خداوند نزدیک است — ۱۴ اگست ۲۰۲۵: اِستیر ۵:۱۰-۱۲

خداوند نزدیک استیوجین پی. ودر، پسر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ در این جنگها تنها میکائیل، نگهبان قوم اسرائیل، به من کمک می کند.» ۲ فرشته اضافه کرد: «سه پادشاه دیگر در کشور فارس به سلطنت می رسند و به تعقیب آن ها پادشاه چهارم زمام مملکت را به دست می گیرد. این پادشاه از همه ثروتمندتر می باشد و با استفاده از قدرت و ثروت خود همه را علیه کشور یونان تحریک می کند. ۳ بعد از آن پادشاه نیرومندی به میدان می آید. او بر یک کشور وسیعی فرمانروائی می کند و هر آنچه که دلش بخواهد بعمل می آورد. ۴ اما در اوج قدرت سلطنتش از هم پاشان می گردد و به چهار سلطنت تقسیم می شود. فرزندی از این پادشاه به سلطنت نمی رسد، زیرا پادشاهی او ریشه کن شده به دیگران داده می شود. ۵ پادشاه جنوب به قدرت می رسد، اما یکی از سردارانش علیه او قیام کرده سلطنت را از دست او می گیرد و با قدرت زیادتری حکومت می کند. ۶ چند سال بعد، پادشاهان جنوب و شمال پیمان صلح امضاء می کنند و برای تحکیم این پیمان، دختر پادشاه جنوب با پادشاه شمال ازدواج می کند. اما عمر این پیمان خیلی کوتاه خواهد بود، زیرا آن دختر با پدر و همراهانش کشته می شوند. ۷ بعد یکی از خویشاوندان آن دختر پادشاه جنوب می شود و علیه پادشاه شمال به جنگ می رود و به قلعۀ او داخل شده او را شکست می دهد. ۸ بتها و ظروف قیمتی طلا و نقرۀ سوریه را با خود به مصر می برد. سپس برای مدتی صلح برقرار می شود. ۹ بعد پادشاه شمال به جنوب حمله می کند، اما شکست می خورد. ۱۰ پسران پادشاه شمال با سپاه بزرگی برای جنگ آماده می شوند و مانند سیل داخل مملکت پادشاه جنوب شده به قلعۀ نظامی دشمن حمله می برند. ۱۱ آنگاه پادشاه جنوب با خشم زیاد به جنگ پادشاه شمال می رود و سپاه بزرگ او را شکست می دهد. ۱۲ پادشاه جنوب از این پیروزی مغرور شده هزاران نفر از دشمنان خود را نیست و نابود می کند، اما قدرت او دوامی نمی داشته باشد. ۱۳ چند سال بعد پادشاه شمال به کشور خود مراجعت می کند و سپاهی را بزرگتر و مجهزتر از قبل تشکیل می دهد تا در وقت مناسب دوباره به جنگ برود. ۱۴ در آن زمان عدۀ زیادی علیه پادشاه جنوب قیام می کنند و حتی بعضی از آشوبگران قوم تو با آن ها همدست می شوند تا همه پیشگوئی ها تحقق یابند، اما همگی شکست می خورند. ۱۵ آنگاه پادشاه شمال می آید و شهر مستحکم را محاصره و تصرف می کند. قشون پادشاه جنوب از جنگ دست می کشند و حتی بهترین عساکر آن ها نمی توانند مقاومت نمایند. ۱۶ تجاوزگران پادشاه شمال هرچه دل شان بخواهد می کنند و هیچ کسی قادر نمی باشد که از آن ها ممانعت نماید. به کشور زیبای اسرائیل داخل می شوند و آن را ویران می کنند. ۱۷ پادشاه شمال برای تصرف تمام کشور پادشاه جنوب نقشه می کشد و برای این منظور با پادشاه جنوب پیمان می بندد و یکی از دختران خود را به همسری او می دهد، اما نقشه اش عملی نمی شود. ۱۸ آنگاه متوجه کشورهای ساحلی می گردد و بسیاری از آن ها را تصرف می کند. اما یکی از فرمانده ها او را شکست می دهد و او با ذلت و خواری عقب نشینی می کند. ۱۹ پادشاه شمال به وطن خود عزیمت می کند و همه چیزش به پایان می رسد. ۲۰ پس از او پادشاه دیگری به قدرت می رسد و بخاطر حفظ شوکت و تقویۀ بُنیۀ مالی سلطنت خود مأموری را می فرستد تا از مردم باج و خراج جمع کند. آن پادشاه در مدت کوتاهی کشته می شود، اما نه از خشم مردم یا در جنگ.» ۲۱ فرشته به کلام خود ادامه داده گفت: «پادشاه دیگر شمال، شخص شریری می باشد و او بدون اینکه حق پادشاهی را داشته باشد، ناگهان می آید و با حیله و نیرنگ زمام سلطنت را به دست می گیرد. ۲۲ او قدرت کاهن اعظم و از هر کسی دیگر را که با او مخالفت کند درهم می شکند. ۲۳ با عقد پیمان، مردم را فریب می دهد و باوجودیکه همدستان کمی می داشته باشد به قدرت می رسد. ۲۴ او با یک حملۀ ناگهانی وارد حاصلخیز ترین ولایت می شود و کارهائی می کند که هیچیک از پدرانش نکرده بودند. غنایم جنگی را بین پیروان خود تقسیم می کند. بعد برای تصرف قلعه های جنگی نقشه می کشد، اما نقشه هایش عملی نمی شوند. ۲۵ بعد جرأت یافته سپاه بزرگی را برای جنگ با پادشاه جنوب آماده می کند. پادشاه جنوب هم با لشکر بسیار بزرگ و نیرومند به جنگ او می رود، اما در اثر توطئه ای شکست می خورد. ۲۶ مشاورین نزدیک او باعث سقوط او می شود و بسیاری از عساکرش تار و مار شده به قتل می رسند. ۲۷ بعد این دو پادشاه در حالیکه بر ضد یکدیگر توطئه چیده اند، بر سر یک سفره می نشینند و غذا می خورند و به هم دروغ می گویند، اما هیچیک به مرام خود نمی رسد، زیرا هنوز وقت معین آن نرسیده است. ۲۸ پس پادشاه شمال با غنایم فراوان دوباره عازم وطن خود می شود و در راه بازگشت، ضد پیمان مقدس عمل نموده و در آنجا باعث خرابی های زیادی می شود و بعد به مملکت خود بر می گردد. ۲۹ بعد در وقت معین یکبار دیگر به جنوب لشکرکشی می کند، اما این بار نتیجۀ عملش با دفعات قبل فرق می داشته باشد، ۳۰ زیرا قومی از غرب با کشتی های خود به مقابلۀ او می آیند و او وحشتزده عقب نشینی می کند. پادشاه شمال از این شکست به خشم می آید و با مشورۀ آنهای که پیمان مقدس خود را ترک کرده اند برای از بین بردن پیمان مقدس قوم برگزیدۀ خدا می رود ۳۱ و عساکرش عبادتگاه را آلوده می سازند. او مانع اجرای قربانی های روزانه می شود و «مکروه ویرانگر» را در عبادتگاه خدا قرار می دهد. ۳۲ با حیله و نیرنگ یهودیانی را که ضد پیمان مقدس شرارت ورزیده اند، طرفدار خود می سازد، اما کسانیکه خدا را می شناسند مخالف و مانع او می شوند. ۳۳ در آن وقت دانشمندانِ قوم شروع به تعلیم دادن مردم می کنند، اما عده ای از آن ها در آتش انداخته می شوند، بعضی با شمشیر بقتل می رسند و برخی از آن ها زندانی و تاراج می گردند. ۳۴ اما در عین حال به پیروان خدا اندکی کمک می رسد. بعد بسیاری از مردمِ گمراه با حیله گری با آن ها ملحق می شوند. ۳۵ عده ای از دانشمندان بقتل می رسند، این باعث می شود که قوم برگزیدۀ خدا پاک و بی آلایش گردند. این وضع تا زمانی که وقت معین فرا رسد، ادامه می یابد. ۳۶ پادشاه شمال هرچه دلش بخواهد، می کند. او خود را برتر و بالا تر از خدایان دیگر می داند و به خدای خدایان کفر می گوید و تا زمان مجازاتش فرا برسد، به این کار ادامه می دهد، زیرا آنچه را که خدا مقرر فرموده است، واقع می شود. ۳۷ پادشاه نه به خدائی که پدرانش او را بندگی می کردند توجه می کند و نه به خدائی که محبوب زنان می باشد. در واقع او به هیچ خدائی توجه نمی کند، زیرا او خود را والاتر از هر خدائی می پندارد. ۳۸ یگانه خدائی را که می پرستد، آن خدائی خواهد بود که از قلعه های مستحکم محافظت می کند. به این خدائی که پدرانش او را نمی شناختند، طلا و نقره، سنگهای گرانبها و هدایای نفیس تقدیم می کند. ۳۹ با اتکاء به این خدای بیگانه به قلعه های مستحکم حمله می برد و کسانی را که از او اطاعت کنند به قدرت و حکومت می رساند و بعنوان پاداش زمین را بین آن ها تقسیم می کند. ۴۰ سرانجام، پادشاه جنوب به جنگ پادشاه شمال می آید و او هم با عراده های جنگی و سواران و کشتیهای زیاد مانند گِردباد به مقابلۀ او می شتابد. پادشاه شمال سیل آسا به کشورهای زیادی حمله می برد ۴۱ و همه را تصرف می کند. سرزمین اسرائیل را هم مورد تاخت و تاز قرار می دهد، اما از بین این اقوام، ادومیان و موآبیان و اکثر عمونیان نجات می یابند. ۴۲ حتی مصر و کشورهای بسیار دیگر هم از دست او در امان نمی مانند. ۴۳ او تمام خزانه های طلا و نقره و اشیای نفیس مصر را تاراج می کند. مردم لیبیا و حبشه به او باج و خراج می دهند. ۴۴ اما از جانب مشرق و شمال خبرهائی به گوش او می رسد و او را مضطرب و پریشان می سازد. پس خشمگین و برافروخته برگشته، در سر راه خود مردمان زیادی را نابود می کند. ۴۵ بین دو دریا و کوهِ مقدس که عبادتگاه در آن واقع است، خیمه های شاهانۀ خود را برپا می کند. اما در همانجا اجلش می رسد و بدون اینکه کسی به او کمک کند، می میرد.»

۱ اِستَر سه روز پس از شروع روزه لباس سلطنتی خود را در بر کرد و به قسمت اندرونی قصر رفت و در آنجا روبروی تخت سلطنتی ایستاد. پادشاه در داخل اطاق در مقابل در ورودی آن نشسته بود. ۲ وقتی پادشاه دید ملکه اِستَر در آن جا ایستاده است به او لطف کرد و چوگان طلایی خود را بطرف او دراز نمود. آن وقت اِستَر جلو رفته نوک چوگان را لمس کرد. ۳ پادشاه پرسید: «ملکه، چه شده است؟ هر چه بخواهی به تو خواهم داد ـ حتی نیمی از امپراطوری خود را.» ۴ اِستَر در پاسخ گفت: «اگر پادشاه مایل باشند، می خواهم شما و هامان در ضیافتی که من امروز می دهم مهمان من باشید.» ۵ پادشاه دستور داد هامان فوراً بیاید تا به اتفاق هم به ضیافت اِستَر بروند. پس پادشاه و هامان به ضیافتی که اِستَر ترتیب داده بود رفتند. ۶ در موقع نوشیدن شراب پادشاه به اِستَر گفت: «به من بگو، چه می خواهی؟ حتی اگر نیمی از امپراطوری مرا بخواهی آن را به تو خواهم داد.» ۷ اِستَر در پاسخ گفت: ۸ «در خواست و تقاضای من این است: اگر پادشاه لطف فرمایند، مایلم از شما و هامان دعوت نمایم فردا هم مجدداً مهمان من باشید. آن وقت تقاضای خود را به عرض خواهم رسانید.» ۹ وقتی هامان مهمانی اِستَر را ترک گفت، شاد و سرخوش بود. اما وقتی مردخای را در جلوی در ورودی کاخ دید و از اینکه مردخای به احترام او از جایش بلند نشد و تعظیم نکرد، نسبت به او بسیار خشمگین شد. ۱۰ اما خونسردی خود را حفظ کرد و به منزل رفت و از دوستانش دعوت نمود به منزل او بیایند و از زن خود، زرش، نیز خواست در جمع آن ها شرکت کند. ۱۱ هامان با غرور از زیادی ثروت خود، پسران بسیارش، ارتقای مقامش بوسیلۀ پادشاه و از برتری خود بر سایر اطرافیان پادشاه سخن می گفت. ۱۲ و در دنباله صحبت خود گفت: «دیگر اینکه ملکه اِستَر از هیچ کس جز پادشاه و من برای شرکت در ضیافت خویش دعوت نکرده است. او باز هم ما را فردا برای یک مهمانی دیگر دعوت کرده است. ۱۳ اما وقتی آن مردخای یهودی را می بینم که جلوی در ورودی کاخ می نشیند، اینها همه برایم بی ارزش می شود.» ۱۴ پس زنش و دوستانش به او گفتند: «چرا دستور نمی دهی داری به بلندی بیست و سه متر بسازند و آن وقت پادشاه را متقاعد کن تا دستور دهد او را فردا صبح روی همان دار اعدام کنند. در آن صورت می توانی با خوشحالی به مهمانی ملکه بروی.» به نظر هامان این فکر خوبی بود، پس دستور داد دار را بسازند.

۱ فرزندم، اگر از کسی ضمانت کنی و پرداخت قرض او را تعهد نمائی، در حالیکه او را نمی شناسی، ۲ خود را واقعاً به زحمت انداخته ای. ممکن است با این کار برای خود دامی درست کرده باشی. ۳ پس عجله کن هر چه زودتر بدون خجالت خود را از این دام رها ساز، فوراً نزد او برو خواهش کن و ضمانت خود را پس بگیر. ۴ تا این کار را نکرده ای نخواب و حتی لحظه ای آرام ننشین. ۵ خود را مثل آهو از دست شکارچی و مثل پرنده از دام صیاد آزاد کن. ۶ مردم تنبل بروند و از زندگی مورچه ها عبرت بگیرند. ۷ آن ها نه رهبر دارند و نه کارفرما. ۸ اما آذوقۀ زمستان خود را هنگام تابستان ذخیره می کنند. ۹ مرد تنبل تا کی می خوابد و چه وقت از خواب بیدار خواهد شد؟ ۱۰ او می گوید: «یک لحظۀ دیگر می خوابم و کمی استراحت می کنم!» ۱۱ اما وقتی که خواب است، فقر و هلاکت، مانند راهزن بر او حمله می کند. ۱۲ مردمان پست و بی ارزش همیشه و همه جا دروغ می گویند. ۱۳ با اشاره حرف می زنند و حرکات و اشاراتی می کنند که تو را فریب بدهند. ۱۴ همیشه فکر شان پُر از نقشه های پلید و زشت است تا دردسر ایجاد کنند. ۱۵ بهمین دلیل، بلا و مصیبت ناگهانی بر آن ها حمله می کند و آن ها را طوری شکست می دهد که دیگر چاره ای نداشته باشند. 16‏-19 شش، بلکه هفت چیز است که خداوند از آن ها نفرت دارد و نمی تواند تحمل کند: چشم متکبر، زبان دروغگو، دستی که خون بیگناهی را بریزد، فکری که نقشه های پلید بکشد، پایی که برای انجام کارهای زشت عجله کند، شاهدی که شهادت دروغ بدهد و کسی که بین برادران اختلاف بیندازد. 20 هر چه پدرت می گوید انجام بده و آنچه مادرت می گوید فراموش مکن. 21 سخنان آن ها را همیشه بخاطر داشته باش و آن ها را در قلبت حفظ کن. 22 تعلیمات آن ها هنگام سفر راهنما، شبها محافظ و روزها مشاور تو خواهند بود. 23 اوامر آن ها مانند چراغی روشن است و سرزنش های آن ها طریق زندگی را به تو می آموزد. 24 آن ها تو را از زنان بدکار و از سخنان فریبندۀ شان دور می کند. 25 مواظب باش که زیبایی آن ها تو را تحریک ننماید و چشمان افسونگر شان تو را وسوسه نکند. 26 زنا کردن با زن فاحشه انسان را به فقر و گرسنگی می کشاند، اما زنا کردن با زن شوهردار به قیمت هستی و زندگی انسان تمام می شود. 27 آیا می توانی آتش را در آغوش بگیری و نسوزی؟ 28 آیا کسی می تواند روی آتش راه برود و پایش نسوزد؟ 29 همینطور کسی که با زن شوهردار همبستر شود، از مجازات در امان نخواهد بود. 30 مردم، کسی را که بخاطر گرسنگی دزدی کرده است، سرزنش نمی کنند، 31 اما اگر دستگیر شود باید هفت برابر آنچه دزدیده جریمه بدهد ـ باید هر چه دارد بدهد. 32 اما مردی که با زن شوهردار زنا می کند، کاملاً پست و احمق است. زیرا او جان خود را از بین می برد. 33 رسوایی و بدنامی نصیب او خواهد شد و ننگ او از بین نخواهد رفت. 34 زیرا حسادت، خشم شوهر آن زن را بر می انگیزد و در موقع انتقام هیچ رحم و شفقتی نخواهد کرد. 35 هیچ چیز او را راضی نمی کند و به هیچ قیمتی نمی توانی رضایت او را به دست آوری.

دانیال ۱۱ · اِستَر ۵:۱۰–۱۲ · امثال سلیمان ۶:۱۶–۱۹ · TDV

اِستیر با و بدون ، و را به ضیافتی که آماده کرده بود، کرد. شدن توسط اِستیر همراه با غیرعادی بود — یک افتخار بزرگ! او پس از بازگشت به ، با غرور به و دوستانش درباره عظمت خود، بزرگ آن روز، و چشم‌انداز فوق‌ برای فردا گفت. او افزود: «با این حال، تا زمانی که را بر می‌بینم، همه اینها برای من بی‌ارزش است.»

همسر و دوستانش به او اطمینان دادند که مشکلی نیست. بگذارید یک چوبه ۷۵ فوتی ساخته شود، «و صبح به پیشنهاد کن که بر آن به آویخته شود؛ سپس با شادی با به ضیافت برو.» این است دنیایی که آن می‌کنیم. کسی که مانع لذت آن می‌شود، برایش بسیار بی‌اهمیت است.

«نگاه مغرورانه» امثال ۶:۱۶–۱۹ صدر فهرست چیزهایی است که از آنها متنفر است. نمادی از مرد گناهکار است — که همچنین به عنوان خودسر ۱۱، یا ضد شناخته می‌شود — که روزی نزدیک، خود را بر همه چیز برتری خواهد داد، معبد خدا خواهد نشست، ادعای پرستش به عنوان خدا را خواهد کرد، و مرگبار را علیه همه کسانی که برابر خواسته‌ او مقاومت می‌کنند، آغاز خواهد کرد، که بسیاری از آنها خواهند شد. طول تاریخ، مردان مغرور به مقام‌ بزرگ رسیده‌اند. آنها اغلب کسانی را که برای و کلام او ایستادگی کرده‌اند، کرده و و مرگ را برایشان به ارمغان آورده‌اند. ما به همه ما می‌گوید، اگر چنین شرایطی قرار گرفتیم: «تا پای جان باش، و من حیات را به خواهم داد» ( ۲:۱۰).

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اگست ۱۳, ۲۰۲۵

    در میان هشدارهای کتاب عبرانیان، هشدار فصل ۶ بسیار مورد سوءاستفاده قرار گرفته و برخی را به...

  • اگست ۱۱, ۲۰۲۵

    «مرا به یاد آور،» دزد توبه کرده گفت. هیچ ابری بر دل این مرد نبود، زیرا او به طور الهی...

  • اگست ۱۰, ۲۰۲۵

    اکنون کار خاص لاویان حمل تابوت بود (اعداد ۴:۱۵). و این همان چیزی است که داوود بعداً...

  • اگست ۹, ۲۰۲۵

    در متن امروز می‌خوانیم که خدا این مکاشفه را به خداوند عیسی داد تا او بتواند آن را به...

  • اگست ۸, ۲۰۲۵

    لوقا، مبشر، به ویژه انسانیت خداوند عیسی را به ما نشان می‌دهد. او در آنجا چهارده بار به...

  • اگست ۷, ۲۰۲۵

    آیا با تمام آن میل به درست انجام دادن کارها، فکر نمی‌کردید که پادشاه – رهبر – از خدا...