خداوند نزدیک است — ۳ سپتمبر ۲۰۲۶: حزقیال ۱:۱

خداوند نزدیک استاستیون فاکنر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

1‏-۲ در روز پنجم ماه چهارم و سال سی ام، که پنج سال از تبعید یهویاکین پادشاه می گذشت، من حِزقیال کاهن (پسر بوزی) با سایر تبعیدشدگان یهودی در کنار دریای خابور در بابل زندگی می کردم. در همان روز ناگهان آسمان باز شد و خدا رؤیاهائی را به من نشان داد. ۳ در آنجا، در کنار دریای خابور، واقع در بابل، وقتی خداوند با من حرف زد، نیروی او را در وجود خود احساس نمودم. ۴ به بالا نگاه کردم و دیدم که طوفانی از طرف شمال می آمد. پیشاپیش آن ابر بزرگی حرکت می کرد و هاله ای از نور به دور آن بود. در بین آن یک چیزی برنجی، روشن و تابان بود. ۵ در وسط ابر چهار موجود زنده را دیدم که به انسان شباهت داشتند، ۶ اما هر کدام آن ها دارای چهار روی و چهار بال بود. ۷ پاهای شان راست و کف پای شان به سُم گوساله می ماند و مثل یک شئی برنجی صیقلی و براق بودند. ۸ در زیر بالهای خود دستهائی داشتند، شبیه دست انسان. ۹ نوک بالهای آن چهار جانور به یکدیگر تماس داشت و بدون اینکه به عقب برگردند، مستقیماً پرواز می کردند. ۱۰ هر یک از آن ها چهار روی مختلف داشت: در پیشرو، شکل انسان، در طرف راست، روی شیر، در طرف چپ روی گاو و در عقب، روی عقاب. ۱۱ هر کدام دو جفت بال داشت. یک جفت آن باز بود و نوک آن ها به دو بال جانور پهلویش تماس داشت. جفت دیگر بدن شان را می پوشاند. ۱۲ آن ها مستقیماً حرکت می کردند و هر جائی که دل شان می خواست می رفتند، بدون اینکه رو برگردانند. ۱۳ در بین این چهار موجود زنده چیزی مثل قوغ آتش یا مشعل افروخته در حال حرکت بود. نور آن بسیار روشن بود و برق می زد. ۱۴ این چهار موجود زنده بسرعت به پیشرو و به عقب حرکت می کردند. ۱۵ در همان حالی که متوجه آن چهار موجود زنده بودم، چهار چرخ را بر زمین و پهلوی هر یک از آن موجودات دیدم. ۱۶ چرخها همه یکسان و مثل زبرجد، براق بودند. در بین هر چرخ یک چرخ دیگر قرار داشت. ۱۷ به این ترتیب به هر طرف که می خواستند، می توانستند حرکت کنند، بدون اینکه دور بزنند. ۱۸ حلقۀ دور آن ها بلند و مهیب و پُر از چشم بود. 19‏-21 وقتی آن چهار موجود زنده حرکت می کردند چرخهای پهلوی شان هم به حرکت می آمدند و هرگاه آن ها از زمین بر می خاستند، چرخها نیز بلند می شدند. وقتی توقف می کردند، چرخها هم از حرکت بازمی ماندند. چون روح آن چهار موجود زنده در چرخها بود، به هر جا که روح می رفت، چرخها نیز همراهش حرکت می کردند. 22 بالای سر هر یک از آن چهار موجود زنده چیزی به شکل گنبد که مثل بلور می درخشید قرار داشت. 23 زیر گنبد دو بال هر جانور طوری پهن بودند که به بالهای جانور پهلویش می رسید و دوبال دیگر بدن آن ها را می پوشاند. 24 وقتی پرواز می کردند، بالهای شان مثل غرش امواج بحر و آواز خدای متعال و غریو یک سپاه عظیم صدا می دادند. هرگاهی که توقف می کردند و بالهای خود را پائین می آوردند، 25 صدائی از گنبد بالای سر شان بگوش می رسید. 26 بر گنبد بالای سر شان چیزی مانند یک تخت به رنگ یاقوت کبود دیده می شد. بر سر آن تخت موجودی نشسته بود که به انسان شباهت داشت. 27 از کمر بالا مثل فلز آتشین و شعله ور می درخشید، از کمر پائین مانند شعلۀ آتش می تابید و اطراف او با نور درخشنده ای منور بود، 28 و همچون کمانهای رنگین که در یک روز بارانی بوجود می آید، درخشان و تابان بود. این منظره نور پُر جلال حضور خداوند را نشان داد. وقتی آن صحنه را دیدم رو بخاک افتادم. آنگاه آواز کسی را شنیدم که با من حرف می زد.

۱ چشمان خود را بسوی کوهها دوخته ام، کمک من از کجا می آید؟ ۲ کمک من از جانب خداوند است که آسمان و زمین را آفرید. ۳ او نمی گذارد که پای تو بلغزد. او که حافظ تو است، نخواهد خوابید. ۴ او که حافظ و نگهدار اسرائیل است، نمی خوابد و به خواب نمی رود. ۵ خداوند حافظ تو است. خداوند به دست راستت سایۀ تو است. ۶ آفتاب در روز به تو آسیبی نمی رساند و نه مهتاب در شب. ۷ خداوند تو را از هر بدی نگاه می دارد. او جان تو را حفظ می کند. ۸ خداوند خروج و دخولت را نگاه می دارد، از حال تا به ابد.

۱ در ابتدا کلام بود. کلام با خدا بود و کلام خودِ خدا بود، ۲ در ابتدا کلام با خدا بود. ۳ همه چیز به وسیلۀ او آفریده شد و هیچ چیز در تمام آفرینش بدون او به وجود نیامد. ۴ کلام سرچشمۀ زندگی بود و این زندگی به مردم نور می بخشید. ۵ نور در تاریکی می درخشد و تاریکی بر آن پیروز نمی شود. ۶ مردی از سوی خدا فرستاده شد که نامش یحیی بود. ۷ او به عنوان یک شاهد آمد که به آن نور گواهی دهد تا همه پیام او را شنیده و ایمان آورند. ۸ یحیی خودش آن نور نبود بلکه فرستاده شد تا بر آن نور شهادت دهد. ۹ آن نور حقیقی که بر همۀ انسانها می درخشد، در حال آمدن به جهان بود. ۱۰ کلام در جهان بود و جهان به وسیلۀ او آفریده شد اما جهان او را نشناخت. ۱۱ او به قلمرو خود آمد، ولی قومش او را قبول نکردند. ۱۲ اما به همۀ کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، ۱۳ تا آنها نه مانند تولد انسانی، نه از خواهشهای نفسانی و نه از خواست بشر بلکه از خدا تولد یافته باشند. ۱۴ پس کلام جسم گشت و به شکل انسان در میان ما جای گرفت. ما جلالش را دیدیم، شکوه و جلال شایستۀ آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد و پُر از فیض و راستی بود. ۱۵ یحیی بر او گواهی می داد و فریاد می زد: «این همان شخصی است که دربارۀ او می گفتم که بعد از من می آید اما از من برتری دارد، زیرا او قبل از من بوده است.» ۱۶ از پُری فیض او، همۀ ما برخوردار شدیم، فیض بالای فیض. ۱۷ شریعت به وسیلۀ موسی داده شد و فیض و راستی توسط عیسای مسیح آمد. ۱۸ هیچ کس هرگز خدا را ندیده است مگر تنها آن پسر یگانۀ خدا که از همه به پدر نزدیکتر است، او را آشکار کرده است. ۱۹ این است گواهی یحیی وقتی یهودیان اورشلیم، کاهنان و لاویان را نزد او فرستادند تا بپرسند که او کیست. ۲۰ یحیی از جواب دادن انکار نکرد بلکه به طور واضح بیان نموده گفت: «من مسیح نیستم.» ۲۱ آنها پرسیدند: «پس چه؟ آیا تو الیاس نبی هستی؟» یحیی جواب داد: «نخیر، نیستم.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن پیامبر وعده شده هستی؟» او جواب داد: «نخیر، نیستم.» ۲۲ پرسیدند: «پس تو کیستی؟ ما باید به کسانی که ما را فرستاده اند جواب بدهیم، دربارۀ خود چه می گویی؟» ۲۳ او از زبان اشعیای نبی جواب داده گفت: «من شخصی هستم که در بیابان فریاد می زند، راه را برای خداوند هموار سازید.» ۲۴ پس این قاصدان که از سوی فریسیان فرستاده شده بودند ۲۵ از او پرسیدند: «اگر تو مسیح نیستی، الیاس نیستی و پیامبر هم نیستی، پس چرا غسل تعمید می دهی؟» ۲۶ یحیی جواب داد: «من در آب تعمید می دهم اما آن کسی که در میان شما ایستاده است و شما او را نمی شناسید ۲۷ او همان کسی است که بعد از من می آید اما من لایق آن نیستم که بند کفش او را باز کنم.» ۲۸ اینها همه در بیت عنیا، یعنی آن طرف دریای اُردن، در جایی که یحیی مردم را تعمید می داد، واقع شد. ۲۹ روز بعد، یحیی چون عیسی را دید که به طرف او می آید، گفت: «ببینید این است آن برۀ خدا که گناه جهان را بر می دارد! ۳۰ این است آن کسی که در باره اش گفتم، مردی بعد از من می آید که از من برتری دارد، زیرا او پیش از من بوده است. ۳۱ من او را نمی شناختم، اما آمدم تا با آب تعمید دهم و به این وسیله او را به اسرائیل بشناسانم.» ۳۲ یحیی شهادت خود را این طور ادامه داد: «من روح مقدس را دیدم که به صورت کبوتری از آسمان پایین شد و بر او قرار گرفت. ۳۳ من او را نشناختم اما خدا که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم، به من چنین گفته بود، هرگاه ببینی که روح مقدس بر کسی نازل شود و بر او قرار گیرد، او همان کسی است که با روح مقدس تعمید می دهد. ۳۴ من این را دیدم و شهادت می دهم که او پسر خدا است.» ۳۵ روز بعد باز هم وقتی یحیی با دو نفر از شاگردان خود ایستاده بود، ۳۶ دید که عیسی از آنجا می گذرد، و گفت: «این است برۀ خدا.» ۳۷ آن دو شاگرد این سخن را شنیده و به دنبال عیسی رفتند. ۳۸ عیسی برگشت و آنها را دید که به دنبال او می آیند. از آنها پرسید: «به دنبال چه می گردید؟» آنها گفتند: «ربی، یعنی ای استاد، کجا بود و باش دارید؟» ۳۹ او به ایشان گفت: «بیایید و ببینید.» پس آن دو رفتند و دیدند که عیسی در کجا بود و باش دارد و تمام روز را پیش عیسی ماندند، چون ساعت نزدیک به چهار بعد از ظهر بود. ۴۰ یکی از آن دو نفر که پس از شنیدن سخنان یحیی به دنبال عیسی رفت، اندریاس برادر شمعون پِطرُس بود. ۴۱ اندریاس اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت: «ما مسیح را یافته ایم.» یعنی پادشاه وعده شده را. ۴۲ پس اندریاس، شمعون را نزد عیسی بُرد، عیسی به شمعون نگاه کرد و گفت: «تو شمعون پسر یونا هستی، ولی بعد از این کیفا یعنی پِطرُس به معنای صخره نامیده می شوی.» ۴۳ روز بعد وقتی عیسی می خواست به جلیل برود، فیلیپُس را یافت و به او گفت: «مرا پیروی کن.» ۴۴ فیلیپُس مانند اندریاس و پِطرُس، یکی از ساکنان بیت صیدا بود. ۴۵ فیلیپُس رفت و نتنائیل را پیدا کرد و به او گفت: «ما آن کسی را که موسی در تورات و پیامبران در کتابها دربارۀ اش نوشته اند، پیدا کرده ایم. او عیسای ناصری پسر یوسف است.» ۴۶ نتنائیل به او گفت: «آیا می شود که از ناصره چیزی خوب بیرون بیاید؟» فیلیپُس جواب داد: «بیا و ببین.» ۴۷ وقتی عیسی نتنائیل را دید که به طرف او می آید، در باره اش گفت: «این است یک اسرائیلی واقعی که در او فریب نیست.» ۴۸ نتنائیل پرسید: «مرا از کجا می شناسی؟» عیسی جواب داد: «پیش از آن که فیلیپُس تو را صدا کند، وقتی زیر درخت انجیر بودی، من تو را دیدم.» ۴۹ نتنائیل گفت: «استاد، تو پسر خدا هستی! تو پادشاه اسرائیل هستی!» ۵۰ عیسی در جواب گفت: «آیا فقط به علت این که گفتم تو را زیر درخت انجیر دیدم، ایمان آوردی؟ بعد از این کارهای بزرگتری را خواهی دید.» ۵۱ و به او گفت: «به یقین به شما می گویم که پس از این آسمان را باز خواهید دید و فرشته گان خدا را می بینید که به وسیلۀ من، پسر انسان بالا و پایین می روند.»

حِزقیال ۱:۱ · مزامیر ۱۲۱:۳ · یوحنا ۱:۱۲ · TDV

بسیاری از یهودا دستگیر شده و به عنوان اسیر، حزقیال در میان آنها، به نوعی پناهندگان در کنار یا کانال خابور برده شده بودند. همچنین، تمام گنجینه معبد توسط فاتحان آنها بارگیری و به منتقل شده بود. خدا اجازه داده بود این اتفاق بیفتد زیرا در ارادت خود به او سست شده بودند و بت‌پرستی گسترده شده بود. در اینجا می‌بینیم که حتی در این رویاهای شکسته و چشم‌اندازهای ناامیدکننده، خدا رنج قوم خود را می‌دانست و خود را به خود، حزقیال، به عنوان وسیله‌ای برای تشویق او و برای آشکار کرد. این بدان معنا نبود که ‌های پردردسر آنها به پایان رسیده بود – باید در آزمایش فعلی خود صبورانه منتظر می‌ماندند تا آنها را در بعدی نجات دهد.

همین خدای و که خود را به حزقیال در کنار خابور آشکار کرد تا قوم خود را دهد، امروز نیز با کلمات و تشویق در نیاز ما به سوی ما خواهد آمد. وضعیت ما را می‌داند و عمل خواهد کرد، اما درس‌های ایمانی برای ما وجود دارد که فقط از طریق صبورانه انتظار کشیدن برای او می‌توان آموخت. مسیحیان ممکن است رنج‌هایی را کنند که روح ما را آزمایش می‌کند، با این حال ما اطمینان از حضور او در چنین ‌هایی را داریم (مقایسه کنید مزمور ۱۲۱:۳). اینها واقعاً کلمات ‌بخشی برای فرزند خدا هستند؛ اما، اگر شما فرزند خدا نیستید، خبر خوب این است که «به هر کس که او را پذیرفت، به آنها حق داد که فرزندان خدا شوند، به کسانی که به نام او ایمان می‌آورند» ().

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • سپتمبر ۲, ۲۰۲۶

    کسانی که با زندگی خاور نزدیک آشناترند به ما می‌گویند که مثل باکره‌ها دقیقاً آداب و رسوم...

  • سپتمبر ۱, ۲۰۲۶

    از عبرانیان ۲:۶-۹ می‌دانیم که این مزمور در مورد خداوند عیسی سخن می‌گوید. در آنجا می‌فهمیم...

  • اگست ۳۱, ۲۰۲۶

    این دعای پایانی دلنشین رساله به عبرانیان چقدر کامل و مناسب است! برای این ایمانداران...

  • اگست ۳۰, ۲۰۲۶

    نوح چیزها را از دیدگاه خدا می‌دید. او نه با آنچه محبوب بود، یا کار مورد علاقه او، بلکه با...

  • اگست ۲۹, ۲۰۲۶

    در برابر خدا همه ما گناهکاران مقصر هستیم، و این گناه ما را محکوم می‌کند و از او دور...

  • اگست ۲۸, ۲۰۲۶

    همه ایمانداران به صورت موقعیتی توسط روح‌القدس خدا جدا شده‌اند. تقدیس موقعیتی به این...

  • اگست ۲۷, ۲۰۲۶

    اولین حقیقت بزرگی که با رسیدن به جایگاه برکت بر روح طلوع می‌کند این است که او بزرگتر از...