خداوند نزدیک است — ۱۸ دسمبر ۲۰۲۵: وعده مسیح برای بودن با ما تا پایان جهان

خداوند نزدیک استبرایان رینولدز

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ در شهر قیصریه، افسری به نام کُرنیلیوس زندگی می کرد، او آمر گروهی از سربازان رومی به نام فرقۀ ایتالیایی بود. ۲ کُرنیلیوس مرد پرهیزگار بود که خود و خانواده اش خدا ترس بودند. او با سخاوتمندی به بینوایان خیرات می داد و همیشه به درگاه خدا دعا می کرد. ۳ کُرنیلیوس یک روز ساعت سه بعد از ظهر، یک رؤیا دید که فرشتۀ خدا نزدش آمده گفت: «ای کُرنیلیوس!» ۴ وقتی کُرنیلیوس به سوی او دید، ترسید و گفت: «چه می گویی آقا؟» فرشته به او گفت: «همه دعاها و خیراتهای تو مورد قبول خدا قرار گرفت. ۵ اکنون کسانی را به یافا بفرست و سراغ شمعون، ملقب به پِطرُس را بگیر. ۶ او مهمان شمعونِ چرمگر است که در ساحل بحر خانه دارد.» ۷ وقتی فرشته یی که با او سخن می گفت، ناپدید شد، کُرنیلیوس دو نفر از نوکران خانۀ خود و یک عسکر خدا پرست را که همیشه در خدمتش حاضر بود، صدا کرد. ۸ پس از آن که او همه چیزها را برای شان آشکارا گفت، آنها را به شهر یافا فرستاد. ۹ فردای آن روز، آنها به سفر خود ادامه دادند تا این که به نزدیکی شهر یافا رسیدند، در این حال پِطرُس نزدیک ظهر برای دعا کردن بر بام خانه رفت. ۱۰ او بسیار گرسنه شد و می خواست چیزی بخورد. در همان وقتی که برایش غذا آماده می کردند، حالت جذبه ای به او دست داد ۱۱ و دید که آسمان باز شد و چیزی مانند یک دسترخوان کلان، از چهار گوشه به سوی زمین آویزان گردیده، برای او پایین می آمد. ۱۲ در آن اقسام گوناگون چهارپایان، خزنده گان و پرنده گان وجود داشت. ۱۳ صدایی به گوشش رسید که می گفت: «ای پِطرُس برخیز، ذبح کن و بخور.» ۱۴ پِطرُس در جواب گفت: «نخیر خداوندا! من هرگز چیز نجس و ناپاک را نخورده ام.» ۱۵ باز هم همان صدا بار دوم به او خطاب کرد: «آنچه را خدا پاک کرده است، تو آن را ناپاک مخوان.» ۱۶ این صدا، سه بار تکرار شد و پس از آن، همه چیز دوباره به آسمان بُرده شد. ۱۷ در همان وقت که پِطرُس حیران مانده بود که رؤیای او چه معنی دارد، فرستاده گان کُرنیلیوس که در جستجوی خانۀ شمعون بودند، در پشت دروازه رسیدند. ۱۸ آنها صدا کردند و گفتند: «آیا شمعون ملقب به پِطرُس در اینجا مهمان است؟» ۱۹ پِطرُس هنوز دربارۀ رؤیا فکر می کرد که روح مقدس به او گفت: «شمعون! سه مرد تو را می پالند، ۲۰ برخیز، پایین شو و با آنها برو، دربارۀ رفتن با آنها شک نکن زیرا من آنها را فرستاده ام.» ۲۱ پس پِطرُس پایین طرف مردانی که کُرنیلیوس فرستاده بود رفت و گفت: «من همان کسی هستم که او را می پالید، بگویید چه می خواهید؟» ۲۲ آنها گفتند: «ما را کُرنیلیوس افسر پیش تو فرستاده است. او مرد راستکار و خدا ترس است که پیش همه طایفه های یهود از نام خوب برخوردار می باشد. او از فرشتۀ مقدسی، پیامی دریافت نموده است که باید تو را به خانۀ خود بخواهد تا سخنانت را بشنود.» ۲۳ پس پِطرُس آنها را به خانه آورد و مانند مهمان از آنها پذیرایی نمود. پِطرُس فردای آن روز همراه با آنها و چند ایماندار از شهر یافا رفتند. ۲۴ آنها یک روز بعد به قیصریه رسیدند. کُرنیلیوس چشم به راه شان بود و خویشاوندان و دوستان نزدیک خود را نیز دعوت کرده بود. ۲۵ وقتی پِطرُس رسید، کُرنیلیوس خود را پیش پای او انداخت تا پِطرُس را سجده کند. ۲۶ اما پِطرُس او را از زمین بلند کرد و گفت: «برخیز، من هم مانند تو یک انسان هستم.» ۲۷ پس در حالی که با هم حرف می زدند، پِطرُس به خانه داخل شد و دید که در آنجا عده یی زیاد جمع شده بودند، ۲۸ او به آنها گفت: «این را می دانید که برای یک یهودی جایز نیست که با قومهای دیگر نشست و برخاست کند یا نزد آنها برود. اما خدا به من نشان داده است که من نباید هیچ کس را نجس و ناپاک بدانم. ۲۹ از همین خاطر وقتی پشت من کسانی را فرستادید، بدون آن که مخالفت کنم آمدم. اما می خواستم بدانم که چرا آنها را دنبال من فرستادید؟» ۳۰ کُرنیلیوس گفت: «چهار روز پیش تا ساعت سه بعد از ظهر در خانۀ خود دعا می کردم که متوجه شدم مردی با لباس نورانی پیش رویم ایستاد. ۳۱ او به من گفت: «ای کُرنیلیوس! دعای تو شنیده شد و خیراتهایت به غریبان نزد خدا به یاد آورده شد. ۳۲ پس کسی را به شهر یافا بفرست و شمعون ملقب به پِطرُس را دعوت کن که بیاید. او در خانۀ شمعونِ چرمگر در ساحل بحر مهمان است، وقتی او آمد با تو حرف خواهد زد.» ۳۳ پس من بدون معطلی کسانی را پیش تو فرستادم و تو هم کار خوبی کردی که آمدی. اکنون همۀ ما در پیشگاۀ خدا حضور داریم تا به همه چیزهایی که خداوند به تو امر کرده است، گوش دهیم.» ۳۴ پس پِطرُس به سخنرانی آغاز کرد و چنین گفت: «من به این حقیقت پی بُرده ام که خدا بین انسانها فرق نمی گذارد ۳۵ اما هر کس از هر قوم که باشد، اگر از خدا بترسد و نیکویی را پیشه گیرد، مورد قبول خداست. ۳۶ کلامی که خدا به مردم اسرائیل به وسیلۀ عیسای مسیح که سَروَر همه است فرستاد، خبر خوش صلح و سلامتی می باشد. ۳۷ طوری که شما خود می دانید، این کارها و سخنان از جلیل شروع شد و در همۀ یهودیه پخش گردید. آغاز اصلی آن پس از موعظۀ تعمید به وسیلۀ یحیی بود ۳۸ که چگونه خدا، عیسای ناصری را با روح مقدس و قدرت مسح کرد. عیسی به همه جا رفته اعمال نیک انجام می داد و همه کسانی را که اسیر قدرت شیطان بودند رهایی داده و شِفا می بخشید، زیرا که خدا با او بود. ۳۹ ما شاهد همۀ آن کارهایی هستیم که عیسی در سرزمین یهودیان و در اورشلیم انجام داد، اما آنها عیسی را بر صلیب میخکوب کرده و کُشتند. ۴۰ لیکن خدا او را در روز سوم از مرگ برخیزانید و به مردم نمایان ساخت، ۴۱ اما نه به همه بلکه تنها شاهدانی که خدا آنها را از پیش برگزیده بود؛ یعنی ما که پس از زنده شدن عیسی از مُرده گان، با او خوردیم و نوشیدیم. ۴۲ عیسی به ما فرمان داد که به مردم موعظه کنیم و شهادت دهیم که خدا او را داور زنده گان و مُرده گان مقرر نموده است. ۴۳ تمام پیامبران به او شهادت می دهند که از طریق نام عیسی هر کس که به او ایمان آورد، بخشایش گناهان را حاصل خواهد کرد.» ۴۴ پِطرُس هنوز به این سخنان ادامه می داد که روح مقدس بر همه کسانی که سخنان او را می شنیدند، نازل شد. ۴۵ ایمانداران یهودی که همراه پِطرُس از یافا آمده بودند، حیران ماندند که هدیۀ روح مقدس به مردم غیر یهود نیز داده شده است. ۴۶ زیرا شنیدند که آنها به زبانهای عجیب سخن می گویند و خدا را ستایش می کنند. آنگاه پِطرُس گفت: ۴۷ «حال که ایشان هم مانند ما روح مقدس را یافته اند، آیا کسی می تواند مانع تعمید آنها در آب شود؟» ۴۸ پس پِطرُس امر کرد که آنها را به نام عیسای مسیح تعمید دهند. آنگاه آنها از پِطرُس خواهش کردند که چند روزی مهمان شان باشد.

۱ پس از روز سَبَت، سحرگاه روز یکشنبه، مریم مَجدَلیه و آن مریم دیگر به دیدن قبر رفتند. ۲ ناگهان زلزلۀ شدیدی رُخ داد، زیرا فرشتۀ خداوند از آسمان پایین شده به سوی سنگ آمد و آن را به یک طرف انداخته بر روی آن نشست. ۳ صورت او مانند رعد و برق می درخشید و لباسهایش مانند برف سفید بود. ۴ از دیدن این واقعه نگهبانان از ترس لرزیده و مانند مُرده گان به زمین افتادند. ۵ آنگاه فرشته به زنان گفت: «نترسید، شما عیسای ناصری را می پالید که بر صلیب کُشته شده بود. ۶ او اینجا نیست. چنان که خود او گفته بود، زنده شده است. بیایید و جایی را که او خوابیده بود، ببینید، ۷ زود بروید و به شاگردان او بگویید که او از مرگ برخاسته است، او پیش از شما به جلیل خواهد رفت و شما او را در آنجا خواهید دید. توجه کنید که من این را به شما گفته ام.» ۸ آنها در حالی که ترسیده بودند، با بسیار خوشی قبر را با عجله ترک کردند و دوان دوان رفتند تا این خبر را به شاگردان برسانند. ۹ در راه ناگهان عیسی را دیدند که با آنهاست و می گوید: «سلام بر شما!» زنان پیش پاهای او به خاک افتادند و او را سجده کردند. ۱۰ آنگاه عیسی به آنها گفت: «نترسید، بروید و به برادران من بگویید که به جلیل بروند و در آنجا مرا خواهند دید.» ۱۱ وقتی زنان از آنجا حرکت کردند، عده یی از نگهبانان به شهر رفته آنچه را که واقع شده بود، به سران کاهنان خبر دادند. ۱۲ سران کاهنان پس از ملاقات و مشورت با بزرگان قوم، پول زیادی به عسکران دادند ۱۳ و به آنها گفتند که بگویید: «شاگردان او در شب آمدند و هنگامی که ما خواب بودیم، جسد را ربودند. ۱۴ و اگر این موضوع به گوش والی رسید، خود ما او را قانع می سازیم و شما در امان خواهید بود، در این مورد تشویش نکنید.» ۱۵ پس نگهبانان پول را گرفته همان طور که به آنها گفته بودند، عمل کردند و این گفته ها تا به امروز در بین یهودیان شایع است. ۱۶ پس آن یازده شاگرد به آن تپه ای در جلیل که عیسی به آنها نشانی آن را گفته بود، رفتند. ۱۷ وقتی آنها عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. اما بعضی از آنها هنوز شک داشتند. ۱۸ آنگاه عیسی پیش آمد و با آنها صحبت کرده گفت: «تمام قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است. ۱۹ پس بروید، همۀ ملتها را شاگرد من سازید، آنها را به نام پدر و پسر و روح مقدس تعمید دهید ۲۰ و به آنها تعلیم دهید که همه چیزهایی را که به شما فرمان داده ام، انجام دهند و به یاد داشته باشید که من هر روزه تا به ابد با شما هستم.»

اعمال رسولان ۱۰:۳۶ · متی ۲۸:۲۰ · TDV

دیوید لیوینگستون، مبلغ و کاوشگر اسکاتلندی، از آفریقا به مرخصی آمده بود و در دانشگاه گلاسکو برای دانشجویان سخنرانی می‌کرد. آنها برای اعطای افتخاری به این مرد بزرگ جمع شده بودند. وقتی او برای سخنرانی ایستاد، سکوت بر آنها شد؛ در برابر آنها مردی ایستاده بود که در کاوش آفریقا، تلاش‌هایش برای پایان دادن به تجارت برده، و تمایلش برای آوردن انجیل به این قاره، رنج‌ زیادی کشیده بود. او از مالاریا و ‌ مختلف دیگر رنج می‌برد، بازویش که در برخورد با یک خرد شده بود، بی‌حرکت در کنارش آویزان بود. فرسودگی چنین پرمشقتی بر ‌اش نقش بسته بود. او به دانشجویان گفت که به زودی بدون هیچ تردیدی به آفریقا بازخواهد گشت.

دلیل اینکه او می‌توانست چنین کاری کند، به خاطر وعده بود: «هان، من همیشه با شما هستم، حتی تا پایان جهان» (). این آیه در دفتر خاطرات او خط کشیده شده بود، و او در مورد آنها به دانشجویان چنین اظهار نظر کرد: «این کلام یک جنتلمن با دقیق‌ترین و مقدس‌ترین شرافت است!»

وعده در اندکی قبل از اینکه او این جهان را ترک کند و به جایگاه شایسته خود در در دست راست خدا برود، به شاگردانش داده شد. اگرچه این یک کلی است که خدا همیشه با قوم خود است، اما یک ویژگی خاص با این وعده در مرتبط است. به شاگردانش گفت که «تمام قدرت در و به من داده شده است.» او همه چیز است (). این اقتدار برای کسانی که به او می‌کنند خواهد شد. ما نیازی به نداریم وقتی به نام او پیش می‌رویم، مهم نیست که کار چقدر بزرگ یا کوچک باشد، چه در جبهه داخلی و چه در میدان مأموریت. حضور او با ما خواهد بود. ما «کلام یک جنتلمن با دقیق‌ترین و مقدس‌ترین شرافت» را داریم.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • دسم ۱۷, ۲۰۲۵

    در تیتوس، اشاره دیگری به تیخیکوس می‌یابیم. رسول می‌نویسد که او دو برادر را برای فرستادن...

  • دسم ۱۶, ۲۰۲۵

    ما می‌خواهیم به مردی به نام تیخیکوس بپردازیم. او یکی از هفت برادری است که در عهد جدید...

  • دسم ۱۴, ۲۰۲۵

    چگونه می‌توانید مطمئن باشید که ایمان درستی دارید؟ خب، اعتماد خود را به شخص درست – به پسر...

  • دسم ۱۲, ۲۰۲۵

    در بسیاری از نقاط جهان، ساعت تابستانی هنوز اجرا می‌شود، و چه این عمل را مفید بدانید یا...

  • دسم ۱۱, ۲۰۲۵

    این شخصیت شما به عنوان مسیحیان است: شما باید مانند مردمی باشید که منتظرند، ارباب خانه به...