۱ وقتی به سرزمینی که خداوند، خدای پدران تان به شما داده است وارد می شوید، باید این احکام و قوانین را تا که زنده هستید بجا آورید.
۲ تمام جاهای عبادت مردمی را که سرزمین شان را اشغال می کنید از بین ببرید، چه در بالای کوهها و تپه ها باشند و چه در زیر درختان. ۳ قربانگاه های شان را ویران کنید، ستونهای شان را بشکنید و مجسمه های شان را که پیش آن ها مقدس هستند در آتش بسوزانید و بتهای آن ها را تکه تکه کنید و به این ترتیب خاطره و نام شان را از همه جا محو نمائید. ۴ شما خداوند، خدای تان را به طوری که آن ها خدایان خود را می پرستند، پرستش نکنید، ۵ بلکه جائی را که خداوند، خدای تان خودش در بین قبایل اسرائیل انتخاب می کند، عبادتگاه خود بسازید. شما به آنجا می روید، ۶ قربانی سوختنی و دیگر قربانی های خود را با ده فیصد دارائی تان، هدایای مخصوص، هدایای نذری، هدایای دلخواه و اولباری های گله و رمۀ تان به آنجا بیاورید. ۷ در آنجا شما با خانواده های خود در حضور خداوند، خدای تان می خورید و از دسترنج و نعمت هائی که خداوند به شما می دهد، لذت می برید.
8-9 وقتی به آن سرزمینی که خداوند، خدای تان به شما می دهد، می روید و آرام و آسوده می شوید رفتار تان نباید مثل امروز باشد و هرچه که دل تان بخواهد بکنید. 10 زمانی که از دریای اردن عبور می کنید و به سرزمینی که خداوند، خدای تان به شما بخشیده است داخل می شوید و خداوند به شما آرامش بدهد و از دست دشمنان اطراف حفظ کند، 11 خداوند، خدای تان در آن سرزمین جائی را تعیین می کند تا او را در آنجا بپرستید. پس شما باید همه قربانی های سوختنی و هدایای مخصوص و هدایای نذری خود را با ده فیصد دارائی تان که به شما امر کردم به آنجا بیاورید. 12 در آنجا با پسران، دختران، غلام و کنیز تان در حضور خداوند، خدای تان در خوشی و سرور بسر می برید. لاویانی که در آنجا زندگی می کنند هم در خوشی تان شریک می باشند، زیرا آن ها در زمین آنجا سهمی ندارند.
13 قربانی های سوختنی خود را در هر جا که دل تان بخواهد تقدیم نکنید، 14 بلکه فقط در محلی که خداوند در یکی از قبیله های تان تعیین می کند، قربانی های سوختنی و سایر هدایای خود را بیاورید. 15 اما حیواناتی را که گوشت شان را می خورید آزاد هستید که در هر جائی و در هر وقتی که دل تان بخواهد و هر قدر که خداوند به شما بدهد، بخورید. همانطوریکه گوشت غزال یا آهو را می خورید. کسانی که شرعاً نجس باشند هم می توانند آن را بخورند. 16 اما شما نباید خون آن را بخورید، بلکه مثل آب بر زمین بریزید. 17 همچنین شما نباید هیچکدام از هدایا را در خانه بخورید: ده فیصد غله، شراب، روغن، اولباری های گله و رمه، چیزهائی را که برای خداوند نذر کرده اید، هدایای دلخواه و هدایای مخصوص. 18 اینها را باید در جائی که خداوند، خدای تان تعیین کرده است بیاورید و با فرزندان، کنیز، غلام و لاویانی که در شهر شما زندگی می کنند یکجا بخورید و در هر کاری که مشغول هستید در حضور خداوند، خدای تان خوشی کنید. 19 مواظب باشید که هیچگاهی لاویان را از یاد نبرید.
20 وقتیکه خداوند، خدای تان، قراریکه وعده فرموده است سرحدات تان را توسعه بخشد، شما می توانید در هر جائی که میل داشته باشید گوشت بخورید. 21 اگر عبادتگاه از شما دور باشد، آنوقت آزاد هستید که گله یا رمۀ تان را که خداوند به شما داده است، قراریکه قبلاً به شما گفتم، در هر جائی که دل تان بخواهد ذبح کنید و گوشت آن را بخورید. 22 کسانی که شرعاً نجس باشند نیز می توانند آن را بخورند، همانطوریکه گوشت غزال یا آهو را می خورند. 23 اما احتیاط کنید که گوشت را با خونش که به آن حیات می بخشد، نخورید، 24 بلکه خون را مثل آب بر زمین بریزید، 25 اگر چنین کنید، با فرزندان خود در زندگی نیکویی می بینید، زیرا این کار شما خداوند را خوشنود می سازد. 26 ولی آنچه را که وقف خداوند می کنید ـ خواه هدایای نذری باشند خواه قربانی های سوختنی ـ باید همه را به جائی که خداوند تعیین می کند، بیاورید. 27 قربانی های سوختنی را بر قربانگاه خداوند، خدای تان تقدیم کنید. خون آن را بر قربانگاه بریزید و گوشت آن را بخورید. 28 بر شما لازم است که آنچه را امروز به شما امر می کنم بجا آورید تا با فرزندان تان همیشه نیکویی ببینید، زیرا انجام این اوامر در نظر خداوند، خدای تان شایسته و نیکو است.
29 وقتیکه خداوند، خدای تان اقوامی را که سرزمین شان را تصرف می کنید، از سر راه تان بیرون راند و شما در آنجا به زندگی کردن شروع کنید، 30 احتیاط کنید که در پرستش بتهای شان شرکت ننمائید و نپرسید که این مردم خدایان خود را چگونه می پرستند و بعد بروید شما هم خدایان شان را پرستش کنید. 31 شما نباید به خداوند، خدای خود این چنین اهانت نمائید، زیرا خداوند از کارهای این اقوام نفرت دارد. آن ها حتی فرزندان خود را بر سر قربانگاه های شان قربانی می کنند.
32 تمام اوامری را که به شما داده ام بجا آورید. نه به آن ها چیزی بیفزائید و نه چیزی را از آن ها کم کنید.
۱ خدا سخن گفت و این را فرمود:
۲ «من خداوند، خدای تو هستم که ترا از مصر که در آنجا در غلامی بسر می بردی بیرون آوردم. ۳ خدای دیگر غیر از من نداشته باش. ۴ هیچگونه مجسمه یا بتی به شکل آنچه که بالا در آسمان و از آنچه پائین بر روی زمین و آنچه در آب زیر زمین است، برای خود نساز. ۵ در برابر آن ها زانو نزن و آن ها را پرستش نکن، زیرا من خداوند، که خدای تو می باشم، خدای غیور و حسود هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند، تا نسل سوم و چهارم مجازات می کنم. ۶ ولی به کسانی که مرا دوست دارند و از احکام من پیروی می کنند، تا هزار پشت رحمت می کنم. ۷ نام خداوند، خدایت را به باطل بر زبان نیاور، زیرا کسیکه از نام خداوند سوء استفاده کند، خداوند او را مجازات می کند. ۸ روز سَبَت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. ۹ شش روز در هفته کار کن، ۱۰ ولی در روز هفتم که روز استراحت و روز مخصوص خداوند است، هیچ کار نکن. نه خودت، نه فرزندانت، نه غلامت، نه کنیزت، نه حیواناتت و نه مهمانانت. ۱۱ من، خداوند، در شش روز زمین و آسمان و بحرها و هر چه در آن ها است، ساختم و در روز هفتم استراحت کردم. به همین دلیل است که من، خداوند، روز سَبَت را برکت دادم و آنرا مقدس خواندم. ۱۲ به پدر و مادرت احترام کن تا در سرزمینی که به تو می دهم عمر طولانی داشته باشی. ۱۳ قتل نکن. ۱۴ زنا نکن. ۱۵ دزدی نکن. ۱۶ به کسی شهادت دروغ نده. ۱۷ به خانۀ همسایۀ خود طمع نکن. به زن، غلام، کنیز، گاو، الاغ و هر چیزیکه مال همسایه ات می باشد، طمع نکن.»
۱۸ وقتی مردم رعد و برق و دودی را که از کوه بر می خاست دیدند و صدای شیپور را شنیدند، از ترس به خود لرزیدند و در فاصلۀ دور ایستادند ۱۹ و به موسی گفتند: «اگر تو با ما صحبت کنی ما گوش می دهیم، ولی می ترسیم که اگر خدا با ما حرف بزند، خواهیم مُرد.» ۲۰ موسی گفت: «نترسید، زیرا خدا فقط آمده است که شما را امتحان کند تا ترس او پیش روی شما باشد و دیگر گناه نکنید.» ۲۱ در حالیکه مردم در فاصلۀ دورتر ایستاده بودند، موسی به تنهائی به ابر غلیظی که خدا در آن بود، نزدیک رفت.
۲۲ خداوند به موسی امر فرمود: «به بنی اسرائیل چنین بگو: شما دیدید که چگونه از آسمان با شما صحبت کردم. ۲۳ پس دیگر برای خود خدایانی از نقره یا طلا نسازید و بجای من آن ها را پرستش نکنید. ۲۴ قربانگاهی از خاک برای من بسازید و بالای آن از رمه و گلۀ خود قربانی هائی که کاملاً سوختانده شوند و همچنین هدایای سلامتی تقدیم کنید. در هر جائی که برای عبادت تعیین می کنم قربانگاهی بسازید تا من بیایم و شما را برکت بدهم. ۲۵ اگر برای من قربانگاهی از سنگ می سازید آن را از سنگهای تراشیده بنا نکنید. زیرا اگر در آن ابزار به کار رفته باشد، آن قربانگاه برای قربانی مناسب نیست. ۲۶ قربانگاهی که برای من می سازید نباید زینه داشته باشد، مبادا وقتی از زینه بالا می روید، عورت شما دیده شود.»
۱ خدا سخن گفت و این را فرمود:
۲ «من خداوند، خدای تو هستم که ترا از مصر که در آنجا در غلامی بسر می بردی بیرون آوردم. ۳ خدای دیگر غیر از من نداشته باش. ۴ هیچگونه مجسمه یا بتی به شکل آنچه که بالا در آسمان و از آنچه پائین بر روی زمین و آنچه در آب زیر زمین است، برای خود نساز. ۵ در برابر آن ها زانو نزن و آن ها را پرستش نکن، زیرا من خداوند، که خدای تو می باشم، خدای غیور و حسود هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند، تا نسل سوم و چهارم مجازات می کنم. ۶ ولی به کسانی که مرا دوست دارند و از احکام من پیروی می کنند، تا هزار پشت رحمت می کنم. ۷ نام خداوند، خدایت را به باطل بر زبان نیاور، زیرا کسیکه از نام خداوند سوء استفاده کند، خداوند او را مجازات می کند. ۸ روز سَبَت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. ۹ شش روز در هفته کار کن، ۱۰ ولی در روز هفتم که روز استراحت و روز مخصوص خداوند است، هیچ کار نکن. نه خودت، نه فرزندانت، نه غلامت، نه کنیزت، نه حیواناتت و نه مهمانانت. ۱۱ من، خداوند، در شش روز زمین و آسمان و بحرها و هر چه در آن ها است، ساختم و در روز هفتم استراحت کردم. به همین دلیل است که من، خداوند، روز سَبَت را برکت دادم و آنرا مقدس خواندم. ۱۲ به پدر و مادرت احترام کن تا در سرزمینی که به تو می دهم عمر طولانی داشته باشی. ۱۳ قتل نکن. ۱۴ زنا نکن. ۱۵ دزدی نکن. ۱۶ به کسی شهادت دروغ نده. ۱۷ به خانۀ همسایۀ خود طمع نکن. به زن، غلام، کنیز، گاو، الاغ و هر چیزیکه مال همسایه ات می باشد، طمع نکن.»
۱۸ وقتی مردم رعد و برق و دودی را که از کوه بر می خاست دیدند و صدای شیپور را شنیدند، از ترس به خود لرزیدند و در فاصلۀ دور ایستادند ۱۹ و به موسی گفتند: «اگر تو با ما صحبت کنی ما گوش می دهیم، ولی می ترسیم که اگر خدا با ما حرف بزند، خواهیم مُرد.» ۲۰ موسی گفت: «نترسید، زیرا خدا فقط آمده است که شما را امتحان کند تا ترس او پیش روی شما باشد و دیگر گناه نکنید.» ۲۱ در حالیکه مردم در فاصلۀ دورتر ایستاده بودند، موسی به تنهائی به ابر غلیظی که خدا در آن بود، نزدیک رفت.
۲۲ خداوند به موسی امر فرمود: «به بنی اسرائیل چنین بگو: شما دیدید که چگونه از آسمان با شما صحبت کردم. ۲۳ پس دیگر برای خود خدایانی از نقره یا طلا نسازید و بجای من آن ها را پرستش نکنید. ۲۴ قربانگاهی از خاک برای من بسازید و بالای آن از رمه و گلۀ خود قربانی هائی که کاملاً سوختانده شوند و همچنین هدایای سلامتی تقدیم کنید. در هر جائی که برای عبادت تعیین می کنم قربانگاهی بسازید تا من بیایم و شما را برکت بدهم. ۲۵ اگر برای من قربانگاهی از سنگ می سازید آن را از سنگهای تراشیده بنا نکنید. زیرا اگر در آن ابزار به کار رفته باشد، آن قربانگاه برای قربانی مناسب نیست. ۲۶ قربانگاهی که برای من می سازید نباید زینه داشته باشد، مبادا وقتی از زینه بالا می روید، عورت شما دیده شود.»
تثنیه ۱۲:۱۱ · خروج ۲۰:۲۴ · خروج ۲۰:۲۵–۲۶ · TDV
در زمان دریافت ده فرمان، موسی مقررات دیگری را برای مردم در ارتباط با قربانگاهها دریافت کرد (خروج ۲۰:۲۵-۲۶). آنها باید از سنگ ساخته میشدند و بدون استفاده از هیچ ابزاری. آنها باید بسیار ساده و بدون هیچ پلهای به محل قربانی باشند. نوآوریهای انسان کنار گذاشته شد. انسان نباید متعالی میشد، و باید فروتنی مطلق وجود میداشت، برخلاف قربانگاههای بتپرستان. برخی از این مقررات در زمانسلیمان تغییر یا اصلاح شدند.
نام یهوه باید در مکانهایی که مردم هدایای خود را میآوردند، «به یاد آورده میشد». مقررات مربوط به این قربانگاههای مختلف عمدتاً موقتی بود. هنگامی که مردم اسرائیل وارد سرزمین میشدند، سرانجام خدا مکانی مشخص را انتخاب میکرد که در آن «نام خود را ساکن میساخت» (تثنیه ۱۲:۱۱). در آنجا بود که آنها باید هدایای خود را میآوردند و نه به مکانهای مختلف پراکنده در سراسر سرزمین. در ابتدا این مکان در شیلو بود؛ پس از کنار گذاشته شدن شیلو، مکانی که خدا نام خود را در آن ساکن میساخت، در اورشلیم بود. هنگامی که این امر برقرار شد، قربانگاههای غیررسمی کوچکتر باید به پایان میرسیدند.
آیا هیچ یک از اینها برای ما صدایی دارد؟ بله، واقعاً. ما نیز «مکانی» داریم که میتوانیم به آنجا بیاییم که خداوند نام خود را در آن قرار داده است. برای ما این یک مکان جغرافیایی نیست، یک مکان ملی یا قومی نیست، و نه یک مکان فرقهای: «زیرا هر جا که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من در میان آنها هستم» (متی ۱۸:۲۰). آنها باید نام او را «به یاد میآوردند». ما باید او را در مرگش «به یاد آوریم». وعده به آنها برای ما نیز همین است: «من نزد تو خواهم آمد و تو را برکت خواهم داد.»