سلسله– جولای/آگوست ۲۰۲۳ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
برداشتهایی از عهد عتیق،قسمت ۵
دعوت موسی
و اگر به تو ایمان نیاورند و به علامت اول گوش ندهند، به علامت دوم ایمان خواهند آورد. و اگر به این دو علامت نیز ایمان نیاورند و به صدای تو گوش ندهند، آنگاه از آب رودخانه برداشته و بر خشکی بریز. و آبی که از رودخانه برمیداری، بر خشکی خون خواهد شد. —خروج ۴:۸-۹ NKJV
سه نشانه
دعوت موسی درسهای بسیار جالبی را در ارتباط با موضوع موعظه ارائه میدهد. این دعوت با سه نشانه همراه بود که سه جنبه از موعظه را نیز به ما نشان میدهد. تأمل در این موضوع خوب است، زیرا ما در زمانی زندگی میکنیم که بسیاری از واعظان انجیل را با کمک به اصطلاح نشانهها و معجزات اعلام میکنند. این را «انجیلگرایی قدرتمند» مینامند. با این حال، این افراد قادر به انجام نشانههایی نیستند که موسی در برابر بیباوران در دربار فرعون انجام داد. و موعظه آنها اغلب فاقد درسهای روحانی است که میتوان از این نشانهها آموخت.
از سوی دیگر، موعظه مبتنی بر کتاب مقدس:
- خود مسیح را در مرکز قرار میدهد و توجه مخاطب را تنها به او جلب میکند.
- درباره فساد کامل انسان صحبت میکند.
- داوری آینده را اعلام میکند.
این نکات با سه نشانه همراه با دعوت موسی، مرد خدا، نشان داده شدهاند.
موسی، موسی!
موسی با تردید فراوان به انجام کاری که خداوند به او دستور داده بود – یعنی بیرون آوردن بنیاسرائیل از مصر و رساندن آنها به آزادی – پرداخت. او مدام انواع اعتراضات را مطرح میکرد (۳:۱۰،۱۳).
بدیهی است که ۴۰ سال چوپانی گله پدرزن خود، یترون، او را کاملاً به مردی فروتن و متواضع تبدیل کرده بود، که اکنون ۸۰ سال داشت. چهل سال قبل، موسی نگرش کاملاً متفاوتی داشت، زمانی که به اراده خود به دیدار برادرانش رفت. در آن زمان او گمان میکرد که بنیاسرائیل خواهند فهمید که خدا او را برای کمک و نجات آنها فرستاده است. اما آنها نفهمیدند و او را طرد کردند (۲:۱۱-۱۴؛ اعمال ۷:۲۳-۲۷).
اکنون، پس از اینکه موسی ۴۰ سال به چوپانی گلهها پرداخت، زمان آن فرا رسیده بود که خدا قوم خود را نجات دهد. بنابراین موسی باید به مصر بازمیگشت. خدا به وعدههای خود که به پدران داده بود، وفادار بود. موسی دستورات بسیار واضحی دریافت کرد و به تمام اعتراضات او پاسخهای الهی داده شد. حتی به او قدرت داده شد تا نشانههایی را در برابر بنیاسرائیل انجام دهد تا آنها را از مشروعیت دعوت خود متقاعد کند.
بدیهی است، همانطور که پولس بعدها اشاره کرد (۱ قرنتیان ۱:۲۲)، حتی در آن زمانها نیز قوم یهود نشانهها میخواستند. در این زمینه، آنها شبیه واعظان زمان ما هستند که تلاش میکنند نشانهها و معجزات انجام دهند، اگرچه بسیار مشکوک است که آیا این در روزگار ما مطابق با اراده خداست یا خیر.
با این حال، موسی این فرمان را داشت و نشانههایی که او انجام داد نیز پیامی روشن را منتقل میکردند. آنها معنای خاصی داشتند و بنابراین، برای ما به عنوان ایمانداران عهد جدید نیز ارزشمند هستند.
موسی به عنوان نمادی از مسیح
موسی، رهاییبخش قدرتمند بنیاسرائیل، نه تنها نمونهای زیبا برای زندگی ایمانی شخصی ماست، بلکه به طور خاص نمادی از مسیح است. سه نشانهای که موسی اجازه یافت انجام دهد، از قدرت مسیح بر سه دشمن قسمخورده بشریت – شیطان، گناه و مرگ – سخن میگوید. وقتی به این فکر میکنیم که او چگونه بر این دشمنان قدرتمند غلبه کرد، تصوری از عظمت او و دعوت آسمانی او به عنوان نجاتدهنده و رهاییبخش خود به دست میآوریم. آنگاه خداوند در برابر ما بزرگ خواهد شد، همانطور که موسی در نظر بنیاسرائیل و مصریان هنگامی که این نشانهها را انجام داد، بزرگ شد (خروج ۱۱:۳).
عصا به مار تبدیل شد. اولین نشانه، عصایی بود که به مار تبدیل شد. خدا از موسی چیزهای بزرگی نخواست. او وقتی در خروج ۴:۲ گفت: «آن چیست در دست تو؟» سؤال دشواری از او نپرسید. فقط یک عصای چوپانی بود. موسی باید آن را رها میکرد و بر زمین میانداخت. آیا ما آمادهایم که وسایل و امکانات خود را برای خدمت خدا رها کنیم؟ خدا مایل است از ما استفاده کند، اما تنها در صورتی میتواند این کار را انجام دهد که زندگی خود را به او تقدیم کنیم.
در مورد موسی، او عصای خود را پس گرفت و توانست از آن برای کمک به قوم خدا و هدایت آنها در بیابان استفاده کند. بعدها، این عصای ساده چوپانی حتی «عصای خدا» نامیده شد (۱۷:۹). با این عصا موسی بلاها را بر سرزمین مصر آورد، آبهای دریای سرخ را تقسیم کرد و صخره را در حوریب شکافت (خروج ۷-۱۰، ۱۴، ۱۷).
این عصا نماد اقتدار ویژه موسی، مرد خدا بود. عجیب اینکه، عصا به محض اینکه موسی آن را بر زمین انداخت، به مار تبدیل شد. این به چه معناست؟ این از پیامدهای سقوط انسان سخن میگوید، زمانی که شیطان آنچه را که به انسان سپرده شده بود، تصاحب کرد و آن را تحت کنترل خود درآورد. موسی تنها کسی نبود که با اقتدار سرمایهگذاری شده بود. به انسان در شخص آدم اقتدار داده شد تا در روابط مختلفی که خدا او را در آنها قرار داده بود، اعمال کند. متأسفانه، این به شدت توسط سقوط اولین انسان، که توسط «آن مار قدیمی، که ابلیس و شیطان نامیده میشود» (مکاشفه ۱۲:۹) فریب خورده بود، فاسد شد.
خوشبختانه، انسان دوم آمده است، انسان از آسمان، یعنی خداوند عیسی مسیح. او بر شیطان غلبه کرد و با تمام اقتدار و قدرت «در آسمان و بر زمین» (متی ۲۸:۱۸) سرمایهگذاری شده است. خدا «او را در دست راست خود در مکانهای آسمانی نشانده است، بسیار بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوت و سلطنت، و هر نامی که نامیده میشود، نه تنها در این عصر بلکه در عصر آینده نیز» (افسسیان ۱:۲۰-۲۱).
او رهاییبخش قدرتمند قوم خود است، که حتی قدرت شیطان را نیز مهار میکند، همانطور که موسی دست خود را دراز کرد و مار را گرفت، و آنگاه مار در دست او عصا شد. با ایمان، این برای ما یک واقعیت است، یک نشانه روشن، اگرچه هنوز برای همه قابل مشاهده نیست که همه چیز تحت فرمان او قرار گرفته است. اما آن لحظه به زودی فرا خواهد رسید، همانطور که برای مصر فرا رسید (رجوع کنید به خروج ۷:۸-۱۳).
دست خود را در بغل بگذار. اما مشکل دیگری نیز وجود داشت که باید حل میشد. رهاییبخش نه تنها با قدرت شریر، بلکه با قدرت گناه نیز روبرو بود، که نشانه دوم که موسی باید انجام میداد، از آن سخن میگوید. «او دست خود را در بغل خود گذاشت، و وقتی آن را بیرون آورد، ببینید، دستش مانند برف جذامی بود» (۴:۶). جذام تصویری شناخته شده از قدرت فاسدکننده گناه است. اما این پایان داستان نبود؛ موسی دوباره دست خود را در بغل خود گذاشت و آن بهبود یافت (آیه ۷).
این نشانه پیروزی خداوند ما بر قدرت گناه را به ما نشان میدهد. او «گناه را با قربانی کردن خود از بین برده است» (عبرانیان ۹:۲۶). او «برای ما گناه شد» بر صلیب (۲ قرنتیان ۵:۲۱). «او خود کفاره گناهان ماست» (۱ یوحنا ۲:۲). او «گناهان ما را در بدن خود بر درخت حمل کرد» (۱ پطرس ۲:۲۴). و او میتواند گناهکاران را پاک کند؛ او ما را مانند برف سفید میکند (اشعیا ۱:۱۸).
طبیعتاً، همه ما در نظر خدا گناهکار (جذامی) هستیم. اعمال نادرستی که با دستان خود انجام میدهیم، از قلبهای گناهکار ما سرچشمه میگیرد. فقط این نیست که ما گناه میکنیم؛ ما گناهکار هستیم. به محض اینکه این را تشخیص دهیم و در دعا به خدا روی آوریم، نجات خواهیم یافت. پاکسازی برای گناهکاران توبه کننده در دسترس است. برای ما که ایمان داریم، شکی نیست که پسر انسان بر زمین قدرت بخشش گناهان و پاکسازی ما از هر بیعدالتی را دارد (لوقا ۵:۱۳،۲۴؛ ۱ یوحنا ۱:۹).
آب به خون تبدیل شد. نشانه سوم برای کسانی بود که ایمان نیاوردند – مردمی که دو نشانه اول را نادیده گرفتند، همانطور که در اینجا به وضوح بیان شده است (خروج ۴:۸-۹، ۷). این نشانهای از داوری بود که قرار بود به دنبال آن بیاید. اعلام داوری خدا نیز بخشی از موعظه انجیل است، همانطور که پولس در سخنرانی خود برای فیلسوفان یونانی در تپه مارس تأیید کرد (اعمال ۱۷:۳۰-۳۱).
موسی باید از نیل آب برمیداشت و آن را بر خشکی میریخت؛ سپس آب به خون تبدیل میشد. این درباره داوری بود که قرار بود سرزمین مصر را فرا گیرد، داوری مرگ (خروج ۷:۱۴-۲۵). این داوری در بلاهایی که در آخرالزمان بر جهان نازل خواهد شد، همتای خود را خواهد داشت (مکاشفه ۱۶:۳-۷). آنگاه روز فیض گذشته و برای بیباوران چیزی جز داوری مرگ باقی نخواهد ماند.
این آخرین نشانه گواهی میدهد که مسیح بر مرگ و قبر قدرت دارد، قدرت اجرای داوری را نیز دارد. پدر «تمام داوری را به پسر سپرده است»، که اکنون «کلیدهای هاویه و مرگ» را در دست دارد (یوحنا ۵:۲۲؛ مکاشفه ۱:۱۸). وحشتناک خواهد بود که او را نه به عنوان نجاتدهنده بلکه به عنوان داور ملاقات کنیم، و برای همیشه تجربه کنیم که «مزد گناه مرگ است» (رومیان ۶:۲۳).
در مقابل، همه کسانی که «به خداوند عیسی مسیح ایمان آورند… نجات خواهند یافت» (اعمال ۱۶:۳۱)!
توسط هوگو بوتر (اقتباس شده)
ماه آینده به دنبال قسمت ۶ این مجموعه باشید.