خداوند نزدیک است — ۷ فبروری ۲۰۲۶: یوشع ۶:۱۷

خداوند نزدیک استیوجین پی. ودر، پسر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ مردم اریحا دروازه های شهر را از ترس مردم اسرائیل بسته کرده بودند که نه کسی داخل شده می توانست و نه خارج. ۲ خداوند به یوشع فرمود: «من شهر اریحا را با پادشاه و لشکر نیرومند آن به دست تو می دهم. ۳ تو با همه سپاه باید هر روزه برای شش روز بدور شهر بگردی. ۴ و هفت کاهن هر کدام با یک شیپور که از شاخ قوچ ساخته شده باشد، پیشروی صندوق پیمان حرکت کنند. در روز هفتم شهر را هفت مرتبه دور بزنید و کاهنان هم شیپور خود را بنوازند. ۵ و همینکه آواز بلند و طولانی شیپور کاهنان را شنیدید، همه مردم دیگر هم صدای خود را بسیار بلند کنند. آنوقت دیوارهای شهر اریحا فرو می ریزند و همۀ سپاه باید از هر سو به داخل شهر هجوم ببرند.» ۶ پس یوشع پسر نون، کاهنان را نزد خود فراخوانده به آن ها گفت: «صندوق پیمان را بگیرید و هفت نفر تان هرکدام با یک شیپور پیشاپیش صندوق پیمان حرکت کنند.» ۷ و به مردم گفت: «شما بروید و به دَور شهر بگردید و مردان مسلح هم پیشتر از صندوق پیمان خداوند و کاهنان بروند.» ۸ قرار امر یوشع مردم براه افتادند و هفت کاهن شیپور شاخ قوچ را که با خود داشتند پیشاپیش صندوق پیمان خداوند به صدا درآوردند. ۹ مردان مسلح پیشاپیش کاهنان حرکت کردند و بقیۀ لشکر هم پشت سر همه رفتند. ۱۰ یوشع به مردم گفت: «تا وقتیکه من به شما نگویم هیچ کسی نباید صدائی برآورد و یا آوازی از او شنیده شود.» ۱۱ در آن روز صندوق پیمان خداوند را یکبار به دورادور شهر بردند و بعد برگشتند و شب را در خیمه گاه خود بسر بردند. 12‏-14 صبح وقت روز دیگر باز یوشع برخاست و کاهنان صندوق پیمان خداوند را گرفته در حالیکه شیپور خود را می نواختند با سپاه اسرائیل برای دفعۀ دوم شهر را دَور زدند. و به این ترتیب، برای شش روز همین کار را کردند. 15 ولی در روز هفتم هنگام طلوع صبح، برخاسته و هفت بار شهر را دَور زدند. 16 در دفعۀ هفتم وقتیکه کاهنان شیپور خود را به صدا درآوردند، یوشع به مردم گفت: «فریاد کنید! زیرا خداوند این شهر را به ما داده است. 17 اما شهر و همه چیزهائی را که در آن است، حرام می باشند، پس آنرا از بین ببرید. اما به راحاب فاحشه و خانوادۀ او که به جاسوسان ما پناه داد، آسیب نرسانید. 18 شما باید هیچ چیزی را به غنیمت نگیرید و همه چیز باید از بین برده شود. در غیر آن بلای مدهشی بر سر همۀ مردم اسرائیل خواهد آمد. 19 ولی تمام اشیای طلا و نقره، ظروف مسی و آهنی وقف خداوند می باشد و باید به خزانۀ او آورد شود.» 20 آنگاه همه فریاد برآوردند و شیپورها را نواختند. و به مجردیکه صدای فریاد شان بلند شد دیوارها فرو ریختند. آنگاه سپاه اسرائیل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آنرا فتح کردند. 21 بعد همه چیز ـ زن و مرد، پیر و جوان، گاو، گوسفند و الاغ ـ را با دَم شمشیر از بین بردند. 22 بعد یوشع به آن دو مردیکه برای جاسوسی به آن سرزمین آمده بودند گفت: «به خانۀ آن زن فاحشه بروید و به وعده ایکه داده اید، وفا کنید. و او را با تمام وابستگانش نجات بدهید.» 23 پس آن دو جوان جاسوس رفتند و او را یافتند و با پدر، مادر، برادران و همه خویشاوندانش از خانه اش به جائیکه در بیرون اردوگاه برای شان ترتیب داده بودند، آوردند. 24 آنگاه شهر را با همه چیزی که در آن بود، آتش زدند، بغیر از طلا و نقره و ظروف و آلات مسی و آهنی را که در خزانۀ خداوند نگهداشتند. 25 به این ترتیب، یوشع راحابِ فاحشه را با خویشاوندان او که در خانه اش بودند نجات داد، زیرا او آن دو جاسوسی را که به اریحا آمده بودند، پناه داده بود. (و اولادۀ او تا به امروز در اسرائیل زندگی می کنند.) 26 سپس یوشع مردم را قسم داده گفت: «بر هر کسیکه بخواهد شهر اریحا را دوباره آباد کند لعنت خدا باد. کسیکه بخواهد تهداب آن را بگذارد، به قیمت جان پسر اولباری اش تمام می شود. هر شخصیکه بکوشد دروازه های آن را بسازد، خوردترین پسر خود را از دست می دهد.» 27 و خداوند با یوشع بود و نام او در سراسر آن سرزمین شهرت یافت.

۱ مردم اریحا دروازه های شهر را از ترس مردم اسرائیل بسته کرده بودند که نه کسی داخل شده می توانست و نه خارج. ۲ خداوند به یوشع فرمود: «من شهر اریحا را با پادشاه و لشکر نیرومند آن به دست تو می دهم. ۳ تو با همه سپاه باید هر روزه برای شش روز بدور شهر بگردی. ۴ و هفت کاهن هر کدام با یک شیپور که از شاخ قوچ ساخته شده باشد، پیشروی صندوق پیمان حرکت کنند. در روز هفتم شهر را هفت مرتبه دور بزنید و کاهنان هم شیپور خود را بنوازند. ۵ و همینکه آواز بلند و طولانی شیپور کاهنان را شنیدید، همه مردم دیگر هم صدای خود را بسیار بلند کنند. آنوقت دیوارهای شهر اریحا فرو می ریزند و همۀ سپاه باید از هر سو به داخل شهر هجوم ببرند.» ۶ پس یوشع پسر نون، کاهنان را نزد خود فراخوانده به آن ها گفت: «صندوق پیمان را بگیرید و هفت نفر تان هرکدام با یک شیپور پیشاپیش صندوق پیمان حرکت کنند.» ۷ و به مردم گفت: «شما بروید و به دَور شهر بگردید و مردان مسلح هم پیشتر از صندوق پیمان خداوند و کاهنان بروند.» ۸ قرار امر یوشع مردم براه افتادند و هفت کاهن شیپور شاخ قوچ را که با خود داشتند پیشاپیش صندوق پیمان خداوند به صدا درآوردند. ۹ مردان مسلح پیشاپیش کاهنان حرکت کردند و بقیۀ لشکر هم پشت سر همه رفتند. ۱۰ یوشع به مردم گفت: «تا وقتیکه من به شما نگویم هیچ کسی نباید صدائی برآورد و یا آوازی از او شنیده شود.» ۱۱ در آن روز صندوق پیمان خداوند را یکبار به دورادور شهر بردند و بعد برگشتند و شب را در خیمه گاه خود بسر بردند. 12‏-14 صبح وقت روز دیگر باز یوشع برخاست و کاهنان صندوق پیمان خداوند را گرفته در حالیکه شیپور خود را می نواختند با سپاه اسرائیل برای دفعۀ دوم شهر را دَور زدند. و به این ترتیب، برای شش روز همین کار را کردند. 15 ولی در روز هفتم هنگام طلوع صبح، برخاسته و هفت بار شهر را دَور زدند. 16 در دفعۀ هفتم وقتیکه کاهنان شیپور خود را به صدا درآوردند، یوشع به مردم گفت: «فریاد کنید! زیرا خداوند این شهر را به ما داده است. 17 اما شهر و همه چیزهائی را که در آن است، حرام می باشند، پس آنرا از بین ببرید. اما به راحاب فاحشه و خانوادۀ او که به جاسوسان ما پناه داد، آسیب نرسانید. 18 شما باید هیچ چیزی را به غنیمت نگیرید و همه چیز باید از بین برده شود. در غیر آن بلای مدهشی بر سر همۀ مردم اسرائیل خواهد آمد. 19 ولی تمام اشیای طلا و نقره، ظروف مسی و آهنی وقف خداوند می باشد و باید به خزانۀ او آورد شود.» 20 آنگاه همه فریاد برآوردند و شیپورها را نواختند. و به مجردیکه صدای فریاد شان بلند شد دیوارها فرو ریختند. آنگاه سپاه اسرائیل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آنرا فتح کردند. 21 بعد همه چیز ـ زن و مرد، پیر و جوان، گاو، گوسفند و الاغ ـ را با دَم شمشیر از بین بردند. 22 بعد یوشع به آن دو مردیکه برای جاسوسی به آن سرزمین آمده بودند گفت: «به خانۀ آن زن فاحشه بروید و به وعده ایکه داده اید، وفا کنید. و او را با تمام وابستگانش نجات بدهید.» 23 پس آن دو جوان جاسوس رفتند و او را یافتند و با پدر، مادر، برادران و همه خویشاوندانش از خانه اش به جائیکه در بیرون اردوگاه برای شان ترتیب داده بودند، آوردند. 24 آنگاه شهر را با همه چیزی که در آن بود، آتش زدند، بغیر از طلا و نقره و ظروف و آلات مسی و آهنی را که در خزانۀ خداوند نگهداشتند. 25 به این ترتیب، یوشع راحابِ فاحشه را با خویشاوندان او که در خانه اش بودند نجات داد، زیرا او آن دو جاسوسی را که به اریحا آمده بودند، پناه داده بود. (و اولادۀ او تا به امروز در اسرائیل زندگی می کنند.) 26 سپس یوشع مردم را قسم داده گفت: «بر هر کسیکه بخواهد شهر اریحا را دوباره آباد کند لعنت خدا باد. کسیکه بخواهد تهداب آن را بگذارد، به قیمت جان پسر اولباری اش تمام می شود. هر شخصیکه بکوشد دروازه های آن را بسازد، خوردترین پسر خود را از دست می دهد.» 27 و خداوند با یوشع بود و نام او در سراسر آن سرزمین شهرت یافت.

۱ شجره نامۀ عیسای مسیح که از نسل داوود و داوود از نسل ابراهیم بود: ۲ ابراهیم پدر اسحاق بود، اسحاق پدر یعقوب و یعقوب پدر یهودا و برادرانش بود. ۳ یهودا پدر فارِز و زِرَح که مادر شان تامار بود، فارِز پدر حِزرون و حِزرون پدر ارام، ۴ ارام پدر عمیناداب، عمیناداب پدر نحشون و نحشون پدر شَلمون، ۵ شَلمون پدر بوعز که مادرش راحاب بود، بوعز پدر عُبید که مادرش روت بود و عُبید پدر یسی، ۶ یسی پدر داوود پادشاه بود. داوود پدر سلیمان که مادرش زن اوریا بود. ۷ سلیمان پدر رِحُبعام، رِحُبعام پدر ابیا و ابیا پدر آسا، ۸ آسا پدر یهوشافاط، یهوشافاط پدر یُورام و یُورام پدر عُزیا، ۹ عُزیا پدر یوتام، یوتام پدر آحاز و آحاز پدر حزقیا، ۱۰ حزقیا پدر مَنَسی، مَنَسی پدر آمون و آمون پدر یوشیا بود. ۱۱ یوشیا پدر یَکُنیا و برادران او بود. در این زمان یهودیان به بابل تبعید شدند. ۱۲ پس از تبعید یهودیان به بابل، یَکُنیا پدر شِئَلتیئیل و شِئَلتیئیل پدر زَروبابِل، ۱۳ زَروبابِل پدر اَبیهود، اَبیهود پدر ایلیاقیم، ایلیاقیم پدر عازور، ۱۴ عازور پدر صادوق، صادوق پدر یاکین، یاکین پدر اِیلیهود، ۱۵ اِیلیهود پدر اِلعازار، اِلعازار پدر متان و متان پدر یعقوب، ۱۶ یعقوب پدر یوسف شوهر مریم بود و مریم، عیسی را که مسیح خدا بود به دنیا آورد. ۱۷ به این ترتیب از ابراهیم تا داوود چهارده نسل و از داوود تا تبعید یهودیان به بابل چهارده نسل و از زمان تبعید تا مسیح، چهارده نسل است. ۱۸ تولد عیسای مسیح چنین رُخ داد: مریم، مادر عیسی نامزد یوسف بود. پیش از آن که مریم به خانۀ شوهر برود، معلوم شد که از روح مقدس حامله است. ۱۹ یوسف مرد نیکوکار بود و نمی خواست که مریم پیش مردم بدنام شود، پس تصمیم گرفت بدون سر و صدا از مریم جدا شود. ۲۰ یوسف هنوز در این فکر بود که فرشتۀ خداوند در خواب به او ظاهر شد و گفت: «ای یوسف پسر داوود، از بُردن مریم به خانۀ خود نترس، زیرا آنچه در بطن اوست، از روح مقدس است. ۲۱ مریم پسری به دنیا خواهد آورد و تو نام او را عیسی خواهی گذاشت، زیرا او مردم خود را از گناهان شان رهایی خواهد داد.» ۲۲ این همه برای آن واقع شد تا کلامی را که خداوند به وسیلۀ پیامبر خود گفته است به انجام رسد: ۲۳ «باکره ای حامله خواهد شد و پسری به دنیا خواهد آورد که عِمانوئیل یعنی خدا با ماست، خوانده خواهد شد.» ۲۴ وقتی یوسف از خواب بیدار شد، آن گونه که فرشتۀ خداوند فرموده بود عمل کرد، و مریم را به خانۀ خود آورد. ۲۵ اما او تا زمانی با مریم همبستر نشد که او پسر خود را به دنیا آورد و یوسف نام آن کودک را عیسی گذاشت.

یوشع ۶:۱۷ · یوشع ۶:۲۵ · متی ۱:۵ · TDV

وقتی به مدت یک هفته کامل از دستورات دقیق پیروی کرده بود، به دستور یوشع فریاد بلندی کشیدند، و کاهنان با شیپورهای خود دمیدند و دیوار اریحا فرو ریخت. می‌توانست از هر جهت هجوم ببرد و شهر را تصرف کند، را بکشد و هر آنچه را که در آن بود نابود کند.

چند هفته‌ای از زمانی که دو جاسوس را با طناب سرخ از دیوار پایین فرستاده بود، گذشته بود. اکنون یوشع آنها را به خانه‌اش فرستاد و به آنها گفت که و هر آنچه را که داشت بیرون بیاورند. وقتی وارد خانه شدند، و تمام خانواده‌اش را آنجا یافتند. همه در این خانه روی دیوار جمع شده بودند و همانجا مانده بودند. آنها نمی‌دانستند که رهایی‌شان چه زمانی فرا می‌رسد؛ آنها منتظر مانده بودند و به سوگندی که داده بودند اعتماد داشتند. ایمانشان اکنون پاداش داده شد.

در ابتدا آنها را بیرون از قرار دادند. اما به زودی می‌بینیم که «تا به امروز در ساکن است.» گذشته ناپسند او پشت سرش بود. او با سلمون، شاهزاده‌ای از قبیله یهودا، ازدواج کرد و مادر بوعز شد، آن مرد ثروتمند و قدرتمند که بعدها با موآبی ازدواج کرد. یکی از نوادگان او بود. شگفت‌انگیزتر اینکه، نام او در نسب‌نامه ما در ۱:۵ یافت می‌شود. چه شگفتی از فیض خدا! همان فیض امروز نیز در کار است.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • فبروری ۶, ۲۰۲۶

    هیچ چیزی نیست که فرزندان خدا نیاز داشته باشند خود را در مورد آن قضاوت کنند، به اندازه...

  • فبروری ۵, ۲۰۲۶

    خداوند هرگز از ما نمی‌خواهد که کاری برای او انجام دهیم، چه کوچک و چه بزرگ، بدون اینکه...

  • فبروری ۴, ۲۰۲۶

    فرزند خدا، در حالت عادی و درست عواطف خود، به آینده می‌نگرد، زمانی که تمام موانع برداشته...

  • فبروری ۲, ۲۰۲۶

    این سومین بار از پنج باری است که در کتاب عبرانیان نویسنده ذکر می‌کند که خداوند عیسی در...

  • فبروری ۱, ۲۰۲۶

    در دهمین روز از ماه اول بود که اسرائیل از اردن عبور کرد. آنها در جلجال، درست در شرق...

  • جنو ۳۱, ۲۰۲۶

    کلمه «انتظار» در اشعیا ۴۰:۳۱ به معنای ساده و یکتا به او نگریستن است. همچنین شامل انتظار...