خداوند نزدیک است — ۱۸ سپتمبر ۲۰۲۶: اشعیا ۴۲:۱

خداوند نزدیک استجی. تی. ماوسون

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ اینست بندۀ من که از او حمایت می کنم. او برگزیدۀ من است و از او خوشنود و راضی هستم. او را از روح خود پُر کرده ام تا انصاف و عدالت را برای اقوام جهان بیاورد. ۲ او فریاد نمی زند و صدای خود را بلند نمی کند و در جاده ها آوازش شنیده نمی شود. ۳ نَیِ خم شده را نمی شکند و شعلۀ ضعیف را خاموش نمی سازد. او عدالت دایمی را برقرار می کند. ۴ مأیوس و دلسرد نمی شود و عدالت را در روی زمین منتشر می سازد و مردم کشورهای دوردست منتظرند تا تعلیمات او را بشنوند.» ۵ خدا، خداوندی که آسمان ها را آفرید و پهن کرد، زمین و هر چیزی را که در آن است بوجود آورد و به مردمی که بروی آن زندگی می کنند، روح و حیات می بخشد، به بندۀ خود چنین می فرماید: ۶ «من که خداوند هستم، ترا به عدالت خوانده ام و به تو قدرت داده ام تا عدالت را در روی زمین برقرار سازی و بوسیلۀ تو با تمام اقوام جهان پیمان می بندم و ترا نور و پیشوای مردم دنیا می سازم. ۷ تو چشمان کورها را باز می کنی، محبوسین را از زندانهای تنگ و تاریک نجات می دهی. ۸ من خداوند هستم و نام من همین است. از جلال خود به هیچ کسی نمی دهم و بتها را در ستایش خود شریک نمی کنم. ۹ آنچه را که پیشگوئی کرده بودم، صورت گرفت و حالا از وقایع تازه و نَو، قبل از آنکه اتفاق بیفتد، به شما خبر می دهم.» ۱۰ ای جزیره ها و ای کسانی که در آن ها زندگی می کنید، از اقصای زمین در وصف خداوند سرود تازه بخوانید. ای بحر و ای کسانی که در آن سفر می کنید و ای همه چیزهائی که در آن هستید، او را بستائید. ۱۱ صحرا و خانه هایش، ساکنین قیدار و باشندگان سالع از قله های کوهها سرود خوشی را سر دهند. ۱۲ مردمی که در کشورهای دور هستند، جلال خداوند را بیان کنند و او را بستایند. ۱۳ خداوند همچون جنگاوری توانا به جنگ خواهد آمد و با فریادهای بلند قدرت خود را به دشمنان نشان می دهد. ۱۴ خداوند می فرماید: «برای یک مدت طولانی خاموش ماندم و از خشم خود جلوگیری کردم، اما حالا مثل زنی که در وقت زایمان درد می کشد، فریاد بر می آورم. ۱۵ کوهها و تپه ها را هموار می کنم، نباتات را از بین می برم، دریاها و جویها را خشک می سازم. ۱۶ نابینایان را به راهی که نرفته اند، هدایت می کنم و به طریقی که نمی شناسند، رهبری می نمایم. تاریکی ای پیشروی شان را به روشنی تبدیل می کنم. راههای کج آن ها را راست می سازم. من همۀ این کارها را برای شان اجرا نموده آن ها را ترک نمی کنم. ۱۷ آنهائی که بر بتهای تراشیده و مجسمه های ریخته شده اعتماد می کنند و آن ها را خدای خود می خوانند، خجل و سرافگنده می شوند.» ۱۸ خداوند می فرماید: «ای مردم کر، بشنوید! شما ای کورها بنگرید و ببینید! ۱۹ هیچ کسی مثل بندۀ من کور نیست و هیچ شخصی مانند رسولی که من فرستادم، کر نیست. ۲۰ شما ای قوم اسرائیل، به آنچه که دیدید، اعتنائی نکردید و آنچه را که شنیدید، برای تان بی تفاوت بود.» ۲۱ خداوند خواست که عدالت خود را به مردم نشان بدهد، بنابران، برای راهنمائی ایشان قوانین خود را به آن ها داد تا از آن ها پیروی کنند و آن ها را محترم بشمارند، ۲۲ اما این قوم توجهی نکردند، لهذا غارت و تاراج شدند، در حفره ها و سیاه چالها زندانی هستند. آن ها غارت شدند، ولی کسی به داد شان نرسید و تاراج شدند، اما کسی نبود به آن ها کمک کند. ۲۳ آیا در بین شما کسی هست که به این سخنان گوش بدهد و توجه کند و پند بگیرد؟ ۲۴ چه کسی اجازه داد که اسرائیل غارت و یعقوب تاراج شود؟ آیا همان خداوند نبود که در برابر او گناه کردند، در راه او قدم برنداشتند و از احکام او پیروی ننمودند؟ ۲۵ بنابران، این مردم مورد خشم شدید او قرار گرفتند، زیان و ضرر جنگ را دیدند، اما آن ها بازهم عبرت نگرفتند.

۱ عیسی به اریحا وارد شد و از بین شهر می گذشت. ۲ مردی در آنجا بود به نام زَکی که سرپرست جزیه گیران و بسیار ثروتمند بود. ۳ زَکی می کوشید تا ببیند عیسی کیست. اما چون قد کوتاه داشت و ازدحام مردم زیاد بود، عیسی را دیده نمی توانست. ۴ پس پیشتر دوید و بر درخت چنار بالا شد تا عیسی را که از آنجا می گذشت، ببیند. ۵ وقتی عیسی به آنجا رسید به بالا نگاه کرد و گفت: «ای زَکی! زود پایین بیا، زیرا باید امروز در خانۀ تو مهمان باشم.» ۶ زَکی با شتاب از درخت پایین شد و با خوشی عیسی را پذیرفت. ۷ وقتی مردم این را دیدند، شکایت کردند که: «عیسی مهمان یک گناهکار شده است.» ۸ زَکی در برابر عیسی ایستاد و گفت: «ای آقا، اکنون نصف دارایی خود را به فقرا می بخشم و مال هر کسی را که به نا حق گرفته باشم، چهار برابر به او پس می دهم.» ۹ عیسی به او گفت: «امروز نجات به این خانه آمده است، چرا که این مرد هم پسر ابراهیم است. ۱۰ زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد.» ۱۱ عیسی در نزدیکی اورشلیم رسیده بود و کسانی که سخنان او را شنیده بودند گمان می کردند که به زودی پادشاهی خدا به همه نمایان خواهد شد. ۱۲ پس عیسی برای آنها یک مَثَل آورد و گفت: «شهزاده یی به کشور دوری سفر کرد تا به پادشاهی برسد و دوباره باز گردد. ۱۳ پیش از رفتن، ده نفر از غلامان خود را خواست و به هر کدام یک سکۀ طلا داد و گفت: «تا بازگشت من با این پول تجارت کنید.» ۱۴ مردم که از شهزاده نفرت داشتند، نماینده گانی فرستادند تا به وی بگویند: «ما نمی خواهیم این مرد بر ما پادشاهی کند.» ۱۵ پس از مدتی شهزاده به حیث پادشاه دوباره بازگشت. او غلامانی را که به آنها پول داده بود، خواست تا ببیند هر کدام چقدر سود کرده اند. ۱۶ اولی آمد و گفت: «صاحب! پول شما ده برابر شده است.» ۱۷ شهزاده جواب داد: «آفرین! تو غلام خوب هستی، خودت را در کار بسیار کوچک درستکار نشان داده ای، پس حاکم ده شهر می باشی.» ۱۸ دومی آمد و گفت: «صاحب، پول شما پنج برابر شده است.» ۱۹ به دومی گفت: «تو هم حاکم پنج شهر باش.» ۲۰ سومی آمد و گفت: «صاحب، بفرما این هم پول تان. آن را در دستمالی پیچیده پنهان کرده بودم. ۲۱ چون از خودت می ترسیدم که مرد سختگیر هستی. آنچه را که نداده ای، پس می گیری و آنچه را که نکاشته ای، درو می کنی.» ۲۲ صاحب جواب داد: «ای غلام بیکاره! تو را با حرفهای خودت ملامت می کنم. تو که می دانستی من آدم سختگیر هستم که نداده را می گیرم و نکاشته را درو می کنم، ۲۳ پس چرا پول مرا سر سود به صرافان ندادی تا بتوانم در هنگام بازگشت آن را با سودش دریافت کنم؟» ۲۴ صاحب به حاضران گفت: «پول را از او بگیرید و به غلامی که ده سکه دارد، بدهید.» ۲۵ آنها جواب دادند: «اما ای آقا، او که ده سکه دارد!» ۲۶ صاحب گفت: «بدانید، هر کسی دارد، بیشتر به او داده می شود و اما آن کسی که ندارد، حتی آنچه را که دارد از دست خواهد داد. ۲۷ اما آن دشمنانی را که نمی خواستند حاکم آنها باشم، ایشان را اینجا آورید و در برابر من گردن بزنید.»» ۲۸ عیسی مَثَل را گفت و پیشتر از دیگران به اورشلیم رفت. ۲۹ وقتی که به بیت فاجی و بیت عنیا واقع در کوه زیتون نزدیک شد، دو نفر از شاگردان خود را پیش از خود برای این کار روان کرده، گفت: ۳۰ «به قریه یی که رو به روی تان می آید، بروید. همین که به آنجا رسیدید، کُره خری را در آنجا بسته خواهید دید که هنوز کسی بر آن سوار نشده است. آن کُره را باز کنید و به اینجا بیاورید. ۳۱ اگر کسی پرسید: «چرا آن را باز می کنید؟» بگویید: «استاد آن را کار دارد.»» ۳۲ آن دو رفتند و همه چیز را همان گونه که عیسی گفته بود، دیدند. ۳۳ وقتی کُره خر را باز می کردند، صاحبانش پرسیدند: «چرا آن کُره خر را باز می کنید؟» ۳۴ جواب دادند: «استاد آن را کار دارد.» ۳۵ پس کُره خر را پیش عیسی آوردند. آنها چپن های خود را روی آن کُره خر انداختند و عیسی را بر آن سوار کردند. ۳۶ همین طور که عیسی می رفت مردم راه را با لباسهای خود فرش می کردند. ۳۷ هنگامی که عیسی به دامنۀ کوه زیتون نزدیک می شد، تمام شاگردان با خوشی برای همه معجزه هایی که دیده بودند با صدای بلند شروع به حمد و سپاس خدا کرده، ۳۸ می گفتند: «مبارک باد آن پادشاهی که به نام خداوند می آید! صلح در آسمان و جلال بر خداوند باد!» ۳۹ چند نفر فریسی که در میان مردم بودند به عیسی گفتند: «استاد، به شاگردانت امر کن که خاموش شوند.» ۴۰ عیسی جواب داد: «بدانید که اگر اینها خاموش شوند، سنگها به فریاد خواهند آمد.» ۴۱ هنگامی که عیسی به شهر نزدیک می شد، چون اورشلیم را دید به حال آن گریه کرد ۴۲ و گفت: «کاش که امروز سرچشمۀ صلح و سلامتی را می شناختی. اما افسوس که این از چشمان تو پنهان است. ۴۳ زمانی خواهد رسید که دشمنانت بر ضد تو سنگر خواهند گرفت و به دَور تو حلقه خواهند زد و تو را از هر سو محاصره خواهند کرد. ۴۴ آنها، تو و ساکنانت را در میان دیوارهایت از بین خواهند بُرد و سنگی را روی سنگ دیگر به جای نخواهند گذاشت، چون تو زمانی را که خدا برای نجات تو آمد، درک نکردی!» ۴۵ پس عیسی وارد خانۀ خدا شد و کسانی را که مشغول خرید و فروش بودند بیرون کرد ۴۶ و گفت: «خدا در نوشته های پیامبران فرموده است: «خانۀ من، خانۀ دعا خوانده خواهد شد.» اما شما آن را لانۀ دزدان ساخته اید!» ۴۷ عیسی هر روز در خانۀ خدا درس می داد. سران کاهنان، علمای شریعت و بزرگان شهر می خواستند او را بکُشند ۴۸ اما راهی پیدا نمی توانستند، چون همۀ مردم با علاقۀ زیاد به سخنان عیسی گوش می دادند.

۱ عیسی به چهار سو نگاه کرد و دید که ثروتمندان هدیه های خود را به صندوق خزانه خانۀ خدا می ریزند. ۲ او همچنان متوجه بیوه زن فقیری شد که دو سکه به داخل آن صندوق انداخت. ۳ عیسی گفت: «بدانید که در واقع این بیوه زن فقیر بیش از همه پول داده است. ۴ چون آنها از پول اضافی خود پرداختند اما این زن با همه تنگدستی تمام دارایی خود را هدیه کرد.» ۵ چند نفر از شاگردان دربارۀ این صحبت می کردند که خانۀ خدا با سنگها و هدیه هایی تقدیم شده به خدا، چقدر زیبا معلوم می شود. عیسی به آنها گفت: ۶ «این چیزهایی را که در اینجا می بینید، زمانی خواهد آمد که هیچ یک از سنگهای آن روی سنگ دیگری نخواهد ماند، همه ویران خواهد شد.» ۷ آنها پرسیدند: «استاد، این وقایع چه زمانی رُخ خواهد داد و نشانه های آن چه خواهد بود؟» ۸ عیسی گفت: «هوش کنید که گمراه نشوید، بسیاری به نام من آمده خواهند گفت: «من مسیح هستم» و «آن زمان موعود رسیده است.» از آنها پیروی نکنید. ۹ وقتی دربارۀ جنگها و شورشها چیزی می شنوید، نترسید. این چیزها باید اول واقع شوند، اما آخر زمان به این زودی نمی رسد.» ۱۰ او افزود: «قومی با قوم دیگر و حکومتی با حکومت دیگر جنگ خواهند کرد. ۱۱ زلزله های ترسناک واقع خواهند شد و در بسیاری جاها خشکسالی و بلاها رُخ خواهند داد و در آسمان نشانه های ترسناک و شگفتیهای بزرگ ظاهر خواهند گردید. ۱۲ اما پیش از این همه وقایع، شما را دستگیر خواهند کرد و به شما آزار خواهند رساند. شما را برای محاکمه به کنیسه ها خواهند کشانید و به زندان خواهند انداخت. شما را به خاطر این که نام من بر شماست، پیش پادشاهان و والیان خواهند بُرد. ۱۳ این وقت خوبی برای شهادت دادن شما خواهد بود. ۱۴ آرامش تان را نگه دارید و آماده گی قبلی برای جواب دادن نگیرید، ۱۵ چون خودم به شما قدرت بیان و حکمت می دهم که هیچ دشمن توانایی ایستاده گی و رد کردن آن را نداشته باشد. ۱۶ حتی پدر و مادر، برادران، خویشاوندان و دوستان تان به شما خیانت خواهند کرد و عده یی از شما کُشته خواهید شد. ۱۷ همۀ مردم به خاطر نام من که شما بر خود دارید، از شما نفرت خواهند داشت. ۱۸ اما مویی از سر شما کم نخواهد شد. ۱۹ با پایداری، جانهای تان را رهایی خواهید داد. ۲۰ اما هر وقت اورشلیم را در محاصره لشکرها دیدید، بدانید ویرانی آن نزدیک است. ۲۱ در آن موقع کسانی که در یهودیه هستند به کوهستانها بگریزند و آنهایی که در خارج شهر هستند نباید وارد شهر شوند. ۲۲ زیرا آن روزهای مکافات که در کتاب مقدس پیشگویی شده است، به حقیقت خواهد پیوست. ۲۳ وای به حال زنانی که در آن روزها حامله یا شیرده باشند، چون پریشانی بزرگی در این زمین رُخ خواهد داد و این قوم مورد خشم و غضب واقع خواهد شد. ۲۴ یک عده در دَم شمشیر کُشته خواهند شد و دیگران به تمام کشورها اسیر خواهند شد. اورشلیم تا آن زمان که دوران ملتهای بیگانه به پایان نرسد، پایمال آنها خواهد بود. ۲۵ در آفتاب، مهتاب و ستاره گان نشانه هایی ظاهر خواهند شد. بر روی زمین، ملتها از غرش بحر و خروش امواج آن پریشان و نگران خواهند شد. ۲۶ آدمیان از ترس آنچه به سر دنیا می آید، از هوش خواهند رفت و قدرتهای آسمانی به لرزه خواهند افتاد. ۲۷ آن هنگام پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال زیاد، سوار بر ابر می آید. ۲۸ وقتی این وقایع شروع شود، شما به آسمان نگاه کنید و سرهای تان را بلند نگه دارید، زیرا نجات شما نزدیک است.» ۲۹ سپس عیسی برای آنها این مَثَل را آورد و گفت: «هنگامی که به درخت انجیر و دیگر درختها ۳۰ می بینید که جوانه زده اند، می دانید که تابستان نزدیک است. ۳۱ به همین گونه زمانی که همۀ این وقایع را ببینید، می دانید که پادشاهی خدا نزدیک است. ۳۲ باور کنید که تا این چیزها رُخ ندهند این نسل از بین نخواهد رفت. ۳۳ آسمان و زمین از بین خواهند رفت اما سخنان من هرگز از بین نخواهند رفت. ۳۴ هوشیار باشید! نگذارید دلهای شما با پُر خوری و مستی و تشویشهای دنیوی مشغول شود، زیرا آن روز بزرگ ناگهان خواهد رسید ۳۵ و مانند یک دام بر سر همه مردم در سراسر دنیا خواهد افتاد. ۳۶ پس بیدار باشید و همیشه دعا کنید تا قدرت آن را داشته باشید که همه رنجهایی را که به زودی پیش می آید، بگذرانید و در حضور من، پسر انسان، بایستید!» ۳۷ عیسی روزها را به درس دادن در خانۀ خدا سپری می کرد، شام از شهر خارج می شد و شب را در کوه زیتون صبح می کرد. ۳۸ هنگام سحر مردم برای شنیدن سخنان او در خانۀ خدا جمع می شدند.

اشعیا ۴۲:۱ · لوقا ۱۹:۱۲ · لوقا ۲۱:۳۸ · TDV

می‌خواهم توجه شما را به این نکته جلب کنم که چگونه خود را توصیف می‌کند: «یک نجیب‌زاده خاص.» کسی که ما را نجات داده و ما باید او را نمایندگی و کنیم، نجیب‌زاده است. تمام نجابت واقعی در اوست. کجا دیگر می‌توانید به دنبال آن باشید؟ خدا آن را در او یافت.

وفاداری او به خدا چقدر مطلق بود، همیشه مطیع، همیشه وابسته. او همیشه کارهایی را انجام می‌داد که او را خشنود می‌کرد، به طوری که خدا می‌توانست در مورد او بگوید: «اینک! بنده من… کسی که روح من از او خشنود است!» (). و او در رفتارش با انسان‌ها چقدر نجیب بود! هیچ انگیزه خودخواهانه‌ای هرگز او را به حرکت درنیاورد، هیچ نفرت یا ناسپاسی از انسان‌ها او را تغییر نداد. او قدرت خود را برای آسایش خود به کار نمی‌برد، اما برای دیگران آن قدرت هیچ حد و مرزی نداشت. او از صبح زود تا پایان روز همه بود. شده است که «صبح زود همه نزد او می‌آمدند» (). او در آنجا منتظر آنها بود وقتی می‌آمدند؛ تا به آنها تعلیم دهد، به آنها کند، آنها را شفا دهد؛ و تا زمانی که هر مردی به خانه خود نرفته بود، او، مردی بی‌خانمان، به کوه زیتون باز نمی‌گشت.

هر کاری که او در خدمتش انجام داد، با نجابت و انجام شد. او را ببینید که در کنار مادر ، که برای مرده‌اش گریه می‌کند، ایستاده است. او از شفقت برای غم او به حرکت درمی‌آید، و کلام او علت آن را سرزنش می‌کند و پسرش را دوباره می‌کند. سپس او بدون انتظار پاداش یا شناسایی به راه خود ادامه می‌دهد. او را ببینید که خم می‌شود تا کودکان را به خود جمع کند وقتی می‌خواستند آنها را کنند؛ آنها برای دیگران بی‌اهمیت بودند، اما چقدر برای او عزیز بودند! هیچ نیازی از توجه او نماند، هیچ آهی بیهوده به گوش او نرسید.

نجات‌دهنده شگفت‌انگیز! نجیب‌زاده واقعی! و استاد ما، که ما را نجات داده تا ما به او کنیم!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • سپتمبر ۱۷, ۲۰۲۶

    خداوند به آنها غذایی داد که در مصر برایشان ناشناخته بود، غله کهنه—یا «غله برشته»—سرزمین...

  • سپتمبر ۱۶, ۲۰۲۶

    چه چیز مبارکی است که با دل‌هایی که از مسیح تغذیه شده‌اند وارد نبرد شویم. اگر با دل‌هایی...

  • سپتمبر ۱۵, ۲۰۲۶

    مزامیر ۱۰۴ تا ۱۰۷ یک توالی زیبا را تشکیل می‌دهند. مزمور ۱۰۴ با فریاد «خداوند را ستایش...

  • سپتمبر ۱۴, ۲۰۲۶

    چه تضادی: جلجتا و یک باغ! یکی «مکان جمجمه» بود، جایی که خداوند عیسی توسط دشمنانش سوراخ شد...

  • سپتمبر ۱۳, ۲۰۲۶

    در متی ۸ اولین اشاره به پسر انسان در عهد جدید را می‌یابیم. چقدر قابل توجه است که در این...

  • سپتمبر ۱۲, ۲۰۲۶

    ما در اینجا می‌آموزیم که ما، به عنوان پیروان عیسی مسیح، برای جلال متولد شده‌ایم! ما...

  • سپتمبر ۱۱, ۲۰۲۶

    از این آیات می‌فهمیم که خداوند عیسی در خارج از دیوارهای اورشلیم، مرکز مذهبی یهود، رنج...