۱ خدا در زمانهای گذشته، چندین بار از طریقه های مختلف به وسیلۀ پیامبران با پدران ما صحبت کرده است ۲ ولی در این روزهای اخیر، به وسیلۀ پسر خود با ما سخن گفته است. همان پسری که وارث همه چیز گردیده و به وسیلۀ او همۀ جهان را آفریده است. ۳ عیسای مسیح، درخشش جلال خدا و ظاهر کنندۀ کامل وجود اوست و همه چیز را با کلام قدرتمند خود نگه می دارد. او پس از پاک کردن گناهان آدمیان، در عالم بالا در دست راست خدای متعال نشست.
۴ همان گونه که مسیح برتر از فرشته گان است، نامی که خدا به او داد، نیز برتر از نام آنها می باشد ۵ زیرا خدا هرگز به هیچ یک از فرشته گان نگفته است:
«تو پسر من هستی،
امروز پدر تو شده ام.»
و یا:
«من پدر او می باشم
و او پسر من است.»
۶ همچنان وقتی نخست زاده را به دنیا می فرستد، می فرماید:
«بگذار، همۀ فرشته گان خدا او را بپرستند.»
۷ اما دربارۀ فرشته گان می گوید:
«خدا فرشته گان خود را به صورت باد
و خادمان خود را مانند شعله های آتش می سازد.»
۸ اما دربارۀ پسر گفته شده است:
«ای خدا! تخت سلطنت تو همیشه برقرار و ابدی است.
پادشاهی تو بر عدالت استوار است.
۹ تو عدالت را دوست می داری و از شرارت نفرت داری.
پس از همین خاطر خدا، خدای تو،
تو را بیشتر از همراهانت با روغن شادمانی مسح کرده است.»
۱۰ باز هم خدا می فرماید:
«تو ای خداوند، در ابتدا زمین را آفریدی
و آسمانها کار دستهای توست.
۱۱ آنها از میان خواهند رفت اما تو باقی خواهی ماند؛
همۀ آنها مانند لباس، کهنه و فرسوده خواهند شد.
۱۲ تو آنها را مانند یک چپنِ کهنه دور خواهی افگند
و دوران آنها مانند لباس تمام خواهد گردید،
اما تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد گردید.»
۱۳ اما خدا به کدام یک از فرشته گان فرموده است:
«در دست راست من بنشین،
تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم»؟
۱۴ پس همۀ فرشته گان، ارواحی هستند که خدا را خدمت می کنند و فرستاده می شوند تا کسانی را که برکت نجات را یافته اند، خدمت کنند.
۱ اینست بندۀ من که از او حمایت می کنم. او برگزیدۀ من است و از او خوشنود و راضی هستم. او را از روح خود پُر کرده ام تا انصاف و عدالت را برای اقوام جهان بیاورد. ۲ او فریاد نمی زند و صدای خود را بلند نمی کند و در جاده ها آوازش شنیده نمی شود. ۳ نَیِ خم شده را نمی شکند و شعلۀ ضعیف را خاموش نمی سازد. او عدالت دایمی را برقرار می کند. ۴ مأیوس و دلسرد نمی شود و عدالت را در روی زمین منتشر می سازد و مردم کشورهای دوردست منتظرند تا تعلیمات او را بشنوند.»
۵ خدا، خداوندی که آسمان ها را آفرید و پهن کرد، زمین و هر چیزی را که در آن است بوجود آورد و به مردمی که بروی آن زندگی می کنند، روح و حیات می بخشد، به بندۀ خود چنین می فرماید: ۶ «من که خداوند هستم، ترا به عدالت خوانده ام و به تو قدرت داده ام تا عدالت را در روی زمین برقرار سازی و بوسیلۀ تو با تمام اقوام جهان پیمان می بندم و ترا نور و پیشوای مردم دنیا می سازم. ۷ تو چشمان کورها را باز می کنی، محبوسین را از زندانهای تنگ و تاریک نجات می دهی.
۸ من خداوند هستم و نام من همین است. از جلال خود به هیچ کسی نمی دهم و بتها را در ستایش خود شریک نمی کنم. ۹ آنچه را که پیشگوئی کرده بودم، صورت گرفت و حالا از وقایع تازه و نَو، قبل از آنکه اتفاق بیفتد، به شما خبر می دهم.»
۱۰ ای جزیره ها و ای کسانی که در آن ها زندگی می کنید، از اقصای زمین در وصف خداوند سرود تازه بخوانید. ای بحر و ای کسانی که در آن سفر می کنید و ای همه چیزهائی که در آن هستید، او را بستائید. ۱۱ صحرا و خانه هایش، ساکنین قیدار و باشندگان سالع از قله های کوهها سرود خوشی را سر دهند. ۱۲ مردمی که در کشورهای دور هستند، جلال خداوند را بیان کنند و او را بستایند. ۱۳ خداوند همچون جنگاوری توانا به جنگ خواهد آمد و با فریادهای بلند قدرت خود را به دشمنان نشان می دهد.
۱۴ خداوند می فرماید: «برای یک مدت طولانی خاموش ماندم و از خشم خود جلوگیری کردم، اما حالا مثل زنی که در وقت زایمان درد می کشد، فریاد بر می آورم. ۱۵ کوهها و تپه ها را هموار می کنم، نباتات را از بین می برم، دریاها و جویها را خشک می سازم.
۱۶ نابینایان را به راهی که نرفته اند، هدایت می کنم و به طریقی که نمی شناسند، رهبری می نمایم. تاریکی ای پیشروی شان را به روشنی تبدیل می کنم. راههای کج آن ها را راست می سازم. من همۀ این کارها را برای شان اجرا نموده آن ها را ترک نمی کنم. ۱۷ آنهائی که بر بتهای تراشیده و مجسمه های ریخته شده اعتماد می کنند و آن ها را خدای خود می خوانند، خجل و سرافگنده می شوند.»
۱۸ خداوند می فرماید: «ای مردم کر، بشنوید! شما ای کورها بنگرید و ببینید! ۱۹ هیچ کسی مثل بندۀ من کور نیست و هیچ شخصی مانند رسولی که من فرستادم، کر نیست. ۲۰ شما ای قوم اسرائیل، به آنچه که دیدید، اعتنائی نکردید و آنچه را که شنیدید، برای تان بی تفاوت بود.»
۲۱ خداوند خواست که عدالت خود را به مردم نشان بدهد، بنابران، برای راهنمائی ایشان قوانین خود را به آن ها داد تا از آن ها پیروی کنند و آن ها را محترم بشمارند، ۲۲ اما این قوم توجهی نکردند، لهذا غارت و تاراج شدند، در حفره ها و سیاه چالها زندانی هستند. آن ها غارت شدند، ولی کسی به داد شان نرسید و تاراج شدند، اما کسی نبود به آن ها کمک کند.
۲۳ آیا در بین شما کسی هست که به این سخنان گوش بدهد و توجه کند و پند بگیرد؟ ۲۴ چه کسی اجازه داد که اسرائیل غارت و یعقوب تاراج شود؟ آیا همان خداوند نبود که در برابر او گناه کردند، در راه او قدم برنداشتند و از احکام او پیروی ننمودند؟ ۲۵ بنابران، این مردم مورد خشم شدید او قرار گرفتند، زیان و ضرر جنگ را دیدند، اما آن ها بازهم عبرت نگرفتند.
۱ ای جزیره ها و ای کسانی که در کشورهای دوردست زندگی می کنید، بشنوید! پیش از آنکه تولد شوم، خداوند مرا برگزید و هنگامی که در رَحِم مادر بودم مرا به نام خواند. ۲ او زبان مرا مانند شمشیر تیز ساخت و مرا در زیر سایۀ دست خود پناه داد. مثل تیر تیز و برای خدمت آماده ام کرد. ۳ او به من فرمود: «ای اسرائیل، تو خدمتگزار من هستی و سبب می شوی که مردم نام مرا تمجید و تجلیل کنند.» ۴ من جواب دادم: «من برای این مردم بیهوده زحمت کشیدم و نیروی خود را بیجا صرف کردم، اما بازهم همه کارها را به خدا می سپارم و یقین دارم که او به من اجر می دهد.»
۵ خداوند که مرا در رَحِم مادر پرورش داد و برای خدمت خود برگزید، به من فرمود تا یعقوب و قوم آوارۀ اسرائیل را بسوی او بازگردانم. خداوند با دادن این مأموریت به من افتخار بخشید و برای انجام آن نیرو عطا فرمود. ۶ به من گفت: «این کار که تو قوم اسرائیل را باز گردانی، البته یک امر کوچکی است، اما من به تو مأموریت مهمتری می دهم که نوری برای اقوام جهان باشی و مردم را از سراسر روی زمین به سوی نجات و رستگاری هدایت کنی.» ۷ خداوند، خدای مقدس و نجات بخشای اسرائیل، خدائی که او را مردم ـ غلام و حاکم ـ حقیر می شمارد و نمی پذیرند، چنین می فرماید: «وقتی پادشاهان ترا ببینند، به احترام تو از جای خود بر می خیزند و شهزادگان در برابر تو تعظیم می کنند، زیرا تو شخص برگزیدۀ خداوند وفادار، قدوس اسرائیل هستی.»
۸ خداوند می فرماید: «در یک وقت مساعد که روز نجات است، تقاضای ترا می پذیرم. ترا پناه می دهم و از تو حمایت می کنم. توسط تو با این قوم پیمان می بندم. کشور ویران آن ها را دوباره آباد می کنم و به آن ها باز می گردانم. ۹ به اسیران می گویم که آزاد شوند و به کسانی که در تاریکی بسر می برند می گویم که بیرون آیند. آن ها را مانند گوسفندانی که در چراگاههای سرسبز می چرند، از نعمت های خود برخوردار می سازم. ۱۰ گرسنه و تشنه نمی شوند. باد و آفتاب سوزان به آن ها صدمه ای نمی رساند، زیرا کسی که به آن ها شفقت دارد، رهنمای شان می باشد و آن ها را به چشمه های آب هدایت می کند. ۱۱ من کوهها را به شاهراه تبدیل می کنم تا راه شان صاف و هموار باشد. ۱۲ قوم برگزیدۀ من از جاهای دور می آیند، بعضی از شمال و برخی از غرب و عده ای از دیار سینیم در جنوب باز می گردند.»
۱۳ ای آسمان ها نغمۀ شادمانی را سردهید و ای زمین خوشحال باش! و ای کوهها سرود خوشی را بنوازید، زیرا خداوند بر قوم رنجدیدۀ خود مهربان شده و آن ها را تسلی می دهد.
۱۴ اما سهیون می گوید: «خداوند مرا ترک کرده و از یاد برده است.» ۱۵ خداوند جواب می دهد: «آیا یک مادر می تواند طفل شیرخوار خود را فراموش کند؟ آیا می تواند به کودکی که در رَحِم خود پرورش داده است، شفقت نشان ندهد؟ باز هم ممکن است مادر این کار را بکند، اما من ترا فراموش نمی کنم. ۱۶ من نام ترا در کف دست خود نوشته ام و از دیوارهایت محافظت می کنم. ۱۷ فرزندانت بزودی می آیند تا دوباره آبادت کنند و کسانی که ترا ویران کردند، از تو خارج می شوند. ۱۸ به اطرافت نگاه کن و ببین همۀ مردمت جمع شده اند و به سوی تو می آیند. به حیات خود قسم می خورم که به آن ها فخر خواهی کرد، همانطوری که یک عروس به زیور لباس خود می بالد.
۱۹ جاهای خراب و ویرانه هایت از مردم پُر می شوند و کسانی که باعث ویرانی تو شده بودند پی کار خود می روند. ۲۰ فرزندانت که در دوران تبعید تولد شده بودند، به تو می گویند: «اینجا بسیار تنگ است، جای فراختری برای سکونت ما بده.» ۲۱ آنگاه از خود می پرسی: «چه کسی اینها را برای من بدنیا آورده است؟ من فرزندانم را از دست دادم و دیگر صاحب فرزندی نمی شوم. بعضی از آن ها که زنده ماندند اسیر و تبعید شدند و من تنها ماندم، پس اینها از کجا آمده اند؟»»
۲۲ خداوند، خدا می فرماید: «من بزودی اقوام جهان را مجبور می سازم که پسرانت را در آغوش و دخترانت را بر دوش گرفته و برایت بیاورند. ۲۳ پادشاهان مثل لاله و ملکه ها مانند دایه از تو مراقبت می کنند و خاک پایت را می لیسند. آنگاه می دانی که من خداوند هستم و هر کسی که منتظر من باشد، شرمنده نمی شود.»
۲۴ آیا کسی می تواند غنیمت را از یک جنگ آور بگیرد و یا اسیران را از دست یک حاکم ظالم نجات بدهد؟
۲۵ خداوند در جواب می فرماید: «همین کار واقعاً رخ می دهد، بلی، اسیران از دست حاکم ستمگر آزادی می یابند و غنیمت از چنگ عسکر فاتح ربوده می شود. من با دشمنانت می جنگم و فرزندانت را نجات می دهم. ۲۶ کاری می کنم که دشمنانت گوشت بدن یکدیگر را بخورند و با نوشیدن خون همدیگر مست شوند. آنوقت همۀ مردم می دانند که من خداوند، خدای توانای یعقوب، نجات دهنده و حافظ شما هستم.»
عبرانیان ۱:۳ · اشعیا ۴۲:۱–۴ · اشعیا ۴۹:۱–۷ · TDV
خادمی که در اینجا ذکر شده است، مسیح است؛ این نبوتی درموردعیسیخداوند است. در واقع، کل بخش اشعیا ۵۲:۱۳-۱۵ در واقع مقدمه یا پیشگفتاری بر نبوت بزرگ مسیحایی اشعیا ۵۳ است که خادم رنجکشیده یهوه را معرفی میکند. این چهارمین از چهار «سرودخادم»دراشعیا است (۴۲:۱-۴؛ ۴۹:۱-۷؛ ۵۰:۴-۷؛ ۵۲:۱۳-۵۳:۱۲). و چه سرودی است!
این خادم، وقتی بر روی زمین بود، «عاقلانه» یا «محتاطانه» عمل میکرد. درانجیلها میبینیم که او دربیابان این دنیای شرور، بیعیب و نقص، قدم میزد، هر قدم و هر کلام او با حکمت الهی مشخص شده بود. چقدر شگفتانگیز است که چنین زندگیای را دنبال کنیم!
بخش اصلی نبوت (۵۳:۱-۱۲) با رنجهای او آغاز میشود. او «مرد غمها» بود و گناهان را بر دوش میکشید. این بخش با رستاخیز او و تقسیم غنایم پیروزیاش با کسانی که او را عادل شمرد، به پایان میرسد. اما مقدمه (۵۲:۱۳-۱۵) دقیقاً برعکس است. با تعالی مسیح آغاز میشود: «او بلند و برافراشته خواهد شد»؛ و سپس رنجهای او: «ظاهر او چنان مخدوش بود که فراتر از شباهت انسانی، و شکل او فراتر از فرزندان بشر بود» (آیه ۱۴). نجاتدهنده مبارک!
پیروزی مسیح از همان ابتدا تضمین شده است؛ نبوت از پایان آغاز میشود: «او بلند و برافراشته خواهد شد و متعال خواهد گشت.» زمان آینده به کار رفته است—این نبوت است—اما هیچ شکی درمورد پیروزی او وجود ندارد. او میتوانست در غروب دستگیریاش به پدر بگوید: «کاری را که به من دادی تا انجام دهم، به پایان رساندهام» (یوحنا ۱۷:۴ nkjv). ما او را اکنون در دست راست «عظمت دربالا» میبینیم (عبرانیان ۱:۳ jnd). هیچ جایگاهی بالاتر از آن نیست! اگر بود، او آنجا میبود.