روایت پسر ولخرج

ریچارد بارنت·الهیات·۲۰ میزان ۱۴۰۱

۳۹۲ کلمات
مرتب‌سازی: جدیدترین
الهیات
2 حداقل زمان مطالعه

چشم‌انداز– سپتامبر ۲۰۲۱ —مجله فیض و حقیقت

شعر روایی
پسر ولخرج
بر اساس لوقا ۱۵: ۱۱-۲۴

عزیمت پسر کوچکتر به پدرش گفت: «پدر، من می‌خواهم خانه را ترک کنم،می‌خواهم به آنجا بروم، می‌بینی، زیرا می‌توانم به تنهایی از پس خودم برآیم.»
اکنون سهم‌الارث مرا بده، زیرا برای شروع به آن نیاز خواهم داشت. پس پدر آن را به او داد، اما قلب پدرش را شکست.
مردم به غریبه خیره شدند، در حالی که او به شهر قدم می‌زد،و وقتی دیدند که او پول دارد، تصمیم گرفتند بمانند.
با مهمانی‌ها، مشروب و زنان، مرد جوان در حال خوشگذرانی بود،اما به زودی جیبش خالی شد، زیرا او اکنون همه چیز را خرج کرده بود.
دوستان به اصطلاح او را ترک کرده بودند، آنها برای غذا و شراب مانده بودند؛قحطی مشکل او را تشدید کرد، پس او شغلی برای تغذیه خوک‌ها پیدا کرد.
او گرسنه بود اما هیچ کس اهمیت نمی‌داد، او آرزو داشت آنچه را که خوک‌ها می‌خوردند، بخورد؛و همانطور که به وضعیت خود فکر می‌کرد، از عمیق‌ترین پشیمانی پر شد.
توبه و بازگشت وقتی بالاخره به خود آمد، گفت: «من اینجا چه می‌کنم،پدرم این همه خدمتکار دارد، و نان فراوان برای بخشیدن.
برخیزم و نزد پدرم بروم، و درباره تمام گناهانم به او بگویم،از او التماس خواهم کرد که مرا خدمتکار خود کند، زیرا من چنین بدبختی بوده‌ام.»
پذیرایی از دور پدرش او را دید، سرش از غم و شرم خمیده بود؛و قلبش از شفقت پر شد، هر چه پسر بیچاره نزدیک‌تر می‌آمد.
پدرش برای استقبال از او دوید، با بوسه‌ای عاشقانه از او استقبال کرد،پسرش دوباره به خانه بازگشته بود، کسی که او مدت‌ها دلتنگش بود.
پدر به خدمتکارانش گفت، سخنان پسر را کوتاه کرد،«بهترین جامه را بر او بپوشانید، زیرا پسرم امروز به خانه بازگشته است.»
انگشتری بر دست بی‌حلقه او بگذارید؛ و کفش بر پاهای برهنه او بگذارید،گوساله فربهی را که ذخیره کرده بودم، بکشید، و همه با هم بنشینیم و بخوریم.
پسرم که مرده بود، زنده است، کسی که گم شده بود، پیدا شده است،بیایید همه شاد باشیم و جشن بگیریم، زیرا پسرم ارزش این هزینه را دارد.— ریچارد بارنت

یک آموزش اخلاقی

«همه ما مانند گوسفندان گمراه شده‌ایم؛ هر یک از ما به راه خود رفته‌ایم.»— اشعیا ۵۳:۶ NKJV

«خداوند می‌فرماید: «به سوی من بازگردید.»— ارمیا ۳:۱

«شریر راه خود را ترک کند، و مرد ناعادل افکار خود را؛ به سوی خداوند بازگردد، و او بر او رحمت خواهد کرد؛ و به سوی خدای ما، زیرا او فراوان خواهد بخشید.»— اشعیا ۵۵:۷