خداوند نزدیک است — ۲۳ جون ۲۰۲۵: مسیح، خادم رنج‌کش: بره خاموش و مطیع

خداوند نزدیک استبرایان رینولدز

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ این نامه را پِطرُس، رسول عیسای مسیح به برگزیده گان خدا در سراسر ولایتهای پُنتُس، غلاطیه، کَپَدوکیه، آسیا و بِتونیه که مهاجر و پراگنده شده اند، نوشته است. ۲ خدای پدر، مطابق پیشدانی خود، شما را برگزیده است و شما به وسیلۀ روح مقدس پاک شده اید تا از عیسای مسیح اطاعت کنید و خون او ریخته شد تا شما پاک گردید. فیض و سلامتی روز افزون بر شما باد. ۳ متبارک است خدا، پدر سَروَر ما عیسای مسیح که به رحمت بزرگ خود به وسیلۀ رستاخیز عیسای مسیح از مُرده گان به ما تولد نو و امید زنده بخشیده است ۴ تا روزی که تمام میراث وعده شده را به دست آوریم. این میراث در عالم بالا، در جایی که خراب و پژمرده نمی گردد برای شما نگهداشته می شود. ۵ در حالی که شما در انتظار نجاتی هستید که در زمان آخر به ظهور می رسد، خدا با قدرت خود، شما را به وسیلۀ ایمان تان حفظ خواهد نمود. ۶ این همان چیزی است که شما را باید بسیار خوشحال سازد، هر چند شاید برای زمان کوتاهی ضرورت بیفتد که گرفتار آزمایشهای زیاد شده و غمگین شوید. ۷ چنان که طلا با آتش آزمایش می شود، ایمان شما نیز باید امتحان گردد، البته ایمان از طلا بسیار با ارزش تر است، تا در روزی که عیسای مسیح ظهور می کند، حرمت، عزت و افتخار نصیب تان گردد. ۸ اگر چه شما تا به حال مسیح را ندیده اید اما او را دوست دارید. با این که شما هم اکنون او را نمی بینید اما به او ایمان دارید و همین ایمان دلهای تان را از خوشی و شکوه بزرگ که به زبان بیان شده نمی تواند، پُر و لبریز می سازد. ۹ شما نتیجۀ نهایی ایمان را به دست می آورید و آن همان نجات جانهای شماست. ۱۰ دربارۀ همین نجات، پیامبران به دقت مطالعه و تحقیق می کردند. آنها دربارۀ آن فیضی که از جانب خدا برای شما خواهد رسید پیشگویی می کردند. ۱۱ وقتی روح مسیح که در آنها بود، دربارۀ رنجهایی که مسیح باید متحمل می شد و جلالی که به دنبال آن خواهد آمد پیشگویی کرد، آنها کوشش می کردند بدانند که زمان وقوع آن چه وقت خواهد بود و چگونه خواهد آمد. ۱۲ این حقیقت به آنها آشکار شد که وظیفۀ آنها به خاطر منفعت خود شان نه بلکه برای شما بوده است. کسانی که بشارت خبر خوش را به شما دادند با کمک روح مقدس که از عالم بالا فرستاده شده است، این حقیقت را به شما گفته اند، حقیقتی که حتی فرشته گان آرزوی درک آن را دارند. ۱۳ پس حواس خود را جمع کرده و هوشیار باشید. در انتظار آن فیضی به سر ببرید که با بازگشت عیسای مسیح نصیب تان خواهد شد. ۱۴ مانند فرزندان فرمانبردار، نگذارید خواهشهای نفسانی دوران جهالت، شما را تحت تأثیر قرار دهد. ۱۵ همان گونه خدایی که شما را دعوت کرده است مقدس است، شما نیز در تمام کارهای تان مقدس باشید. ۱۶ زیرا نوشته شده است: «مقدس باشید، زیرا که من قدوس هستم.» ۱۷ اگر شما او را پدر خطاب می کنید که هر کسی را بدون تبعیض مطابق اعمالش داوری می کند، پس زندگی تان را در این دنیا با خدا ترسی سپری کنید. ۱۸ زیرا می دانید که از قید روشهای بی فایدۀ زندگی که از پدران تان به ارث بُرده بودید، آزاد شدید و این آزادی با پرداخت چیزهای فانی مانند طلا و نقره نبود ۱۹ بلکه با خون گرانبهای مسیح که مانند برۀ بی عیب بود، خریده و آزاد گردیده اید. ۲۰ همان کسی را که خدا پیش از آفرینش دنیا برای این کار تعیین کرده بود اما در همین زمان آخر برای شما آشکار شد. ۲۱ شما به وسیلۀ مسیح به خدا ایمان آوردید، به همان خدایی که او را پس از مرگ زنده گردانید و به او جلال بخشید، تا ایمان و امید تان در خدا باشد. ۲۲ اکنون که جانهای تان را با اطاعت از حقیقت، پاک ساخته اید، پس یکدیگر را صمیمانه مانند برادر دوست بدارید و به همدیگر با قلبهای صاف و پُر از اشتیاق محبت داشته باشید. ۲۳ چون تولد دوبارۀ شما در اثر تخم فانی نبود بلکه به وسیلۀ تخم غیر فانی یعنی کلام خدا که زنده و جاویدان است، می باشد. ۲۴ زیرا نوشته شده است: «انسانها همه مانند گیاه هستند، زیبایی آنها مانند گل ناپایدار است. گیاه خشک و گل پژمرده می شود، ۲۵ اما کلام خداوند تا به ابد باقی است.» و این کلام، همان خبر خوش است که به شما موعظه شده است.

۱ مدتی بعد خدا ابراهیم را امتحان کرد و به او فرمود: «ابراهیم.» ابراهیم جواب داد: «بلی، خداوندا.» ۲ خدا فرمود: «پسر عزیزت اسحاق را که خیلی دوست می داری، بردار و به سرزمین موریا برو، آنجا او را بر سر کوهی که به تو نشان می دهم برای من قربانی کن.» ۳ روز بعد، ابراهیم صبح وقت برخاست. مقداری هیزم برای قربانی تهیه نمود و آن را بر سر خر بار کرد. اسحاق و دو نفر از نوکران خود را برداشت و به طرف جائی که خدا به او فرموده بود، براه افتاد. ۴ روز سوم، ابراهیم آن محل را از فاصلۀ دور دید. ۵ به نوکران خود گفت: «شما اینجا پیش خر بمانید. من و پسرم به آنجا می رویم تا عبادت کنیم. بعداً پیش شما بر می گردیم.» ۶ ابراهیم هیزم ها را بر دوش اسحاق گذاشت و خودش کارد و آتش برای روشن کردن هیزم برداشت و برای قربانی سوختنی با هم به راه افتادند. ۷ اسحاق گفت: «پدر.» ابراهیم جواب داد: «بلی پسرم؟» اسحاق پرسید: «می بینم که تو آتش و هیزم داری، پس برۀ قربانی کجا است؟» ۸ ابراهیم جواب داد: «خدا خودش آنرا آماده می کند.» هر دوی آن ها با هم رفتند. ۹ وقتی آن ها به جائی رسیدند که خدا فرموده بود، ابراهیم یک قربانگاه درست کرد و هیزم ها را روی آن گذاشت. پسر خود را بست و او را بر قربانگاه، روی هیزم ها قرار داد. ۱۰ سپس کارد را به دست گرفت تا او را قربانی کند. ۱۱ اما فرشتۀ خداوند از آسمان او را صدا کرد و گفت: «ابراهیم، ابراهیم.» او جواب داد: «بلی، خداوندا.» ۱۲ فرشته گفت: «به پسر خود صدمه نرسان و هیچ کاری با او نکن. من حالا فهمیدم که تو از خدا اطاعت می کنی و به او احترام می گذاری. زیرا تو پسر عزیز خود را از او دریغ نکردی.» ۱۳ ابراهیم به طرف صدا نگاه کرد. قوچی را دید که شاخ هایش به درختی گیر کرده است. رفت و آنرا گرفت و به عنوان قربانی سوختنی به جای پسر خود قربانی کرد. ۱۴ ابراهیم آنجا را «خداوند آماده می کند» نامید و حتی امروز هم مردم می گویند: «بر سر کوهها خداوند آماده می کند.» ۱۵ فرشتۀ خداوند برای بار دوم از آسمان ابراهیم را صدا کرد ۱۶ و گفت: «خداوند می گوید: من به تو وعده می دهم و به اسم خودم قسم می خورم که تو را به فراوانی برکت بدهم. زیرا تو این کار را کردی و پسر عزیز خود را از من دریغ نکردی. ۱۷ من وعده می دهم که نسل تو را مانند ستارگان آسمان و ریگ های ساحل بحر زیاد کنم. اولادۀ تو بر دشمنان خود پیروز می شوند. ۱۸ تمام ملت ها از من خواهند خواست همان طوری که نسل تو را برکت داده ام نسل آن ها را هم برکت دهم. فقط به خاطر اینکه تو از من اطاعت کردی.» ۱۹ ابراهیم پیش نوکران خود برگشت و آن ها با هم به بئرشِبع رفتند و ابراهیم در آنجا اقامت گزید. ۲۰ بعد از مدتی برای ابراهیم خبر دادند که مِلکه، زن ناحور برادر ابراهیم هشت پسر بدنیا آورده است: ۲۱ آن ها عبارت بودند از: عوز پسر اولباری و برادرش بوز و کموئیل پدر ارام، ۲۲ کاسد، حزو، پیلداش، یدلاف و بِتوئیل. ۲۳ بِتوئیل پدر ربکا است. مِلکه این هشت پسر را برای ناحور برادر ابراهیم بدنیا آورد. ۲۴ رئومه زن صورتی ناحور نیز طابح، جاحم، تاحش و معکه را به دنیا آورد.

۱ پس از آن آدم با زن خود، حوا، همبستر شد و او حامله شده پسری به دنیا آورد. حوا گفت: «خداوند پسری به من بخشیده است.» بنابراین، اسم او را قائن گذاشت. ۲ حوا بار دیگر حامله شد و پسری به دنیا آورد و اسم او را هابیل گذاشت. هابیل چوپان و قائن دهقان شد. ۳ پس از مدتی قائن مقداری از محصول زمین خود را به عنوان هدیه پیش خدا آورد. ۴ هابیل هم اولین برۀ گلۀ خود را آورد و قربانی کرد و بهترین قسمت آنرا به عنوان هدیه به خدا تقدیم نمود. خداوند از هابیل و هدیۀ او راضی گشت، ۵ اما قائن و هدیۀ او را قبول نکرد. قائن از این خاطر قهر شد و سر خود را به زیر انداخت. ۶ خداوند به قائن فرمود: «چرا قهر شدی و سر خود را به زیر انداختی؟ ۷ اگر رفتار تو خوب باشد قربانی تو قبول می شود. ولی اگر خوب نباشد، گناه بر در، در کمین تو است و می خواهد بر تو غالب گردد. اما تو باید او را مغلوب کنی.» ۸ بعد، قائن به برادر خود هابیل گفت: «بیا باهم به مزرعه برویم.» و وقتی در مزرعه بودند، قائن به برادر خود حمله کرد و او را کشت. ۹ خداوند از قائن پرسید: «برادرت هابیل کجاست؟» او جواب داد: «نمی دانم. مگر من نگهبان برادرم هستم؟» ۱۰ خداوند فرمود: «چه کار کرده ای؟ خون برادرت از زمین برای انتقام پیش من فریاد می کند. ۱۱ حالا تو در روی زمین، ملعون شده ای و زمین دهان خود را باز کرده تا خون برادرت را از دست تو بنوشد. ۱۲ وقتی زراعت کنی زمین دیگر برای تو محصول نمی آورد و تو در روی زمین پریشان و آواره می شوی.» ۱۳ قائن به خداوند عرض کرد: «مجازات من زیادتر از آن است که بتوانم آنرا تحمل کنم. ۱۴ تو مرا از کار زمین و از حضور خود بیرون رانده ای. من در جهان آواره و پریشان می شوم و هر که مرا پیدا کند، مرا می کشد.» ۱۵ خداوند فرمود: «نی، اگر کسی تو را بکشد، هفت برابر از او انتقام گرفته می شود.» سپس خداوند یک نشانی بر قائن گذاشت تا هر که او را ببیند، او را نکشد. ۱۶ قائن از حضور خدا رفت و در جائی بنام نُود (یعنی سرگردانی) که در شرق عدن است ساکن شد. ۱۷ قائن و زنش دارای پسری شدند و اسم او را خنوخ گذاشتند. قائن شهری بنا کرد و آنرا بنام پسر خود، خنوخ، نام گذاری کرد. ۱۸ خنوخ صاحب پسری شد و اسم او را عیراد گذاشت. عیراد پدر مَحُویائیل بود. مَحُویائیل دارای پسری شد که اسم او را مَتوشائیل گذاشت. مَتوشائیل پدر لَمَک بود. ۱۹ لَمَک دو زن داشت بنام عاده و زِله. ۲۰ عاده، یابال را به دنیا آورد و یابال جد کسانی بود که در خیمه زندگی می کردند و چوپان بودند. ۲۱ برادر او یوبال جد نوازندگان چنگ و نی بود. ۲۲ زِله، توبل قائن را به دنیا آورد که ریخته گر هر نوع اسباب مسی و آهنی بود و خواهر توبل قائن، نعمه بود. ۲۳ لَمَک به زنان خود گفت: «به حرف های من گوش کنید. من مرد جوانی را که به من حمله کرده بود، کشتم. ۲۴ اگر قرار باشد کسی که قائن را بکشد هفت برابر از او انتقام گرفته شود، پس کسی که مرا بکشد هفتاد و هفت مرتبه از او انتقام گرفته می شود.» ۲۵ آدم و زنش صاحب پسر دیگری شدند. حوا گفت: «خدا به جای هابیل پسری به من داده است.» پس اسم او را شیت گذاشت. ۲۶ شیت دارای پسری شد که اسم را انوش گذاشت. در این موقع بود که مردم به پرستش نام خداوند شروع کردند.

اول پِطرُس ۱:۲۰ · پیدایش ۲۲:۸ · پیدایش ۴:۴ · TDV

آیات قبلی فصل ۵۳، صدایی که سخن می‌گوید، باقی‌مانده است؛ این آنها به روزی آینده است. اکنون نبوت ادامه می‌یابد، اما خود نبی است که سخن می‌گوید—این یک نیست بلکه یک توصیف است. آیات ۷ و ۸، محاکمه را برابر دادگاه انسان و شخصیت او را به عنوان یک توصیف می‌کند.

به محکمه انسان آورده شد، اما این یک روند غیرقانونی طبق قانون بود. این یک دادگاه ساختگی بود که پر از شاهدان دروغین و با نتیجه‌ای از پیش تعیین شده بود. او «مظلوم» بود زیرا این یک محاکمه ناعادلانه بود، حتی طبق استانداردهای گناهکارانه انسان. او همچنین « کشید»—معنای ریشه‌ای کلمه «تهدید شده» است—آنها را سرزنش و مسخره کردند. سپس او را برابر فرماندار جنتیل، نماینده سزار ، آوردند. پیلاطس از سکوت و او برابر اتهامات متعدد «شگفت‌زده شد» ( ۱۵:۳-۵). «آیا نمی‌دانی که من دارم را مصلوب کنم و دارم را کنم؟» پاسخ اما جدی این بود: « قدرتی بر من نداشتی مگر اینکه از به داده شده بود» ( ۱۹:۱۰-۱۱). چه و وقاری! این فرماندار بت‌پرست را به شدت مضطرب کرد.

سکوت مانند یک بی‌ و مطیع پشم‌چین و قصاب بود. واقع، این از پیش از بنیاد مقدر شده بود (۱ ۱:۲۰)؛ ما او را نخست‌زاده می‌بینیم ( ۴:۴)؛ ‌ای که خدا فراهم می‌کرد، همانطور که کوه پیش‌بینی شده بود (۲۲:۸)؛ و فصح خروج. او ‌ای بود که را برمی‌داشت ( ۱:۲۹).

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جون ۲۲, ۲۰۲۵

    قرنتیان تمایل واقعی داشتند که منابع مالی خود را با مقدسین نیازمند در میان قوم خداوند به...

  • جون ۲۱, ۲۰۲۵

    در اول پطرس ۲:۱۱، پولس رسول «نور شگفت‌انگیز» خدا (آیات ۹-۱۰) را بر زندگی روزمره کاهنان...

  • جون ۲۰, ۲۰۲۵

    همه چیز برای ما تاریکی بود، چه از یهودیت یا بت‌پرستی، یا مسیحیت اسمی و فاسد فراخوانده شده...

  • جون ۱۹, ۲۰۲۵

    همانطور که در میان افراد مشهور و بلندپایه در جامعه امروزی، نوشیدن نقش مهمی در زندگی دارد،...

  • جون ۱۸, ۲۰۲۵

    ما در مورد چهار برادر عیسی مسیح – پسران یوسف و مریم – می‌خوانیم، اما تنها دو نام را...

  • جون ۱۷, ۲۰۲۵

    زندگی داوود تصویری از امید است! او آخرین پسر از هشت پسر بود و به نظر می‌رسید که اغلب به...

  • جون ۱۶, ۲۰۲۵

    متن امروز داستان کتاب مقدس در یک آیه است. پیام کتاب مقدس دو جنبه دارد: این ثبت تاریخ...