مجموعه مقالههای ما را مرور کنید
یک مرد پیر در حال تماشای نقاشی مسیح در حال رنج کشیدن بر روی صلیب در ویترین یک مغازه بود. او آنقدر مشغول بود که متوجه پسر کوچکی در نزدیکی خود نشد. پسر در یک کلاس کتاب مقدس شرکت کرده بود که در آنجا در مورد محبت شگفتانگیز خداوند عیسی به او گفته شده بود. او همچنین یاد گرفت که چگونه خداوند توسط کسانی که
یک داکتر مسیحی بسیار متعهد برای معاینهی یکی از دوستانش که در مناسبتهای مختلف با او در مورد نجات صحبت کرده بود، فراخوانده شد. او را معاینه کرد و برونشیت تشخیص داد. با این حال، به دوستش این تصور را داد که با بیتفاوتی سردی با او رفتار میکند. «به پروندهی شما رسیدگی خواهم کرد،»
مرد راه را از چندین کوچهٔ فرعی و وارد یک کوچهٔ بنبست نشان داد. او دری را باز کرد، واعظ را به داخل راهنمایی کرد و سپس یک هفتتیر بیرون آورد. مرد گفت: «من با این هفتتیر چهار نفر را کشتهام. آیا برای مردی مثل من امیدی هست؟» واعظ پاسخ داد: «البته که من
او میگوید همیشه مهربان بوده و عمداً به کسی بدی نکرده است. او میگوید شانس او برای رفتن به بهشت بسیار خوب است و روح جاودانه او به زودی برای همیشه در یکی از این مکانها خواهد بود. او میپرسد: «آیا درست است که جهنمی وجود دارد؟»
سگ پیر شد و اربابش تصمیم گرفت با غرق کردن از شر او خلاص شود. او سگ را به رودخانهای در نزدیکی مزرعهاش برد و سگ را پارو زد. وقتی به عمیقترین قسمت رودخانه رسیدند، سگ را به آب انداخت. هر بار که سعی میکرد بالا بیاید، ارباب بیرحمش او را با پارو به پایین هل میداد.
دبلیو. پی. مککی رئیس یک جامعهٔ آتئیستی شد، جامعهای که به وجود خدا اعتقاد نداشت. او با افتخار از دانشکدهٔ پزشکی فارغالتحصیل شد و پیشرفت کرد تا رئیس بزرگترین بیمارستان در ادینبورگ، اسکاتلند شود. هرچه موفقتر میشد، در سبک زندگی خود نیز گناهآلودتر میشد.
یک مسیحی فداکار با موتر تصادف کرد و به شفاخانه منتقل شد. به او اطلاع داده شد که تنها حدود دو ساعت دیگر زنده است. ایمان او به نیکویی خداوند برای ابدیت محکم بود. او خانوادهاش را به نزد خود فراخواند و با آنها صحبت کرد. «شب بخیر، همسر عزیزم. شب بخیر، مریم، شب بخیر.»
در قرن اول، واعظی به نام پولس از آتن، شهری معروف در یونان دیدن کرد. پولس قصد داشت با برخی از دوستانش که آنها نیز به آتن سفر میکردند، ملاقات کند. در حالی که منتظر آنها بود، وقت داشت تا قدم بزند، به گفتگوها گوش دهد و مناظر را ببیند. او حتی محرابی را دید که به «خدای ناشناخته» تقدیم شده بود.
دعوت موسی درسهای بسیار جالبی را در ارتباط با موضوع موعظه ارائه میدهد. این دعوت با سه نشانه همراه بود که سه جنبه از موعظه را نیز به ما نشان میدهد. تأمل در این موضوع خوب است، زیرا ما در زمانی زندگی میکنیم که بسیاری از واعظان انجیل را با کمک به اصطلاح نشانهها و معجزات اعلام میکنند.
سخنران علیه الهام الهی کتاب مقدس، علیه عیسی مسیح به عنوان پسر خدا، و علیه مسیحیت به عنوان نتیجه منطقی چنین باورهایی استدلال کرد. او سخنرانی خود را با گفتن اینکه هرگونه ایمانی را که شنوندگانش به چنین نظریاتی داشتند، از بین برده است، به پایان رساند. توانایی سخنران در گمراه کردن شنوندگانش با گسترش