مجله فیض و حقیقت
بره ذبح شد، خون گرانبهای او
بره. خون گرانبهای بره ذبح شد، خون گرانبهای او
بر صلیب وحشتناک جلجتا ریخته شد. او برای گناهکار مقصر ایستاد،
A و داوری را به جای او متحمل شد.
سه فصل اول کتاب اول سموئیل نشان میدهد که چگونه خدا در روزگار انحطاط و زوال روحانی و اخلاقی مداخله کرد. این زمان تصویری از روزهای آخر قبل از آمدن مسیح، پادشاه اسرائیل، را به ما ارائه میدهد. این همچنین موضوع سرود ستایش حنا در ۱ سموئیل ۲:۱-۱۰ است.
داوری میان ما نیست که دستش را بر هر دوی ما بگذارد. ما بدبختی وضعیت گناهآلود پیشین خود را میدانیم. آیا جای تعجب است که ما به عنوان گناهکاران از خدا دور بودیم؟ «اگر تو، ای خداوند، گناهان ما را در نظر بگیری، ای خداوند، کیست که بتواند ایستادگی کند؟»
ذکر نام تو سر خم خواهد کرد قلبهای ما را برای پرستش تو، تو برترین از ده هزار هستی، که عشقش ما را آزاد کرده است. اثر مری بولی، ۱۸۱۳-۱۸۵۶، ۱۸۱۴، مری بولی، ۱۸ ۱۳-۱۸ ۵۶. ذکر نام تو قلبهای ما را سر خم خواهد کرد
سربازان هر نفر را در یک خانه کشتند، خون را بر در آن خانه مالیدند تا نشانهای از مرگ در داخل باشد. یکی از روستاییان به خانهای که دوستانش در آن منتظر مرگ حتمی بودند، پنهانی رفت. کار به سختی تمام شده بود که سربازان نزدیک شدند. آنها فکر کردند که کار مرگبار در آن خانه قبلاً انجام شده است.
یک مبشر معروف این داستان را تعریف میکرد. او حاضر بود شش بار بمیرد. او گفت که میخواهد قبل از مرگش با دختر کوچکی به نام مریم صحبت کند. او میگوید که سعی کرده پدرش را به کلیسا ببرد، اما او نمیخواهد برود.
بسیاری از کسانی که در چنین مکانهایی زندگی میکنند بدون هشدار به کام مرگ کشیده میشوند. مادری با دو فرزند بیگناهش خود را در میان آبهای خروشان گرفتار دیدند. او کودکان را روی یک کشتی کوچک قرار داد و با دعایی پرشور آن را رها کرد و خود را به مرگ خود سپرد.
در سراسر عهد عتیق، هر قربانگاه و هر حیوانی که برای قربانی کشته میشد، به پسر محبوب خدا اشاره داشت. «زیرا بدون ریختن خون، هیچ آمرزشی ممکن نیست» (عبرانیان ۹:۲۲) «اما این حیوان بیگناه است! و فرزندانم خیلی به آن علاقهمندند.
مریم باکره، عیسی را که پسر خداست، به دنیا آورد. برای اولین و تنها بار در تاریخ، نوزادی متولد شده بود که هرگز پشت خود را خم نمیکرد و مادرش را نافرمانی نمیکرد. جوانی مادرش را احترام میگذاشت بدون اینکه هرگز نسبت به او بیفکر باشد. مردی بدون گناه زندگی میکرد و حق شخصی داشت که