خداوند نزدیک است — ۳ نومبر ۲۰۲۵: سادگی جلسه کلیسای اولیه برای شکستن نان

خداوند نزدیک استبرایان رینولدز

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ همین که سر و صدا خاموش شد، پولُس ایمانداران را جمع کرد و پس از تشویق آنها خداحافظی کرد و عازم مقدونیه شد. ۲ او در نواحی مختلف آنجا می گشت و در همه جا با سخنان خود ایمانداران را دلگرمی می داد. پس از آن به یونان آمد. ۳ در آنجا سه ماه ماند اما هنگامی که خواست با کشتی به سوریه برود، یهودیان بر ضد او دسیسه ساختند. بنابر این پولُس تصمیم گرفت که از راه مقدونیه برگردد. ۴ کسانی که پولُس را در ولایت آسیا همراهی می کردند عبارت بودند از: سوپاتِرُس پسر پیروس از بیریه، اَرِیستَرخُس و سِکُندُس از تسالونیکی، غایوس از دِربه، تیخیکاس و تروفیمُس از اهالی ولایت آسیا و تیموتاووس. ۵ آنها پیشتر حرکت کرده و در شهر تروآس در انتظار ما ماندند. ۶ خود ما پس از ایام عید نان فطیر از فیلیپی سوار کشتی شدیم و پنج روز بعد در بندر تروآس نزد آنها رسیدیم و یک هفته در آنجا ماندیم. ۷ شام روز شنبه وقتی ما و ایمانداران برای نان خوردن دَور هم جمع شدیم، پولُس سخنرانی کرد. او صحبت خود را تا نصف شب دوام داد زیرا فردای آن شب می خواست به سفر برود. ۸ در بالاخانه یی که ما در آن جمع شده بودیم چراغهای زیاد روشن بود. ۹ جوانی به نام اِفتیخُس پیش کلکین نشسته بود و زمانی که پولُس صحبت می کرد، خواب بر او غلبه کرد. هنوز سخنان پولُس ادامه داشت که او به خواب عمیق فرو رفت و از منزل سوم پایین افتاد. وقتی او را برداشتند، مُرده بود. ۱۰ پس پولُس پایین رفت و خود را بر روی او انداخت و او را در بغل گرفت و به آنها گفت: «پریشان نباشید، او هنوز زنده است.» ۱۱ پولُس دوباره بالا رفت و نان را توته کرد و خورد. او تا سحر به صحبت خود ادامه داد و بعد آنجا را ترک کرد. ۱۲ آنها نیز آن جوان را گرفته زنده و سالم به خانه اش بُردند، پس خاطر همه جمع شد. ۱۳ ما پیش از دیگران به کشتی سوار شدیم و به سوی اَسوس حرکت کردیم تا پولُس را نیز با خود در کشتی ببریم زیرا او می خواست که از راه خشکه به آنجا برود. ۱۴ وقتی پولُس در اَسوس با ما یکجا شد، او را سوار کشتی کرده به بندر میتیلینی آمدیم. ۱۵ فردای آن روز از راه بحر به مقابل جزیرۀ خیوس رسیدیم و پس فردا از آنجا به جزیرۀ ساموس رفته در ترجیلیون توقف کردیم. روز دیگر وارد بندر میلیتوس شدیم، ۱۶ زیرا پولُس تصمیم گرفته بود که از کنار اِفِسُس بگذرد تا زیادتر از این در آسیا نماند. او عجله داشت تا در صورت امکان پیش از عید پنتیکاست به اورشلیم برسد. ۱۷ پولُس پیامی از میلیتوس به اِفِسُس فرستاد و از رهبران جمعیت پیروان عیسای مسیح خواست تا به ملاقات او بیایند. ۱۸ وقتی آنها پیش پولُس آمدند او به ایشان گفت: «شما خود می دانید، من از روز اول که به ولایت آسیا آمدم و در همۀ این مدت با شما چگونه رفتار داشته ام. ۱۹ با وجود اشکهایی که ریختم و آزمایشهایی که به وسیلۀ دسیسه های یهودیان برای من پیش آمد، با تمام فروتنی در خدمت سَروَر ما عیسای مسیح بوده ام. ۲۰ شما می دانید که من از هیچ کار برای خیر و صلاح شما دریغ نکرده ام. من هم به شما پیام عیسای مسیح را رساندم و هم شما را در خانه های تان تعلیم داده ام. ۲۱ من به یهودیان و یونانیان هر دو اعلام نمودم که باید از گناهان خود توبه کرده به خدا روی آورند و به عیسای مسیح ایمان داشته باشند. ۲۲ اکنون با اطاعت از روح مقدس روانۀ اورشلیم هستم و از آنچه به سرم خواهد آمد چیزی نمی دانم. ۲۳ فقط این را می دانم که روح مقدس در هر شهر مرا با خبر می سازد که زندان و سختی در انتظار من است. ۲۴ اما ادامۀ زندگی برایم آنقدر ارزش ندارد تا در غم جان خود باشم. تنها آرزوی من این است که وظیفۀ خود را به خوشی انجام دهم و خدمتی را که از عیسای مسیح دریافت کرده ام، یعنی اعلام مژدۀ فیض خدا را به پایان برسانم. ۲۵ من در بین همۀ شما بوده ام و پادشاهی خدا را موعظه نموده ام، اما اکنون می دانم که هیچ یک از شما دیگر مرا نخواهید دید. ۲۶ بنابر این امروز به شما می گویم: اگر کسی از شما هلاک شود من مسؤول نیستم، ۲۷ زیرا در اعلام ارادۀ کامل خدا به شما کوتاهی نکرده ام. ۲۸ متوجه خود باشید و به چوپانی آن گله نیز توجه داشته باشید که روح مقدس سرپرستی آن را به شما سپرده است. متوجه باشید تا کلیسای خدا را که عیسی با خون خود خریده است، پرورش دهید. ۲۹ من می دانم پس از رفتن من گرگهای درنده یی در میان شما خواهند آمد که به گله رحم نخواهند کرد. ۳۰ از میان خود شما کسانی پیدا خواهند شد که حقیقت را دروغ نشان داده و ایمانداران را به دنبال خود گمراه خواهند ساخت. ۳۱ پس آگاه باشید و فراموش نکنید که چگونه سه سال تمام، شب و روز شما را تعلیم دادم و برای شما اشک ریختم. ۳۲ اکنون شما را به خدا و کلام فیض بخش او می سپارم، کلامی که قادر است شما را بنا کند و برکتهایی را که میراث همه کسانی که تقدیس شده اند، به شما عطا فرماید. ۳۳ من به پول یا لباس کسی چشم ندوخته ام. ۳۴ خود تان می دانید که من با دستهای خودم زحمت کشیده ام و نیازمندی های خود و همراهانم را به دست آورده ام. ۳۵ من در عمل به شما نشان داده ام که چگونه باید زحمت بکشیم تا به ناتوانان کمک کنیم. این سخنان عیسای مسیح را به یاد داشته باشیم که گفت: «بخشیدن نسبت به دریافت کردن زیادتر برکت دارد.»» ۳۶ وقتی پولُس سخنان خود را به پایان رسانید زانو زد و همراه با همۀ آنها دعا کرد. ۳۷ همه گریه می کردند و دستهای خود را به گردنش انداخته او را می بوسیدند. ۳۸ چون پولُس گفته بود که شما دیگر روی مرا نخواهید دید، آنها را از همه بیشتر غمگین می ساخت. بعد از آن او را تا کشتی همراهی نمودند.

۱ از من پیروی کنید، همان گونه که من از مسیح پیروی می کنم. ۲ اکنون باید شما را تعریف کنم، زیرا همیشه مرا به یاد دارید و تعالیمی را که به شما آموخته ام، عملی می نمایید. ۳ اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است، سر هر زن، شوهر اوست و سر مسیح، خداست. ۴ هر مردی که با سر پوشیده دعا کند یا پیام خدا را برساند، به سر خود یعنی مسیح بی احترامی می کند. ۵ اما هر زنی که با سر برهنه دعا کند یا پیام خدا را برساند، به سر خود یعنی شوهرش بی احترامی می کند و این مانند آن است که زنی سرش تراشیده شده است. ۶ زیرا اگر پوشانیدن سر نزد زنی مهم نیست، پس می تواند موهای سر خود را نیز تراش نماید، ولی اگر تراشیدن موی سر برای زن شرم آور است، پس باید سر خود را هم بپوشاند. ۷ یک مرد نباید سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خدا را منعکس می سازد. اما زن، جلال مرد را انعکاس می دهد، ۸ زیرا که مرد از زن آفریده نشد بلکه زن از مرد به وجود آمد ۹ و نیز مرد به خاطر زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد خلق گردید. ۱۰ به این جهت و همچنین به خاطر فرشته گان، زن باید سر خود را بپوشاند تا نشان دهد که تحت فرمان شوهر خود است. ۱۱ با آن هم در پیوسته گی با خداوند، زن از مرد و مرد از زن بی نیاز نیست. ۱۲ زیرا چنان که زن از مرد به وجود آمد، مرد هم از زن زاده می شود. اما همه چیز را خدا آفریده است. ۱۳ خود تان قضاوت کنید، آیا شایسته است که زن در مراسم کلیسا با سر برهنه در پیشگاه خدا دعا کند؟ ۱۴ آیا طبیعت، خودش به شما نمی آموزد که داشتن موی دراز برای مرد شرم آور است؟ ۱۵ اما اگر یک زن موی دراز داشته باشد، مایۀ افتخار اوست، زیرا که موی برای این به او داده شده است تا سر خود را با آن بپوشاند. ۱۶ اگر کسی بخواهد در این مورد مجادله کند، تنها چیزی که به او می گویم این است که ما و کلیساهای خدا، روش دیگری غیر از این نداریم. ۱۷ در مورد چیزهایی که حال به شما می گویم، شما را تحسین نمی کنم، زیرا هنگامی که برای عبادت دَور هم جمع می شوید، نه تنها فایده یی برای تان ندارد بلکه به زیان شما هم می باشد. ۱۸ زیرا اولین چیزی که می شنوم این است که هنگام جمع شدن برای مراسم عبادت به دسته های مختلف تقسیم می گردید. من این را تا اندازه یی هم باور می کنم ۱۹ زیرا شکی نیست که باید در میان شما گروه هایی به وجود آید تا در نتیجه ایمانداران حقیقی در بین شما شناخته شوند. ۲۰ وقتی برای خوردن شام خداوند دَور هم جمع می شوید، در واقعیت این شام خداوند نیست، ۲۱ زیرا در هنگام خوردن، هر کسی با عجله نان خود را می خورد و عده یی گرسنه می مانند، در حالی که دیگران مست شراب می شوند. ۲۲ آیا خانه یی ندارید که در آن بخورید و بنوشید؟ آیا به این گونه می خواهید اعضای کلیسای خدا را تحقیر کنید و آن عده را که فقیر هستند، بشرمانید؟ به شما چه بگویم؟ آیا می توانم با این کار تان شما را تحسین کنم؟ هرگز نه! ۲۳ تعالیمی را که به شما دادم، از خداوند گرفته ام و آن این است که عیسای خداوند در شبی که به دشمنان تسلیم داده می شد، نان را برداشت ۲۴ و پس از شکرگزاری آن را پاره کرد و فرمود: «بگیرید و بخورید، این است بدن من که برای شما داده می شود. این کار را به یاد من انجام دهید.» ۲۵ به همین ترتیب بعد از خوردن شام، پیاله یی را به آنها داد و فرمود: «این پیاله عهد و پیمان جدید است که با خون من بسته می شود. وقتی این را می نوشید، به یاد من بنوشید.» ۲۶ هر زمانی که این نان را می خورید و از این پیاله می نوشید، مرگ مسیح را اعلام می کنید تا وقتی که او دوباره برگردد. ۲۷ اما اگر کسی به طور ناشایست این نان را بخورد و این پیاله را بنوشد، نسبت به بدن و خون عیسای مسیح مرتکب گناه خواهد شد. ۲۸ بنابر این هر کس باید اول خود را بیازماید، سپس از این نان بخورد و از این پیاله بنوشد، ۲۹ زیرا اگر کسی مفهوم بدن مسیح را درک نکرده است و این نان و پیاله را بخورد و بنوشد، در حقیقت محکومیت را با این خوردن و نوشیدن بر خود گرفته است. ۳۰ از همین سبب است که بسیاری در میان شما ضعیف و مریض می باشند و عده یی نیز مُرده اند. ۳۱ اما اگر اول خود را می آزمودیم، مورد قضاوت قرار نمی گرفتیم. ۳۲ اما وقتی خداوند ما را داوری می کند، برای اصلاح کردن ماست تا با مردم دنیا محکوم نگردیم. ۳۳ پس ای ایمانداران! وقتی که برای خوردن شام خداوند دَور هم جمع می شوید، منتظر یکدیگر بمانید. ۳۴ اگر کسی گرسنه است، در خانۀ خود نان بخورد تا مبادا این جمع شدن تان، باعث محکوم شدن شما شود. اما وقتی آنجا آمدم، دربارۀ چیزهای دیگر به شما هدایت خواهم داد.

اعمال رسولان ۲۰:۷–۸ · اول قرنتیان ۱۱ · TDV

متن مراقبه امروز بخشی از یک قسمت است که از بازدید رسول از شهر حکایت می‌کند. این شهر آسیای صغیر، که امروزه کشور ترکیه قرار دارد، محل تروی باستان و جنگ تروآ بود که ‌ جاودانه شده است. از بازدید کرد زیرا یک جماعت کوچک آنجا وجود داشت، به اندازه‌ای کوچک که ایمانداران می‌توانستند یک اتاق (آیه ۸) ملاقات کنند.

این تنها گزارشی عهد جدید است که واقع یک جماعت از ایمانداران را حال فعالیت واقعی توصیف می‌کند. البته، رساله اول به توضیح می‌دهد که یک جماعت چگونه باید عمل کند، اما ۲۰ ما یک عکس تاریخی از یک جماعت حال عمل را دریافت می‌کنیم.

آنچه بلافاصله این گزارش برجسته می‌شود، مسیحیان اولیه است. هنگامی که آنها روز اول هفته گرد هم می‌آمدند، که از عادت ایمانداران بود، هدف آنها شکستن بود. این است. هیچ جزئیاتی رعایت آن مانند اول ۱۱ داده نشده است—فقط واقعیت. ایمانداران «گرد هم آمدند» تا را بشکنند. این هدف گرد هم آمدن آنها بود؛ نه برای دیدن یک مرد، هر چقدر هم که با استعداد باشد، بلکه برای دیدن .

این بالاترین بیان رفاقت آنها به عنوان اعضای یک و اساس پرستش آنها بود: پرستش کسی که برای آنها مرد، و پرستش پدر و . توجه کنید که چه چیزی غایب است: هیچ معماری مذهبی بزرگی، هیچ تولید موسیقی سرگرم‌کننده‌ای، و هیچ کهانت خاصی با لباس روحانی وجود ندارد. همه ایمانداران خود کاهن بودند! آه، باشد که ما این را بیشتر و بیشتر قدر بدانیم!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه