خداوند نزدیک است — ۸ اگست ۲۰۲۵: ۱ یوحنا ۳:۱۸

خداوند نزدیک استفیلیپ سوِتلیک

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ ببینید، چه محبت بزرگی خدای پدر در حق ما کرده است تا ما به نام فرزندان او خوانده شویم و همین طور هم هستیم. از همین خاطر است که مردم این دنیا ما را نمی شناسند، زیرا او را نشناخته اند. ۲ ای عزیزان، اکنون ما فرزندان خدا هستیم، اما معلوم نیست که در آینده چه خواهیم شد. ولی اطمینان داریم آن وقت که مسیح ظهور کند، مانند او خواهیم بود چون او را همان طوری که هست خواهیم دید. ۳ هر کسی که در مسیح چنین امیدی دارد خود را پاک می سازد، همان گونه که مسیح پاک است. ۴ پس هر کس که گناه می کند شریعت را پایمال می سازد، زیرا هر کاری که بر خلاف شریعت باشد، گناه است. ۵ شما می دانید که مسیح برای آن به دنیا آمد که گناهان ما را از میان بردارد، اما در خود او هیچ گناهی نبود. ۶ پس هر کسی که در مسیح ساکن است، نمی تواند در گناه بسر ببرد، اما هر کسی که در گناه بسر می برد، مسیح را هرگز ندیده و نشناخته است. ۷ ای فرزندان، به کسی اجازه ندهید که شما را گمراه سازد. زیرا هر کسی که عدالت را بجا می آورد، عادل است، همان گونه که عیسای مسیح عادل است. ۸ اما هر کسی که در گناه بسر می برد وابسته به شیطان است، زیرا شیطان از ابتدا گناهکار بوده است. از همین خاطر پسر خدا به دنیا آمد و ظاهر شد تا کار شیطان را نابود سازد. ۹ پس کسی که فرزند خداست نمی تواند در گناه بسر ببرد، زیرا ذات خدا در او ساکن است و او نمی تواند که به گناه کردن ادامه دهد، چون که او فرزند خداست. ۱۰ تفاوت میان فرزندان خدا و فرزندان شیطان در این است که هر کسی که عدالت را بجا نمی آورد و یا برادر خود را دوست نمی دارد، فرزند خدا نیست. ۱۱ پس پیامی که شما از همان ابتدا شنیده اید چنین است: «باید یکدیگر را دوست بداریم.» ۱۲ ما نباید مانند قائن باشیم. او که وابسته به شیطان بود و برادر خود را به قتل رساند. برای چه او را کُشت؟ به خاطر این که اعمال خودش نادرست بود، ولی اعمال برادرش عادلانه بود. ۱۳ ای عزیزان، اگر مردم این دنیا از شما نفرت داشته باشند، تعجب نکنید. ۱۴ ما می دانیم که از مرگ به طرف زندگی عبور کرده ایم، چون برادران ایماندار خود را دوست داریم. هر کسی که برادر خود را دوست ندارد، هنوز در قلمرو مرگ ساکن است. ۱۵ هر کسی که از برادر خود نفرت داشته باشد، قاتل است و شما می دانید که هیچ قاتلی دارای زندگی ابدی نیست. ۱۶ ما معنای محبت را درک کرده می توانیم، زیرا مسیح زندگی خود را برای ما فدا کرد. پس ما نیز باید در زندگی برای یکدیگر فداکاری و از خودگذری کنیم. ۱۷ اما کسی که در این دنیا مال و دارایی دارد و برادر نیازمند خود را می بیند، ولی دروازۀ قلب خود را برای کمک به او می بندد، آیا می تواند ادعا کند که محبت خدا در او ساکن است؟ ۱۸ ای فرزندانم، بیایید که نه فقط در گفتار و زبان بلکه به حقیقت و در کردار محبت کنیم. ۱۹ وقتی این محبت را داشته باشیم، می دانیم که پیرو حقیقت هستیم و قلبهای ما در حضور خدا به ما این اطمینان را می دهد. ۲۰ حتی اگر قلبهای ما، ما را محکوم کند، خدا از قلبهای ما بزرگتر است و از همه چیز آگاه است. ۲۱ ای عزیزان، اگر قلبهای ما، ما را محکوم نمی کند، پس ما با اطمینان می توانیم به حضور خدا بیاییم، ۲۲ و هر چیزی را که از او بخواهیم به دست می آوریم، زیرا ما مطابق فرمان او عمل می کنیم و هر چیزی را که مورد پسند اوست، بجا می آوریم. ۲۳ و حکم او چنین است که باید به نام پسر او عیسای مسیح ایمان بیاوریم و یکدیگر را دوست بداریم، همان گونه که مسیح به ما فرمان داده است. ۲۴ کسی که از احکام خدا اطاعت می کند، در خدا ساکن است و خدا در او. از آنجا که خدا روح مقدس را به ما بخشیده است، می دانیم که او در ما ساکن است.

۱ [سپس آنها همه به خانه های خود رفتند اما عیسی به کوه زیتون رفت. ۲ صبح وقت، عیسی باز به خانۀ خدا آمد و همۀ مردم به دَور او جمع شدند، او نشست و به آنها تعلیم داد. ۳ علمای شریعت و فریسیان، زنی را که در هنگام زنا گرفته بودند، پیش او آوردند و در میان جمعیت قرار دادند. ۴ آنها به عیسی گفتند: «استاد، این زن در هنگام عمل زنا گرفته شده است. ۵ موسی در شریعت به ما حکم کرده است که چنین زنان باید سنگسار شوند. اما تو چه می گویی؟» ۶ آنها این را از روی امتحان به او گفتند تا امکان تهمت زدن بر او را بیابند. اما عیسی سر خود را خم کرد و با انگشت خود روی زمین چیزی می نوشت. ۷ چون آنها به سوال کردن خود ادامه دادند، عیسی سر خود را بلند کرد و گفت: «آن کسی که در میان شما بیگناه است، سنگ اول را به او بزند.» ۸ عیسی باز سر خود را خم کرد و بر زمین چیزی می نوشت. ۹ وقتی آنها این را شنیدند، از اشخاص پیر شروع کرده همه گی شان یک به یک آنجا را ترک گفتند و عیسی با آن زن که در بین ایستاده بود، تنها ماند. ۱۰ عیسی سر خود را بلند کرد و به آن زن گفت: «آنها کجا رفتند؟ هیچ کس تو را محکوم نکرد؟» ۱۱ زن گفت: «هیچ کس، ای آقا.» عیسی گفت: «من هم تو را محکوم نمی کنم، برو و دیگر گناه نکن.»] ۱۲ عیسی بار دیگر با فریسیان سخن گفت و فرمود: «من نور جهان هستم، کسی که از من پیروی کند، در تاریکی قدم نخواهد زد بلکه نور زندگی را خواهد داشت.» ۱۳ آنگاه فریسیان به او گفتند: «تو دربارۀ خودت شهادت می دهی، پس شهادت تو اعتبار ندارد.» ۱۴ عیسی در جواب آنها گفت: «هر چند من بر خود شهادت می دهم، باز هم شهادتم راست است، زیرا من می دانم از کجا آمده ام و به کجا می روم، ولی شما نمی دانید که من از کجا آمده ام و به کجا می روم. ۱۵ شما از نظر انسانی قضاوت می کنید اما من در مورد هیچ کس قضاوت نمی کنم. ۱۶ ولی اگر قضاوت هم کنم، قضاوت من راست است، چون در این کار تنها نیستم بلکه پدری که مرا فرستاده نیز با من است. ۱۷ در شریعت شما نوشته شده است که گواهی دو شاهد اعتبار دارد. ۱۸ یکی خودم هستم که بر خود شهادت می دهم و دیگر پدری که مرا فرستاده است، بر من شهادت می دهد.» ۱۹ پس به او گفتند: «پدر تو کجاست؟» عیسی جواب داد: «شما نه مرا می شناسید و نه پدر مرا. اگر مرا می شناختید، پدر مرا نیز می شناختید.» ۲۰ عیسی این سخنان را در بیت المال خانۀ خدا در حالی که تعلیم می داد، گفت. اما هیچ کس او را گرفتار نکرد، زیرا وقت او هنوز نرسیده بود. ۲۱ عیسی باز به ایشان گفت: «من می روم و شما مرا جستجو خواهید کرد، ولی در گناهان خود خواهید مُرد و به جایی که من می روم نمی توانید بیایید.» ۲۲ پس یهودیان گفتند: «آیا او می خواهد خود را بکُشد؟ زیرا که می گوید به جایی که من می روم، شما نمی توانید بیایید.» ۲۳ عیسی به آنها گفت: «شما به این عالم پایین تعلق دارید و من از عالم بالا آمده ام، شما از این جهان هستید، ولی من از این جهان نیستم. ۲۴ از این جهت به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مُرد، زیرا اگر ایمان نیاورید که من همان هستم، شما در گناهان خود خواهید مُرد.» ۲۵ پس آنها به او گفتند: «تو کیستی؟» عیسی به آنها گفت: «من همان کسی هستم که از اول به شما گفتم. ۲۶ من بسیار چیزها دارم که دربارۀ شما بگویم و محکوم تان کنم اما کسی که مرا فرستاد، بر حق است و من آنچه را که از او می شنوم، به مردم جهان می گویم.» ۲۷ آنها نفهمیدند که او دربارۀ پدر آسمانی به ایشان سخن می گوید. ۲۸ پس عیسی به آنها گفت: «وقتی شما پسر انسان را بلند کردید، آن وقت خواهید دانست که «من هستم» و از خود کاری نمی کنم بلکه همان گونه که پدر به من آموخته است، این سخنان را می گویم. ۲۹ کسی که مرا فرستاده، با من است. پدر، مرا تنها نگذاشته است زیرا من همیشه آنچه که او را خوشنود می سازد، انجام می دهم.» ۳۰ همین که این سخنان را گفت، عده یی زیادی به او ایمان آوردند. ۳۱ سپس عیسی به یهودیانی که به او ایمان آورده بودند، گفت: «اگر تعالیم مرا پیروی کنید، شاگردان واقعی من خواهید بود ۳۲ و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» ۳۳ آنها به او جواب دادند: «ما فرزندان ابراهیم هستیم و هرگز بردۀ کسی نبوده ایم. چطور می گویی، شما آزاد خواهید شد؟» ۳۴ عیسی در جواب شان گفت: «به یقین به شما می گویم، هر کس که گناه می کند، غلام گناه است. ۳۵ غلام همیشه در میان اهل خانه نمی ماند اما پسر برای همیشه می ماند. ۳۶ پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود. ۳۷ من می دانم که شما فرزندان ابراهیم هستید. اما کوشش دارید مرا بکُشید، زیرا که سخنان من در شما جایی ندارد. ۳۸ من از آنچه در حضور پدر خود دیده ام، سخن می گویم و شما آنچه را که از پدر تان شنیده اید، انجام می دهید.» ۳۹ آنها گفتند: «ابراهیم پدر ماست.» عیسی به آنها گفت: «اگر فرزندان ابراهیم می بودید، کارهای ابراهیم را می کردید. ۴۰ شما می خواهید که مرا بکُشید و من آن کسی هستم که حقیقتی را که از خدا شنیدم به شما می گویم. ابراهیم چنین رفتار نکرد. ۴۱ شما کارهای پدر خود را انجام می دهید.» آنها به او گفتند: «ما حرام زاده نیستیم، ما یک پدر داریم و آن خود خداست.» ۴۲ عیسی به آنها گفت: «اگر خدا پدر شما می بود، مرا دوست می داشتید، زیرا من از جانب خدا فرستاده شده ام. من خودسرانه نیامده ام بلکه او مرا فرستاده است. ۴۳ چرا سخنان مرا نمی فهمید؟ زیرا که نمی توانید به سخنان من گوش دهید. ۴۴ شما فرزندان پدر تان شیطان هستید و آرزوهای پدر خود را بجا می آورید. شیطان از اول قاتل بود و در حقیقت ریشه نداشت زیرا هیچ حقیقتی در او نیست. وقتی دروغ می گوید، از ذاتش سخن می گوید، زیرا او دروغگو و پدر تمام دروغگویان است. ۴۵ چون من حقیقت را به شما می گویم، به من ایمان نمی آورید. ۴۶ کدام یک از شما می تواند ثابت کند که من گناهی را مرتکب شده ام؟ پس اگر من حقیقت را می گویم، چرا سخنان مرا قبول نمی کنید؟ ۴۷ کسی که از خداست، کلام خدا را قبول می کند اما شما قبول نمی کنید، زیرا از خدا نیستید.» ۴۸ سپس یهودیان در جواب او گفتند: «آیا درست نگفتیم که تو سامری هستی و روح شیطانی داری؟» ۴۹ عیسی گفت: «من روح شیطانی ندارم بلکه پدر خود را احترام می کنم، ولی شما مرا احترام نمی کنید. ۵۰ من در تلاش جلال دادن خود نیستم، کس دیگری وجود دارد که طالب آن است و او قضاوت می کند. ۵۱ به یقین به شما می گویم، اگر کسی از سخنان من پیروی کند، هرگز نخواهد مُرد.» ۵۲ پس یهودیان به او گفتند: «حالا یقین پیدا کردیم که تو روح شیطانی داری. ابراهیم و همۀ پیامبران مُردند، ولی تو می گویی: «اگر کسی از سخنان من پیروی کند هرگز نخواهد مُرد.» ۵۳ آیا تو از پدر ما ابراهیم و همۀ پیامبران که مُردند، بزرگتر هستی؟ تو خود را چه کسی می دانی؟» ۵۴ عیسی جواب داد: «اگر من خود را جلال دهم، این جلال ارزشی ندارد، آن کسی که مرا جلال می بخشد، پدر من است، همان کسی که شما می گویید، او خدای ماست. ۵۵ شما هنوز او را نشناخته اید اما من او را می شناسم و اگر می گفتم که او را نمی شناسم، مانند شما دروغگو می بودم، ولی من او را می شناسم و از کلام او پیروی می کنم. ۵۶ پدر شما ابراهیم شادمانی می کرد که روز آمدن مرا ببیند. او آن روز را دید و خوشحال شد.» ۵۷ پس یهودیان به او گفتند: «تو هنوز پنجاه ساله نشدی و ابراهیم را دیده ای؟» ۵۸ عیسی به ایشان گفت: «به یقین بدانید پیش از آن که ابراهیم پیدا شود، «من هستم».» ۵۹ پس آنها سنگ برداشتند که عیسی را سنگسار کنند، ولی او از نظر مردم دور شد و خانۀ خدا را ترک کرد.

۱ بعد از این عیسی هفتاد و دو نفر دیگر را انتخاب کرد و آنها را دو به دو پیشاپیش خود، به شهرها و جاهایی که می خواست از آنها دیدن نماید، فرستاد. ۲ عیسی به آنها گفت: «محصول فراوان است اما کارگر کم. پس، از صاحب محصول خواهش کنید که کارگران بیشتری برای جمع آوری محصول بفرستد. ۳ بروید و بدانید که من شما را مانند بره ها در بین گرگها می فرستم! ۴ با خود خریطه، خورجین و کفش نگیرید و در بین راه به کسی سلام نگویید. ۵ به هر خانه یی که داخل می شوید اولین سخن شما این باشد: «صلح و سلامتی بر این خانه باد.» ۶ اگر کسی اهل صلح و صفا در آنجا باشد، سلام شما بر او قرار خواهد گرفت؛ ورنه آن سلام به خود شما باز خواهد گشت. ۷ در همان خانه بمانید و از آنچه نزد شما می گذارند بخورید و بنوشید، زیرا کارگر مستحق مزد خود است. خانه به خانه نگردید. ۸ وقتی به شهری وارد می شوید و از شما استقبال می کنند، غذایی را که برای شما تهیه می کنند، بخورید. ۹ مریضان آنجا را شِفا دهید و بگویید: «پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.» ۱۰ وقتی به شهری وارد می شوید و روی خوشی به شما نشان نمی دهند، به داخل کوچه های آن شهر رفته بگویید: ۱۱ «خاکی را که از شهر شما به پاهای ما چسپیده است، پیش روی شما می تکانیم. اما این را بدانید که پادشاهی خدا نزدیک شما شده است!» ۱۲ برای شما اطمینان می دهم که در روز داوری، خدا این شهر را بیشتر از شهر سُدوم جزا خواهد داد! ۱۳ وای بر تو ای خورَزین! وای بر تو ای بیت صیدا! اگر معجزه هایی که در شهرهای شما انجام شد در صور و صیدون می شد مردم آنجا مدتها پیش لباس ماتم می پوشیدند، روی خاکستر می نشستند و توبه می کردند. ۱۴ ولی روز داوری برای صور و صیدون بیشتر قابل تحمل خواهد بود تا برای شما. ۱۵ و تو ای کپَرناحوم! می خواستی به بهشت برسی؟ اما به دوزخ انداخته خواهی شد!» ۱۶ عیسی به شاگردان خود گفت: «هر کسی به شما گوش دهد به من گوش داده است؛ هر کسی شما را رد کند مرا رد کرده است؛ و هر کسی مرا رد کند فرستندۀ مرا رد کرده است.» ۱۷ آن هفتاد و دو شاگرد خوش و شادمان بازگشتند و گفتند: «سَروَرا، وقتی ما به نام تو امر کردیم حتی ارواح شیطانی هم از ما اطاعت کردند!» ۱۸ عیسی جواب داد: «من دیدم چطور شیطان مانند رعد و برق از آسمان سقوط کرد. ۱۹ گوش کنید! من به شما قدرت آن را داده ام که مارها و گژدمها را زیر پا کنید و بر تمام قوای دشمن پیروز شوید؛ هرگز هیچ چیز به شما آسیب نخواهد رسانید. ۲۰ اما از این خوشی نکنید که ارواح شیطانی از شما اطاعت می کنند بلکه از این خوش باشید که نامهای شما در عالم بالا ثبت شده است.» ۲۱ در آن لحظه عیسی در روح مقدس خوشی کرد و گفت: «ای پدر، ای خداوند آسمان و زمین! تو را سپاس می گویم که این چیزها را از خِرَدمندان و دانایان پنهان نمودی و به نوآموزان آشکار ساختی. بلی، ای پدر رضای تو چنین بود. ۲۲ پدرم همه چیز را در اختیار من گذاشته است. فقط پدر می داند که پسر کیست؛ و فقط پسر و کسانی که پسر بخواهد، پدر را به آنها آشکار سازد، می دانند که پدر کیست.» ۲۳ عیسی در خلوت رو به شاگردان کرد و گفت: «خوشا به حال آن چشمانی که آنچه را شما می بینید، ببینند! ۲۴ برای تان می گویم که پیامبران و پادشاهان بسیار آرزو می کردند که آنچه را شما می بینید، ببینند اما ندیدند و آنچه را شما می شنوید، بشنوند اما نشنیدند.» ۲۵ روزی یکی از علمای شریعت آمد و برای آزمایش از عیسی سوال کرد: «استاد، چه باید بکنم تا زندگی ابدی به دست بیاورم؟» ۲۶ عیسی در جواب از او پرسید: «در تورات چه نوشته شده است؟ تو چطور آن را می فهمی؟» ۲۷ آن مرد جواب داد: «خداوند خدای خود را با تمام دل، تمام جان، تمام قدرت و تمام فکر خود محبت کن؛ و همسایه ات را مانند خود دوست بدار.» ۲۸ عیسی گفت: «درست جواب دادی. این کار را بکن که زندگی ابدی خواهی داشت.» ۲۹ اما آن معلم شریعت برای این که خود را بر حق بداند از عیسی پرسید: «همسایۀ من کیست؟» ۳۰ عیسی چنین جواب داد: «مردی از اورشلیم به اریحا می رفت، در راه به دست دزدان افتاد. دزدان او را لت و کوب و لُچ کردند و به حالت نیمه جان رهایش کردند و رفتند. ۳۱ تصادفی یک کاهن از همان راه می گذشت اما وقتی کاهن آن مرد را دید، راه خود را چپ کرد و از طرف دیگر جاده رفت. ۳۲ همچنان یک لاوی به آنجا رسید. وقتی لاوی آن مرد را دید، راهش را چپ نمود و گذشت. ۳۳ پس از آن یک مسافر از قوم سامری از همان راه می گذشت و وقتی آن مرد را دید دلش به حال او سوخت. ۳۴ مسافر نزد او رفت، زخمهایش را با شراب شُست و بر آنها روغن مالید و با تکه یی آنها را بست. پس مسافر آن مرد را برداشت و سوار چهارپای خود کرده به مهمانخانه بُرد و در آنجا از او پرستاری کرد. ۳۵ روز بعد دو سکۀ نقره درآورد و به صاحب مهمانخانه داد و گفت: «از او پرستاری کن و اگر بیشتر از این خرج کردی، وقتی برگشتم به تو می دهم.» ۳۶ به نظر تو کدام یک از این سه نفر همسایۀ آن مرد که به دست دزدان افتاده بود، می باشد؟» ۳۷ معلم شریعت جواب داد: «آن کسی که به او ترحم کرد.» عیسی گفت: «برو و مانند او رفتار کن.» ۳۸ در جریان سفر عیسی و شاگردانش به قریه یی رسیدند، در آنجا زنی به نام مرتا او را به خانۀ خود دعوت و پذیرایی کرد. ۳۹ آن زن، خواهری به نام مریم داشت که پیش پاهای عیسی نشسته به سخنان او گوش می داد. ۴۰ مرتا چون زیاد کار داشت، پریشان شد و نزد عیسی آمده گفت: «سَروَرم، فکر نمی کنی که خواهرم مرا در کارهای خانه تنها مانده است؟ به او بگو بیاید و به من کمک کند!» ۴۱ اما عیسی در جواب گفت: «مرتا، مرتا، تو برای بسیار چیزها پریشان و ناراحت هستی. ۴۲ اما فقط یک چیز مهم است. آنچه مریم انتخاب کرده از همه بهتر است و از او گرفته نخواهد شد.»

اول یوحنا ۳:۱۸ · یوحنا ۸:۲۵ · لوقا ۱۰:۲۱ · TDV

لوقا، ، به ویژه انسانیت را به ما نشان می‌دهد. او آنجا چهارده بار به عنوان مرد کننده معرفی شده است – گواهی بر وابستگی او (نگاه کنید به ؛ ۵:۱۶؛ ۶:۱۲؛ ۹:۱۶، ۱۸، ۲۸؛ ۱۰:۲۱؛ ۱۱:۱؛ ۲۲:۱۷، ۳۲، ۴۱–۴۴؛ ۲۳:۳۴، ۴۶؛ ۲۴:۳۰). دیگری ذکر نشده است که او این تعداد بار کرده باشد.

ما، اختلافی بین آموزش و عمل وجود نداشت. او آنچه را که آموزش می‌داد، می‌کرد و دقیقاً همان چیزی بود که به می‌گفت (). او نه تنها با کلمات، بلکه عمل و محبت می‌کرد (مقایسه کنید ). او همچنین بهترین از این است که انسان باید همیشه کند و خسته نشود ().

قبل از کلام خدا ، او ابتدا آن را هنگامی که توسط وسوسه شد، بر خود کرد. بنابراین جای تعجب نیست که ما او می‌خوانیم که با اقتدار و می‌کرد – تضاد با (نگاه کنید به ۷:۲۸–۲۹).

خدا می‌خواهد واقعیت و صداقت را ما ببیند! او به دنبال افرادی است که آنچه را که علناً می‌کنند یا با صدای بلند می‌کنند، کنند. همانطور که گفته می‌شود، « شما آنقدر بلند فریاد می‌زنند که نمی‌توانم آنچه را که می‌گویید بشنوم!» اگر ما آنچه را که به دیگران می‌ نکند، آنگاه کلمات یا ما نه خواهند داشت و نه اقتدار اخلاقی. به عنوان مثال، اگر ما به عنوان مسیحیان کنیم که زائران روی هستیم زیرا واقعی ما است، و حال خود را تا حد امکان اینجا راحت کنیم، ما چندان معتبر نخواهد بود.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اگست ۷, ۲۰۲۵

    آیا با تمام آن میل به درست انجام دادن کارها، فکر نمی‌کردید که پادشاه – رهبر – از خدا...

  • اگست ۶, ۲۰۲۵

    حداقل پنج بخش بزرگ هشدار در کتاب عبرانیان، در فصل‌های ۲، ۴، ۶، ۱۰ و ۱۲ وجود دارد. قبلاً،...

  • اگست ۴, ۲۰۲۵

    پدر چقدر ما را دوست دارد؟ این سوالی است که ما به طور کامل قادر به درک، فهم و فهمیدن آن...

  • اگست ۳, ۲۰۲۵

    دوم پطرس تدارکی از جانب خداست با توجه به فساد وحشتناک مسیحیت در سرپیچی جسورانه آن از...

  • اگست ۲, ۲۰۲۵

    داوود خود را با بسیاری از «مردان قدرتمند» احاطه کرده بود. او آنها را برای پادشاهی خود و...