خدمت– اکتوبر ۲۰۱۱ –مجله فیض و حقیقت
به من نوشیدنی بدهید! آنگاه پارسایان پاسخ خواهند داد: «خداوندا، کِی تو را تشنه دیدیم و به تو نوشیدنی دادیم؟» و پادشاه پاسخ خواهد داد و به ایشان خواهد گفت: «هر آنچه به یکی از کوچکترین این برادران من کردید، به من کردید.» — متی ۲۵:۳۵-۴۰، خلاصه شده
«به من نوشیدنی بدهید،» نجاتدهنده از زن کنار چاه پرسید.«چرا از من میپرسی، کسی که مردان او را تحقیر میکنند؟ من کسی نیستم که بگویم!»«اگر فقط فیض خدا را میدانستی، به جای آن از من میپرسیدی؛من روح تشنه تو را از سرچشمه آسمانی سیراب میکردم.»او کوزه خود را کنار چاه گذاشت و دوید تا به بقیه بگوید که مسیحایشان رسیده و سینه مشتاق او را پر کرده است. آنها شهادت او را راست یافتند و بسیاری دیگر ایمان آوردند،و از طریق شادی که نجاتدهنده احساس کرد، تشنگی او تسکین یافت.
«تشنهام،» نجاتدهنده در حال مرگ از میان لبان خشک و کوفته ناله کرد. آنها با اسفنجی زبان او را با جرعههای وسوسهانگیز اذیت کردند. آنها به او تلخه و سرکه دادند تا نام مقدس او را خوار کنند،و او از نوشیدن آن چیزی که به شرم آنها میافزود، خودداری کرد. او ترجیح داد جام وحشتناکی را بنوشد که خدا برای گناه تجویز کرده بود –مجازاتی که ما به خاطر آنچه در درون خود هستیم، سزاوارش هستیم. اما وقتی دزد به سوی خداوند روی آورد، روح او سیراب شد،زیرا این همان دلیلی بود که او به زمین آمد و مرد.
دو هزار سال گذشته است، چاه باستانی هنوز آنجاست؛و روحهای مشتاق هنوز از آن در شاهراه شیطان میگذرند. گاهی اوقات آنقدر دلسرد میشوند که به سختی جرأت فکر کردن دارند،پس کوزهای را که زن گذاشت بردارید و به آنها نوشیدنی تعارف کنید. از چاه زندگی عمیقاً بکشید تا همه شنیده باشند پیام محبت خدا، آب کلام را. و همانطور که آبهای زنده به صورت انبوهی فوران میکنند،به یاد داشته باشید، هر قطرهای که به اشتراک میگذارید توسط خداوند چشیده میشود.— باد موریس