خداوند نزدیک است — ۱۹ اگست ۲۰۲۶: پیدایش ۵:۲۲-۲۴

خداوند نزدیک استآلفرد بوتر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ نام های فرزندان آدم از این قرار است. (وقتی خدا انسان را خلق کرد، او را مثل خود آفرید. ۲ آن ها را مرد و زن آفرید. آن ها را برکت داد و اسم آن ها را آدم گذاشت.) ۳ وقتی آدم یکصد و سی ساله بود صاحب پسری شد، که به شکل خودش بود. اسم او را شیت گذاشت. ۴ بعد از آن آدم هشتصد سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگری شد. ۵ او در نهصد و سی سالگی مُرد. ۶ وقتی شیت یکصد و پنج ساله بود، پسرش انوش به دنیا آمد. ۷ بعد از آن هشتصد و هفت سال دیگر زندگی کرد، و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۸ او در نهصد و دوازده سالگی مُرد. ۹ وقتی انوش نَوَد ساله شد، پسرش قینان بدنیا آمد. ۱۰ بعد از آن هشتصد و پانزده سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۱۱ او در نهصد و پنج سالگی مُرد. ۱۲ قینان هفتاد ساله بود که پسرش مَهللئیل به دنیا آمد. ۱۳ بعد از آن هشتصد و چهل سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۱۴ او در نهصد و ده سالگی مُرد. ۱۵ مَهللئیل شصت و پنج ساله بود که پسرش یارِد به دنیا آمد. ۱۶ بعد از آن هشتصد و سی سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۱۷ او در هشتصد و نود و پنج سالگی مُرد. ۱۸ یارِد یکصد و شصت و دو ساله بود که پسرش خنوخ به دنیا آمد. ۱۹ بعد از آن هشتصد سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۲۰ او در نهصد و شصت و دو سالگی مُرد. ۲۱ خنوخ شصت و پنج ساله بود که پسرش متوشالح به دنیا آمد. ۲۲ بعد از تولد متوشالح، خنوخ سه صد سال دیگر زندگی کرد و همیشه رابطۀ نزدیکی با خدا داشت. او دارای پسران و دختران دیگر شد، ۲۳ و جمعاً سه صد و شصت و پنج سال زندگی کرد. ۲۴ خنوخ در حالیکه رابطۀ نزدیکی با خدا داشت، ناپدید شد، زیرا خدا او را بُرد. ۲۵ متوشالح یکصد و هشتاد و هفت ساله بود که پسرش لَمَک به دنیا آمد. ۲۶ بعد از آن هفتصد و هشتاد و دو سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۲۷ او در نهصد و شصت و نه سالگی مُرد. ۲۸ لَمَک یکصد و هشتاد و دو ساله بود که پسرش برای او به دنیا آمد. ۲۹ لَمَک گفت: «این پسر ما را از سختی کار زراعت در روی زمینی، که خداوند آنرا لعنت کرده، نجات می دهد.» بنابرین اسم او را نوح گذاشت. ۳۰ لَمَک بعد از آن پنجصد و نود و پنج سال دیگر زندگی کرد و دارای پسران و دختران دیگر شد. ۳۱ او در سن هفتصد و هفتاد و هفت سالگی مُرد. ۳۲ بعد از آنکه نوح پنجصد ساله شد، صاحب سه پسر گردید، به نام های سام، حام و یافت.

۱ ایمان عبارت از داشتن اطمینان به چیزهایی است که به آن امید داریم و اعتقاد به چیزهایی که نمی بینیم. ۲ از روی ایمان بود که مردم در گذشته مورد پذیرش خدا قرار گرفتند. ۳ ما از روی ایمان می دانیم که کاینات با کلام خدا خلق شد، طوری که چیزهای دیدنی از چیزهای نادیدنی به وجود آمد. ۴ از روی ایمان بود که قربانی هابیل بیشتر از قربانی قائن مورد پذیرش خدا قرار گرفت. او با ایمان خود در حضور خدا عادل شمرده شد و خدا هدیه های او را قبول کرد، از همین سبب هابیل با این که مُرده است، اما ایمان او به شکل نمونه با ما سخن می گوید. ۵ از راه ایمان خنوخ بدون آن که مرگ را ببیند، به عالم بالا انتقال یافت و دیگر کسی او را ندید، زیرا خدا او را بُرده بود. پیش از آن که به زندگی دیگر انتقال یابد، کلام خدا دربارۀ او شهادت می دهد که خدا از او خوشنود بود. ۶ اما بدون ایمان ممکن نیست که انسان خدا را خوشنود سازد، زیرا کسی که به سوی خدا می آید باید ایمان داشته باشد که خدا وجود دارد و او به جوینده گان خود پاداش می دهد. ۷ از روی ایمان بود که نوح دربارۀ چیزهایی که واقع نشده بود هُشدار خدا را دریافت کرد و با ترس از خدا دست به کار شد و یک کشتی برای نجات خانوادۀ خود ساخت و به این گونه دنیا محکوم گردید و نوح از راه ایمان عادل شمرده شد. ۸ از روی ایمان بود که ابراهیم وقتی امر خدا را در مورد رفتن به جایی که بعدها قرار بود مالک آن شود شنید، اطاعت نمود و بدون آن که بداند کجا می رود، حرکت کرد. ۹ از روی ایمان او مانند یک بیگانه در سرزمینی که خدا به او وعده داده بود، سرگردان شد و با اسحاق و یعقوب که در آن وعده با او شریک بودند، در خیمه ها زندگی کرد. ۱۰ زیرا ابراهیم در انتظار شهری با تهداب استوار بود که مهندس و معمارش خداست. ۱۱ از روی ایمان، ساره با وجود این که پیر شده بود، توانایی یافت که طفل به دنیا بیاورد زیرا اطمینان داشت که خدا به وعدۀ خود وفا می کند. ۱۲ به این سبب از ابراهیم، آن هم یک مردی که تقریباً مُرده به شمار می رفت، نسلهای بی شمار مانند ستاره گان آسمان و ریگهای ساحل بحر پدید آمد. ۱۳ همۀ این کسان بدون این که وعده های خدا را دریافت کنند، با ایمانداری مُردند اما آنها انجام وعده ها را از دور دیدند و با خوشی در انتظار آن بودند. آنها تصدیق کردند که در این دنیا، مسافر و بیگانه اند. ۱۴ وقتی آنها چنین می گفتند، آشکارا اعلام می کردند که در جستجوی وطن دیگری هستند. ۱۵ اگر آنها در فکر سرزمینی که آن را ترک کردند، می بودند فُرصت آن را داشتند که به آنجا دوباره برگردند. ۱۶ اما آنها علاقمند سرزمین بهتر یعنی سرزمین آسمانی بودند. به این جهت خدا شرم ندانست که خدای آنها خوانده شود، زیرا برای آنها شهری آماده کرده بود. ۱۷ از روی ایمان، ابراهیم وقتی که مورد آزمایش خدا قرار گرفت، آماده شد تا یگانه فرزند خود اسحاق را به عنوان قربانی به خدا تقدیم کند، زیرا او وعده های خدا را پذیرفته بود، ۱۸ هر چند خدا به او گفته بود که نسلی که من به تو وعده داده ام از طریق اسحاق خواهد بود. ۱۹ ابراهیم اطمینان داشت که خدا قادر است حتی اسحاق را پس از مرگ هم زنده گرداند. به عبارت دیگر مانند این بود که اسحاق را از مُرده گان باز یافت. ۲۰ از روی ایمان بود که اسحاق دو پسرانش، یعقوب و عیسو را برکت داد و از امور آینده سخن گفت. ۲۱ از روی ایمان بود که یعقوب وقتی نزدیک به مرگ بود، دو پسر یوسف را برکت داد و در حالی که بر چوبدست خود خم شده بود، به عبادت پرداخت. ۲۲ از روی ایمان بود که یوسف وقتی از دنیا می رفت، دربارۀ بیرون رفتن قوم اسرائیل از مصر سخن گفت و در مورد انتقال استخوانهای خود هدایت داد. ۲۳ از روی ایمان بود که وقتی موسی تولد شد، پدر و مادرش چون دیدند که او کودک زیبایی است، او را مدت سه ماه در خانه پنهان کردند و از نافرمانی از امر پادشاه نترسیدند. ۲۴ از روی ایمان بود که وقتی موسی به بلوغیت رسید، نخواست پسر دختر فرعون خوانده شود. ۲۵ او تحمل سختی ها با قوم برگزیدۀ خدا را بهتر از لذتهای زودگذر گناه دانست. ۲۶ تحمل رسوایی به خاطر مسیح برای او ارزش بیشتر نسبت به گنجهای مصر داشت، زیرا او به پاداش آینده چشم دوخته بود. ۲۷ از روی ایمان بود که موسی مصر را ترک کرد و از خشم پادشاه نترسید، زیرا او مانند کسی که خدای نادیده را پیش چشمان خود می بیند، استوار بود. ۲۸ از روی ایمان بود که موسی عید فِصَح را برقرار نمود و خونِ بره را پاشید تا فرشتۀ مرگ، اولباری های اسرائیل را نکُشد. ۲۹ از روی ایمان بود که قوم اسرائیل از بحیرۀ سرخ مانند یک زمین خشک گذشتند اما وقتی مصریان کوشش کردند که از آن بگذرند، غرق شدند. ۳۰ از روی ایمانِ قوم اسرائیل بود که دیوارهای شهر اریحا پس از این که آنها هفت روز دَور آن گشتند، فرو ریخت. ۳۱ از روی ایمان بود که راحابِ فاحشه مانند دیگر افراد سرکش کُشته نشد، زیرا او از جاسوسان با صلح و سلامتی استقبال کرده بود. ۳۲ بیش از این برای تان چه بگویم؟ بیشتر وقت ندارم که دربارۀ جِدعون، باراق، شَمشون، یِفتاح، داوود، سموئیل و پیامبران دیگر سخن گویم. ۳۳ آنها از راه ایمان، سلطنتها را برانداختند و عدالت را برقرار ساختند. آنچه را که خدا به آنها وعده کرده بود، به دست آوردند. حتی دهان شیرها را بستند، ۳۴ شعله های آتش را خاموش ساختند و از دَم شمشیر رهایی یافتند. در حالی که ضعیف بودند، اما قدرتمند شدند. در جنگ شجاع گشتند و لشکر بیگانه گان را تار و مار کردند. ۳۵ زنان، مُرده گان خود را دوباره زنده یافتند. یک عدۀ دیگر تا سرحد مرگ شکنجه شدند اما آزادی را نپذیرفتند تا در روز رستاخیز، زندگی بهتری به دست آورند. ۳۶ عدۀ دیگر با سختی های بسیار مانند مسخره شدن، شلاق خوردن و حتی زنجیر و زندان روبرو شدند. ۳۷ آنها سنگسار گردیدند، با اره دو نیم شدند و به شمشیر زده شدند. آنها با لباسهای از پوست گوسفند و بز در سرگردانی، فقر و ظلم و شکنجه زندگی می کردند. ۳۸ دنیا لیاقت آنها را نداشت. آنها در بیابانها و کوهستانها سرگردان بودند و در مغاره ها و سوراخهای زیر زمین پناه می بُردند. ۳۹ همۀ آنها به خاطر ایمان شان نیکنام شدند، ولی هیچ یک از آنها وعدۀ خدا را دریافت نکرد، ۴۰ زیرا خدا برای ما نقشۀ بهتری در نظر داشت تا آنها بدون ما به کمال نرسند.

پیدایش ۵:۲۲–۲۴ · عبرانیان ۱۱:۵ · TDV

به هفتم از تعلق داشت، در که بخشی از دهم بود. سال‌ها بعد، خدا – بعدها ابراهیم – را فراخواند تا را ترک کند. پدرسالار بخشی از بیستم از بود. تا آنجا که به ما مربوط می‌شود، پس از این همه ، باشد که ما نیز تا آمدن او، خود را خشنود کنیم!

کسی بود که آموزش دیده یا وقف شده بود، همانطور که نامش دلالت دارد. خدا به مدت سیصد سال پس از پسرش ، که پیرترین مرد روی شد و درست قبل از سیل مرد، به تعلیم می‌داد. تا آنجا که به ما مربوط می‌شود، ما می‌دانیم که داوری خدا در راه است، اما امید ما خود است: او ممکن است امروز بیاید! باشد که آماده باشیم و از بیاموزیم که چگونه با خدا راه برویم. «پس از آنکه را به دنیا آورد، سیصد سال با خدا راه رفت و پسران و دخترانی داشت.» این به چه معناست؟ پسر اولش باعث شد با خدا راه برود، به او تکیه کند، همیشه با او باشد، در هر موقعیتی، او را خشنود کند (). این به کمک کرد تا پسرش را در مورد خدا تعلیم دهد و برای او که بعدها پیرترین مرد روی شد، ‌ای باشد.

باید یاد گرفته باشد که چگونه خدا را در تمام جزئیات خود وارد کند. برای ما امروز، این شامل زمانی است که با همسر و فرزندانمان، با برادران و خواهرانمان، و با همکارانمان می‌گذرانیم. اگر بازنشسته هستیم، هنوز می‌توانیم با در تماس باشیم، حتی بیشتر از قبل. آرزوی برای ما این است که بعدی را تعلیم دهیم، تا برای آنها باشیم. برای آنها این است که یاد بگیرند با خدا راه بروند و تا آمدن این کار را انجام دهند. امروز!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اگست ۱۸, ۲۰۲۶

    همانطور که پطرس نامه خود را به آن مسیحیان پراکنده که در سراسر امپراتوری روم پراکنده بودند...

  • اگست ۱۷, ۲۰۲۶

    این آیه سه جلال متمایز از خداوند ما را ارائه می‌دهد. اول، او شاهد وفادار بود و هست. به...

  • اگست ۱۶, ۲۰۲۶

    روت پایدار بود. او یک روز کوشا و روز دیگر تنبل نبود؛ او با دوشیزگان بوعز ماند تا تا پایان...

  • اگست ۱۵, ۲۰۲۶

    چگونه است که ما چنین خوشه چینان ضعیفی بوده‌ایم؟ آیا این نیست که خوشه چینی شرایطی را...

  • اگست ۱۴, ۲۰۲۶

    روت در اینجا به عنوان یک خوشه چین معرفی شده است. اما اهمیت روحانی خوشه چینی چیست؟ باید به...

  • اگست ۱۳, ۲۰۲۶

    خداوند عیسی با سادگی و خلوص حکمت، سؤالات کاهنان اعظم، کاتبان و صدوقیان را ساکت کرده بود....

  • اگست ۱۲, ۲۰۲۶

    این کلمات بخشی از اندرز یهوه به قوم اسرائیل است که «قوی باشید و وارد شوید و کنعان را تصرف...