میخواهید با خدا قدم بزنید؟
گام بعدی را بردارید
یکی از کارکنان از لبهای بالا آمد و با یک شیر کوهی روبرو شد!
چند سال پیش، من و همسرم به فلگستف، آریزونا سفر کردیم، جایی که قرار بود یک هفته در یک کمپ کتاب مقدس موعظه کنم. یک بعدازظهر گرم یکشنبه به فینیکس پرواز کردیم، جایی که یکی از کارکنان کمپ ما را برای سفر سه ساعته به فلگستف سوار کرد. همانطور که از صحرای پر از کاکتوس عبور میکردیم، برایم آشکار شد که به آرامی در حال افزایش ارتفاع هستیم. میزبان ما به من اطلاع داد که فلگستف در واقع در ارتفاع نزدیک به ۷۰۰۰ پایی قرار دارد.
برنامه
وقتی به کمپ رسیدیم، بلافاصله دو چیز را متوجه شدم. اول، دما بسیار دلپذیرتر بود. در واقع تقریباً سی درجه خنکتر از چیزی بود که در فینیکس احساس میکردیم. همچنین مشاهده کردم که کمپ در پای یک کوه بزرگ قرار داشت که دو هزار فوت بالاتر میرفت. بعدها فهمیدم که کوه الدون به حدود ۹۰۰۰ فوت میرسید.
اوایل هفته شروع به پرسیدن سوالاتی درباره کوه الدون کردم. میخواستم بفهمم آیا کسی تا به حال به قله آن صعود کرده است یا خیر. با کمال خوشحالی متوجه شدم که چندین نفر از کارکنان هفتهای یک یا دو بار این کار را انجام میدادند. سریعاً اعلام کردم که علاقهمندم در صعود بعدی به آنها بپیوندم. تصمیم گرفتیم صبح سهشنبه این کار را انجام دهیم.
صبح سهشنبه ساعت ۴:۳۰ صبح ملاقات کردیم. اگرچه هنوز تاریک بود، اما لازم بود زود شروع کنیم تا بتوانیم به موقع برای فعالیتهای برنامهریزی شده کمپ برگردیم. سه نفر از کارکنان که ۱۲-۱۴ سال از من جوانتر بودند، به من پیوستند. این چالش را حتی بزرگتر کرد، زیرا من سعی میکردم ثابت کنم که میتوانم با آنها همگام باشم. لوازم کوهنوردی ما ساده بود – تنقلات، آب و دوربین.
صعود
همین که شروع کردیم، آشکار شد که این یک قدم زدن در پارک نیست. ما حتی مسیری را دنبال نمیکردیم. این افراد میخواستند مستقیماً از روبرو بالا بروند، تمام ۲۰۰۰ فوت آن را. ما هیچ تجهیزات کوهنوردی نداشتیم، بنابراین واقعاً کوهنوردی با دست و پا بود.
برای دو ساعت بعد صعود کردیم. از هیجان تماشای بیدار شدن جهان برای یک روز دیگر توسط خدا از ارتفاع ۸۰۰۰ پایی، انرژی گرفتم. صعود چالشبرانگیز بود. گاهی اوقات لازم بود توقف کنیم و صد فوت بعدی را بررسی کنیم تا ببینیم آیا قابل صعود است یا خیر.
پس از انتخاب مسیر بعدی خود، ادامه میدادیم. به یاد دارم که از شکافهای سنگی که برای بدن من ساخته نشده بودند، به سختی عبور میکردم. یک جا را به یاد دارم که برای مدتی روی یک یال پانزده فوتی سوار شدیم. چالش بزرگتر بود زیرا این یال سنگی فقط پانزده اینچ عرض داشت! گاهی اوقات به صورت خطرناکی به دیوارههای سنگی محکم میچسبیدیم و تلاش میکردیم تا به دستگیره بعدی برسیم.
همانطور که صعود ادامه داشت، شروع به حس کردن کردم که مقدار زیادی انرژی مصرف میشود. احساس سوزش در پاهایم داشتم. احساس گرفتگی در دستها و بازوهایم داشتم. گاهی اوقات لازم بود توقف کنم و نفس تازه کنم به دلیل رقیق بودن هوا در این ارتفاع. حتی چند کبودی و خراش از یک سقوط کوچک پیدا کردم. ما دائماً از خطر احتمالی آگاه بودیم. در یک مورد، یکی از کارکنان از لبهای بالا آمد و با یک شیر کوهی روبرو شد! حتی لازم بود یک یا دو بار به عقب برگردیم، اما به آرامی راه خود را به بالای کوه باز کردیم.
یادگیری
آن صبح، شروع به یادگیری چیزی درباره کوهنوردی کردم. گاهی اوقات اشکالی ندارد که به بالا نگاه کنید تا هدف نهایی را به یاد آورید. با این حال، گاهی اوقات حتی نمیتوانید قله کوه را ببینید. وقتی در یک دره یا پشت یک سازه سنگی بزرگ هستید، هدف شما حتی قابل مشاهده نیست.
شروع به درک کردم که بهترین جا برای نگاه کردن فقط چند اینچ جلوی من بود – جایی که گام بعدیام برداشته میشد. متوجه شدم که صعود ۲۰۰۰ فوتی باید به اینچها تقسیم شود تا بتوانم به هدفم برسم. گام به گام پیشرفت میکردم. خسته میشدم، اما متوجه شدم که حتی پیشرفت آهسته نیز هنوز پیشرفت است.
کاربرد
در راه رفتن من با خدا نیز همینطور است. در نوجوانی، زندگینامههای متعددی از مسیحیان مشهور را خواندم. تجربیات آنها همیشه شبیه به قله کوه به نظر میرسید. میخواستم با جهش و خیز به سطحی که آنها در فداکاری خود به خدا رسیده بودند، برسم. میخواستم به سرعت به اوج برسم، اما یاد گرفتهام که اینگونه کار نمیکند. بسیار خوشحالم که خدا هرگز به ما نگفت که باید با او بدویم. او به سادگی از ما خواست که قدم بزنیم.
همانطور که آن صبح روی قله کوه الدون ایستاده بودم، هیجانزده بودم. ما موفق شدیم! با این حال، وقتی به اطراف نگاه کردم، در دوردست کوه هامفری را دیدم که به بیش از ۱۲۰۰۰ فوت میرسید. حتی مرا تحت تأثیر قرار نداد، زیرا امروز به هدفم رسیده بودم. زندگی مسیحی زندگی گامهاست. یک گام به گام دیگر منجر میشود همانطور که با خدا ادامه میدهیم.
رسالههای عهد جدید فهرستی جالب از گامها را ارائه میدهند، مانند: «در تازگی حیات قدم زنید» (رومیان ۶:۴)، «در روح قدم زنید» (غلاطیان ۵:۱۶)، «در نور قدم زنید» (اول یوحنا ۱:۷)، و «با ایمان قدم زنید» (دوم قرنتیان ۵:۷). در واقع بیش از پانزده مورد ذکر شده است، بسته به نسخه کتاب مقدس مورد استفاده. راه رفتن میتواند خستهکننده و زمانبر باشد، اما آن گام بعدی را بردارید – میتوانید موفق شوید! «خداوند از تو چه میخواهد... با خدای خود فروتنانه قدم زن» (میکاه ۶:۸).
توسط تام پالمر