تامی پشکی بود که در یک کشتی باربری زندگی میکرد، زمانی که کشتی در ساحل سنگی دریا غرق شد. تامی واقعاً از ضیافت خود لذت برد – تا زمانی که کشتی غرق شد و او خفه شد. کتاب مقدس میگوید گناهان ما ما را برای بهشت نامناسب میسازد: «همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند»
مرد راه را از چندین کوچهٔ فرعی و وارد یک کوچهٔ بنبست نشان داد. او دری را باز کرد، واعظ را به داخل راهنمایی کرد و سپس یک هفتتیر بیرون آورد. مرد گفت: «من با این هفتتیر چهار نفر را کشتهام. آیا برای مردی مثل من امیدی هست؟» واعظ پاسخ داد: «البته که من
اگر شما با فیض خدا از طریق ایمان به خداوند عیسی مسیح نجات یافتهاید، باید داستانی برای گفتن داشته باشید. این شامل گفتن این است که چگونه به این نتیجه رسیدید که از بدو تولد و با عمل گناهکار هستید و به تنها نجاتدهندهای که فراهم شده است، نیاز داشتید.
پسر کوچکتر به پدرش گفت: «پدر، میخواهم به آنجا بروم، میبینی، زیرا میتوانم به تنهایی از پس خودم برآیم.» پس پدر آن را به او داد، اما قلب پدرش را شکست. او گرسنه بود اما هیچ کس اهمیت نمیداد، او آرزو داشت آنچه را که خوکها میخوردند، بخورد.
جوانی تمام تلاشش را کرد تا خود را با مواد مخدر، الکل، سکس و چیزهای دیگر راضی کند. یک روز به دلیل دزدی خود را در زندان یافت. پس از آزادی دوم از زندان، او تلاش کرد تا از مواد مخدر، الکل و جرم دوری کند. او مصمم بود که تمام تلاش خود را انجام دهد. در ناامیدی از خدا کمک خواست.
یک مسیحی فداکار با موتر تصادف کرد و به شفاخانه منتقل شد. به او اطلاع داده شد که تنها حدود دو ساعت دیگر زنده است. ایمان او به نیکویی خداوند برای ابدیت محکم بود. او خانوادهاش را به نزد خود فراخواند و با آنها صحبت کرد. «شب بخیر، همسر عزیزم. شب بخیر، مریم، شب بخیر.»
خدای کتاب مقدس هرگز اینگونه نیست! شما میتوانید مطمئن باشید که خدا نام شما را میداند. مدتها پیش، پسری به نام سموئیل این را خودش فهمید. سموئیل با یک کاهن پیر به نام عیلی زندگی میکرد. دو پسر بزرگتر نیز در آنجا زندگی میکردند. آنها پسران عیلی بودند – اما مانند پسران یک کاهن رفتار نمیکردند.
ریاکاری به سادگی به معنای تظاهر است؛ وانمود کردن به باورها، احساسات یا فضائلی که فرد واقعاً ندارد. فریب، نیرنگ یا نقش بازی کردن است. در یک دادگاه در ایالات متحده، این شخص ممکن است پس از محاکمه، «گناهکار» یا «بیگناه» اعلام شود.