مسابقهای هست که باید دوید. مسابقهای هست که باید دوید و قیمتی که باید پرداخت. مسابقهای هست که باید دوید و زمان در حال از دست رفتن است. جایزهای که پیش روی شماست، تاج پیروزی. مسابقهای هست که باید دوید و قیمتی که باید پرداخت. مسابقه زمانی آغاز شد که شما عیسی را خواندید. نجات رایگان است، اما زندگی آن باید زیسته شود. به سوی نشان فراخوان بلند او فشار آورید. وزنهها و هر گناهی را کنار بگذارید. بیایید با استقامت مسابقهای را که پیش روی ماست بدویم. تاجی در انتظار شماست. بگذارید خدا آنچه را که آغاز کرده است به پایان برساند. فقط مبارزه خوب را بجنگید و مسیر خود را به پایان برسانید. در مسابقه وفادارانه خود برکت بکارید. و زمان شکرگزاری خود را بگیرید و بدوید و هرگز رها نکنید. زیرا زمان آن است که شما بهترین را انتخاب کنید و بقیه را رها کنید. زیرا مسابقهای هست که باید دوید و قیمتی که باید پرداخت. جایزهای پیش روی شماست، تاج پیروزی. مسابقهای هست که باید دوید و جایزهای که باید پرداخت. تاجی از طریق فیض به شما پیشنهاد میشود، تاجی که باید در پای خداوند انداخته شود. مسابقهای که باید با زندگی ابدی در انتظار کسانی که در انتظار کسانی که ایمان دارند، دوید. آمین.
عصر بخیر. بیایید در دعا به خداوند نگاه کنیم. خدای ما و پدر ما، ما برای چنین نجاتدهندهای مانند خداوند عیسی هللویا میگوییم. ما هللویا میگوییم که کلام خود را به ما دادهاید. ما دعا میکنیم که امشب ما را از طریق آن هدایت کنید. ما در نام عیسی از شما سپاسگزاریم. آمین.
خب، ما مدتی است که به آیاتی نگاه میکنیم که به مثالها و تشبیهها، نمادگراییهایی که خداوند برای کمک به ما در درک چیزهای روحانی استفاده میکند، میپردازند. و امشب میخواهیم با آن ادامه دهیم، و میخواهیم در مورد ورزش صحبت کنیم. حالا، چه کسی فکر میکرد که ورزش یا دو و میدانی بخشی از پیام کتاب مقدس باشد؟ اما آنها در کتاب مقدس هستند. و خدا از ورزش، از دو و میدانی، به ویژه دویدن، مسابقه، و کشتی یا مبارزه استفاده میکند. او از این دو تشبیه برای کمک به ما در درک زندگی مسیحی استفاده میکند. و این چیزی است که ما میخواهیم امشب به آن نگاه کنیم.
بنابراین، ابتدا میخواهم اول تیموتائوس ۴:۸ را بخوانم. میگوید: «زیرا ورزش بدنی کمی سود دارد، اما خداپرستی برای همه چیز سودمند است، هم در این زندگی و هم در زندگی آینده.» پس، خداپرستی چیست؟ ما میبینیم، ما میدانیم ورزش بدنی چیست، اما خداپرستی چیست؟ خب، خداپرستی ورزش روحانی است. خداپرستی زندگی برای خداست. و کتاب مقدس زندگی مسیحی، یک زندگی مسیحی خداپرستانه را به عنوان یک مسابقه پیش روی ما قرار میدهد. درست مانند هر مسابقهای که یک مسابقه زمانبندی شده است، ما فقط همین قدر زمان اینجا داریم. میدانید، مرا به یاد مخفف کتاب مقدس میاندازد: دستورالعمل اساسی قبل از ترک زمین. خب، ما نمیدانیم چه زمانی زمین را ترک خواهیم کرد. ما امیدواریم که خداوند امشب بیاید، هللویا. اما، ما نمیدانیم چه زمانی زمین را ترک خواهیم کرد. و بنابراین، ما مقدار محدودی زمان داریم. زمانی آغاز میشود که نجات ما آغاز میشود، تا آنجا که به زندگی برای خداوند مربوط میشود، تا آنجا که به دویدن مسابقه روحانی ما مربوط میشود، زمانی آغاز میشود که ما نجات مییابیم، و محدودیتی بر آن وجود دارد. ما نمیدانیم آن محدودیت چیست. و بنابراین، این یک تشبیه عالی است. این نکته من است. تشبیه عالی در استفاده از دو و میدانی، یک مسابقه، برای توصیف زندگی مسیحی.
در عبرانیان ۱۲:۱ میگوید: «پس چون ما نیز با چنین ابری از شاهدان احاطه شدهایم.» شاهدان از شاهدان ایمان هستند، از زندگی با ایمان در فصل ۱۱، که چگونه این تنها راه زندگی است. میگوید که ما با چنین ابری از شاهدان احاطه شدهایم، «بیایید هر وزنه و گناهی را که به آسانی ما را درگیر میکند، کنار بگذاریم، و بیایید با صبر مسابقهای را که پیش روی ماست بدویم.» همه ما مسابقهای پیش روی خود داریم، و ما باید آن مسابقه را بدویم. این برای چند مسیحی نیست. این زندگی مسیحی به عنوان یک مسابقه تصویر شده است. اوه، دوست من، این را درک کن. این بسیار، بسیار مهم است.
و بنابراین، وقتی به آن به عنوان یک مسابقه فکر میکنید، او میگوید: «میدانید، وقتی به یک مسابقه میروید، وزنه برنمیدارید. وزنه روی خود نمیگذارید. شاید وقتی در حال تمرین هستید، اما وقتی میخواهید یک مسابقه بدوید، نه. میخواهید تا حد امکان سبک باشید.» و بنابراین، آن وزنهها را رها کنید. میدانید، ما در مورد ورزش و دو و میدانی صحبت میکنیم. برای بسیاری از مردان، و شاید برخی از زنان، ورزش یک وزنه است. گناه نیست، اما یک وزنه است. چیزی است که زمان زیادی با آن صرف شده است، و شما را از استفاده از آن در چیزهای دیگر که خداپرستانهتر، سودمندتر هستند، باز میدارد. این به معنای این نیست که ورزش مشکلی دارد. فقط به این معناست که هر کاری که میکنید، باید آن را با اعتدال انجام دهید، با این دیدگاه نهایی که در حال تمرین هستید. همیشه به یاد داشته باشید که در حال تمرین هستید.
و سپس ادامه میدهد، میگوید که ما گناهان خاصی داریم که به آسانی میتوانند ما را درگیر کنند، و ما باید از شر آنها خلاص شویم. و بنابراین، میدانید، ممکن است ما غیبتکننده باشیم. ممکن است ما مادیگرا باشیم. میدانید، ممکن است هزاران چیز باشد که ما درگیر آنها هستیم و درست نیستند. خب، ما نمیتوانیم این مسابقه را بدویم مگر اینکه با خداوند درست باشیم. و بنابراین، این بسیار، بسیار مهم است.
و سپس در فیلیپیان ۳ و آیه ۱۳، پولس این را میگوید: «برادران، من خود را به دست آورده نمیدانم، اما این یک کار را میکنم.» به این گوش دهید: «چیزهای پشت سر را فراموش کرده، و به سوی چیزهای پیش رو میرسم.» درست است؟ یعنی، اگر میخواهید یک مسابقه بدوید، به عقب نگاه نمیکنید. باید به جلو نگاه کنید. و او میگوید: «من به جلو نگاه میکنم.» و او میگوید: «من به سوی نشان برای جایزه فشار میآورم. هللویا. جایزه فراخوان بلند خدا در مسیح عیسی.» اوه، چه فراخوان بلندی داریم. خدا ما را قدیسان خوانده است. اوه، ستایش خداوند. او ما را سفیران مسیح، پسران خدا خوانده است. بسیاری از امتیازات عالی که ما به فیض در مسیح داریم. و پولس میگوید: «من به سوی نشان فشار میآورم. من به سوی نشان برای جایزه فشار میآورم.» ببینید، این تمرکز است. ما باید متمرکز باشیم. اگر مسیحی هستید، به همین دلیل آن وزنهها، ما میتوانیم وزنهها را کنار بگذاریم، زیرا وقتی در تمرین متمرکز هستیم، وقتی به عنوان یک مسیحی تمرین میکنید، چقدر مهم است که استقامت خود را بسازید و آن جایزه را بخواهید. سپس، و این، یعنی، این راهی است که خدا آن را پیش روی ما قرار میدهد تا ما بیحال نباشیم، تا ما تنبل نباشیم، تا ما فقط هر یکشنبه به کلیسا نرویم. نه، نه، نه، نه، نه. این زندگی مسیحی نیست.
و بنابراین، پولس ادامه میدهد، و من در اول قرنتیان فصل ۹ میخوانم. من چند آیه را همینجا میخوانم. اول قرنتیان ۹ آیه ۲۴. «آیا نمیدانید کسانی که...» اوه، باید این را بگویم. حالا، پولس به قرنتیان مینویسد. او در قرنت زندگی میکرد و مدتی خدمت میکرد. قرنت بازیهای خود را داشت، بازیهای رقابتی که در آنها شرکت میکردند. و بنابراین، همه تشبیههایی را که او در مورد دویدن یک مسابقه و در مورد کشتی گرفتن استفاده خواهد کرد، درک میکردند. این یک چیز بزرگ در بازیهای یونانی بود. و قرنت، البته، یونان بود، یونان امروزی.
آیه ۲۴. «آیا نمیدانید کسانی که در یک مسابقه میدوند، همه به جز یک نفر جایزه را دریافت میکنند.» حالا، این در یک مسابقه دنیوی است. فقط یک نفر روی سکو است. اما، او به همه این ایمانداران، همه این ایمانداران میگوید: «پس طوری بدوید که به دست آورید.» به عبارت دیگر، هر ایمانداری میتواند جایزه را بگیرد. هللویا.
آیه ۲۵. «و هر مردی که برای تسلط تلاش میکند یا در بازیها رقابت میکند، در همه چیز معتدل است.» باید خودکنترل باشید. یعنی، میدانید، وقتی در حال تمرین هستید، من کسی را میشناسم، در واقع پسرم، که وقتی آشپزی میکند، ترازو دارد. حالا، من هرگز کسی را ندیدهام که این کار را بکند. شاید بسیاری از مردم وقتی در حال تمرین هستند این کار را میکنند، اما او ترازو دارد. او غذای خود را وزن میکند. او دقیقاً میداند چه میخورد. بنابراین، وقتی در مورد تمرین جدی هستید، بر زندگی شما تأثیر میگذارد. یعنی، شما متمرکز هستید، و پولس متمرکز بود. او میگوید وقتی به دنبال بردن آن جایزه هستید، در همه چیز معتدل هستید. شما خودکنترل هستید. حالا، آنها این کار را برای به دست آوردن یک تاج فاسدپذیر انجام میدهند. به این گوش دهید: «اما ما یک تاج فسادناپذیر.» در واقع، این یکی از هفت تاجی است که او در مورد آن صحبت خواهد کرد. تاج فاسدپذیر، نه برای ما. فسادناپذیر. هللویا. تاجی که محو نمیشود. تاجی که هرگز کهنه نمیشود. شما میگویید این یک تاج از خداوند عیسی نیست. این چیزی نیست که در یک ویترین جایزه بگذارید. شما تاجهای خود را پیش او میاندازید. هللویا. در لحظهای به آن نگاه خواهیم کرد.
و بنابراین، پولس در آیه ۲۶ میگوید: «پس من چنین میدوم، نه به طور نامطمئن.» من چنین میدوم، اما متمرکز هستم. من مطمئن هستم. و سپس مثال را تغییر میدهد و میگوید تشبیه میگوید: «پس من میجنگم. من نیز میجنگم. نه مانند کسی که هوا را میزند.» من با باد بوکس نمیکنم. من هر ضربه را حساب میکنم. بنابراین، او، او یک دونده است، او یک کشتیگیر است، او یک مبارز است. او میگوید: «اما من بدن خود را تحت کنترل نگه میدارم. مبادا به هر وسیلهای، وقتی به دیگران موعظه کردهام، خودم رد شوم.»
حالا، این بسیار مهم است. میخواهم در مورد رد شدن به عنوان یک ایماندار چیزی بگویم. سامسون، به عنوان مثال، مرد ایمان بود. ما او را در عبرانیان فصل ۱۱ مییابیم. اما وقتی زندگی او را میخوانید، میدانید، او بارها خود را از زندگیای که خدا برای او داشت و جایزهای که میتوانست برنده شود، رد کرد. من سامسون را تحقیر نمیکنم، اما خدا داستان او را به ما میگوید، و در فصل ۱۶، فکر میکنم، از داوران، سامسون به آرایشگاه شیطان رفت، دلیله موهایش را کوتاه کرد، و او در نهایت با فلسطینیان پر شد که او را کور کردند و سپس او را به زندان انداختند و مانند یک گاو به او مهار بستند و او را به چرخاندن، آسیاب کردن گندم واداشتند. و بنابراین، او راه زیادی سقوط کرد. اما، میدانید، همیشه با خداوند بهبودی وجود دارد. هللویا. و او در نهایت فلسطینیان بیشتری را در مرگ خود میکشد تا در زندگی خود. این تصویری ضعیف از خداوند عیسی با بازوهای کشیده سامسون است که ستونها را میگیرد. اما، در هر صورت، فکر رد شدن است. و شما باید درک کنید که کتاب مقدس به ما قوانینی میدهد که چگونه باید رفتار کنیم، قوانین اخلاقی، چگونه باید به عنوان مسیحیان رفتار کنیم. میدانید، مسیحیانی هستند که در زنا شرکت دارند. آنها حتی نمیدانند که اشتباه است. آنها با هم زندگی میکنند. آنها حتی نمیدانند که به آن زنا میگویند. یعنی، بسیاری از کارهایی که مسیحیان انجام میدهند غیراخلاقی است و آنها حتی نمیدانند. درست است؟ یعنی، در مورد قمار چه؟ اوه، اوه، اوه، متاسفم که در مورد آن چیزی میگویم، اما کتاب مقدس در مورد قمار صحبت میکند. هر چیزی که شما را درگیر کند، نباید باشد.
پس، در دوم تیموتائوس ۲:۵، گوش کنید، همین چیزی که ما در مورد آن صحبت میکنیم. «و اگر مردی نیز در دو و میدانی رقابت کند، با این حال تاجگذاری نمیشود مگر اینکه طبق قوانین رقابت کند.» درست است؟ یعنی، شما در حال دویدن یک مسابقه هستید، نمیتوانید از مسیر خارج شوید و پیست را ترک کنید. نه، باید در مسیر بمانید. اما، چگونه میخواهید بدانید مسیر چیست؟ این کلام خداست. شما باید کلام خدا را بدانید. شما باید توسط کلام خدا اداره شوید. و بنابراین، او میگوید، شما تاجگذاری نخواهید شد مگر اینکه قوانین را بدانید و طبق قوانین بازی کنید.
و سپس تاج دوم، این تاج دوم از هفت تاج است. اول قرنتیان ۹:۲۵، ما به آن اشاره کردیم، خب، ما قبلاً آن را خواندیم. و آن تاج فسادناپذیر است. میدانید، و آن برای کسانی است که خودکنترلی و انضباط زندگی برای خداوند را تمرین میکنند.
تاج سوم در اول تسالونیکیان ۲:۱۹. و او در مورد این ایمانداران صحبت میکند. پولس میگوید: «زیرا امید ما چیست؟ شادی ما؟ تاج شادی ما؟ آیا شما در حضور خداوند عیسی که میآید نیستید؟» پولس میگوید: «گوش کنید. شما تاج شادی ما هستید. وقتی خداوند میآید و شما با او به جلال برده میشوید، این شادی قلبهای ماست. این تاج برنده روح است. هللویا. و میخواهم امشب به شما بگویم اگر بدون مسیح هستید، ما میخواهیم امشب نیز برنده روح باشیم. ما میخواهیم انجیل عیسی مسیح را به شما بدهیم. چگونه او برای گناهان شما مرد، دفن شد، در روز سوم دوباره برخاست، و به نام او آمرزش امشب به شما موعظه میشود. زندگی ابدی امشب از طریق مسیح به شما پیشنهاد میشود. شما فقط باید مسیح را بپذیرید. اوه، ستایش خداوند.
پس تاج بعدی تاج چهارم است. اول پطرس ۵:۴. «و هنگامی که شبان اعظم ظاهر شود، شما تاجی از جلال دریافت خواهید کرد که محو نمیشود.» خب، این تاجی برای کسانی است که مردم خدا را دوست دارند و به آنها اهمیت میدهند. حالا، ممکن است فکر کنیم که این واعظ، بزرگان هستند. گوش کنید، دوست من، ما باید به یکدیگر اهمیت دهیم. هر کس در بدن مسیح باید به یکدیگر اهمیت دهد. و بنابراین تاجی از جلال برای کسانی است که واقعاً بر دل خود دارند که به مردم خدا کمک کنند، آنها را تشویق کنند، فقط سعی کنند هر نیازی را که ممکن است داشته باشند برآورده کنند.
و سپس در یعقوب فصل ۱ آیه ۱۲، ما تاج پنجم را داریم. «خوشا به حال مردی که آزمایش را تحمل کند. زیرا وقتی آزمایش شود، تاجی از زندگی دریافت خواهد کرد که خداوند به کسانی که او را دوست دارند وعده داده است.» این تاج وفاداری است. ما از مشکلات عبور میکنیم و با ایمان با آنها روبرو میشویم. ما دم خود را بین پاهایمان نمیگذاریم و فرار نمیکنیم. ما سر خود را پایین نمیاندازیم و غرغر نمیکنیم و افسرده نمیشویم. نه. آنچه ما درک میکنیم این است که این مسابقهای است که ما در آن هستیم، و باید چشم خود را بر جایزه نگه داریم و اجازه ندهیم هیچ چیز، هیچ چیز ما را کند کند. ما فقط باید ادامه دهیم. ادامه دهیم. و اگر امشب از چیزی عبور میکنید، به یاد داشته باشید که در یک مسابقه هستید و فقط باید به جلو حرکت کنید. شما میگویید: «من قدرت ندارم.» اوه، دوست من، این عالی است. او گفت: «فیض من برای تو کافی است. قدرت من در ضعف کامل میشود.» شما فقط به او تکیه کنید و ادامه دهید. هللویا.
و سپس تاج ششم، مکاشفه ۲:۱۰، «از هیچ یک از چیزهایی که باید رنج ببرید نترسید. ببینید، شیطان برخی از شما را به زندان خواهد انداخت تا آزمایش شوید. و شما ۱۰ روز سختی خواهید کشید. تا مرگ وفادار باشید، و من تاجی از زندگی به شما خواهم داد.» حالا، ما قبلاً تاجی از زندگی را برای عبور از آزمایشها دیدیم، اما اکنون تاجی از زندگی با یک آزمایش ویژه تا مرگ است. این تاج شهید است. اوه، دوست من، امروز بسیاری از ایمانداران، به ویژه در کشورهای اسلامی، بودایی و هندو، وقتی برای مسیح میایستند، اوه، جان خود را به خطر میاندازند، و انبوهی از مردم در آن مکانها جان خود را از دست میدهند. آنها دریافت خواهند کرد، هللویا، تاج شهید را.
و سپس تاج هفتم دوم تیموتائوس ۴:۸ است. میدانید، پولس زندگی خود را زمانی که نجات یافت، با دویدن آن مسابقه آغاز کرد. و او میگوید: «میدانید، من به دنبال آن بودهام. من به پشت سر خود نگاه نمیکنم. من به پیش روی خود نگاه میکنم، و تمام عمرم به دنبال آن جایزه بودهام.» و او این را در پایان زندگی خود میگوید: «من مبارزه خوبی کردم، درست است؟» این فکر در مورد آن کشتی و آن مبارزه وجود دارد. «من مسیر خود را به پایان رساندم.» این مسابقه است. او میگوید: «من مسابقه را دویدم. من به خط پایان رسیدم. هللویا. من ایمان را حفظ کردم.» میدانید، در یک مسابقه امدادی، بهتر است چوب را در دست داشته باشید وقتی از خط عبور میکنید وگرنه رد خواهید شد. از این پس، و بنابراین او میگوید: «من ایمان را حفظ کردم.» من از مثال ایمان به عنوان یک چوب استفاده میکنم. «از این پس، تاجی از عدالت برای من ذخیره شده است، که خداوند، داور عادل، در آن روز به من خواهد داد و نه فقط به من، بلکه به همه کسانی که ظهور او را دوست دارند.» این تاج عدالت است، و بر اساس کسانی است که خداوند را دوست دارند و مراقب و منتظر و امیدوار به بازگشت او هستند. اوه، در این لحظه، دوست من، اگر شما بخشی از آن مسابقه هستید، اگر به جلو نگاه میکنید و خط پایان را پیش روی خود میبینید، به یاد داشته باشید که ما فقط مقدار مشخصی زمان داریم. فقط به یاد داشته باشید، زیرا شما خداوند را دوست دارید و زیرا برای او زندگی میکنید و این مسابقه را میدوید و کشتی میگیرید، برای او میجنگید، شما دریافت خواهید کرد، درست مانند پولس رسول، این تاج عدالت را.
حالا، میخواهم در مورد تاجها چیزی بگویم. دو نوع تاج در کتاب مقدس وجود دارد. یکی تاج پیروزی است. این هفت تاجی است که ما در مورد آنها صحبت کردهایم، تاج پیروزی، استفانوس. اگر نام شما استفان است، نام شما به معنای تاج، تاج پیروزی است. و بنابراین، دیگری دیادم است. این تاج یک حاکم، یک پادشاه است. این تاج خداوند مبارک عیسی، پادشاه همه پادشاهان است. حالا، ما دیادم نمیگیریم، ما استفانوسرا میگیریم، ما تاج پیروزی را میگیریم. خب، من میگویم ما آن را میگیریم. ما نمیخواهیم این را فرض کنیم، اما باید در قلب خود قصد کنیم که این مسابقه را برای جلال خدا بدویم.
و سپس چه اتفاقی میافتد؟ با آن تاجها چه اتفاقی میافتد؟ مکاشفه ۴:۱۰، «بیست و چهار پیر در برابر او که بر تخت نشسته بود افتادند و او را که تا ابدالاباد زنده است پرستش کردند و تاجهای خود را پیش تخت انداختند.» چه زمانی این کار را میکنند؟ آنها در برابر او افتادند. آنها او را پرستش میکنند و تاجهای خود را پیش او میاندازند، با درک اینکه هر پاداشی که دریافت کردهاند، فقط به فیض خدا بوده است. و یک بار دیگر، این هیچ ربطی به نجات ندارد. عیسی بدهی را برای ما پرداخت. این فقط پس از مسیحی شدن شماست که این مسابقه فوقالعادهای که خدا پیش روی ما قرار داده است را میتوانیم بدویم. اگر امشب بدون مسیح هستید، ممکن است در ابتدای خط شروع باشید، و وقتی تفنگ شلیک میکند، به جایی نخواهید رفت زیرا به گناه خود زنجیر شدهاید. باید به مسیح بیایید تا آزاد شوید. هللویا. پس آنها ادامه میدهند و میگویند: «تو شایستهای.» چرا تاجهای خود را پیش او میاندازند؟ زیرا فقط یک نفر شایسته است. اوه، هللویا. باشد که امشب به او اعتماد کنید. باشد که مسابقه را بدویم اگر قبلاً نمیدویم. باشد که او را با زندگی خود گرامی بداریم. زمان تخلیه است. خدا زمان را میداند، ما نمیدانیم. بیایید برای او زندگی کنیم و لحظات زندگی خود را به نام عیسی بازخرید کنیم.
بیایید دعا کنیم. خدای ما، از تو برای امشب سپاسگزاریم. از تو برای کلامت سپاسگزاریم. از تو برای این تشبیه عالی که در نظر گرفتن زندگی مسیحی به عنوان یک رویداد ورزشی، به عنوان دویدن این مسابقه، به عنوان کشتی و مبارزه بسیار مفید است، سپاسگزاریم. اوه، همه ما باید به آن توجه کنیم، خداوند، که این فقط برای برخی از مسیحیان نیست، این برای همه ماست. باشد که به نام عیسی توجه کنیم. آمین. آمین.