سری– مې ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
له زوړ عهدنامې څخه انتخابونه
بخش ۲۵
زندگی دعای دانیال
و چون دانیال دانست که فرمان امضا شده بود، به خانه خود رفت. و در اتاق بالای خود، با پنجرههای باز به سوی اورشلیم، سه بار در آن روز زانو زد و دعا کرد و شکرگزاری نمود در حضور خدای خود، چنانکه از روزهای نخستین عادت او بود. —دانیال ۶:۱۰ نسخه پادشاه جیمز جدید
دوران امتها
دانیال تبعیدی بود که در بابل زندگی میکرد، دور از اورشلیم، شهر خدای پدرانش. پس از آنکه اورشلیم به دست نبوکدنصر، پادشاه بابل، افتاده بود، چرخشی مهم در تاریخ قوم خدا رخ داده بود. اورشلیم، شهر برگزیده، دیگر مکان سکونت خدا بر روی زمین و مرکز حکومت او نبود. از دیدگاه خدا، اسرائیل "لو-عمی" شده بود، یعنی "قوم من نیستید" (هوشَع ۱:۹). خدا دیگر نمیتوانست آنها را به عنوان قومی که به او تعلق داشت، یا قومی که از طریق آن میتوانست سلطنت عادلانه خود را اعمال کند، به رسمیت بشناسد.
در کتاب دانیال، خدا را به عنوان «خدای آسمان» (۲:۱۸-۱۹،۳۷،۴۴) مییابیم، زیرا او از تخت خود بر زمین به تخت آسمانیاش عقبنشینی کرده بود. قدرت حکومتی بر زمین به دست نبوکدنصر سپرده شده بود، کسی که اقتدار مطلق بر انسانها و حیوانات داشت (۲:۳۷-۳۸). خداوند قوم و شهر خود را به دست این حاکم جهانی داده بود (۱:۱-۲). این آغازگر عصر جدیدی بود: «زمانهای امتها» (لوقا ۲۱:۲۴). در طول این دوره، ملتها جایگاه برجستهای پیدا میکنند. این دوره تا آمدن دوباره مسیح و برقراری پادشاهی او ادامه خواهد داشت. در پایان تاریخ قدرتهای جهانی، خدای آسمان پادشاهی ابدی را برپا خواهد کرد: پادشاهی پسر انسان (دانیال ۲:۴۴، ۷:۱۳-۱۴). سپس، اسرائیل به عنوان قوم خدا بازگردانده خواهد شد و اورشلیم دوباره مرکز سلطه جهانی خواهد بود.
میتوان خطی را از اولین حاکم، آدم (پیدایش ۱:۲۸)، از طریق داوود و سلیمان، که بر تخت خداوند در اورشلیم نشستند (اول تواریخ ۲۹:۲۳)، تا شاهزاده حقیقی صلح (اشعیا ۹:۶-۷) ترسیم کرد. او مسیح است، که همه چیز در آسمان و زمین زیر پاهایش قرار خواهد گرفت (مزمور ۸:۶؛ اول قرنتیان ۱۵:۲۴-۲۷). حکومت او به سلطه ملتها پایان خواهد داد، ملتهایی که مانند اسرائیل، شکست خورده و به خدای زنده و حقیقی پشت کردهاند. مسیح، سنگی که در دانیال ۲ ذکر شده و پسر انسان در دانیال ۷، همتای سرِ امتها است. او جای نبوکدنصر را خواهد گرفت، کسی که به زودی حق اخلاقی خود را برای اعمال سلطه جهانی از دست داد. هنگامی که ملکوت مسیح ظاهر شود، سرانجام عدالت و صلح حکمفرما خواهد شد.
دانیال و دوستانش به عنوان الگوهایی برای ما
کتاب دانیال نه تنها به این دلیل که سیر تاریخ جهان را توصیف میکند، مهم است، بلکه در ارتباط با و اغلب در تضاد با تاریخ قدرتهای جهانی، این کتاب چالشهایی را برای باقیمانده قوم خدا به تصویر میکشد، که در اینجا به عنوان دانیال و سه دوستش معرفی شدهاند. این روایت بسیار جالب است زیرا در این باقیمانده کوچک و وفادار، ما میتوانیم تصویری از یک باقیمانده معتقد به کتاب مقدس را در روزهای آخر مسیحیت، یعنی روزهای کلیسای مدعی، نیز ببینیم.
بنابراین، کتاب دانیال حاوی درسهای بسیاری برای ماست، زیرا «زمان آن فرا رسیده است که داوری از خانه خدا آغاز شود» (اول پطرس ۴:۱۷). همانطور که در آن روزها که اسرائیل بیوفا باید کنار گذاشته میشد، داوری بر شهادت خدا بر روی زمین در پیش است. ما در زمانهای خطرناکی زندگی میکنیم، و خدا به دنبال باقیماندهای است که به کلام او وفادار باشد و به مکانی اختصاص یافته باشد که خدا انتخاب میکند تا نام خود را در آنجا ساکن سازد (مکاشفه ۳:۸ را در نظر بگیرید).
همانطور که اورشلیم، شهر پادشاه بزرگ، همیشه نقش حیاتی در زندگی دانیال ایفا میکرد، ما باید اورشلیم آسمانی، کلیسای خدای زنده و آشکارکننده نور الهی را در اینجا روی زمین گرامی بداریم (متی ۵:۱۴؛ اول تیموتائوس ۳:۱۵؛ عبرانیان ۱۲:۲۲؛ مکاشفه ۲۱:۹-۱۰). دانیال هنگام دعا کردن، پنجرههایش را به سمت شهر خدا باز میکرد. سه بار در روز چشمانش به سمت شهر اجدادش بود (اول پادشاهان ۸:۲۷-۵۳ را در نظر بگیرید). قلب او در آن شهری بود که زمانی خدا نام خود را در آن ساکن کرده بود، شهری که در ویرانه بود.
در دانیال ۹ میبینیم که او برای شهر مقدس دعا کرد و التماس نمود، با در نظر گرفتن کلام نبوی (آیه ۲). بنابراین به او بصیرتی درباره بازسازی آینده شهر داده شد، همانطور که در نبوت معروف ۷۰ هفته میبینیم (آیات ۲۴-۲۷). نگرش دانیال دقیقاً همان چیزی است که نگرش ما باید نسبت به کلیسا باشد، به عنوان جایگاه کنونی سکونت خدا در روح. آیا ما نگران رفاه آن هستیم؟ آیا منافع آن بر ما تأثیر میگذارد؟ آیا چشمان خود را به کلیسا معطوف میکنیم، آنگونه که مطابق با افکار خداست، با وجود تمام شکستهای ما که بخش زیادی از زیبایی آن را به ویرانه تبدیل کرد؟
اگر چنین باشد، و اگر ما نیز مانند دانیال برای شهر و قوم خدا شفاعت کنیم، خدا نیز دیدی عالی از آینده شهر خود به ما عطا خواهد کرد. آنگاه میتوانیم چشمان خود را به سوی آن شهر آسمانی، اورشلیم جدید، بدوزیم که با زیبایی خیرهکننده از خدا از آسمان فرو خواهد آمد. پس کلام نبوی "تأیید میشود" (2 پطرس 1:19). نقشههای خدا شکست نخواهند خورد، و مشورتهای او در مورد کلیسا – که با او و پسر محبتش بسیار نزدیک پیوند خورده است – به شکوهی تحقق خواهد یافت. ایمان میتواند روی این حساب کند، زیرا پنجرههای بازی به سوی شهر آسمانی دارد.
غلبه کننده
در این میان، ما میکوشیم در این روزهای تاریک پیش از آمدن مسیح، به کلام خدا وفادار باشیم. در میان تمام فساد کنونی، آرزوی ما این است که به غلبهکنندگانی بپیوندیم که میشنوند روح به کلیساها چه میگوید (مکاشفه ۲–۳). ما باید ویژگیهای یک باقیمانده وفادار را به نمایش بگذاریم و تلاش کنیم حقایق مربوط به کلیسا را به عنوان معبد و شهر خدا، عروس و بدن مسیح، به کار بندیم.
در کتاب دانیال مردی را میبینیم که در محیطی خصمانه نسبت به خدا، بینشی از افکار خدا دریافت کرد. ما نیز در دنیایی پر از بتپرستی، در میان یک بابل مسیحی، غریب زندگی میکنیم، جایی که خدمت به خدا با پرستش بتها آمیخته میشود (دانیال ۵:۳-۴؛ اول پطرس ۵:۱۳؛ مکاشفه ۱۶–۱۷ را در نظر بگیرید). با این حال، ما این امتیاز را داریم که افکار خدا را در مورد آینده جهان و کلیسا بدانیم. رسالهها و مکاشفه آنچه را که قرار است اتفاق بیفتد، آشکار میکنند. دانش کلام خدا، درک افکار او، ما را از تأثیرات منفی جهان نجات خواهد داد. این به ما کمک خواهد کرد که مانند «کسانی که دانا هستند» رفتار کنیم (دانیال ۱۲:۳). آنگاه مردم خواهند دید که روح خدا در ما ساکن است و نور، فهم و حکمت عالی در ما یافت میشود (۵:۱۴، ۱۱:۳۳ را در نظر بگیرید).
حفظ و روشنایی درونی باقیمانده قوم خدا در دنیایی بتپرست، یک موضوع اصلی کتاب دانیال است. نام این نبی به معنای «خدا داور من است.» خدا برای قوم خود سخن میگوید و به آنها عدالت میکند. او آنها را از میان مشکلاتی که با آنها روبرو میشوند، عبور میدهد و کمک روح خود را به آنها عطا میکند.
در دانیال ۱ عزم راسخ دانیال و دوستانش را میبینیم که خود را با خوراک و نوشیدنی پادشاه، که به بتها تقدیس شده بود، آلوده نکنند. خدا وفاداری آنها را پاداش داد و آنها را در جسم و روح برکت داد. آنها ثابت کردند که در حکمت و دانش از همه دیگران در دربار برترند.
دانیال ۲ امپراتوریهای جهان را به عنوان یک مجسمه بزرگ با تصویر یک انسان توصیف میکند، و نبوکدنصر و امپراتوری او با سر طلایی نشان داده شدهاند. این مجسمه چشمگیر قدرتهای این جهان را در رابطه خود با خدا و در مسئولیت خود در برابر او نشان میدهد – زیرا انسان موجودی مسئول است. خدا تمام قدرت را به نبوکدنصر داده بود، و او بود که او را به حساب میخواست (۲:۳۷-۳۸).
در دانیال ۳ میبینیم که نبوکدنصر چگونه برای خود یک بت طلایی ساخت تا قدرت خود را تحکیم بخشد و از نظر مذهبی بر رعایای خود تسلط کامل پیدا کند. بدین ترتیب او از قدرتی که خدا به او داده بود سوءاستفاده کرد و قربانی بتپرستی شد. او با پشت کردن به خدای حقیقی، خود بتی ساخت که همه رعایایش باید در برابر آن زانو میزدند. در فصل ۲ دانیال و یارانش نجات یافتند زیرا خدا به نبی یک بصیرت به جریان تاریخ جهان؛ در فصل ۳ دوستان دانیال از کوره آتشین نجات یافتند توسط قدرت خدا. اگرچه تصمیم آنها برای تعظیم نکردن در برابر بت به شدت مورد آزمایش قرار گرفت، خدا به آنها کمک کرد و آنها را نجات داد. پسر خدا در آزمایشهایشان با آنها بود و زنجیرهایشان را گشود. «در تمامی تنگیهایشان او نیز در تنگنا بود، و فرشته حضور او آنها را نجات داد» (اشعیا ۶۳:۹).
دانیال ۴ به نبوکدنصر، غرور او و جنون متعاقب آن، و همچنین اذعان نهایی او به خدای متعال میپردازد. با روی گرداندن از خدا، انسان مانند حیوانی میشود که رابطه عقلانی با خدا ندارد. در این فصل، دانیال به عنوان مشاور پادشاه عمل کرد و او را به توبه فراخواند (آیه ۲۷).
در دانیال ۵، نبی با شدت بیشتری عمل کرد – بلافاصله داوری قریبالوقوع را اعلام نمود. در حقیقت، در این فصل ما شکل جدیتری از شرارت را نسبت به فصل ۴ مییابیم، جایی که غرور انسانی و خودستایی – یعنی خدا را در نظر نگرفتن – را داریم. در فصل ۵، نام مقدس خدا مورد اهانت قرار میگرفت، زیرا ظروف طلا و نقره از معبد برای تکریم بتها مورد سوءاستفاده قرار گرفتند (آیات ۲-۴).
دانیال ۶ اوج بیعدالتی را به تصویر میکشد، زیرا در اینجا تمام ادیان منسوخ شد و با پرستش انسان جایگزین شد. فرمانی صادر شد که هیچکس جز پادشاه نباید مورد درخواست قرار گیرد (آیات ۷-۹). اما دانیال در خدمت خود به خدای حقیقی پایداری کرد و در حال دعا و التماس در برابر خدایش یافت شد.
چه تضاد بزرگی میبینیم بین این مرد خدا، که از وابستگی کامل خود به خدا آگاه بود، و تمام شرارت انسان طبیعی اطرافش. انسان طبیعی:
- بتی برای خود برپا کرد (دانیال ۳)
- خود را جلال داد (دانیال ۴)،
- خدمت خدای حقیقی را با بتپرستی درآمیختند، و بدین ترتیب خدا را خوار شمرده و به او اهانت کردند (دانیال ۵)،
- علناً برای خود گرفت، در نهایت به عنوان مرد گناه (۲ تسالونیکیان ۲:۳)، جایگاه خدا را (دانیال ۶).
با این حال در همان فصل، از طریق دعای باایمان، دانیال از چاه شیران نجات یافت. خدا کسانی را که او را گرامی میدارند، گرامی میدارد (اول سموئیل ۲:۳۰). بیایید این سرمشق دانیال را جدی بگیریم تا از وابستگی خود به خدا آگاه باشیم و پنجرههای خود را به سوی آسمان باز نگه داریم در دنیایی که هنوز نشانههای بیعدالتی و بتپرستی در آن دیده میشود. خیلی زود تمام آنچه در اینجاست به «بابل عظیم» و حوزه نفوذ «وحش» مکاشفه ۱۳ و ۱۷ ختم خواهد شد.
باشد که ما درسهای دانیال را برای خودمان در نظر بگیریم.
د هوګو بوټر لخوا (سمون شوی)
ماه آینده منتظر قسمت پایانی این مجموعه باشید.
اساس دعا به شرح زیر بیان شده است: اگر شما در من بمانید، و کلام من در شما بماند،"هر چه بخواهید، طلب کنید، و برای شما انجام خواهد شد" (یوحنا ۱۵:۷)نسخهٔ کینگ جیمز). بیا، «ګرانو،اگر دل ما ما را محکوم نکند،پس ما به خدا اطمینان داریم. و هر آنچه بخواهیم، از او دریافت میکنیم،زیرا ما احکام او را نگاه میداریم و کارهایی را میکنیم که در نظر او پسندیده است.(۱ یوحنا ۳:۲۱-۲۲).—چارلس اچ. مکینتاش، "دعا و جلسه دعا"