کتابهای عزرا و نحمیا ما را به زمانی شگفتانگیز از احیای روحانی بازمیگردانند. این زمانی بود که باقیماندهای از قوم خدا از اسارت بابلی به سرزمینی که خدا به آنها وعده داده بود، بازگشتند. آنها به اورشلیم آمدند، شهری که خداوند انتخاب کرد تا نام خود را در آنجا ساکن سازد.
مردم معروفند که «کتاب مقدس» را تحریف کنند تا آن را مطابق میل خود جلوه دهند. ما میتوانیم با مقایسه یک بخش با سایر بخشهای مرتبط کتاب مقدس، از سوءتعبیر اجتناب کنیم. اعتماد به تفسیر صحیح کتاب مقدس در واقع اعتماد به خداست، زیرا اوست که نویسنده آن است!
تا زمانی که الهام و اعتبار کتاب مقدس به طور کامل و محکم در روح ما تثبیت نشود، به سختی ارزش دارد که از صفحات آن حقایقی را که ممکن است ماهیت بنیادیتری داشته باشند، اثبات کنیم. پس بیایید کتاب مقدس را با این فکر ساده باز کنیم که ببینیم خودش درباره خودش چه میگوید و ادعاهایش چیست.
متی ۲۵:۳۵-۴۰، خلاصه شده «به من نوشیدنی بدهید،» نجاتدهنده از زن کنار چاه پرسید. «چرا از من میپرسی، کسی که مردان او را تحقیر میکنند؟ من کسی نیستم که بگویم!» نجاتدهنده در حال مرگ از میان لبان خشک و کوفته ناله کرد.
در کولسیان ۲، روحالقدس از طریق پولس رسول به شدت ما را در مورد چهار خطر هشدار میدهد: فلسفه (آیات ۸-۱۰)، یهودیت (آیات ۱۱-۱۷)، خرافات و غیبگویی (آیات ۱۸-۱۹). اینها تهدیدات جدی برای ایمانداری هستند که میخواهد «در مسیح» سلوک کند.
موعظه عیسی مسیح و مصلوب شدن او ممکن است شغلی کاملاً شایسته تمسخر به نظر برسد، اگر مسیح هم «قدرت خدا» و هم «حکمت خدا» نبود. کلام خدا اعلام میکند: «زیرا که چون جهان به حکمت خود خدا را به حکمت نشناخت، خدا را پسند آمد که به جهالت
کتاب مقدس خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، بلکه رغبت او در شریعت خداوند باشد. دو مرد در مورد مطالعه کتاب مقدس توصیههای خوبی کردهاند. آقای مودی گفت: «برای چندین سال، من این قانون را برای خود گذاشتهام
بیتفاوتی نسبت به این موضوع بسیار مهم در کلیسای ظاهری به میزان وحشتناکی در حال گسترش است. در بسیاری از محافل، تحقیر ایده الهام کامل مد شده است. بسیاری این دیدگاه را دلیلی بزرگ بر دانش عمیق، وسعت ذهن و تفکر اصیل میدانند.