خداوند نزدیک است — ۱۱ اکتوبر ۲۰۲۵: داوران ۵:۱۷

خداوند نزدیک استفرانک اولریش

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ بعد از وفات یوشع، قوم اسرائیل از حضور خداوند مشورت خواسته پرسیدند: «کدام قبیله اول به جنگ کنعانیان برود؟» ۲ خداوند فرمود: «قبیلۀ یهودا باید اول برود و من آن سرزمین را به آن ها می دهم.» ۳ پس قبیلۀ یهودا به قبیلۀ شَمعون گفت: «به جاییکه برای ما تعیین شده است بیائید تا با کنعانیان جنگ کنیم. بعد ما به کمک شما می آئیم تا حق زمین خود را به دست آورید.» پس سپاه شَمعون با عساکر یهودا یکجا شده براه افتادند. 4‏-6 و به کمک خداوند، کنعانیان و فِرزِیان را شکست دادند و در نتیجه، ده هزار نفر از دشمنان را در بازِق بقتل رساندند. ادونی بازِق فرار کرد، اما عساکر اسرائیلی بزودی او را یافتند و شست دست و پای او را بریدند. 7 ادونی بازِق گفت: «من به همین طور شست دست و پای هفتاد پادشاه را بریدم. و آن ها خُرده های دسترخوان مرا می خوردند. بنابران، خدا مرا به جزای عملم رساند.» بعد او را به اورشلیم آوردند و او در همانجا مُرد. 8 عساکر یهودا شهر اورشلیم را تصرف کردند و باشندگان آن را با شمشیر کشتند. و شهر را آتش زدند. 9 سپس سپاه یهودا به جنگ کنعانیان که در کوهستان، در جنوب و در وادی زندگی می کردند، رفتند. 10 بعد با کنعانیان مقیم حِبرون که قبلاً قریۀ اَربع نامیده می شد، جنگ کردند و شیشای، اخیمان و تَلمَی را شکست دادند. 11 از آنجا به شهر دَبیر حمله کردند. (نام دَبیر پیش از آن قریۀ سَفیر بود.) 12 کالیب گفت: «هر کسیکه قریۀ سَفیر را فتح کند من دختر خود، عَکسه را به او می دهم.» 13 و عُتنِئیل پسر قناز، برادر کوچک کالیب آن شهر را فتح کرد و کالیب دختر خود را به او داد. 14 وقتی پیش او آمد، عَکسه او را تشویق کرد که از پدرش، کالیب یک مزرعه را بخواهد. عَکسه از الاغ خود پیاده شد و کالیب از او پرسید: «چه می خواهی؟» 15 عَکسه گفت: «به من یک تحفه بده. چون مرا در جنوب زمین دادی، پس چند چشمۀ آب هم برایم بده.» و کالیب چشمه های بالا و پائین را به او داد. 16 اولادۀ قَینی، از نسل خُسر موسی، با قبیلۀ یهودا از اریحا به بیابان یهودا که در جنوب عَراد است، رفتند و با مردم آنجا زندگی کردند. 17 بعد سپاه یهودا با همراهی عساکر شَمعون به جنگ کنعانی های که در شهر صَفَت زندگی می کردند، رفتند. و آن شهر را بکلی ویران کردند و نامش را به حُرما (یعنی ویران) تبدیل نمودند. 18 عساکر یهودا همچنین غزه، اَشقَلُون، عِقرون و دهات اطراف آن ها را تصرف کردند. 19 و خداوند در تصرف کوهستان به آن ها کمک کرد. اما آن ها نتوانستند باشندگان وادی را بیرون برانند، زیرا آن ها عراده های جنگی آهنی داشتند. 20 شهر حِبرون را، قرار هدایت موسی، به کالیب دادند و سه پسر عَناق را از آنجا بیرون راندند. 21 اما مردم بنیامین یبوسیان مقیم اورشلیم را خارج نکردند، بنابران، آن ها تا به امروز با مردم بنیامین زندگی می کنند. 22 مردم قبیلۀ یوسف هم رفتند و به شهر بیت ئیل حمله کردند و خداوند با آن ها بود. 23 آن ها جاسوسانی را به بیت ئیل، که حالا بنام لوز یاد می شود، فرستادند. 24 جاسوسان مردی را دیدند که از شهر خارج می شود. آن ها پیش او رفتند و گفتند: «اگر راه ورود شهر را به ما نشان بدهی ما با تو بخوبی رفتار می کنیم.» 25 آن مرد راه را به آن ها نشان داد. آن ها رفتند و همۀ مردم شهر را کشتند، اما آن مرد و خانواده اش را رها کردند. 26 بعد آن مرد به کشور حِتیان رفت و در آنجا شهری را آباد کرد و آنرا لوز نامید که تا به امروز به همین نام یاد می شود. 27 مردم قبیلۀ مَنَسّی باشندگان بیت شان، تَعنَک، مِجِدو، دور، یِبلعام و دهات اطراف آن ها را بیرون نکردند، بنابران، کنعانیان در همانجا ماندند. 28 و چون قوم اسرائیل قویتر شدند، آن ها را وادار به کارهای اجباری ساختند، اما آن ها را مجبور نکردند که از آنجا خارج شوند. 29 مردم قبیلۀ افرایم هم کنعانیان مقیم جازِر را بیرون نراندند و آن ها با مردم افرایم به زندگی ادامه دادند. 30 مردم قبیلۀ زبولون هم باشندگان فِطرون و نَهلول را خارج نکردند، بنابران، کنعانیان در همانجا باقی ماندند و کارگران اجباری بنی اسرائیل شدند. 31‏-32 مردم قبیلۀ اَشیر هم باشندگان شهرهای عَکو، سِیدون، اَحلَب، اَکزِیب، حَلبه، عَفیق و رِحوب را بیرون نکردند، بنابران، مردم اَشیر با کنعانیان باشندۀ آنجا یکجا زندگی می کردند. 33 مردم قبیلۀ نفتالی هم باشندگان شهرهای بیت شمس و بیتعَنات را بیرون نراندند و با کنعانیان آن دو شهر یکجا زندگی می کردند، ولی ساکنان آن دو شهر مجبور بودند که برای مردم نفتالی خدمت کنند. 34 اما اموریان مردم قبیلۀ دان را در کوهستان راندند و به آن ها اجازه نمی دادند که به وادی بیایند. 35 وقتیکه اموریان به اَیَلون، شِعَلبیم و کوه حارَس پراگنده شدند، مردم قبیلۀ یوسف قویتر شد و آن ها را شکست دادند. و اموریان کارگران اجباری آن ها شدند. 36 سرحد اموریان از درۀ عَقرَبیم تا سالع و بالا تر از آن می رسید.

۱ بعد در همان روز دبوره و باراق پسر اَبینوعَم این سرود را خواندند: ۲ «خدا را ستایش کنید! رهبران شجاعانه به جنگ رفتند، و مردم با میل دل از آن ها پیروی نمودند. ۳ ای پادشاهان بشنوید و ای حاکمان گوش بدهید! من برای خداوند سرود می خوانم و برای خداوند، خدای اسرائیل نغمه می سرایم. ۴ ای خداوند، وقتی از سعیر ما را رهبری کردی و هنگامی که از صحرای ادوم گذشتی، زمین لرزید. از آسمان ها باران بارید و از ابر ها بارش آمد. ۵ کوهها در برابر خداوندِ سینا تکان خوردند و در برابر خداوند، خدای اسرائیل به لرزه آمدند. ۶ در ایام شَمجَر پسر عَنات و در دوران یاعیل جاده ها متروک شدند و مسافران براه کج و پیچ رفتند. ۷ حکمرانان در اسرائیل نایاب و نابود شدند تا اینکه تو ای دبوره، به عنوان مادر اسرائیل ظهور کردی. ۸ چون قوم اسرائیل خدایان نو را قبول کردند، جنگ به دروازۀ شهر رسید. و در بین چهل هزار مرد اسرائیل هیچ سپر و نیزه ای یافت نمی شد. ۹ رهبران اسرائیل را دوست دارم که خود را با میل و رغبت وقف مردم کردند. خداوند را ستایش کنید. ۱۰ ای کسانی که بر الاغهای سفید سوار هستید و بر قالین های رنگین و گرانبها می نشینید و شما ای رهروان، در ستایش خداوند همنوا شوید. ۱۱ نوازندگان در کنار چشمه ساران نوای فتح و ظفر خداوند را زمزمه می کنند. و قصیدۀ کارهای عادلانۀ خداوند را می خوانند.مردان خداوند با پیروزی به دروازه های شهر رسیدند. ۱۲ بیدار شو ای دبوره! بیدار شو! بیدار شو، بیدار شو و زمزمه کن! بیدار شو ای باراق! ای پسر اَبینوعَم! اسیران را به اسارت ببر! ۱۳ آنگاه مردم وفادار از کوه پائین شدند و قوم خداوند بخاطر من بسوی زورمندان قدم برداشتند. ۱۴ مردم افرایم از سرزمین عمالیق آمدند و مردمان بنیامین با پیروانت همراهی کردند. از ماخیر حاکمان و از زبولون سرداران سپاه آمدند. ۱۵ رهبران ایسَسکار با دبوره و باراق آمدند و به وادی هجوم آوردند. اما در بین قبیلۀ رؤبین نفاق بود و باهم دعوا داشتند. ۱۶ چرا در بین طویله ها معطل شدی؟ برای اینکه نوای نَی را بشنوی؟ بلی، در بین مردم رؤبین نفاق بود و باهم دعوا داشتند. ۱۷ جِلعاد به آن طرف دریای اُردن ماند. دان چرا پیش کشتی ها معطل شد؟ اَشیر در کنار ساحل، آرام نشست و در بندرها ساکن شد. ۱۸ مردم قبایل زبولون و نفتالی زندگی خود را در میدان جنگ در خطر انداختند. ۱۹ پادشاهان آمدند و جنگیدند. پادشاهان کنعان در تَعنَک و چشمه های مِجِدو جنگ کردند، اما غنیمتی از نقره به دست نیاوردند. ۲۰ ستارگان از آسمان جنگ کردند، آن ها از مدار خود با سِیسَرا جنگیدند. ۲۱ دریای خروشان قیشون آن ها را در ربود. ای جان من، با شجاعت قدم بردار! ۲۲ بعد صدای بلند سُم اسپان دشمنان شنیده شد. ۲۳ فرشتۀ خداوند می گوید که میروز را لعنت کنید. به باشندگان آن بسختی نفرین نمائید، زیرا آن ها برای کمک به خداوند نیامدند و در جنگ با دشمنانش به او مدد نکردند. ۲۴ خوشا بحال یاعیل، زن حابر قَینی! او از تمام زنان خیمه نشین زیادتر برکت ببیند. ۲۵ سِیسَرا آب خواست و یاعیل شیر و قیماق را در جام شاهانه به او داد. ۲۶ بعد میخ خیمه و چکش کارگر را گرفت و در شقیقۀ سِیسَرا فروبُرد. سرش را شکست و شقیقه اش را شگافت. ۲۷ او پیش پایش خَم شد و افتاد. بلی، در پیش پایش، در جائیکه خَم شد، افتاد و مُرد. ۲۸ مادر سِیسَرا از راه کلکین می دید و از شبکۀ کلکین نگاه می کرد و منتظر آمدن او بود. گفت: «چرا عرادۀ او در آمدن تأخیر کرد؟ چرا آواز ارابه های عراده اش نمی آید؟» ۲۹ خانمهای دانشمندش به او جواب دادند و او سخنان آن ها را پیش خود تکرار می کرد و می گفت: ۳۰ «آن ها غنیمت بسیار گرفته اند و البته وقت زیاد به کار دارد تا آنرا تقسیم کنند. یک یا دو دختر نصیب هر مرد می شود. غنیمت لباسهای رنگارنگ برای سِیسَرا خواهند آورد. غنیمت لباسهای رنگارنگ و خامکدوزی بر گردن اسیران.» ۳۱ ای خداوند، همه دشمنانت هلاک باد. اما دوستدارانت مثل آفتاب با قدرت تمام بدرخشند.» بعد از آن مدت چهل سال آرامش در آن سرزمین برقرار بود.

۱ این نامه از طرف یهودا، غلام عیسای مسیح و برادر یعقوب، به کسانی که فرا خوانده شده و محبوب خدای پدر هستند و در عیسای مسیح محفوظ اند، نوشته شده است. ۲ رحمت، صلح و محبت در میان شما روز افزون باد. ۳ دوستان عزیز، من بسیار علاقه داشتم که بیشتر دربارۀ نجاتی که همۀ ما در آن شریک هستیم به شما بنویسم اما این ضرورت را احساس کردم که باید شما را تشویق کنم تا از ایمانی که خدا یکبار و برای همیشه به ایمانداران خود بخشیده است، دفاع نمایید. ۴ زیرا یک تعداد اشخاص خدا ناشناس که محکومیت شان مدتها قبل در نوشته های پیامبران پیشگویی شده است، مخفیانه در میان ما رخنه کرده اند و فیض خدای ما را بهانه یی برای کارهای شهوت انگیز خود قرار می دهند و عیسای مسیح، یگانه سَروَر و خداوند ما را انکار می کنند. ۵ اگر چه شما این حقیقت را می دانید اما باز هم می خواهم به یاد تان بیاورم که خداوند چگونه مردم اسرائیل را از مصر بیرون آورد اما بعدها کسانی را که ایمان نداشتند، نابود ساخت. ۶ همین گونه خدا آن فرشته گانی را که مقام والای خود را حفظ نکرده و جایگاه اصلی خویش را ترک کردند، در زنجیرهای ابدی در تاریکی ترسناک نگهداشت تا در روز بزرگ داوری محکوم شوند. ۷ همین طور مردم شهرهای سُدوم و عموره و شهرهای نزدیک به آنها که خود را به بد اخلاقی جنسی و شهوترانی مصروف ساخته بودند، حالا به عنوان عبرت برای همه، در آتش ابدی مجازات می گردند. ۸ همین گونه مردم این زمانه نیز طبق خوابهایی که می بینند بدنهای خویش را با بد اخلاقی، نجس می سازند. آنها اقتدار خداوند را انکار کرده و به موجودات آسمانی توهین می کنند. ۹ در حالی که حتی میکائیل، رئیس فرشته گان، وقتی بر سر جسد موسی با شیطان مجادله می کرد، جرأت نداشت او را با کلمه های بد محکوم کند بلکه فقط گفت: «خداوند تو را سرزنش کند.» ۱۰ ولی این آدمها دربارۀ چیزهایی که هیچ نمی فهمند، بی حرمتی می کنند و آنچه آنها می دانند، چیزهایی است که مانند حیوانات وحشی مطابق طبیعت شان درک می کنند و این چیزها خود شان را نابود می سازد. ۱۱ وای به حال آنها! زیرا راه قائن را پیش گرفته اند، مانند بِلعام برای فایدۀ خود، راه نادرست را دنبال می کنند و مانند قورَح که یاغی شد، از بین می روند. ۱۲ آنها مانند صخره های دریایی خطرناک هستند، زیرا در مجالس مشارکت شما با بی پروایی می خورند و می نوشند و مانند چوپانان خود خواه فقط در فکر خود هستند. آنها مانند ابرهای بی بارانی هستند که با باد هر سو رانده می شوند. آنها دو بار مُرده و مانند درختهایی هستند که در هیچ فصلی میوه نمی دهند و از ریشه کنده شده اند. ۱۳ آنها مانند موجهای پُر تلاطم بحر هستند که کارهای شرم آور شان مانند کف روی بحر نمایان می شود. آنها مانند ستاره گان سرگردانی هستند که تاریکی ترسناک در انتظار آنهاست. ۱۴ خنوخ که نسل هفتم بعد از آدم بود، دربارۀ این مردم چنین پیشگویی کرده بود: «ببینید، خداوند با ده ها هزار فرشته گان مقدس خود می آید، ۱۵ تا بر همه مردم داوری کند و همۀ گناهکاران را که از روی خدا ناشناسی دست به کارهای شیطانی زده اند و همۀ سخنان زشتی را که گناهکاران خدا ناشناس برضد خدا گفته اند، محکوم سازد.» ۱۶ این اشخاص شکایت کرده، از دیگران عیب جویی می نمایند و از خواهشهای نفسانی خویش پیروی می کنند. لافهای بیجا از زبان شان جاری بوده و برای منفعت خود نزد دیگران چاپلوسی می کنند. ۱۷ اما شما، ای عزیزان، پیشگویی های رسولان سَروَر ما عیسای مسیح را به یاد بیاورید ۱۸ که گفته بودند: «در روزهای آخر کسانی پیدا خواهند شد که شما و ایمان تان را مسخره خواهند کرد و فقط از روی خواهشهای نفسانی خود پیروی خواهند نمود.» ۱۹ چنین اشخاص همان کسانی هستند که تفرقه می اندازند. آنها پیرو نفس خود هستند و روح مقدس را با خود ندارند. ۲۰ ای عزیزان، خود را با ایمان مقدس تان پرورش دهید و با هدایت روح مقدس دعا نمایید. ۲۱ در محبت خدا محکم بمانید و به رحمت سَروَر ما عیسای مسیح نظر اندازید که به شما زندگی ابدی می بخشد. ۲۲ به کسانی که هنوز دچار شک و تردید هستند، مهربانی نمایید. ۲۳ کسانی را که در آتش افتاده اند، نجات دهید. در برابر دیگران با خدا ترسی مهربانی کنید و خود را از گناه دور نگهدارید. حتی از لباسهایی که با شهوتهای نفسانی آلوده شده اند، نفرت داشته باشید. ۲۴ اکنون بر خدا که قادر است شما را از لغزش نگهدارد و شما را بی عیب و شادمان در حضور پُر جلال خود قرار دهد، ۲۵ بر آن خدای یکتا که به وسیلۀ سَروَر ما عیسای مسیح، نجات دهندۀ ماست، جلال، عظمت، قوت و قدرت باد، از ازل تا به امروز و از امروز تا به ابد! آمین.

داوران ۱:۳۴ · داوران ۵:۱۷ · یهودا ۳ · TDV

تحت فشار بود. یک بار دیگر حمله دشمنان قرار گرفته بودند، این بار توسط ، ، و فرمانده ارتش او .

پس از اینکه پیروزی را به داد، – نبیه و – و باراق سرودی خواندند. آن، آنها نحوه پاسخ هر یک از قبایل به ندای پیوستن به جنگ را توصیف کردند. برخی نبرد شرکت کرده بودند، برخی دیگر امتناع ورزیده بودند.

جِلعاد دومی را انجام داده بود. این نام یک منطقه اینجا به قبیله جاد که آنجا می‌کرد و نیم قبیله مَنَسّه که رود باقی مانده بودند، زمانی که سرزمین فتح شده بود، اشاره دارد. حتی آن ، آنها تعهد و علاقه کافی برای تصرف خود سرزمین موعود نشان نداده بودند. و اکنون؟ آنها آن سوی استراحت می‌کردند. این یک استراحت تنبلانه بود، امتناع از جنگ. آنها نمی‌خواستند مزاحم شوند.

قبیله بر کشتی‌ها ماند. او به قبایل دیگر سرزمین پیوسته بود، اما دشمنان را قلمرو قبیله‌ای خود شکست نداده بود. عوض، او به اَموریان اجازه داده بود که او را به کوهستان برانند ( ۱:۳۴). ‌ها نمی‌دانستند چگونه از قدرت خدا استفاده کنند، و بنابراین حتی اکنون نیز به جای جنگیدن، به کشتی‌ خود عقب‌نشینی کردند.

اَ منطقه مسکونی خود را دریای مدیترانه داشت، که از نظر چشم‌انداز جذاب و برای تجارت با کشتی مساعد بود. و بنابراین باید طبق خواسته‌ آنها باقی می‌ماند. این قبیله « ‌ خود اقامت گزید.»

همه چهار و نیم قبیله برای منافع خدا و نیازهای قوم او بی‌فایده بودند. نامه خود، از سوی دیگر، بهانه‌ای را نمی‌پذیرد وقتی ما را به «جدیّت دفاع از ایمانی که یک بار برای همیشه به سپرده شد» ( ۳) فرا می‌خواند. آیا ما ندا را می‌شنویم و پاسخ می‌دهیم، یا راحتی و استراحت خود را ترجیح می‌دهیم؟

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اکتوبر ۱۰, ۲۰۲۵

    مردی که این را نوشت، در جای دیگری درباره خود گفت: «در مورد عدالتی که در شریعت است،...

  • اکتوبر ۹, ۲۰۲۵

    مزمور ۱۳۲ نشان می‌دهد که داوود از جوانی آرزو داشت معبدی شایسته تابوت خدا، نماد حضور خدا...

  • اکتوبر ۸, ۲۰۲۵

    نام حنانیا شکل یونانی نام عبری حنانیا، یکی از دوستان دانیال (دانیال ۱:۶) است و احتمالاً...

  • اکتوبر ۶, ۲۰۲۵

    آمرزش! چه کلمه شگفت‌انگیزی. نهاد قربانی گناه حداقل دو هدف را دنبال می‌کند. اول، به قوم...

  • اکتوبر ۵, ۲۰۲۵

    در آیات ۴ و ۵، خداوند عیسی به عنوان شاهد امین، نخست‌زاده از مردگان، و حاکم بر پادشاهان...

  • اکتوبر ۴, ۲۰۲۵

    قصد یوسف از تند صحبت کردن با برادرانش و درخواست بازگشت آنها با برادر کوچک‌ترشان، این بود...