1-۲ خداوند به موسی و هارون فرمود: «خانوادۀ قهات را که طایفه ای از قبیلۀ لاوی هستند، سرشماری کن. ۳ همه مردان سی ساله تا پنجاه ساله که بتوانند در خیمۀ حضور خداوند خدمت کنند باید ثبت نام نمایند. ۴ وظایف آن ها مربوط به چیزهای خیلی مقدس اند.»
۵ خداوند به موسی چنین هدایت داد: «وقتی اردو بخواهد به جای دیگری کوچ کند، هارون و پسرانش باید وارد خیمۀ حضور خداوند شوند. پرده را پائین آورده صندوق پیمان را با آن بپوشانند. ۶ بالای پرده پوست بز را بیندازند و سپس آنرا با یک پارچۀ لاجوردی پوشانده میله های حامل صندوق را در حلقه های آن قرار دهند.
۷ بعد روی میزی را که بالای آن نان مقدس گذاشته می شود با یک پارچۀ آبی بپوشانند و بشقاب ها، قاشق ها، کاسه ها، پیاله ها و نان مقدس را بر آن قرار دهند. ۸ آنگاه یک پارچۀ سرخ را بروی آن ها بیندازند و روی پارچۀ سرخ را با پوست بز بپوشانند و میله های حامل میز را در حلقه ها قرار دهند.
۹ بعد چراغدان ها، چراغها، آتشگیر ها، پطنوس ها و تمام ظروف روغن زیتون را با یک پارچۀ لاجوردی بپوشانند. ۱۰ همۀ این وسایل را در پوست بز پیچیده بالای چوکات حامل بگذارند.
۱۱ بعد یک پارچۀ لاجوردی را بروی قربانگاه طلائی بیندازند و آنرا با پوست بز بپوشانند و میله های حامل را در حلقه های قربانگاه قرار دهند. ۱۲ تمام سامان و لوازم دیگر خیمۀ حضور خداوند را در یک پارچۀ لاجوردی پیچیده آن را با پوست بز بپوشانند و بالای چوکات حامل بگذارند. ۱۳ بعد خاکستر قربانگاه را خالی کرده و بروی قربانگاه یک پارچۀ ارغوانی را بیندازند. ۱۴ آنگاه همه وسایل قربانگاه را از قبیل منقل ها، چنگک ها، خاک اندازها، کاسه ها و ظروف دیگر را بروی پارچه گذاشته آن ها را با پوست بز بپوشانند و میله های حامل را در جاهای شان قرار دهند. ۱۵ پس از آنکه هارون و پسرانش از کار جمع کردن خیمه حضور خداوند و سامان و لوازم آن فارغ شدند، قُهاتی ها باید برای بردن آن ها بیایند، ولی حق ندارند که به آن چیزهای مقدس دست بزنند، مبادا کشته شوند. این بود وظایف خانوادۀ قهات در مورد حمل سامان و لوازم خیمۀ حضور خداوند.
۱۶ اَلِعازار، پسر هارون باید مسئول نظارت بر خیمۀ حضور خداوند و تهیۀ روغن برای چراغها، مواد خوشبوئی، هدیۀ آردی، روغن مسح و محتویات خیمه باشد.»
17-18 بعد خداوند به موسی و هارون چنین هدایت داد: «شما نباید بگذارید که قُهاتی ها با دست زدن به اشیای مقدس از بین بروند. 19 برای جلوگیری از آن هارون و پسرانش باید با آن ها وارد قدس الاقداس شوند و وظیفۀ هر کدام شان را تعیین کنند. 20 اما اگر آن ها حتی برای یک لحظه هم بداخل خیمه بروند و به چیزهای مقدس نگاه کنند، خواهند مرد.»
21-23 خداوند به موسی فرمود: «تمام مردان سی ساله تا پنجاه سالۀ خاندان جرشونِ قبیلۀ لاوی را که بتوانند در خیمۀ حضور خداوند خدمت کنند بشمار. 24 آن ها را به این وظایف بگمار: 25 حمل خیمه، پوشش های داخلی و خارجی آن، پوشش پوست بز، پردۀ دروازۀ دخول، 26 حمل پرده ها و طناب های دور حویلی و قربانگاه، پردۀ دروازۀ دخول حویلی و دیگر سامان مربوطۀ خیمه. 27 هارون و پسرانش مکلف اند که وظایف مردان خاندان جرشون را تعیین کنند. 28 ایتامار، پسر هارون باید بر وظایف جرشونی ها نظارت نماید.»
29-30 خداوند به موسی فرمود: «تمام مردان سی ساله تا پنجاه سالۀ خاندان مراری را که بتوانند در خیمۀ حضور خداوند خدمت کنند، سرشماری کن. 31 آن ها مسئول حمل و نقل خیمه، پشت بندها، ستونها و پایه های شان، 32 ستونهای دورادور حویلی و پایه های آن ها، میخ ها، طناب ها و دیگر اجزای خیمه می باشند. 33 این بود وظیفۀ مردان خاندان مراری که آن ها هم باید تحت نظر ایتامار، پسر هارون خدمت کنند.»
34 پس موسی و هارون، با کمک رهبران قوم اسرائیل، مردان خاندان قهات را سرشماری کردند. 35-36 تعداد مردان سی ساله تا پنجاه ساله که می توانستند در خیمۀ حضور خداوند خدمت کنند، دو هزار و هفتصد و پنجاه نفر بودند. 37 این احصائیه گیری طبق امر خداوند به موسی انجام گرفت. 38-41 تعداد مردان سی ساله تا پنجاه سالۀ خاندان جرشون دو هزار و ششصد و سی نفر 42-45 و از مردان خاندان مراری سه هزار و دوصد نفر بود.
46-48 به این ترتیب، موسی و هارون به اتفاق رهبران قوم اسرائیل، مردان سه خانوادۀ قبیلۀ لاوی را سرشماری کردند و مجموع مردان سی ساله تا پنجاه ساله که لیاقت کار را داشتند هشت هزار و پنجصد و هشتاد نفر بود. 49 این سرشماری قراریکه خداوند به موسی امر فرموده بود انجام شد.
۱ داود پس از مشوره با سرکردگان فرقه های هزار نفری و یکصد نفری و رهبران قوم ۲ به مردم اسرائیل گفت: «اگر شما صلاح می دانید و رضای خداوند، خدای ما باشد، پس اجازه بدهید که به سراسر کشور اسرائیل پیام بفرستم و از همه هموطنان خود، بشمول کاهنان و لاویان که در آن شهرها و دهات با آن ها زندگی می کنند، دعوت کنم که بیایند و در اینجا با ما جمع شوند. ۳ بعد برویم و صندوق پیمان خداوند، خدای خود را دوباره پیش خود بیاوریم، زیرا از روزیکه شائول پادشاه ما شد ما به آن توجه نکرده ایم.» ۴ همۀ حاضرین به اتفاق هم قبول کردند که آن کار را بکنند، زیرا نظریۀ او را پسندیدند.
۵ پس داود همۀ مردم را از دریای شیحور مصر تا سرحد حمات جمع کرد تا صندوق پیمان خدا را از قریت یعاریم بیاورند. ۶ بعد داود و تمام قوم اسرائیل به بَعله (یعنی قریت یعاریم)، در سرزمین یهودا رفتند تا صندوق پیمان خدا را که بین دو مجسمۀ کروبی (فرشتۀ مقرب) قرار داشت و نام خداوند را بر خود دارد، از آنجا بیاورند. ۷ صندوق پیمان خدا را از خانۀ اَبِیناداب بر یک عرادۀ نَو حمل کردند. عُزا و اَخِیُو رانندگان عراده بودند. ۸ داود همراه با تمام مردم اسرائیل با آواز و سرود چنگ، رباب، دایره، دُهل و سرنا و با قدرت تمام خدا را تجلیل کرد.
۹ هنگامی که به خرمنگاه کیدون رسیدند گاوها لغزیدند. عُزا دست خود را دراز کرد تا صندوق پیمان خدا را بگیرد، ۱۰ دفعتاً آتش خشم خداوند شعله ور شد و او را کشت، زیرا به صندوق پیمان خدا دست زد، بنابران، در همانجا در حضور خداوند مُرد. ۱۱ داود از این کار بسیار غمگین شد. پس آنجا را فارِز ـ عُزا نامیدند که تا به امروز به همین نام یاد می شود.
۱۲ آنگاه داود از قهر خدا ترسید و گفت: «من نمی توانم صندوق پیمان خدا را پیش خود بیاورم.» ۱۳ پس صندوق پیمان خدا را با خود به شهر داود نبرد، بلکه آنرا به خانۀ عوبید ادوم جتی نَقل داد. ۱۴ صندوق پیمان خدا مدت سه ماه در خانۀ عوبید ادوم ماند و خداوند همۀ خانواده و دارائی اش را برکت داد.
۱ داود پس از مشوره با سرکردگان فرقه های هزار نفری و یکصد نفری و رهبران قوم ۲ به مردم اسرائیل گفت: «اگر شما صلاح می دانید و رضای خداوند، خدای ما باشد، پس اجازه بدهید که به سراسر کشور اسرائیل پیام بفرستم و از همه هموطنان خود، بشمول کاهنان و لاویان که در آن شهرها و دهات با آن ها زندگی می کنند، دعوت کنم که بیایند و در اینجا با ما جمع شوند. ۳ بعد برویم و صندوق پیمان خداوند، خدای خود را دوباره پیش خود بیاوریم، زیرا از روزیکه شائول پادشاه ما شد ما به آن توجه نکرده ایم.» ۴ همۀ حاضرین به اتفاق هم قبول کردند که آن کار را بکنند، زیرا نظریۀ او را پسندیدند.
۵ پس داود همۀ مردم را از دریای شیحور مصر تا سرحد حمات جمع کرد تا صندوق پیمان خدا را از قریت یعاریم بیاورند. ۶ بعد داود و تمام قوم اسرائیل به بَعله (یعنی قریت یعاریم)، در سرزمین یهودا رفتند تا صندوق پیمان خدا را که بین دو مجسمۀ کروبی (فرشتۀ مقرب) قرار داشت و نام خداوند را بر خود دارد، از آنجا بیاورند. ۷ صندوق پیمان خدا را از خانۀ اَبِیناداب بر یک عرادۀ نَو حمل کردند. عُزا و اَخِیُو رانندگان عراده بودند. ۸ داود همراه با تمام مردم اسرائیل با آواز و سرود چنگ، رباب، دایره، دُهل و سرنا و با قدرت تمام خدا را تجلیل کرد.
۹ هنگامی که به خرمنگاه کیدون رسیدند گاوها لغزیدند. عُزا دست خود را دراز کرد تا صندوق پیمان خدا را بگیرد، ۱۰ دفعتاً آتش خشم خداوند شعله ور شد و او را کشت، زیرا به صندوق پیمان خدا دست زد، بنابران، در همانجا در حضور خداوند مُرد. ۱۱ داود از این کار بسیار غمگین شد. پس آنجا را فارِز ـ عُزا نامیدند که تا به امروز به همین نام یاد می شود.
۱۲ آنگاه داود از قهر خدا ترسید و گفت: «من نمی توانم صندوق پیمان خدا را پیش خود بیاورم.» ۱۳ پس صندوق پیمان خدا را با خود به شهر داود نبرد، بلکه آنرا به خانۀ عوبید ادوم جتی نَقل داد. ۱۴ صندوق پیمان خدا مدت سه ماه در خانۀ عوبید ادوم ماند و خداوند همۀ خانواده و دارائی اش را برکت داد.
اعداد ۴:۱۵ · اول تواریخ ۱۳:۷ · اول تواریخ ۱۳:۹–۱۰ · TDV
اکنون کار خاص لاویان حمل تابوت بود (اعداد ۴:۱۵). و این همان چیزی است که داوود بعداً فهمید. اما او اینجا آن را نفهمیده بود. شک ندارم که خدا این را برای آموزش ما ثبت کرده است؛ حتی یک شخص جدی با قلبی بزرگ، که منافع خدا را بسیار عمیقاً در دل داشت، ممکن است در تلاش برای خدمت به خدا گمراه شود اگر کاملاً مطیع کلام خداوند نباشد.
«و عُزّا و اَحیُو گاری را میراندند.» و کمکم گاوها سکندری میخورند. البته که میخورند. عُزّا فکر میکرد میتواند از تابوت خدا مراقبت کند. اما واقعیت این است که خدا میتواند از تابوت خودش مراقبت کند، و همانطور که عُزّا تلاش میکند تابوت را نگه دارد، فوراً دستخداوند نشان داده میشود. میتوانید روی آن حساب کنید، سبک «گاری جدید» در رابطه با کلیسای مسیح یا انجیلمسیح برای خدا مناسب نیست. منظور ما از «گاری جدید» چیست؟ هر چیزی، چه درعبادت و چه درخدمت، که کاملاً مطابق با الگوی کتاب مقدس نباشد، بلکه بر اساس الگوی انسانی باشد، که در نتیجه نمیتواند الهی باشد، و بنابراین نباید هیچ اقتداری بر وجدان یک فرزند مطیع خدا داشته باشد.
مرگ عُزّا داوود را از اشتباهاتش بیدار کرد. ابتدا او خدا را قضاوت کرد – بعداً خودش را قضاوت کرد. «تابوت خدا سه ماهدرخانه عوبید ادوم باقی ماند. و خداوندخانه عوبید ادوم و هر آنچه را که داشت برکت داد» (اول تواریخ ۱۳:۱۴). آن سه ماه برکت عمیقی را به خانه عوبید ادوم آورد، و در طول آنها داوود آشکارا به مطالعه و سپس پیروی از دستورات خدا پرداخت، که منجر به برکت فراوان او نیز شد، همانطور که خواهیم دید.