت داد. به نظر میرسد که در کلمات «امروز با من در فردوس خواهی بود» (۲۳:۴۳) طنین خاصی از پیروزی وجود دارد، زیرا مأموریت او بیهوده نبوده است. او از آسمان آمده بود تا گوهرهایی را از گناه و اندوه این دنیای غمگین جمعآوری کند. بیشمار نفر بهشت را پر خواهند کرد – این نتیجهی انجام کار پدر توسط عیسی خداوند ما در حالی که او اینجا روی زمین بود. ما او را تحسین میکنیم و فراخوانده شدهایم تا از او تقلید کنیم. برای انجام این کار، لازم است که مانند مریم (لوقا ۱۰) در پای او بنشینیم، و دلها و چشمانی داشته باشیم که بتوانند برای گناهکاران گریه کنند، همانطور که او (لوقا ۱۹) گریه کرد. باشد که فیض داشته باشیم تا در این مسیر پربرکت گام برداریم و به کار پدرمان مشغول باشیم، در قدرت همان مسحی که او دریافت کرد (لوقا ۲۴:۴۹).—ج. ت. ماوسن