خداوند نزدیک است — ۱۴ جولای ۲۰۲۶: ۱ پطرس ۱:۱

خداوند نزدیک استاستیون کمپبل

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ وقتی عید پنتیکاست فرا رسید، همۀ ایمانداران با همدلی یکجا با هم نشسته بودند. ۲ ناگهان صدایی مانند وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه ای را که در آن نشسته بودند، پُر ساخت. ۳ آنها دیدند که چیزی مانند زبانه های آتش نمایان شد و بر هر یک از آنها قرار گرفت. ۴ همه از روح مقدس پُر گشتند و به طوری که روح به ایشان قدرت تکلم می بخشید، به زبانهای دیگر به سخن گفتن آغاز کردند. ۵ در آن زمان، یهودیان خدا پرست از تمام ملتهای دنیا در اورشلیم اقامت داشتند. ۶ وقتی این سر و صدا به گوش آنها رسید، مردم گرد هم جمع شدند و چون هر کس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند. ۷ با تعجب از همدیگر می پرسیدند: «مگر اینها که چنین حرف می زنند، همه جلیلی نیستند؟ ۸ پس چگونه ما سخنان شان را به زبان مادری خود می شنویم؟ ۹ ما که از پارتیان، مادیان، ایلامیان و مردمان بین النهرین، یهودیه و کَپَدوکیه، پُنتُس و ولایت آسیا، ۱۰ فریجیه و پمفیلیه، مصر و مناطقی از لیبیا که متصل به قیروان است و یهودیانی که از روم در اورشلیم مسکن گزیده بودند، ۱۱ یهودیان و آنهایی که قبلاً یهودی شده بودند و یک عدۀ دیگر از کریت و عربستان هستیم، همۀ ما به زبان خود شرح کارهای بزرگ خدا را می شنویم.» ۱۲ همه حیران و سرگردان به یکدیگر می گفتند: «معنای این وقایع چیست؟» ۱۳ اما بعضی مردم مسخره کنان می گفتند: «اینها مست شراب هستند.» ۱۴ اما پِطرُس با آن یازده رسول برخاسته صدای خود را بلند کرد و خطاب به جماعت گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم! این را بدانید و به سخنان من توجه کنید. ۱۵ آن طور که شما فکر می کنید این مردان مست شراب نیستند، زیرا هنوز ساعت نُه صبح است. ۱۶ بلکه این همان چیزی است که یوئیل پیامبر در باره اش گفته بود: ۱۷ «خدا می فرماید، در روزهای آخر روح خود را بر تمام انسانها خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها و مو سفیدان شما خوابها خواهند دید. ۱۸ بر غلامان و کنیزان نیز در آن زمان از روح خود خواهم ریخت و آنها نبوت خواهند کرد. ۱۹ بالا در آسمان عجایب، و معجزه هایی بر زمین از خون و آتش و بخار، ظاهر خواهم نمود. ۲۰ قبل از آمدن آن روز عظیم و پُر شکوهِ خداوند، آفتاب تاریک خواهد شد و مهتاب رنگ خون خواهد گرفت. ۲۱ آن وقت هر کس که نام خداوند را بر زبان بیاورد، نجات خواهد یافت.» ۲۲ ای مردم اسرائیل! به این سخنان گوش دهید: چنان که شما خوب می دانید عیسای ناصری کسی بود که خدا به وسیلۀ او معجزه ها و نشانه های عجیبی در میان شما نشان داد. ۲۳ این مرد به اراده و پیشدانی خدا تسلیم شد و شما او را به وسیلۀ گناهکاران بر صلیب میخکوب کردید و کُشتید. ۲۴ مگر خدا او را از چنگال مرگ رهانید و دوباره زنده کرد، زیرا ناممکن بود که مرگ بتواند او را در چنگ خود نگهدارد. ۲۵ داوود دربارۀ او گفته بود: «خداوند را همیشه پیش روی خود می بینم، چون که در دست راست من است تا هیچ تکان نخورم. ۲۶ از این رو، دل من خوشی و زبانم شادمانی می کند، بدن فانی من نیز در امید، آرامش خواهد یافت، ۲۷ زیرا مرا در عالم مرگ رها نمی کنی، خادم مقدس خود را نمی گذاری که بپوسد، ۲۸ تو راهی را به من نشان داده ای که مرا به سوی زندگی رهنمایی می کند، حضور تو مرا از خوشی پُر خواهد کرد.» ۲۹ ای عزیزان! اجازه بدهید که دربارۀ داوود جد و پادشاه ما به شما واضح بگویم که او مُرد و به خاک سپرده شد. قبر داوود تا به حال همین جا، پیش ما موجود است. ۳۰ اما چون او پیامبر بود، می دانست که خدا وعده داده و سوگند خورده است که از نسل او، یکی را بر تخت پادشاهی بنشاند. ۳۱ داوود از قبل دوباره زنده شدن مسیح را پیشگویی نموده در باره اش گفته بود: «او در عالم مرگ ترک نشد و جسم او هرگز پوسیده نگردید.» ۳۲ خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن شاهد هستیم. ۳۳ حال که عیسی به دست راست خدا بالا بُرده شده، روح مقدس وعده شده را از پدر آسمانی یافته و به ما عطا کرده است، شما این چیزها را می بینید و می شنوید. ۳۴ زیرا داوود خود به آسمان صعود نکرد ولی گفت: «خداوند به سَروَر من گفت: در دست راست من بنشین ۳۵ تا دشمنانت را زیر پایت کنم.» ۳۶ ای مردم اسرائیل! به یقین بدانید که خدا آن عیسایی را که شما مصلوب کردید، منحیث سَروَر و مسیح تعیین کرده است.» ۳۷ وقتی مردم این چیزها را شنیدند، دلهای شان شکست و از پِطرُس و دیگر رسولان پرسیدند: «ای عزیزان! چه کنیم؟» ۳۸ پِطرُس به آنها گفت: «هر یک از شما باید از گناهان تان توبه کنید و به نام عیسای مسیح تعمید بگیرید. به این ترتیب گناهان تان بخشیده خواهد شد و روح مقدس را به عنوان تحفه دریافت خواهید کرد. ۳۹ زیرا این وعده ای است برای شما، فرزندان تان و همۀ آنهایی که در مناطق دور هستند. یعنی همه کسانی که خداوند، خدای ما آنها را به سوی خود بخواند.» ۴۰ پِطرُس خواهش خود را با گفتنی های زیاد دیگر بیان کرد و به آنها هُشدار داده گفت: «از این نسل گناهکار دوری کنید.» ۴۱ پس کسانی که پیام او را قبول کردند، تعمید یافتند و در همان روز حدود سه هزار نفر به جمع ایمانداران پیوست. ۴۲ ایمانداران با همدلی روزهای خود را با آموختن از رسولان، یکجا نان خوردن و دعا کردن سپری می کردند. ۴۳ در اثر نشانه های عجیب و معجزه هایی که توسط رسولان انجام می شد، ترس خدا در دل همه گی جا می گرفت. ۴۴ تمام ایمانداران همیشه یکجا بودند و دارایی خود را با همدیگر تقسیم می کردند. ۴۵ آنها جایداد و اموال شخصی خود را می فروختند و پول آن را به ایماندارانی که نیاز داشتند، می دادند. ۴۶ همین طور آنها هر روز در خانۀ خدا با هم جمع می شدند و در خانه های خود نیز با خوشی و صمیمیت با هم غذا می خوردند ۴۷ و خدا را ستایش می کردند. آنها مورد احترام مردم بودند و عیسای مسیح هر روز کسانی را که نجات می یافتند، به جمع شان می افزود.

۱ وقتی عید پنتیکاست فرا رسید، همۀ ایمانداران با همدلی یکجا با هم نشسته بودند. ۲ ناگهان صدایی مانند وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه ای را که در آن نشسته بودند، پُر ساخت. ۳ آنها دیدند که چیزی مانند زبانه های آتش نمایان شد و بر هر یک از آنها قرار گرفت. ۴ همه از روح مقدس پُر گشتند و به طوری که روح به ایشان قدرت تکلم می بخشید، به زبانهای دیگر به سخن گفتن آغاز کردند. ۵ در آن زمان، یهودیان خدا پرست از تمام ملتهای دنیا در اورشلیم اقامت داشتند. ۶ وقتی این سر و صدا به گوش آنها رسید، مردم گرد هم جمع شدند و چون هر کس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند. ۷ با تعجب از همدیگر می پرسیدند: «مگر اینها که چنین حرف می زنند، همه جلیلی نیستند؟ ۸ پس چگونه ما سخنان شان را به زبان مادری خود می شنویم؟ ۹ ما که از پارتیان، مادیان، ایلامیان و مردمان بین النهرین، یهودیه و کَپَدوکیه، پُنتُس و ولایت آسیا، ۱۰ فریجیه و پمفیلیه، مصر و مناطقی از لیبیا که متصل به قیروان است و یهودیانی که از روم در اورشلیم مسکن گزیده بودند، ۱۱ یهودیان و آنهایی که قبلاً یهودی شده بودند و یک عدۀ دیگر از کریت و عربستان هستیم، همۀ ما به زبان خود شرح کارهای بزرگ خدا را می شنویم.» ۱۲ همه حیران و سرگردان به یکدیگر می گفتند: «معنای این وقایع چیست؟» ۱۳ اما بعضی مردم مسخره کنان می گفتند: «اینها مست شراب هستند.» ۱۴ اما پِطرُس با آن یازده رسول برخاسته صدای خود را بلند کرد و خطاب به جماعت گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم! این را بدانید و به سخنان من توجه کنید. ۱۵ آن طور که شما فکر می کنید این مردان مست شراب نیستند، زیرا هنوز ساعت نُه صبح است. ۱۶ بلکه این همان چیزی است که یوئیل پیامبر در باره اش گفته بود: ۱۷ «خدا می فرماید، در روزهای آخر روح خود را بر تمام انسانها خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها و مو سفیدان شما خوابها خواهند دید. ۱۸ بر غلامان و کنیزان نیز در آن زمان از روح خود خواهم ریخت و آنها نبوت خواهند کرد. ۱۹ بالا در آسمان عجایب، و معجزه هایی بر زمین از خون و آتش و بخار، ظاهر خواهم نمود. ۲۰ قبل از آمدن آن روز عظیم و پُر شکوهِ خداوند، آفتاب تاریک خواهد شد و مهتاب رنگ خون خواهد گرفت. ۲۱ آن وقت هر کس که نام خداوند را بر زبان بیاورد، نجات خواهد یافت.» ۲۲ ای مردم اسرائیل! به این سخنان گوش دهید: چنان که شما خوب می دانید عیسای ناصری کسی بود که خدا به وسیلۀ او معجزه ها و نشانه های عجیبی در میان شما نشان داد. ۲۳ این مرد به اراده و پیشدانی خدا تسلیم شد و شما او را به وسیلۀ گناهکاران بر صلیب میخکوب کردید و کُشتید. ۲۴ مگر خدا او را از چنگال مرگ رهانید و دوباره زنده کرد، زیرا ناممکن بود که مرگ بتواند او را در چنگ خود نگهدارد. ۲۵ داوود دربارۀ او گفته بود: «خداوند را همیشه پیش روی خود می بینم، چون که در دست راست من است تا هیچ تکان نخورم. ۲۶ از این رو، دل من خوشی و زبانم شادمانی می کند، بدن فانی من نیز در امید، آرامش خواهد یافت، ۲۷ زیرا مرا در عالم مرگ رها نمی کنی، خادم مقدس خود را نمی گذاری که بپوسد، ۲۸ تو راهی را به من نشان داده ای که مرا به سوی زندگی رهنمایی می کند، حضور تو مرا از خوشی پُر خواهد کرد.» ۲۹ ای عزیزان! اجازه بدهید که دربارۀ داوود جد و پادشاه ما به شما واضح بگویم که او مُرد و به خاک سپرده شد. قبر داوود تا به حال همین جا، پیش ما موجود است. ۳۰ اما چون او پیامبر بود، می دانست که خدا وعده داده و سوگند خورده است که از نسل او، یکی را بر تخت پادشاهی بنشاند. ۳۱ داوود از قبل دوباره زنده شدن مسیح را پیشگویی نموده در باره اش گفته بود: «او در عالم مرگ ترک نشد و جسم او هرگز پوسیده نگردید.» ۳۲ خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن شاهد هستیم. ۳۳ حال که عیسی به دست راست خدا بالا بُرده شده، روح مقدس وعده شده را از پدر آسمانی یافته و به ما عطا کرده است، شما این چیزها را می بینید و می شنوید. ۳۴ زیرا داوود خود به آسمان صعود نکرد ولی گفت: «خداوند به سَروَر من گفت: در دست راست من بنشین ۳۵ تا دشمنانت را زیر پایت کنم.» ۳۶ ای مردم اسرائیل! به یقین بدانید که خدا آن عیسایی را که شما مصلوب کردید، منحیث سَروَر و مسیح تعیین کرده است.» ۳۷ وقتی مردم این چیزها را شنیدند، دلهای شان شکست و از پِطرُس و دیگر رسولان پرسیدند: «ای عزیزان! چه کنیم؟» ۳۸ پِطرُس به آنها گفت: «هر یک از شما باید از گناهان تان توبه کنید و به نام عیسای مسیح تعمید بگیرید. به این ترتیب گناهان تان بخشیده خواهد شد و روح مقدس را به عنوان تحفه دریافت خواهید کرد. ۳۹ زیرا این وعده ای است برای شما، فرزندان تان و همۀ آنهایی که در مناطق دور هستند. یعنی همه کسانی که خداوند، خدای ما آنها را به سوی خود بخواند.» ۴۰ پِطرُس خواهش خود را با گفتنی های زیاد دیگر بیان کرد و به آنها هُشدار داده گفت: «از این نسل گناهکار دوری کنید.» ۴۱ پس کسانی که پیام او را قبول کردند، تعمید یافتند و در همان روز حدود سه هزار نفر به جمع ایمانداران پیوست. ۴۲ ایمانداران با همدلی روزهای خود را با آموختن از رسولان، یکجا نان خوردن و دعا کردن سپری می کردند. ۴۳ در اثر نشانه های عجیب و معجزه هایی که توسط رسولان انجام می شد، ترس خدا در دل همه گی جا می گرفت. ۴۴ تمام ایمانداران همیشه یکجا بودند و دارایی خود را با همدیگر تقسیم می کردند. ۴۵ آنها جایداد و اموال شخصی خود را می فروختند و پول آن را به ایماندارانی که نیاز داشتند، می دادند. ۴۶ همین طور آنها هر روز در خانۀ خدا با هم جمع می شدند و در خانه های خود نیز با خوشی و صمیمیت با هم غذا می خوردند ۴۷ و خدا را ستایش می کردند. آنها مورد احترام مردم بودند و عیسای مسیح هر روز کسانی را که نجات می یافتند، به جمع شان می افزود.

۱ در همان موقع هیرودیس پادشاه به آزار و شکنجۀ عده یی از پیروان عیسی آغاز کرد. ۲ به امر او یعقوب برادر یوحنا با شمشیر کُشته شد. ۳ چون هیرودیس پادشاه دید که یهودیان از این کار خوشحال شدند، قدمی فراتر گذاشت و پِطرُس را هم دستگیر نمود. این اتفاق در زمان عید نان فطیر واقع شد. ۴ پس از آن که پِطرُس را گرفتار کرد، او را به زندان انداخت و برای نگهداری او چهار گروه نگهبان را در دسته های چهار نفری مؤظف ساخت. هیرودیس قصد داشت که بعد از عید فِصَح او را برای محاکمه پیش مردم ببرد. ۵ به این ترتیب پِطرُس در زندان نگهداری می شد و ایمانداران شب و روز برای او به درگاه خدا دعا می کردند. ۶ یک شب قبل از آن روزی که هیرودیس می خواست پِطرُس را محاکمه کند، او در زندان با دو زنجیر بسته شده و بین دو سرباز به خواب رفته بود و عساکر دروازۀ زندان را نگهبانی می کردند. ۷ ناگهان فرشتۀ خداوند ظاهر شد و نوری در آن اتاق درخشید. فرشته به پهلوی پِطرُس زد و او را بیدار کرد و گفت: «زود برخیز!» در همان لحظه زنجیرها از دستهای پِطرُس بر زمین افتادند. ۸ فرشته به او گفت: «کمرت را بسته کن و چپلی هایت را بپوش» و پِطرُس چنان کرد. باز فرشته به او گفت: «چَپَنت را هم دَورت بگیر و به دنبال من بیا.» ۹ پس پِطرُس به دنبال فرشته رفت، اما نمی دانست که آنچه را فرشته می کند حقیقت دارد یا این که در رؤیا می بیند. ۱۰ وقتی از دربندهای اول و دوم زندان گذشتند و به دروازۀ آهنی که به سوی شهر باز می شد، رسیدند. دروازه خود به خود به روی آنها باز شد. اما همین که آنها از دروازه بیرون رفتند و در یک کوچه به راه رفتن شروع کردند، فرشته از پیش پِطرُس ناپدید شد. ۱۱ وقتی پِطرُس به خود آمد، گفت: «حالا دیگر یقین دارم که خداوند فرشتۀ خود را فرستاده است و مرا از دست هیرودیس و آنچه همۀ یهودیان در انتظارش بودند، رهانیده است.» ۱۲ وقتی همه چیز را فهمید، به خانۀ مریم، مادر یوحنا ملقب به مرقُس رفت. در آنجا عدۀ زیادی برای دعا کردن دَور هم گرد آمده بودند. ۱۳ وقتی دروازۀ حویلی را زد، دختر خدمتگاری به نام رودا آمد که دروازه را باز کند. ۱۴ چون صدای پِطرُس را شناخت، از خوشحالی زیاد دروازه را باز نکرده، برگشت تا بگوید که پِطرُس پشت دروازه ایستاده است. ۱۵ آنها به او گفتند: «مگر دیوانه شده ای؟» اما رودا بر حرف خود پافشاری کرده گفت همین گونه است که می گویم، پس با تمسخر گفتند: «این باید فرشتۀ او باشد.» ۱۶ اما پِطرُس به دروازه زدن ادامه داد، وقتی آنها دروازه را باز کردند و او را دیدند، حیران ماندند. ۱۷ پِطرُس با دست به آنها اشاره کرد تا خاموش باشند و برای شان شرح داد که چگونه خداوند او را از زندان بیرون کرده است و گفت: «بروید، یعقوب و سایر ایمانداران را از این کار با خبر سازید.» آنگاه آنها را ترک کرد و به جای دیگر رفت. ۱۸ وقتی صبح شد، نگهبانان بسیار وارخطا شدند که بر سر پِطرُس چه آمده است؟ ۱۹ هیرودیس امر کرد که همه جا دنبال پِطرُس بگردند، وقتی او را پیدا نکردند از نگهبانان تحقیق نمود و امر کرد که آنها باید کُشته شوند. پس از آن، هیرودیس یهودیه را ترک نمود و به قیصریه آمد و مدتی در آنجا ماند. ۲۰ هیرودیس خشم شدیدی نسبت به مردم صور و صیدون در دل داشت. پس اهالی آن دو شهر بلاستوس یکی از خدمتگاران مورد اعتماد پادشاه را با خود همدست کردند و برای رسیدن به یک صلح نزد پادشاه آمدند، زیرا سرزمین آنها مواد غذایی خود را از کشور هیرودیس تهیه می کرد. ۲۱ هیرودیس در روز پذیرش آنها، لباس سلطنتی پوشید و بر تخت نشست و سخنرانی کرد. ۲۲ مردم فریاد می زدند: «این سخنان، سخنان یک خداست، نه از یک انسان.» ۲۳ چون هیرودیس جلالی را که از آن خداست به خود نسبت داده بود، در همان لحظه فرشتۀ خداوند او را به مرضی مبتلا کرد، کِرمها او را از درون خوردند و او مُرد. ۲۴ پس از مرگ هیرودیس، کلام خدا هر روز رشد می کرد و پخش می شد. ۲۵ برنابا و شاوول زمانی که وظایف خود را تکمیل نمودند، دوباره از اورشلیم برگشتند و یوحنای ملقب به مرقُس را نیز همراه خود بُردند.

اعمال رسولان ۲ · اعمال رسولان ۲:۹–۱۱ · اعمال رسولان ۱۲:۱۷ · TDV

پس از زندانی شدن پطرس در ۱۲، او «به جای دیگری رفت» (). در اینجا در رساله خود به کسانی خطاب می‌کند که به نظر می‌رسد میدان جدید او شده بودند. می‌توانیم از مکان‌های نام‌برده شده در این متن نتیجه‌گیری‌های دلگرم‌کننده‌ای بگیریم. اول، پطرس در ۲ در آغاز عصر کلیسا را به یاد می‌آوریم، زمانی که بسیاری از یهودیان در برای جشن پنطیکاست حضور داشتند. به ویژه، برخی از پنتوس و بودند (۲:۹-۱۱)، و بدون آن شهرها در آن روز از اولین ایمانداران جدید به بودند. احتمالاً انجیل به آن مکان‌ها برده شده بود، و اکنون پطرس افتخار داشت که آن کار اولیه را پیگیری کند.

پطرس همچنین به مسیحیان منطقه خطاب کرد. البته، نیز توسط در آن منطقه استفاده شد، و در واقع نامه او به غلاطیان از پطرس نام می‌برد. با این حال، در آن رساله از نیاز پطرس به توبیخ در مورد برخی اقدامات ریاکارانه نسبت به ایمانداران غیریهودی صحبت کرد. اما پس از آن اصلاح ضروری، هیچ شرمندگی ماندگاری برای پطرس وجود نداشت. او آزادانه به آنها به عنوان همکار با نوشت (رجوع کنید به ).

سپس پطرس از نام برد. تنها اشاره دیگر عهد جدید به این شهر نشان می‌دهد که سعی کرد در آنجا کند، اما روح‌القدس اجازه نداد (). ظاهراً این میدان خدمتی بود که برای پطرس رزرو شده بود؛ و در اینجا می‌بینیم که پطرس واقعاً در میان آنها می‌کرد.

همانند پطرس، ما برای ممکن است گاهی شامل کارهای پیگیری باشد. مناسبت‌های مختلف ممکن است شامل همکاری با دیگران باشد؛ و هنوز خدمات دیگری ممکن است شامل تلاش‌های پیشگامانه‌ای باشد که به طور خاص برای ما رزرو کرده است. ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم که ما را در همه این هدایت کند.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جول ۱۳, ۲۰۲۶

    آیا این یک داستان شگفت‌انگیز نیست؟ این بدان معناست که خود خدا قربانی‌ای آورد که از آن...

  • جول ۱۲, ۲۰۲۶

    یهودای اسخریوطی نمونه‌ای از گناهکار پشیمان است. او گاهی اوقات به شیوه‌ای دلسوزانه، به...

  • جول ۱۱, ۲۰۲۶

    این آزار و اذیت نیست که بسیاری از مردم خدا اکنون پیدا می‌کنند، بلکه روزی لغزنده است که در...

  • جول ۱۰, ۲۰۲۶

    این یک حقیقت بنیادی بزرگ مسیحیت است و باید دائماً تأیید شود و با سرسختی حفظ شود. قدرت...

  • جول ۹, ۲۰۲۶

    کلمات تشویق‌کننده شگفت‌انگیز برای غیریهودیان که قبلاً در جهان بدون امید و بدون خدا بودند!...

  • جول ۸, ۲۰۲۶

    فصل ۳ کتاب نحمیا یک فصل پرکار است؛ همه در ساختن دیوار دخیل هستند. یک عبارت که حدود سی بار...

  • جول ۷, ۲۰۲۶

    در مورد وضعیت جهان، در همان وضعیت باقی مانده است، فقط با رد مسیح تغییر یافته است. گناه از...