جولای/اګست ۲۰۲۴ —مجله فیض و حقیقت
هیچ کس نبود جز عیسی تنها
ایوب در جواب گفت: «به راستی میدانم که چنین است؛ اما چگونه انسان میتواند در برابر خدا عادل باشد؟ ... اگر خود را تبرئه کنم، دهان خودم مرا محکوم خواهد کرد؛ اگر کامل باشم، او مرا منحرف ثابت خواهد کرد... زیرا او انسان نیست، مانند من، که من او را جواب دهم؛ که ما با هم به داوری آییم. داوری میان ما نیست، که دست خود را بر هر دوی ما بگذارد. —ایوب ۹: ۱-۲، ۲۰، ۳۲-۳۳ ج.ن.د.
هنگامی که ما در مورد قربانی مسیح تفکر میکنیم،این مایه شگفتی است، زیرا ما خداوند عیسی را بیگناه میدانیم. سوالی که اغلب ممکن است بر لبان ما باشد این است: «چرا چنین کسی برای کسی چون من؟» پاسخ را میتوان در نگریستن به عیسی مسیح، شفیع ما، یافت.
ما بدبختی وضعیت گناهآلود سابق خود را میدانیم. آیا جای تعجب است که ما به عنوان گناهکاران از خدا دور بودیم؟ «اگر تو، ای خداوند، گناهان ما را در نظر بگیری، ای ل دستور، کیست که بتواند ایستادگی کند؟» (مزامیر ۱۳۰:۳ کیجیوی). ما درمییابیم که هیچکس در وضعیت گناهکارانه نمیتوانست در برابر خدای قدوس و عادل بایستد (اول سموئیل ۶:۲۰ را در نظر بگیرید). هیچکس نیکو نیست، نه، حتی یک نفر هم نه (رومیان ۳:۱۰). همه ما گناه کردهایم و از جلال خدا قاصر ماندهایم (آیه ۲۳). میان گناهکار و خدا شکافی بود، شکافی که هیچ انسانی نمیتوانست آن را پر کند (لوقا ۱۶:۲۶). این یک جدایی دائمی از خدا بود. این نتیجه گناه بود.
ما در حزقیال ۲۲ میخوانیم:«من در میان ایشان مردی را جستجو کردم که حصار را بسازد و در رخنه در برابر من بایستد... اما هیچکس را نیافتم» (آیه ۳۰)جِی اِن دی). هیچ شخص یا چیز زمینی نبود که بتواند در شکاف بایستد. «و او دید که مردی نیست، و تعجب کرد که شفاعتکنندهای نیست» (اشعیا ۵۹:۱۶). هیچکس نبود که بین انسان گناهکار و خدای قدوس بایستد. مکاشفه ۵:۳ این را تأیید میکند: «هیچکس» نبود – نه در آسمان، نه بر زمین، نه زیر زمین. چه فکر ویرانگری: ما لایق نیستیم! با وجود نیتهای خوبمان برای اینکه نمونههای مسیح باشیم، ما لایق نیستیم.
دیدم فرشتهای قوی با صدای بلند ندا میداد: «کیست که شایسته باشد کتاب را باز کند و مهرهای آن را بشکند؟» ... و یکی از پیران به من گفت: «گریه مکن. اینک، شیر از سبط یهودا، ریشه داوود، غلبه کرده است تا کتاب را باز کند و هفت مهر آن را.» و دیدم در میان تخت ... برهای ایستاده، گویی ذبح شده بود. —مکاشفه ۵:۲، ۵-۶.
وقتی ما، همانند یوحنای رسول،بره را در میان میبینیم، بره را گویی تازه ذبح شده، یک قربانی تازه. برای اینکه قربانی گناه شود، بره باید کامل میبود، و این بره کامل شایستگی دارد که شفیع ما باشد. شفیع، آن که بین خدا و انسان واسطه میشود، فقط یک انسان نبود. او بره کامل خدا بود، تنها کسی که شایسته قربانی شدن بود. او به تنهایی این شکاف را پر کرد.
شفیع بسیار شایسته است. تمام کمالات در اوست. او کاملاً مورد رضایت خداست. او، که صورت دقیق خداست، الزامات مقدس خدا را برای شفیع ما بودن برآورده کرد. هیچ انسانی نمیتوانست این الزامات مقدس را برآورده کند – هیچ انسانی جز عیسی. ما بر اساس خون بره نزد خدا مقبول هستیم. قربانی او به ما اجازه میدهد تا به خدا نزدیک شویم، و به واسطه بره قربانیشونده وارد میشویم. شکاف از بین رفته است، زیرا شفیع ما بین خدا و انسان ایستاده است.
موږ، د څښتن خپل پېرودل شوې ملکیت. کسانی که روزانه در ارزش کار او زندگی میکنند، نباید شیفته هیچ انسانی جز عیسی تنها باشند. وقتی زمانهای وحشت فرا میرسد، چشمان خود را بالا ببرید! خداوند خواهد آمد و ما را لمس خواهد کرد. آرزوی بزرگ خدا این است که ما به بالا نگاه کنیم و هیچ انسانی را جز عیسی تنها نبینیم. او تنها کسی برای قلبهای ماست؛ کسی که میتواند هر نیازی را برآورده کند و هر ترسی را آرام سازد. کاش قلبهای ما به سوی کسی برگردد که روزانه به جای ما شفاعت میکند.
—برگرفته از تأملات روزانه خداوند نزدیک است، ۲۷-۲۸ مه ۲۰۱۵
هیچکس نیست، ای خداوند عیسی، هیچکس مثل تو نیست،
برای دلشکستگان، هیچکس مانند تو نیست!
هیچکس نیست، خداوند عیسی، هیچکس مانند تو نیست،
برای بارسنگینان، هیچکس مانند تو نیست!
هیچکس نیست، خداوند عیسی، هیچکس مانند تو نیست،
برای روحی که تشنه است، هیچکس مانند تو نیست!—گمنام