خبر خوش– می ۲۰۱۵ –مجله فیض و حقیقت
عشق مادر
اغلب بخشهایی از جنوب فرانسه سیلهای بزرگی را تجربه میکند. سیلابهای وحشتناک هر آنچه را که در مسیر خود مییابند با خود میبرند: درختان، خانهها و حتی تمام روستاها. آنها آنقدر ناگهانی میآیند که بسیاری از کسانی که در چنین مکانهایی زندگی میکنند بدون هشدار به کام مرگ کشیده میشوند.
مدتی پیش، در نزدیکی تولوز، مادری با دو فرزند بیگناهش ناگهان خود را در میان آبهای خروشان گرفتار دیدند. آن زن بیچاره که به خوبی از خطر آگاه بود، بیهوده به دنبال راهی برای نجات میگشت. اما با دیدن اینکه امید کمی برای خودش وجود دارد، تمام انرژی خود را صرف محافظت از جان دو فرزندش کرد.
او راه دیگری پیدا نکرد جز اینکه آنها را محکم به یک تخته ببندد و به جریان آب بسپارد، به نیکویی خداوند برای نجات آنها اعتماد کند. او کودکان را روی این کشتی کوچک قرار داد و با دعایی پرشور آن را رها کرد و خود را به مرگ خود سپرد.
جریان خروشان، قایق نجات کوچک و شکننده را به سرعت به پایین دست برد، اما تنها، به وحشت مادر، آن را با چنان نیرویی به تنه درختی کوبید که تخته خرد شد. مادر با انرژی فوقالعادهای توانست به درخت برسد و با چسبیدن به یکی از شاخههای آن، توانست دو فرزند کوچک خود را از مرگ نجات دهد.
پرتوی ضعیف از امید او را شاد کرد: اگر فقط درخت، که اکنون نیز توسط جریان وحشی آب برده میشد، میتوانست آنها را نگه دارد، ممکن بود زنده بمانند. اما به زودی آن امید محو شد و درخت غلتید و شاخههایش به صدا درآمدند – آنها نمیتوانستند وزن هر سه نفر را تحمل کنند.
اما عشق مادر به او اجازه نمیداد که سست شود. او کودکان کوچک را به شاخههای کوچکتر بست و با سپردن آنها به کسی که امواج و بادها را فرمان میدهد، خود را به جریان آب انداخت و به زودی غرق شد.
هنگامی که آبها فروکش کردند، دو کودک سالم و سلامت در حالی که هنوز به درخت بسته بودند، پیدا شدند.
آه، عشق بزرگ و شگفتانگیز یک مادر! آیا چنین فداکاری قلب ما را به حرکت در نمیآورد؟ آیا تا به حال عشقی عمیقتر از این وجود داشته است؟
بله، وجود دارد: «آیا زنی میتواند فرزند شیرخوار خود را فراموش کند و بر پسر رحم خود ترحم نکند؟ مطمئناً آنها ممکن است فراموش کنند، اما من شما را فراموش نخواهم کرد،» خداوند در اشعیا ۴۹:۱۵ میفرماید (NKJV).
بله، عشقی بزرگتر وجود دارد از عشق مادر. او ممکن است جان خود را برای فرزندانش فدا کند، اما عیسی مسیح، پسر خدا، جان خود را برای گناهکاران بدبخت که او را فراموش کرده و او را تا مرگی شرمآور تعقیب کردند، فدا کرد. «هنگامی که ما هنوز بیقدرت (بیدفاع) بودیم، در زمان مقرر مسیح برای بیدینان مرد» (رومیان ۵:۶).
«در این است محبت، نه اینکه ما خدا را دوست داشتیم، بلکه اینکه او ما را دوست داشت و پسر خود را فرستاد تا کفاره گناهان ما باشد» (اول یوحنا ۴:۱۰). «خداوند محبت خود را نسبت به ما اینگونه نشان میدهد که در حالی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مرد... هنگامی که دشمن بودیم، از طریق مرگ پسرش با خدا آشتی کردیم» (رومیان ۵:۸،۱۰).
خداوند نیکو و مهربان است،و او هنوز گناهکاران را دوست دارد. او تو را دوست دارد، دوست من. خود را به محبت مسیح بسپار. همانطور که هستی به سوی او بیا. در این محبتی که با خونی که عیسی برای گناهکاران ریخت مهر و موم شد، شریک باش. همین الان به او بگو که باور داری او برای تو مرد، هرچند گناهکار و بیارزش هستی. عیسی مسیح را بپذیر! ما میتوانیم به شما بگوییم چگونه.
«اما به هر کس که او را پذیرفت، به آنها حق داد که فرزندان خدا شوند، به کسانی که به نام او ایمان دارند» (یوحنا ۱:۱۲).
نسخهای از این مقاله به عنوان یک جزوه – اما فقط به زبان اسپانیایی – از ما در دسترس است. جزوه اسپانیایی شماره ۱۱۳ را درخواست کنید.