یونس با این فکر که بهتر از خدا میداند، تصمیم گرفت که چارهای جز فرار از حضور خدا ندارد.
آنچه از یونس میآموزیم
کتاب یونس در عهد عتیق منحصر به فرد است. اینکه خدا خادم خود را برای اهداف نجات به قلب یک شهر بتپرست فرستاد، یک سابقه شگفتانگیز است. و چه معجزه عظیمی بود وقتی نینواییان با موعظه یک نبی اسرائیلی توبه کردند! برخلاف آنچه برخی از محققان نظریهپردازی میکنند، کتاب یونس صرفاً طنز یا افسانه نیست. و خداوند عیسی این داستان را صرفاً به عنوان یک تمثیل گویا استفاده نکرد. زیرا در حالی که بقای یونس معجزهای بود که نینواییان را به توبه معجزهآسا واداشت، هیچ معجزهای در تمثیلهای خداوند ذکر نشده است.
یونس حدود ۷۸۷-۷۴۷ قبل از میلاد در زمان یربعام دوم زندگی میکرد. او همچنین از جت حفر بود که عموماً به عنوان مکانی در جلیل در نزدیکی شهری که بعدها به ناصره معروف شد، شناخته میشود. پس جای تعجب نیست که یونس نیز مسیح را پیشبینی کرد، همانطور که در کلمات خود در متی گواهی شده است: «زیرا همانطور که یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی بود، پسر انسان نیز سه روز و سه شب در قلب زمین خواهد بود» (متی ۱۲:۴۰ KJV). با این حال، همانطور که با تحقق نبوت او در ۲ پادشاهان ۱۴:۲۳-۲۵ ثابت شده است، میدانیم که یونس، مانند مسیح، ابتدا برای اسرائیل نبوت کرد. منشأ جغرافیایی یونس نیز اعتراض یهودیان را که هیچ نبیای از جلیل نیامده است (یوحنا ۷:۵۲) رد میکند.
فصل ۱
یونس در سرزمین خود، در دنیایی دور از نینوا و اعمال شنیع آن، مأمور شد تا نبوت کند. او از اینکه به او دستور داده شد تا برود و گناهکاران بتپرست را از سرنوشت وحشتناکشان آگاه کند، وحشتزده شد. نبی نمیتوانست باور کند که خدا به بتپرستانی که سزاوار مرگ و لعنت بودند، علاقهمند است. و یونس فریب نخورد: او حدس زد که خداوند قصد دارد این بدبختان را نجات دهد. همچنین، یونس به عنوان یک نبی میدانست که نوادگان نینواییان بشارتیافته بدتر از پدرانشان خواهند بود. زیرا به عنوان دشمنان سنتی اسرائیل، نینواییان نسل چهارم مرتکب جنایات ناگفتنی علیه ملت خود خواهند شد که خود ایمان پدرانشان را رد کرده بودند.
یونس با این فکر که بهتر از خدا میداند، تصمیم گرفت که چارهای جز فرار از حضور خدا و دور شدن از نینوا ندارد، به این امید که پیام نجات خیلی دیر برسد. یونس مانند پاسخی به دعا، یک کشتی تجاری را یافت که به اسپانیا میرفت، که ماهها طول میکشید تا به مقصد برسد.
یونس نینوا را رها کرد تا در گناهانش بمیرد و به زیر عرشه رفت تا به خوابی مغرورانه فرو رود. با این حال، خدا نظر خود را در مورد نینوا و مأموریت رحمت یونس تغییر نداده بود. زیرا «راه متجاوزان سخت است» (امثال ۱۳:۱۵)، یونس باید به سختی یاد میگرفت.
و طوفانی درگرفت که خشم آن چنان زیاد بود که دریانوردان را که بیهوده به خدایان متعدد خود فریاد میزدند، به وحشت انداخت. با این حال، در پایان فصل اول، همه برای خداوند قربانی میکردند، تصویری از غیریهودیان عهد جدید که از بتپرستی به سوی خدا روی میآورند و با پذیرش در خارج از اورشلیم با هم پرستش میکنند.
هنگامی که قرعهکشی نشان داد که یونس عامل این طوفان «شرور» است، دریانوردان پرسیدند که چگونه خدای نبی را راضی کنند. آنها از اینکه فهمیدند هیچ چیز جز انداختن یونس به دریا آنها را نجات نخواهد داد، شوکه شدند. در حالی که در ابتدا بتپرستان ممکن است تصور کرده باشند که از آنها خواسته میشود یونس را به دریا قربانی کنند، نبی روشن ساخت که دریا خدا نیست، زیرا خداوند هم دریا و هم خشکی را ساخته بود.
طبیعتاً، دریانوردان آماده غرق کردن یک نبی خدا نبودند و بیهوده سعی کردند به سمت امنیت پارو بزنند. در نهایت آنها به یونس گوش دادند و با دعایی برای بخشش، او را به اعماق خروشان انداختند. با این حال، قربانی انسانی هرگز جزء جداییناپذیر پرستش عهد عتیق نبود، و یونس از غرق شدن نجات یافت وقتی خداوند یک ماهی بزرگ را آماده کرد تا او را ببلعد. بنابراین یونس خود یک روح نجاتیافته بود زیرا تنها یک شخص شایسته بود که برای گناهکاران بمیرد، یعنی مسیح که یونس پیشبینی کرده بود. آرامش فوری و معجزهآسایی که به دنبال آن آمد، نمونهای از آرامش خدا بود که توسط همه کسانی که با ایمان عادل شمرده شدهاند تجربه میشود (رومیان ۵:۱).
فصل ۲
کنترل خدا بر طوفان، قدرت او را بر خلقتش آشکار میکند که بعدها در باد سوزان، گیاه کرچک و کرم خورنده دیده میشود. ماهی بزرگ قادر به بلعیدن یک انسان بود. معجزه بقای یونس هرگز نباید با توضیحات علمی خدشهدار شود. یونس یک نشانه بود (متی ۱۲:۳۹)، به این معنی که نینواییان نبی را که از دریا بیرون آمد، به عنوان یک معجزه زنده پذیرفتند. یونس به معنی «کبوتر» است که نشان میدهد او در داخل ماهی بزرگ سفید شده بود. مانند مسیح که زخمهای جلجتا را در رستاخیز حفظ میکند، یونس نیز اثبات بقا را داشت. این معجزه اخیر بود که نینواییان را به اعتبار پیام متقاعد کرد. این بدان معنی است که تلاش یونس برای فرار از مسئولیتهایش در واقع به نینواییان در توبه و ایمان کمک کرد.
خداوند به وضوح به ما میگوید که این معجزه پیشبینی مرگ و رستاخیز او بود (متی ۱۲:۴۰). با این حال، قبر جدید یوسف در قلب زمین نبود، زیرا روح نجاتدهنده به قسمتهای پایینتر زمین که به «آغوش ابراهیم» معروف است (لوقا ۱۶:۲۲) فرود آمد. اگر یونس مرده بود، روح او نیز در قلب زمین میبود، اما در مقابل او سه روز و شب در شکم ماهی بود. با این حال، با توجه به اینکه او تقریباً مرده بود، میتوانیم بگوییم که از نظر نوع، او تقریباً زنده شده بود!
خدای حاضر در همه جا که در کشور خود با یونس سخن گفت، با کشتی نیز بود و بعدها یونس توانست از شکم ماهی بزرگ به او نزدیک شود. خدا دعای خادم توبهکار خود را شنید که از بقای خود مطمئن بود و باور داشت که زنده خواهد ماند تا خداوند را در معبد مقدس او پرستش کند. ایمان نبی زمانی توجیه شد که ماهی او را دوباره به خشکی استفراغ کرد. خدا همچنین زمان سفر از دست رفته را جبران کرد، زیرا نبی توانست مستقیماً از محل فرود خود به نینوا برود.
فصل ۳
اگر مردان نینوا قرار بود توبه کنند، پس خادم خدا باید نمونهای از اطاعت را به آنها نشان میداد. یونس پس از دریافت دستور برای بار دوم، بلافاصله اطاعت کرد. و بنابراین، اگر نبوت یونس هشداری برای بیباوران است، توبیخی نیز برای ایماندارانی است که گناهکاران را دوست ندارند. به همین ترتیب، اگر واعظان گناهکاران را دوست داشته باشند، آنها را از خشم آینده آگاه خواهند کرد. تأکید بر محبت خدا اما حذف داوری خدا، دوست داشتن گناهکاران نیست، بلکه صرفاً هموار کردن راه آنها به جهنم است. بنابراین یونس فریاد زد: «چهل روز دیگر، و نینوا سرنگون خواهد شد» (یونس ۳:۴).
این دوره زمانی خاص باید در پسزمینه تاریخ دیده شود که گواهی میدهد فرزندان نمرود ترس آزاردهندهای از سیل دوم داشتند. همانطور که آبهای نوح چهل روز بر زمین بود، خدا نیز تجربه سیل را به یونس داد وقتی او را به لطف ماهی بزرگ به اعماق مدیترانه برد. این به یونس چیزی از وحشت داوری آموخت، اگرچه مبشر بیمیل در یادگیری شفقت برای هلاکتشدگان کند باقی ماند. او هنوز امیدوار بود که پیامش رد شود. نبی یک روز کامل را بدون فریاد زدن علیه شهر سفر کرده بود و حتی در آن زمان پیامش هیچ اشارهای به رحمت احتمالی خدا نداشت. با این حال، وسعت شهر هیچ احساس شفقت را برانگیخت، اگرچه تخمین آماری یک میلیون نفر را میتوان با احتساب نوزادان استنباط کرد.
بدترین ترسهای نبی زمانی محقق شد که با کمال تعجب و ناامیدی او، تمام شهر، از پادشاه تا مردم عادی، به سوی خداوند روی آوردند و در گونی و خاکستر توبه کردند! این نوح را به شدت غمگین کرد زیرا او صمیمانه امیدوار بود که خدا هر مرد، زن و کودک را در آن شهر آشوری با شرارت افسانهای نابود کند. اگرچه یونس هرگز چنین ایمانی را در اسرائیل ندیده بود، اما مانند قائن که از پذیرش هابیل رنجیده بود، افسرده باقی ماند. جای تعجب نیست که خداوند عیسی فرمود که مردان نینوا در داوری برمیخیزند تا یهودیان نسل او را محکوم کنند (متی ۱۲:۴۱).
فصل ۴
در عصر بشارت ضعیف، کسانی هستند که برای عدم پاسخ از سوی نجاتنیافتگان گریه میکنند. در مقابل، یونس از توبه نینوا خشمگین بود! اگرچه موفقیت نبی رؤیای هر واعظی است، یونس نه محبتی برای این نوکیشان مطیع که در پاسخ به موعظه او به وجود آمده بودند، داشت و نه علاقه شبانی به آنها. در حالی که آنها به اندازه شاگردان نسل اول قابل آموزش بودند، یونس، حداقلیگرا، هیچ تمایل پایداری برای نشان دادن راه خدا به نینواییان به طور کاملتر نداشت. در عوض، نارضایتی او به خشم کینهتوزانه تبدیل شد که در آن او نه تنها خدا را به خاطر رحمتش سرزنش کرد، بلکه جرأت کرد نافرمانی خود را توجیه کند.
یکی از معجزات بزرگ یونس، روی آوردن معجزهآسای غیریهودیان به سوی خداوند است. هم در کشتی و هم در شهر، غیریهودیان به کثرت به سوی خدا روی میآورند. با این حال، این معجزه، بسیار چشمگیرتر از طوفان یا ماهی بزرگ، یونس را تحت تأثیر قرار نداد. و بنابراین در حالی که شادی در میان فرشتگان خدا بود (لوقا ۱۵:۷)، یونس در بدبختی بود. زیرا در حالی که او نشسته بود و منتظر بود تا خدا شهر را نابود کند، خورشید داغی که از آسمان بیابر میتابید، هیچ نشانهای از سیل تهدیدآمیز یا فراگیر نمیداد.
در این مرحله یونس، مانند الیاس در ۱ پادشاهان ۱۹:۴، از خداوند خواست که بمیرد تا اینکه زنده بماند و نینوا را نجاتیافته ببیند. با این حال، همانطور که کتاب یونس تماماً درباره رحمت است، خدایی که با گناهکاران با فیض رفتار کرده بود، خادم گناهکار خود را نیز نجات داد. خدا با یونس استدلال کرد و او را تشویق کرد تا دیدگاه والاتری نسبت به این وقایع بزرگ داشته باشد. به عنوان نشانهای از حسن نیت، خداوند باعث شد یک کدو سایهبان رشد کند تا به نبی غمگین کمی سایه آرامش بدهد. در حالی که برخی این گیاه را با درخت کرچک سریع پژمردهشونده شناسایی میکنند، رشد ناگهانی و از بین رفتن آن چیزی کمتر از یک معجزه نبود.
وقتی خدا صبح روز بعد با یک کرم خورنده و باد شرقی شدید به درخت حمله کرد، یونس خوشحال نشد. نبی که از محافظت درخت محروم شده بود، دوباره از سرنوشت خود ناله کرد و برای بار دوم مرگ را طلبید. با این حال، این بار خدا به طور قاطع و مستقیم سخن گفت. آیا خدا از انسان پایینتر بود؟ اگر یونس برای از دست دادن یک گیاه کرچک سوگواری کرده بود، آیا خدا باید شفقت کمتری نسبت به یک شهر بزرگ با یک میلیون روح گمشده نشان میداد؟ همچنین «گلههای زیادی» وجود داشت که پتانسیل پرستش را نشان میداد. یونس نه تنها قصد داشت جهنم را پر کند، بلکه میخواست خدا را از لذت پرستش از سوی مردمی تازه نجاتیافته و پاسخگو محروم کند. و بنابراین کتاب یونس به طور مناسب با کلام آخر خدا به پایان میرسد، همانطور که با «کلام خداوند» آغاز شد.
درسهایی برای ما
درسهای زیادی از این کتاب کوچک اما بسیار غنی یونس میتوان آموخت. ما قبلاً اشاره کردیم که یونس باید یاد میگرفت که گناهکاران را دوست داشته باشد. میتوانیم به این اضافه کنیم که بدون توبه به سوی خدا و ایمان به مرگ و رستاخیز عیسی مسیح، که با برخورد یونس با ماهی بزرگ پیشبینی شده بود، نجاتی برای گناهکاران وجود ندارد. انجیل برای غیریهودیان نیز به طور برجسته در این کتاب مطرح شده است، و اشارههایی به توانایی آنها در پرستش خدا در سراسر جهان در غیاب یک معبد و قربانگاه مادی وجود دارد.
کرم و باد خارقالعاده هشدار حزقیال را در مورد عدم به صدا درآوردن شیپور (حزقیال ۳۳:۶) به ما یادآوری میکند. اگرچه یونس خدا را میشناخت، اما نمیتوانیم اتهام خداوند را علیه کسانی که کلید معرفت را از مردم عادی گرفتند و بدین ترتیب مانع ورود آنها به زندگی شدند (لوقا ۱۱:۵۲) فراموش کنیم. این بر مسئولیت عظیم رهبران مذهبی تأکید میکند که در قبال کسانی که به دلیل کمبود کلام حیات هلاک شدهاند، پاسخگو خواهند بود.
این کتاب همچنین نشان میدهد که خدا با هدف خدمت نجات میدهد. با پیوند یونس با ناحوم (که برخی آن را یونس دوم نامیدهاند) میآموزیم که ملتهایی که مرتد میشوند (ایمان را ترک میکنند) بدتر از پدران گناهکار خود خواهند شد. این واقعیت در میان کشورهای مسیحی مرتد که گناه اکنون بیباکانه پیچیده و علمی است، آشکارا مشهود است. احترام به خدا و هر آنچه الهی است توسط ملتهایی که در شرم و تمسخر یک جامعه سکولار غرق شدهاند، تحقیر میشود. اما در مورد آن شاگردانی که خود به لذتهای غالب و لیبرالیسم بیبندوبار این عصر شرور کنونی علاقهمند شدهاند، چه؟ و بنابراین یونس همچنان چالشی برای مقدسین و گناهکاران به طور یکسان باقی میماند.
توسط تام سامهیل