مژده–نوامبر ۲۰۱۶ –مجلهٔ فیض و حقیقت
مرگ به جای ...
در سراسر عهد عتیق،هر قربانگاه و هر حیوانی که برای قربانی کشته میشد، به پسر محبوب خدا اشاره داشت؛ به اینکه چگونه روزی او به زمین خواهد آمد تا بر آن صلیب وحشتناک رنج کشیده و بمیرد.
در آن روزها، بیرون از مکان سکونت خدا، یعنی خیمهٔ عبادت، ممکن بود کسی مکالمهای شبیه به این را بشنود:
کاهن به مرد اسرائیلی که گوسفند داشت گفت: «میبینم که حیوانی برای قربانی آوردهای!»
«بله، میدانستم که باید. اما آیا آن حیوان واقعاً باید بمیرد؟»
«مطمئناً، زیرا بدون ریختن خون هیچ آمرزشی ممکن نیست» (عبرانیان ۹:۲۲).
«اما این حیوان بیگناه است! و فرزندانم خیلی به آن علاقهمندند. این گوسفند هیچ کار اشتباهی نکرده است.»
«نکته دقیقاً همین است. یک گناهکار هرگز نمیتواند جای شخص گناهکار دیگری را بگیرد. تو زندگی خود را به خاطر گناهت از دست دادهای. اکنون تو باید بمیری، یا یک بیگناه باید به جای تو بمیرد. دستت را بر سر این بره بگذار؛ زیرا با این کار، تو اعتراف میکنی که گناهکاری و بره بیگناه است. خدا این عمل را به عنوان یکی شدن تو با بره برای قربانی میبیند. گناه تو به بره منتقل میشود. وقتی بره بمیرد، تو آزاد و بیگناه خواهی بود، همانطور که بره قبل از آن بود.»
مرد بیصدا دستش را بر سر بره گذاشت. هنوز چند آمادهسازی باقی مانده بود... چاقو... و سپس، خون بره در شنهای بیابان جاری شد. منظرهای وحشتناک بود. با این حال، در حالی که مرد آه عمیقی کشید و لحظهای چشمانش را به آسمان دوخت، احساس کرد که بار سنگینی از دوشش برداشته شد. بره به جای او مرد؛ «و او آمرزیده خواهد شد» (لاویان ۴:۲۰ KJV). «ای خدا، تو را شکر میکنم.»
در مورد شما چطور؟
آیا تا به حال با چنین افکاری به صلیب نزدیک شدهاید؟ او – قدوس، بیگناه – فراتر از توصیف رنج کشید. او مرد. این رنج مسیح به عنوان یک جایگزین بود. اما او برای چه کسی مرد؟
نه برای همهٔ انسانها. هزاران نفر نسبت به صلیب بیتفاوت هستند. آنها صرفاً به زندگی ادامه میدهند – یا در خوشگذرانیهای گناهآلود یا به شیوهای بسیار باوقار، اما با این حال، بدون کسی که برایشان مرده باشد – تا زمانی که بمیرند و برای همیشه از دست بروند. دیگران با شیفتگی و تأثر نگاه کردهاند، اما هرگز مانند آن اسرائیلی در داستان ما به عنوان گناهکاران به خدا نزدیک نشدهاند.
مسیح برای همه مرد کسانی که دست خود را بر بره – برهٔ خدا – گذاشتهاند. شما نیز میتوانید این کار را انجام دهید. میتوانید با دستان بسته، به آرامی به او که بر صلیب آویزان بود بگویید: «من گناه کردهام، من سزاوار صلیب هستم. ای عیسی خداوند، آیا تو به جای من مردی؟»
و سپس – سپس میتوانید آن دستان بسته را به سوی آسمان بلند کنید و بگویید: «خدایا، پدر، تو را شکر میکنم، به تو ایمان دارم، به کار پسرت که بر صلیب انجام داد اعتماد دارم. متشکرم، ای عیسی خداوند.»
در آن لحظه، خدا با تمام گناهان شما از طریق خون مسیح برخورد کرده است. شما آزاد هستید، برای همیشه آزاد! ما میتوانیم بیشتر به شما بگوییم.
در صلیب همیشه افتخار میکنم،
آیا قانون میتواند مرا محکوم کند؟ هرگز!
مسیح برای من لعنت شد.
مسیح برای من در جلجتا مرد،
از گناه و مرگ آزادم،
مسیح زندگی را برای من خرید!
اثر جی. رو، اقتباس شده از «خانهٔ طلا»،Believers Bookshelf Canada.