کلمات سرنوشتساز، «مفقود و گمان میرود مرده است» پیام غمانگیزی بود که در طول جنگ جهانی دوم به بسیاری از خانهها رسید. برای سام و دورا این کلمات به خصوص دردناک بود زیرا پیتر تنها پسرشان بود. جنگ تقریباً تمام شده بود، اما آنها دیگر او را نمیدیدند.
مریم مجدلیه مریم با اندوه وصفناپذیر از دست دادن خداوندش مشغول بود. او آماده نبود که خداوندش را در رستاخیز بشناسد و در غم خود حتی از او نیز روی برگرداند. اما یک کلمه از لبان او همه چیز را تغییر داد، «مریم.» او گوسفندان خود را به نام میخواند و آنها صدای او را میشناسند