خدمت کردن– جون ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
قدرت
بشارت دادن
«زیرا من از انجیل مسیح خجل نیستم، چونکه قوّت خداست برای نجات هر که ایمان آورد.» —رومیان ۱:۱۶ KJV
موعظه انجیل یا یک چیز ضعیف، عجیب و حقیر است یا وسیلهای الهی و محترم برای نجات انسانها، برای جلال خدا. موعظه عیسی مسیح و مصلوب شدن او ممکن است شغلی کاملاً شایسته تمسخر به نظر برسد، اگر مسیح هم «قدرت خدا» و هم «حکمت خدا» نبود (اول قرنتیان ۱:۲۴). در نظر انسانها احمقانه است، اما با این حال در جایی که عمیقترین حکمت انسان کاملاً در کمک به عمیقترین نیاز روح شکست میخورد، به موفقیت دست مییابد. زیرا، هرچند متناقض به نظر میرسد، کلام خدا اعلام میکند: «زیرا که چون جهان به حکمت خود خدا را به حکمت نشناخت، خدا را پسند آمد که به جهالت موعظه، ایمانداران را نجات بخشد» (آیه ۲۱). بشارت، نجات ابدی را از طریق مسیح به گمشدگان ارائه میدهد.
هرچند که بدون شک مبارک است، اما هدف من اکنون بررسی جایگاه باوقار یک مبشر به عنوان سفیر مسیح نیست. بلکه بیایید بپرسیم: «قدرت یک مبشر چیست؟» زیرا اگر خادم خدا از راز قدرت واقعی از نظر الهی آگاه نباشد، یک نگاه سریع به نیروهای مخالف پیام نجات احتمالاً او را تا جایی دلسرد خواهد کرد که به دنبال اتحادهای غیرکتابمقدسی برای رفع نیاز درک شده باشد.
دشمنی ذهن دنیوی
آیا انسان طبیعی در دشمنی مستقیم با حقیقت خدا نیست؟ انجیل پاک نه تنها برای او حماقت است، بلکه احساسات ناپاک او را برمیانگیزد، همانطور که به وضوح علیه خداوند ما عیسی مسیح، حقیقت، که مورد حسادت، نفرت، تحقیر و سپس مصلوب شدن قرار گرفت، دیده میشود. شخص بیایمان هر چیزی را در دنیا پیدا میکند که به شهوات جسمانی او خدمت میکند، و آن چیزها تمایل دارند او را در بیگانگیاش از خدا راحت کنند. شیطان، خدای این دنیا، فعالانه با خداوند عیسی مخالف است و از زیرکی غیرقابل تصور خود برای جلوگیری از کار انجیل و کشاندن ارواح به جهنم استفاده میکند. مبشر چه قدرتی دارد تا بر خصومت درونی انسان نسبت به موضوع خود، علاوه بر تأثیرات مخرب دنیا و شیطان، غلبه کند؟
قدرت روحالقدس
واقعاً در خود او هیچ قدرتی ندارد؛ او ناتوان است. با این حال، در فیض و حکمت خدا، او به فرمان خود به جنگ نمیرود. خداوند عیسی، قبل از عزیمت جسمانی خود از کسانی که قرار بود شاهدان او در جهان باشند، وعده داد که روح خدا را بفرستد. او، روح، در مقدسین خواهد بود و از طریق ظروف منتخب خود عمل خواهد کرد (دوم تیموتائوس ۲:۲۱ را در نظر بگیرید). به چه هدفی؟ خداوند فرمود که روح «جهان را به گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد ساخت» (یوحنا ۱۶:۸). این کار را «نه با کلمات فریبنده حکمت، بلکه با اثبات روح و قدرت» انجام خواهد داد (اول قرنتیان ۲:۴).
بر این اساس در پنتیکاست، یک ماهیگیر جلیلی پر از روحالقدس، یهودیان را به مصلوب کردن عیسی ناصری، برگزیده خدا، متهم کرد. نتیجه آن شهادت در اورشلیم، توبه ۳۰۰۰ نفر بود (اعمال رسولان ۲:۱۴-۴۱). بدین ترتیب، شهادت عیسی در دهان افراد ساده و بیسواد، توسط کاهنان یهودی و مقامات رومی، خواجههای حبشی و بردگان فراری، نمایندگان امپراتوری و زندانبانان بیرحم، به عنوان قدرت خدا برای نجات شناخته شد. راز این قدرت بشارت آنها چه بود؟ به سادگی اینکه مردان به واسطه روحالقدس که به آنها داده شده بود، سخن میگفتند (اعمال رسولان ۵:۳۲).
قدرت کلام خدا
اما یک نکته دیگر نیز وجود دارد. در حالی که روحالقدس شاهد شخصی بزرگ و قدرت شهادت برای مسیح در جهان است (یوحنا ۱۴:۲۶)، کلام مکتوب، مکاشفه مجاز خدا به انسان است که او را در روز آخر داوری خواهد کرد (۱۲:۴۸). همانطور که از خدا میآید، پر از اقتدار و قدرت الهی است.
تحقیر ویژگیهای منحصر به فرد کتاب مقدس برای واعظ به همان اندازه فاجعهبار است که برای شنونده. روحالقدس خدا میگوید: «کلام خدا زنده و فعال و برندهتر از هر شمشیر دو لبه است، و تا جدایی جان و روح و مفاصل و مغز نفوذ میکند، و داور افکار و نیات قلب است» (عبرانیان ۴:۱۲). این قدرت در روزگاری که ما زندگی میکنیم از بین نرفته و کم نشده است. بلکه، در مقابل همه چیزهای موقتی اطراف ما، «کلام خداوند تا ابد باقی است. و این همان کلامی است که به وسیله انجیل به شما موعظه شده است» (اول پطرس ۱:۲۵). پس خادم خدا مراقب باشد که آنچه شمشیر روح است (افسسیان ۶:۱۷) و تنها چیزی است که میتواند در کسانی که ایمان میآورند به طور مؤثر عمل کند (اول تسالونیکیان ۲:۱۳) را دست کم نگیرد.
قدرت دعا
بنابراین واضح است که قدرت شهادت برای مسیح در انجیل باید روحالقدس باشد که از طریق کلام خدا عمل میکند. واقعاً «ما این گنج را در ظروف گلی داریم تا برتری قدرت از خدا باشد و نه از ما» (دوم قرنتیان ۴:۷). با دعا، خادم مسیح ضعف خود را اعتراف میکند و کفایت خود را از خدا مییابد. خلاصهای قابل توجه از این عناصر را در یک شهادت محترم برای خدا در نظر بگیرید: «و چون دعا کردند، مکانی که در آن جمع شده بودند لرزید؛ و همه از روحالقدس پر شدند: و کلام خدا را با جسارت گفتند» (اعمال رسولان ۴:۳۱). روح خدا در قلبهای آنها بود، و کلام خدا در دهان آنها – «هنگامی که دعا کردند.»
این اصل اساسی بشارت – که قدرت آن همیشه از خداست و هرگز از انسان نیست – هرگز نباید بیش از حد در ذهن ما باشد. تکمیل این قدرت با هر وسیله انسانی، چه از عناصر جهان الگوبرداری شده باشد و چه از هوش یا سلیقه انسانها، حمله به کفایت آن قدرت و نادیده گرفتن هشدار جدی است که از طریق پولس (دوم قرنتیان ۶:۱۴-۱۶) علیه ترکیب سازشکارانه نور و تاریکی داده شده است.
نمونه پولس در قرنتس
اینکه رسول بزرگ به امتها کاملاً به قدرت خدا متکی بود، از اول قرنتیان ۲ به وضوح پیداست. هنگامی که پولس از قرنتس بازدید کرد، میدانست که باید با مردمی سر و کار داشته باشد که به راحتی تحت تأثیر جملات زیبا یا سخنرانیهای پرشور قرار میگرفتند، کاملاً فارغ از حقیقت یا نادرستی آنچه اعلام میشد. و اگر یک گمانهزنی یا انتزاع «فکر» به شیوه فلسفی ارائه میشد، شنوندگان با دقت و تحسین به سرعت جذب میشدند. پس در اینجا در برابر رسول، وسایلی برای جذب قرنتیان به موعظه او و برای دلپذیر و محبوب کردن انجیل وجود داشت. این خادم خدا چگونه عمل کرد؟ بگذارید خودش صحبت کند: «و من، ای برادران، چون نزد شما آمدم، با برتری کلام یا حکمت نیامدم تا شهادت خدا را به شما اعلام کنم. زیرا تصمیم گرفتم که در میان شما چیزی جز عیسی مسیح و مصلوب شدن او را ندانم. و من با ضعف و ترس و لرز بسیار با شما بودم. و کلام و موعظه من با کلمات فریبنده حکمت انسانی نبود، بلکه با اثبات روح و قدرت بود؛ تا ایمان شما بر حکمت انسانها استوار نباشد، بلکه بر قدرت خدا» (اول قرنتیان ۲:۱-۵).
پولس میدانست که اگر آنها صرفاً با فصاحت یا استدلال او، یعنی با «حکمت» دنیا، به مسیح جذب میشدند، بر پایهای از شن بنا میکردند. باید یک کار الهی برای تولید یک ایمان الهی وجود داشته باشد، و بنابراین رسول با دقت از استفاده از هر چیزی که ممکن بود تحت تأثیر شیطان به یک پایه دروغین برای ایمان روح آنها تبدیل شود، خودداری کرد. هدف موعظه او این بود که ایمان شنوندگانش «بر قدرت خدا» استوار باشد.
جذاب کردن حقیقت
آیا این اصل امروز نیز کاربرد دارد؟ آیا مبشران باید چیزهای دلپذیر انسان، جدیدترین نوآوریها را برای جذاب یا دلربا کردن انجیل خدا برای حواس و ذهن دنیا به کار گیرند؟ انجیل واقعاً در خود قدرتمند است – «قدرت خدا برای نجات هر که ایمان آورد» (رومیان ۱:۱۶). آیا این کافی نیست؟ قلب انسان که نه تنها کلمات و اعمال مسیح، بلکه نیکویی اخلاقی و جلال الهی در شخص او را رد کرد، امروز حتی ذرهای بیشتر مایل به پذیرش فیض و حقیقت خدا در داستان عشق و شرم او بر صلیب نیست. انسانها هنوز در تاریکی پنهان شدهاند و از نور متنفرند.
پس چگونه میتوان حقیقت را بدون تحریف شخصیت آن «جذاب» ساخت؟ آیا واعظ باید به حقیقت خدا در قدرت مقدس و سادگی خودش تکیه کند تا وجدان انسان را بیدار کند؟ یا او در این روز باید چیزهایی اضافه کند که انسان دنیوی با آنها جذب، راضی، آرام، متقاعد و به پذیرش انجیل ترغیب شود؟ مطمئناً، چنین سازشی با حقیقت خدا به دنبال خشنود کردن خواستههای دنیوی انسانهاست به جای نشان دادن وفاداری به مسیح و انجیل. چگونه یک خادم مسیح جرأت میکند با شهادت چنان معامله کند که آن را برای مطابقت با تعصبات افراد بیتوبه نرم کند (دوم قرنتیان ۲:۱۷)؟ این حتی با مردانی که با آنها صحبت میکنیم صادقانه رفتار نمیکند، چه رسد به اینکه در نظر خدایی که به او خدمت میکنیم قابل قبول باشد.
موسیقی و آواز
اما در حالی که این اصل نادرست زیربنای موعظه «جذاب» است، به همان اندازه در آنچه میتوان آن را «لوازم جانبی جذاب» انجیل نامید، نفوذ میکند. موسیقی و آواز تأثیر بیشک بر بسیاری از افراد دارند. موسیقی و آواز مناسب میتوانند ابزارهای بسیار مفیدی در کار انجیل باشند. با این حال، هرچند که در جای خود خوب باشند،نیاز به مراقبت کتابمقدسی برای استفاده از آنها در موعظه انجیل وجود دارد. ما تأثیر موسیقی را در جهت نادرست، به طور کامل، در قابلیها میبینیم، هنگامی که از حضور خدا رانده شدند، خود را در سرزمین نود، سرزمینی جدا از خدا، با چنگ و نی راضی کردند (پیدایش ۴:۱۶،۲۱، همچنین ایوب ۲۱:۱۲ را ببینید).
ممکن است استدلال شود که در تاریخ اسرائیل، آلات موسیقی نقش مهمی در خدمات مذهبی ملت ایفا میکردند. با این حال، این زمانی بود که انسان در جسم دعوت شده بود تا بهترین خود را به خدا تقدیم کند. بنابراین، یک معبد زیبا، تزئینات زیبا، موسیقی زیبا و آواز زیبا جایگاههای مناسب خود را داشتند. اما آیا چیزهای زمینی از آن حد افراطی در رابطه با خدمت خدا از بین نرفتهاند؟ آیا آنها در میان «عناصر ضعیف و فقیر» جهان (غلاطیان ۴:۹) نیستند که اکنون باید کنار گذاشته شوند، زیرا فقط نمونهها و سایههای آن ضدنمونه، خداوند ما عیسی مسیح، هستند که مدتها پیش آمده و تنها او با ما میماند؟ پرستش اکنون در روح و حقیقت است، نه در جسم و شکل. پولس رسول به جای آلات بادی یا زهی روزگاران گذشته، بر سادگی بیان ایمان تأکید میکند: «... با سرود و مزامیر در دل خود برای خداوند آواز بخوانید» (افسسیان ۵:۱۹).
آواز خواندن برای خدا
چه ایمانداران در جماعت آواز بخوانند و چه در جلسات انجیل، آیا سرودهای آنها بیان قلبشان به خدا نیست؟ همه آهنگهای ایماندار، سرودهای پرستش و سرودهای انجیل، باید برای او باشند. اگر مقدسین برای خدا آواز نمیخوانند، پس برای چه کسی آواز میخوانند؟ آیا واقعاً منظور این است که آنها باید صرفاًبرای جذب افراد بیتوبه آواز بخوانند؟ بیارزش کردن ستایشهای خدا، و آنها را فقط به عنوان طعمهای برای فریب دادن انسانهای طبیعی به ساختمانهای کلیسا یا اتاقهای جلسه، چه معنایی دارد؟ آیا چنین عملی احترام و ترس خدایی را نشان میدهد؟ اصل آواز خواندن ما این است و باید این باشد که برای خداست.
گناه و شرم است که عناصر دنیا و یهودیت را وارد موعظه انجیل کنیم. ما با مرگ مسیح از همه این چیزها رهایی یافتهایم (کولسیان ۲:۲۰-۲۳).
آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟
من به این استدلال که «موفقیت» حاصل در امور الهی، نحوه انجام کاری را توجیه میکند، بیاعتمادم، در حالی که دعوت اصلی ما اطاعت از خداست. اما اگر موسیقی، آواز یا چیزهای دیگر، که انسان آنها را «نمایش» میداند، به شدت بر احساسات و تخیلات بسیاری تأثیر بگذارند، چند بار مسیح را در روح جایگزین میکنند. در گذشته برخی بودند که از روی صرف احساس طبیعی در ذهن یا عاطفه به خداوند روی آوردند. کلام در مورد آنها جدی است: «و چون او در اورشلیم در عید فصح بود، بسیاری به نام او ایمان آوردند، زیرا معجزاتی را که او انجام میداد دیدند. اما عیسی خود را به آنها نسپرد، زیرا همه انسانها را میشناخت، و نیازی نداشت که کسی در مورد انسان شهادت دهد: زیرا او میدانست که در انسان چیست» (یوحنا ۲:۲۳-۲۵).
برخی ممکن است این بهانه را بیاورند که هدف آنها جلال خدا در نجات جانهاست، بنابراین شیوه یا وسیله اتخاذ شده بیاهمیت میشود. آیا این نیز مانند بهانه گناهکار آزرده در رومیان ۳:۷ نیست؟ «اگر حقیقت خدا از طریق دروغ من برای جلال او بیشتر شده است، چرا من نیز گناهکار داوری میشوم؟» آیا این جایگاهی است که انسان فانی در برابر خدا بگیرد؟ در واقع این در مسیر مغالطه قدیمی شیطان است: «بیایید بدی کنیم تا خوبی حاصل شود.»
پس خادمان خدا مراقب باشند که قدرت روحالقدس و کلام خدا را دست کم نگیرند. مطمئناً هیچ کس انکار نخواهد کرد که در این روز چیزهای زیادی وجود دارد که تمایل به پایین آوردن شخصیت حقیقت خدا دارد، و ممکن است ما وسوسه شویم که قدرت خدا را در انجیل نادیده بگیریم و فراموش کنیم. توسل به روشهای مختلف به طبیعت دنیوی یا جسمانی انسان، شهادت رسول بزرگ به امتها، پولس، را بیارزش میکند. او برای آموزش ما نوشت: «زیرا اگرچه در جسم راه میرویم، اما بر اساس جسم جنگ نمیکنیم: (زیرا سلاحهای جنگ ما جسمانی نیست، بلکه از طریق خدا برای فرو ریختن دژها قدرتمند است؛) تخیلات را فرو میریزیم، و هر چیز بلندی را که خود را علیه معرفت خدا بالا میبرد، و هر فکری را به اطاعت مسیح اسیر میکنیم» (دوم قرنتیان ۱۰:۳-۵).
توسط ویلیام جی. هاکینگ (اقتباس شده)