مسائل– جنوری 2024 –مجله فیض و حقیقت
الهام و اعتبار کتاب مقدس
از میان تمام موارد بزرگ حقیقت کلامی که در ماهیت خود بنیادی هستند، موردی که موضوع کنونی ما را تشکیل میدهد، در وهله اول قرار دارد. تا زمانی که الهام و اعتبار کتاب مقدس به طور کامل و محکم در روح ما تثبیت نشود، به سختی ارزش دارد که از صفحات آن حقایقی را که ممکن است ماهیت بنیادیتری داشته باشند، اثبات کنیم. پس بیایید کتاب مقدس را با این فکر ساده باز کنیم که ببینیم خودش درباره خودش چه میگوید و ادعاهایش چیست.
عهد عتیق
در عهد عتیق سه چیز ما را تحت تأثیر قرار میدهد. اول، در فصلهای آغازین به ما از چیزهایی گفته میشود که کاملاً فراتر از دامنه مشاهده هر نویسنده انسانی است. آنها خارج از هر دانشی هستند که میتوانست بدون وحی الهی به دست آید، زیرا اتفاقات قبل از خلقت انسان بازگو میشوند. این چیزها نه با اصطلاحاتی که شایسته گمانهزنی انسانی باشد، بلکه با لحن آرام و اطمینان دانش مطلق، و بنابراین حقیقت، بیان شدهاند.
دوم، در تمام کتابهای تاریخی ویژگیهایی را مییابیم که در تمام تاریخهای انسانی کاملاً ناشناختهاند. ما میتوانیم چنین ویژگیای را به عنوان فقدان کامل قهرمانپرستی مشخص کنیم. مردان، در واقع، مورد تأیید خدا بودند، اما با این حال، شکستهای آنها بازگو میشود. ویژگیهای ستودنی در بدترین مردان نیز ذکر شده است. همه اینها با بیتفاوتی والایی نسبت به احساسات و تعصبات انسانی است و قضاوت بیطرفانه و آرامشی را نشان میدهد که فقط در خدا یافت میشود. ما همچنین متوجه میشویم که مسائلی که هرگز به آنها اشاره نمیکردیم، با طول قابل توجهی مورد بحث قرار میگیرند (به عنوان مثال: داوران 17، 18:14-26؛ 1 سموئیل 1:4–2:11). چیزهایی که ممکن بود فکر کنیم شایسته توجه زیادی هستند، نادیده گرفته میشوند، مانند زلزله بزرگ در زمان سلطنت عزیا (عاموس 1:1؛ زکریا 14:5). به راستی، کتابهای تاریخی فقط تا آنجا تاریخ هستند که بازگویی آنها به روشن کردن اهداف یا راههای خدا کمک میکند.
سوم، در انبیا نمیتوانیم مستقیم بودن درخواست آنها را احساس نکنیم: بدون تردید، بدون عذرخواهی؛ اما مستقیمترین و قاطعترین «خداوند چنین میگوید» بارها و بارها تکرار میشود. کلام خدا از طریق لبها و قلمهای آنها آمد. درخواست قدرتمند آن به قلب و وجدان امروز در خصومتی که کلمات آنها هنوز در مردان گناهکار بیدار میکند، و همچنین در راه رام کردن قلبهای مردان با هدف برکت نهایی آنها، قابل درک است.
هنگامی که به عهد جدید میرسیم، تأییدات آشکاری از الهام و اعتبار عهد عتیق را مییابیم، ابتدا از زبان خداوند ما (متی 4:4،7،10، 5:17؛ مرقس 12:24، 14:21؛ لوقا 4:21، 16:31، 24:25،27،44-46؛ یوحنا 5:46-47، 10:35). سپس انجیلنویسان مکرراً به تحقق کتب عهد عتیق در زندگی و مرگ و رستاخیز خداوند عیسی اشاره کردند. «تا تحقق یابد» و «تا کلام تحقق یابد» کلماتی هستند که بارها و بارها در انجیلها میخوانیم. در رسالهها نیز، الهام به وضوح برای نویسندگان عهد عتیق در آیاتی مانند 2 تیموتائوس 3:15-17، 1 پطرس 1:10-12 و 2 پطرس 1:19-21 ادعا شده است.
عهد جدید
در مورد عهد جدید چطور؟ در صفحات آن، عهد عتیق به وضوح تأیید شده و به عنوان الهامگرفته از خدا تلقی میشود، اما آیا الهام را به همان اندازه برای خود ادعا میکند یا فرض میکند؟ پاسخ این است: «بله.» عهد جدید، به یاد داشته باشید، از قلم برخی از رسولان خداوند و نجاتدهنده ما، و همکاران آنها به ما رسیده است. در 1 قرنتیان 2:13 پولس الهام را برای گفتههای شفاهی خود و سایر رسولان هنگام انتقال حقایق وحی الهی ادعا میکند. در 1 قرنتیان 14:37 او تأکید کرد که نوشتههای او «فرمانهای خداوند» هستند (KJV). رسول پطرس، در 2 پطرس 3:15-16، رسالههای پولس را تأیید کرد و آنها را در سطح «سایر کتب» (آیه 16) قرار داد.
علاوه بر این، لوقا ادعای «درک کامل همه چیز از همان ابتدا» را داشت، و اینکه او «به ترتیب» نوشت، به معنای «با روش»، تا تئوفیلوس بتواند «اطمینان» چیزهایی را که قبلاً دریافت کرده بود، بداند (لوقا 1:1-4).
یوحنا اعلام کرد که او نوشت تا ایمانداران «بدانند» که حیات ابدی دارند (1 یوحنا 5:13). این اظهارات برای نوشتهها اطمینان و اعتباری را فرض میکنند که فقط الهام میتواند به آن نسبت داده شود. بعدها، یوحنا وحی را دریافت کرد، آن را ثبت کرد، و در نتیجه «کلمات این نبوت» را تولید کرد (مکاشفه 1:3). سرانجام، او نفرین جدی بر هر کسی که جرأت کند با آن «کلمات» همانطور که در ابتدا داده شده بود، دستکاری کند، اعلام کرد (22:18-19). اینجا دوباره الهام کلامی است.
این کتب برای نشان دادن اینکه نویسندگان عهد جدید، در حالی که الهام عهد عتیق را تأیید میکنند، آن را به همان اندازه فرض میکنند، کاملاً کافی هستند. بنابراین، در حالی که کتب مقدسی که تیموتائوس از دوران کودکی خود میدانست (2 تیموتائوس 3:15) نوشتههای عهد عتیق بودند، «تمام کتب» آیه بعدی تمام آن نوشتههایی را که ما به عنوان کتاب مقدس میشناسیم، پوشش میدهد. «تمام کتب از الهام خداست»، که میتواند «دمیده شده از خدا» ترجمه شود – یک عبارت قابل توجه! در خلقت «خداوند خدا انسان را از خاک زمین ساخت» (پیدایش 2:7). آن ظرف گلی تنها پس از دمیدن خدا به موجودی زنده تبدیل شد، زیرا او «نفس حیات را در سوراخهای بینی او دمید، و انسان روحی زنده شد» (آیه 7). بنابراین نیز، آنچه در غیر این صورت فقط مجموعهای از قطعات ادبی بود، با واقعیت دمیدن خدا، به یک کل ارگانیک زنده و قدرتمند تبدیل شده است: کلام الهامگرفته خدا!
روحالقدس
اول قرنتیان 2 شاید برجستهترین فصلی باشد که به موضوع الهام و اعتبار کتاب مقدس میپردازد. در آنجا، به ما اجازه داده میشود که فرآیندی را که خدا برای انتقال افکار خود به قوم خود مقرر کرده است، ببینیم. سه مرحله متمایز و یک عمل متمایز از روحالقدس خدا در ارتباط با هر یک وجود دارد.
1. وحی. چیزهایی که خدا برای کسانی که او را دوست دارند آماده کرده است – چیزهایی که انسان ندیده، نشنیده و تصور نکرده است – توسط روح خدا آشکار شده است. او برای چنین کاری کاملاً شایسته است، همانطور که پایان آیه 10 نشان میدهد: «خدا آنها را به ما توسط روح خود آشکار کرده است: زیرا روح همه چیز را، بله، عمقهای خدا را میکاود.» آیه 11 فراتر میرود و اعلام میکند که روح خدا تنها منبع ممکن چنین وحیهایی است.
این وحیهای روحالقدس، نه به جهان، حتی نه به همه مقدسین، بلکه به رسولان و انبیا رسید (رجوع کنید به افسسیان 3:5)، که «ما» در 1 قرنتیان 2:10 هستند. پس از دریافت آنها، رسولان شروع به انتقال وحیها به دیگران کردند. «ما» در آیه 13 به «ما» در آیه 10 اشاره دارد.
2. الهام. خدا مراقب بود که رسولان و انبیا این وحیها را تحت نظارت مستقیم و الهی به دیگران منتقل کنند. آنها برای اعمال حکمت خود در مورد بهترین راه بیان حقیقت رها نشدند، بلکه توسط روحالقدس در کلمات دقیقی که استفاده میکردند هدایت شدند (آیه 13).
3. تخصیص. حقیقت پس از آنکه به مردان برگزیده خدا آشکار شد، و توسط آنها با کلمات الهامگرفته منتقل شد، باید دریافت یا تخصیص یابد، اگر قرار است تأثیر روشنگر و کنترلکنندهای بر مردان داشته باشد (آیه 14). هیچ انسان طبیعی، به معنای انسانی در وضعیت طبیعی یا غیرتغییریافته خود، نمیتواند این چیزها را دریافت کند. او کاملاً فاقد توانایی است که او را قادر به انجام این کار کند. چیزهای روحانی به صورت روحانی درک میشوند. ایمانداران «فکر مسیح» را دارند (آیه 16) و روح خدا را دریافت کردهاند تا بتوانند «چیزهایی را که خدا به رایگان به ما داده است، بدانند» (آیه 12).
پس وقتی از وحی صحبت میکنیم، به آن کار روح خدا فکر میکنیم که به وسیله آن دانش و افکاری که کاملاً الهی هستند به ذهن و قلب مردان برگزیده خدا منتقل میشوند.
وقتی از الهام صحبت میکنیم، به آن کار دوم روح خدا اشاره میکنیم که به وسیله آن آن مردان قادر شدند حقیقت آشکار شده را در کلماتی که الهی انتخاب شده بودند و بنابراین از کمال و دقت الهی برخوردار بودند، چه آنها را میگفتند و چه مینوشتند، بیان کنند.
تمایز مراحل
وحی مربوط به انتقال حقیقت از ذهن خدا به ذهن رسولان و انبیا است، تا درک و فهم آن از آنِ آنها باشد. الهام مربوط به انتقال همان حقیقت از ذهن رسولان و انبیا به همه مقدسین است، و برای این کار نه تنها افکار بلکه کلمات نیز لازم بود. اگر کلمات انسانی قرار است بیان صحیح حقیقت الهی باشند، باید با تناسب و دقت کامل انتخاب و استفاده شوند. این امر با عمل روحالقدس تضمین شد: «مردان مقدس خدا چنان سخن گفتند که توسط روحالقدس هدایت میشدند» (2 پطرس 1:21). کلمهای که در آن آیه «هدایت میشدند» ترجمه شده است به معنای «حمل میشدند» یا «به جلو برده میشدند» است. این مردان مقدس دوران عهد عتیق چنان سخن گفتند که توسط روحالقدس به جلو برده میشدند.
برای مثال، ارمیا را در نظر بگیرید. ممکن است کاملاً درست باشد که لحن و سبک خاصی نوشتههای او را مشخص میکند، به طوری که هر فردی با درک ادبی و آشنا با محتوای کتاب مقدس معمولاً میتواند آنها را هر جا که نقل قول شوند، تشخیص دهد. با این حال، روح خدا قدرتی بود که ذهن او را در جریان روان اراده خدا به جلو میبرد، و بنابراین نوشتههای او را کنترل میکرد، به طوری که هم افکار و هم کلمات از آنِ خدا بودند.
گاهی اوقات، در واقع، این عمل روحالقدس چنان شکل قدرتمندی به خود میگرفت که از محدودیتهای لازم که در ذهن نبی وجود داشت، فراتر میرفت. چنین قدرتی باعث میشد که او معنای واقعی و کامل چیزهایی را بنویسد که نمیدانست. بنابراین برخی، اگر نه همه، نویسندگان عهد عتیق مجبور بودند با جدیت در مورد معنای آنچه خودشان نوشته بودند، تحقیق و جستجو کنند. روح مسیح در آنها در نوشتههایشان به مسائلی مربوط به رنجهای مسیح و جلالهایی که در پی آن میآمد، اشاره کرده بود. در پاسخ به جستجوی آنها، بیشتر به آنها آشکار شد که آنها برای منفعت مقدسین در آینده – مقدسین این دوران کنونی – مینویسند. با این اوصاف، اهمیت کامل نوشتههای الهامگرفته آنها لزوماً برای ذهن آنها مبهم و نامشخص باقی ماند. الهام کامل وجود داشت اما وحی کامل نه، مگر برای نسلهای آینده. اول پطرس 1:10-12 در مورد این موضوع به ما میگوید و قدرت و واقعیت الهام را اثبات میکند.
این را میتوان با نوع الهامی که پولس در 1 قرنتیان 14 به آن اشاره کرده است، مقایسه کرد. در آیه 19 او به ما گفت که هنگام ارائه ارتباطات الهامگرفته در مجامع مقدسین، هدف او این بود که کلمات را با درک خود بیان کند، حتی اگر فقط پنج کلمه باشد. او میخواست در مورد چیزهایی صحبت کند که به طور هوشمندانه درک کرده بود و این کار را به گونهای انجام دهد که برای شنوندگانش کاملاً قابل فهم باشد.
نوع الهامی که در 1 پطرس 1:10-12 از آن صحبت شده است، عمدتاً ویژگی نویسندگان عهد عتیق بود. انبیا، که در این موارد حامل پیامها بودند، از محتوای کامل کلمات خود بیاطلاع بودند. میتوان آن را، به دلیل فقدان اصطلاح بهتر، الهام غیرهوشمندانه توصیف کرد.
نوع الهامی که در 1 قرنتیان 2 ذکر شده است، تقریباً به طور کامل ویژگی نوشتههای عهد جدید است و در مقابل، میتوان آن را الهام هوشمندانه نامید. استثنای احتمالی این قاعده، که ما را وادار کرد کلمه «تقریباً» را در عبارت بالا درج کنیم، مورد برخی از نبوتهای مکاشفه است. کاملاً محتمل است که برخی از رؤیاها و اظهارات در آن گشایش قابل توجه از آینده برای یوحنای بیننده به همان اندازه که برای ما مبهم هستند، مبهم بودهاند. بخشهایی از آن نبوت تنها در معنای کامل و متمایز خود برای مقدسین دوره مصیبت آینده به وضوح نمایان خواهند شد. عدد معروف 666 (مکاشفه 13:18) بارزترین مثال از منظور ماست.
تمایز فوق ممکن است برای کسانی که این موضوع را کمی دقیقتر مطالعه میکنند، مفید باشد. با این حال، هرگز نباید نادیده گرفته شود که چه غیرهوشمندانه و چه هوشمندانه، واقعیت و درجه الهام در هر دو مورد دقیقاً یکسان است.
سوالات متداول
اکنون به برخی از سوالاتی که مکرراً در ارتباط با این موضوع مطرح میشوند، میپردازیم.
معنای دقیق الهام کلامی چیست، که اکنون حتی توسط وزرای ادعایی انجیل نیز اغلب مورد تمسخر قرار میگیرد، و آیا شما به آن اعتقاد دارید؟
معنای دقیق آن این است: الهامی با چنان کمالی که تا کنترل خود کلمات گفتار یا نوشتار گسترش مییابد. «کلامی» صفتی است که از لاتین verbum، به معنای «یک کلمه» گرفته شده است. کسانی هستند که الهام اصلاحشدهای را میپذیرند که تا آنجا که به افکار مربوط میشود، گسترش مییابد؛ الهامی که در درجه متفاوت است اما به سختی در نوع با آن حالت تعالی ذهنی و شور و شوقی که بهترین قطعات شکسپیر، میلتون یا دانته را تولید کرده است، تفاوت دارد.
با این حال، باید توجه داشته باشیم، اولاً، که کتاب مقدس به وضوح الهام خود را مسئله کلمات خود میداند (1 قرنتیان 2:13؛ مکاشفه 1:3، 22:18-19) و ثانیاً، الهامی که فقط به افکار گسترش مییابد، بیفایده خواهد بود، تا آنجا که به ارائه کتب معتبر به ما مربوط میشود. اطمینان دادن به ما که پولس، پطرس و یوحنا ایدههای شگفتانگیزی از خدا دریافت کردهاند، اما فکر کردن به اینکه آنها بدون هیچ هدایت الهی رها شدهاند وقتی نوبت به بیان آن ایدهها برای منفعت دیگران میرسد، این است که با دست چپ آنچه را که با دست راست ارائه میشود، پس بگیریم.
من و شما هیچ راهی برای دسترسی به آن افکار شگفتانگیزی که در ذهن پولس بود، جز از طریق کلماتی که او آنها را پوشانده بود، نداریم. دشواری بیان سادهترین و پایینترین فکر در کلمات مناسب و کافی مشهور است، و بدون کلمات الهامگرفته ما اصلاً هیچ چیز الهامگرفتهای نداریم، هر آنچه پولس ممکن است داشته باشد. به عبارت دیگر: اگر ما کتب الهامگرفته کلامی نداشته باشیم، اصلاً هیچ کتب الهامگرفتهای نداریم، و کتاب مقدس، اگرچه جالب و تعالیبخش است، معتبر نخواهد بود. دقیقاً همین اعتبار است که معلم دروغین مدرن قصد نابودی آن را دارد.
برای خودمان کافی است که کتاب مقدس الهام کلامی را برای خود ادعا میکند. ما به آن اعتقاد داریم.
چه نظریهای در مورد چگونگی مؤثر شدن الهام کلامی دارید؛ چگونه کار میکرد؟
تعداد زیادی نظریه شکل گرفته است، اما ما هیچ یک از آنها را قبول نداریم. ما نباید بیشتر از آنکه به تشکیل نظریهای در مورد عملکرد دقیق الهام فکر کنیم، به تشکیل نظریهای در مورد سایر اسرار بزرگ ایمان، مانند حقیقت یک خدا و در عین حال تثلیث اشخاص، یا عملکرد دقیق قدرت آفرینش خدا در به وجود آوردن جهانها، یا شیوه دقیق تجسم خداوند و نجاتدهنده مبارک ما که به واقعیت پیوست، فکر کنیم. در عوض، ما صریحاً و بلافاصله اعتراف میکنیم که این حقایق بزرگ به وضوح در کتاب مقدس آشکار شدهاند، اما کاملاً ماوراء طبیعی و فراتر از درک ما هستند. ما انتظار نداریم آنها را درک کنیم؛ ما آنها را با ایمان میپذیریم. ما از یافتن این اسرار که کاملاً فراتر از درک ما هستند، اما تأیید شدهاند، ناراحت نیستیم. این همان چیزی است که ما در یک وحی الهی انتظار داریم. اگر همه چیز در مسیحیت در محدوده ذهن ما قرار گیرد – که اگرچه از طریق فیض تجدید شدهاند، اما هنوز انسانی هستند – بلافاصله میدانیم که منشأ آن انسانی است. و این چنین نیست؛ این ماوراء انسانی است: از خداست.
در مورد اتهامات مداوم نادرستی و اشتباهاتی که به کتاب مقدس وارد میشود، چه میگویید؟
فقط این: که اگر تمام اتهامات وارده جمعآوری و طبقهبندی شوند، ما معتقدیم که اکثریت قابل توجهی تحت عنوان اتهامات مبتنی بر جهل محض قرار میگیرند، که اغلب با آمیزهای از فریبکاری حیلهگرانه تشدید میشود. سوال مورد علاقه ملحدان در مورد همسر قائن نمونهای از این طبقه بزرگ است. چنین مشکلاتی نه در کتب مقدس، بلکه صرفاً در ذهن افرادی که آنها را مطرح میکنند، وجود دارد.
با کنار گذاشتن همه اینها، ما معتقدیم که از اتهامات باقیمانده، اکثریت بزرگی دوباره مشکلات واقعی خواهند بود، اما از نوعی که تحقیق دقیق و با دعا به تدریج آنها را به کمکهای بسیار آموزنده تبدیل میکند، که اغلب زیباییهای پنهان زیادی را به نمایش میگذارد. نمونهای از این طبقه، بیانیه مربوط به 14 نسل در متی 1:17 است. ما کشف میکنیم که 14 نسل از داوود تا اسارت با حذف نام پادشاهانی که مستقیماً از آتالیا شرور، دختر ایزابل بدنامتر، تبار داشتند، به دست میآید. نام آنها تا نسل سوم از شجرهنامه حذف شده است. بنابراین خطای ظاهری به این دلیل است که افکار و راهها و محاسبات خدا با ما متفاوت است (اشعیا 55:8). اگر ارتداد رخ دهد، او نسلهای تحت تأثیر آن را حساب نمیکند.
تعداد بسیار کمی از مشکلات اکنون باقی میماند تا طبقه سوم را تشکیل دهد، که از اختلافات کوچک تشکیل شده است، که منبع آنها را نمیتوان با اطمینان کشف کرد. نمونهای از این طبقه، سوال در مورد سن اخزیا هنگام به سلطنت رسیدن در یهودا است. 2 پادشاهان 8:26 آن را 22 سال ذکر میکند، در حالی که 2 تواریخ 22:2 میگوید 42 سال. خطای ترجمه – نه در متن اصلی – ظاهراً از طریق یک اشتباه بسیار اولیه در نسخهبرداری وارد شده است، اما چه زمانی و چگونه ما هیچ راهی برای دانستن نداریم.
پس واقعیت این است که بیشتر این به اصطلاح اشتباهات فقط ظاهری هستند و واقعی نیستند، و تعداد بسیار کمی از اشتباهات واقعی، لغزشهای کاتبان و امثال آن در مسائل جانبی بیاهمیت هستند.
آیا میتوان الهام نسخه مجاز ما (KJV) را حفظ کرد، زیرا یک ویرایش و همچنین بسیاری از ترجمههای دیگر به انگلیسی منتشر شده است؟
ما الهام نسخه مجاز یا هیچ نسخه دیگری را حفظ نمیکنیم و هرگز نکردهایم.
آنچه ما حفظ میکنیم به شرح زیر است:
1. کتب مقدس، همانطور که در زبانهای اصلی خود نوشته شدهاند، با الهام از خدا داده شدهاند، و آن الهام تا کلمات به کار رفته گسترش مییابد.
2. به وسیله تعداد زیادی از نسخههای خطی باستانی کتب مقدس که به لطف مشیت خدا برای ما حفظ شدهاند، ما دانش بسیار دقیقی از کتب مقدس همانطور که در ابتدا نوشته شدهاند، داریم، و کلمات یا عباراتی که در مورد آنها شک وجود دارد، بسیار کم و بیاهمیت هستند.
3. ترجمه مجاز در کل بسیار خوب و وفادارانه در ارائه اصل الهامگرفته است، اما میتوان آن را به طور مفید با نسخه بازبینی شده، و به ویژه با ترجمه جدید (JND) توسط جان ان. داربی فقید، مقایسه کرد تا دقت بیشتری را تضمین کند. با این حال، اساساً، کلام الهامگرفته خدا را به شکلی قابل اعتماد به ما میدهد.
چگونه این واقعیت را توضیح میدهید که گفتههای مردان شرور در کتاب مقدس جای دارند؛ آیا اینها الهامگرفتهاند؟
به هیچ وجه این نظرات الهامگرفته نیستند. با این حال، توضیح آنها آسان است. توضیح در تفاوت بین وحی و الهام نهفته است. همه کتب مقدس وحی مستقیم از خدا نیستند. برخی از آنها تاریخ هستند که در آن گفتههای مردان شرور و حتی شیطان ثبت شده است. دوباره، کتابی مانند جامعه عمدتاً ثبت افکار، استدلالها و ناامیدیهای سلیمان است در حالی که او به دنبال خوشبختی در ارضای خواستههای طبیعی خود بود. با این حال، همه اینها با الهام از خدا به ما داده شده است. ما گزارشهای الهی دقیقی از آنچه انجام شده یا گفته شده است داریم؛ و سلیمان هدایت شد تا مبارزات ذهنی خود را با چنان تناسب الهی ثبت کند که برای هشدار و اصلاح ما مفید باشد.
اگر به مثالی از این نیاز باشد، به جامعه 2:24 (KJV) مراجعه کنید: «برای انسان چیزی بهتر از این نیست که بخورد و بنوشد و جان خود را در کار خود از خوبی بهرهمند سازد.» آیا این وحی از خداست؟ آیا این صدای خداست که به ما میگوید غذا و نوشیدنی، بالاخره، بالاترین خیر هستند؟ قاطعانه خیر! پس چه؟ این گزارش الهی الهامگرفته از نهایت حماقتی است که خردمندترین مردان ممکن است به آن هدایت شوند اگر نوری فراتر از عقل و مشاهده طبیعی خود نداشته باشند! چقدر خوب است که خدا در گزارش الهامگرفته خود نگاهی به این موضوع به ما میدهد.
برخی افراد دوست دارند فقط کتاب مقدس را باز کنند و اولین آیهای را که چشمشان به آن میافتد، به عنوان پیامی مستقیم از خدا به خودشان بگیرند. آیا این روش درستی است؟
به سختی. ما کاملاً مایل به باور این هستیم که مواقعی بوده است که افراد به این طریق به آیات قابل توجهی برخوردهاند که با نکتهای زیاد به آنها رسیده است. با این حال، هر چنین روش تصادفی که به طور عادتوار انجام شود، شایسته کلام الهامگرفته خدا نیست.
این برای تنبلان نوشته نشده است، بلکه برای جستجوگران کوشا برای حقیقت و هدایت مانند برهایها (اعمال 17) که آن را با ایمان و اتکا به خدا میخوانند. تنها به این ترتیب است که ما محتوای آن را به درستی تقسیم میکنیم و نور و حکمت را از خدا به دست میآوریم (رجوع کنید به 2 تیموتائوس 2:15). این باید آرزوی ما باشد.
توسط فرانک بی. هول، اقتباس شده از «بنیادهای ایمان»
ما حکمت خدا را در یک راز، حتی حکمت پنهان، که خدا قبل از جهان برای جلال ما مقرر کرده بود، بیان میکنیم: که هیچ یک از حاکمان این جهان آن را نمیدانستند؛ زیرا اگر آن را میدانستند، خداوند جلال را مصلوب نمیکردند. اما همانطور که نوشته شده است، چشمی ندیده، و گوشی نشنیده، و به قلب انسان وارد نشده است، چیزهایی که خدا برای کسانی که او را دوست دارند آماده کرده است.—1 قرنتیان 2:7-9 KJV
در مورد این نجات، انبیا با جدیت تحقیق و جستجو کردند، کسانی که در مورد فیضی که به شما میرسید، نبوت کردند.—1 پطرس 1:10