1-۲ خداوند به موسی فرمود که هدایات ذیل را به هارون، پسران او و قوم اسرائیل بدهد: 3-4 «اگر کسی از قوم اسرائیل گاو، گوسفند یا بزی را در جای دیگری بغیر از دَم دروازۀ دخول خیمۀ حضور خداوند برای خداوند قربانی کند، خون ریخته و گناهکار است و دیگر در جملۀ قوم برگزیدۀ خداوند بشمار نمی رود. 5 معنی این قانون اینست که مردم اسرائیل از این ببعد در صحرا قربانی نکنند، بلکه آن ها باید قربانی های خود را پیش کاهن به دَم دروازۀ دخول خیمۀ حضور خداوند ببرند و بعنوان قربانی سلامتی بحضور خداوند تقدیم نمایند. 6 و کاهن باید خون قربانی را بر قربانگاه خداوند به دَم دروازۀ خیمۀ حضور خداوند بپاشد و چربی آن را که بویش مثل عطر خوشبو برای خداوند گوارا است، بسوزاند. 7 پس قوم اسرائیل دیگر نباید با قربانی کردن برای ارواح پلید در صحرا به خداوند خیانت کنند. و این برای آن ها یک فریضۀ ابدی است که باید نسل بعد از نسل رعایت شود.
8-9 به قوم بگو که اگر یک اسرائیلی و یا بیگانه ای که در بین آن ها زندگی می کند، بغیر از دَم دروازۀ خیمۀ حضور خداوند در جای دیگری برای خداوند قربانی کند، از بین قوم طرد شود.
10 هرگاه یک اسرائیلی و یا یک بیگانه ای که در میان آن ها زندگی می کند، خون را بخورد از او روی می گردانم و از بین قوم برگزیدۀ خود طردش می کنم. 11 زیرا که زندگی هر موجودی در خون او است و من خون را به شما دادم تا برای کَفارۀ جانهای تان بر قربانگاه بپاشید. و همین خون است که برای جانهای مردم کفاره می کند. 12 بنابران به قوم اسرائیل توصیه می کنم که هیچ کسی، خواه اسرائیلی خواه بیگانه ای که در بین شان ساکن است، نباید خون را بخورد.
13 هر اسرائیلی یا بیگانه ای که در بین مردم اسرائیل زندگی می کند، اگر حیوان یا پرنده ای را شکار کند، باید خونش را بریزد و خون را با خاک بپوشاند. 14 زیرا زندگی هر موجودی در خون او است، بنابران به قوم اسرائیل گفتم که آن ها نباید خون هیچ جانوری را بخورند، زیرا که زندگی هر موجودی در خون او است و هر کسی که آنرا بخورد باید از بین قوم رانده شود.
15 هر کسی که گوشت حیوان مرده یا از حیوانی را که توسط یک جانور وحشی دریده شده باشد، بخورد، خواه آن شخص اسرائیلی باشد، خواه بیگانه ای که در بین شان ساکن است، باید لباس خود را بشوید و غسل کند. آن شخص تا شام نجس خواهد بود و بعد از آن پاک می شود. 16 اما اگر لباس خود را نشوید و غسل نکند، گناهکار شمرده می شود.»
لاویان ۱۷:۱۱ · TDV
این یک حقیقت بنیادی بزرگ مسیحیت است و باید دائماً تأیید شود و با سرسختی حفظ شود. قدرت اخلاقی عظیمی در آن نهفته است. اگر درست باشد که تمام زحمات زندگی پسر خدا، اشکهای او، دعاهای او، نالههای او، آه و نالههای او، اگر همه اینها با هم نمیتوانستند حتی یک لکه گناه را پاک کنند، پس آیا ما نمیتوانیم به طور قانونی بپرسیم که چه ارزشی ممکن است در اعمال ما، اشکهای ما، دعاهای ما، خدمات مذهبی ما، آیینها، مراسم و تشریفات ما، کل طیف فعالیتهای مذهبی و اصلاحات اخلاقی وجود داشته باشد؟ آیا چنین چیزهایی میتوانند گناهان ما را پاک کنند و به ما عدالتی در برابر خدا بدهند؟ این فکر کاملاً هیولایی است. اگر هر یک یا همه این چیزها میتوانستند کارساز باشند، پس چرا مرگ کفارهای و قربانی مسیح؟ چرا آن قربانی بینظیر و بیقیمت، اگر چیز دیگری میتوانست کارساز باشد؟
اما، شاید گفته شود که، اگرچه هیچ یک از این چیزها بدون مرگ مسیح نمیتوانستند کارساز باشند، اما باید به آن اضافه شوند. برای چه؟ برای اینکه آن مرگ بینظیر، آن خون گرانبها، آن قربانی بیقیمت را کاملاً کارساز کند؟ آیا این است؟ آیا زبالههای اعمال انسانی، عدالت انسانی، باید به ترازو انداخته شود تا قربانی مسیح در داوری خدا کاملاً کارساز شود؟ صرف این فکر کفر مطلق و قطعی است.
اما آیا اعمال نیکو نباید وجود داشته باشد؟ بله، واقعاً؛ اما آنها چه هستند؟ آیا آنها اعمال پرهیزکارانه، تلاشهای مذهبی، فعالیتهای اخلاقی طبیعت بازسازی نشده، بیتوبه، بیاعتقاد هستند؟ نه. پس چه؟ اعمال نیکوی مسیحیان چه هستند؟ آنها اعمالزندگی هستند، نه اعمال مرده. آنها میوههای گرانبهای زندگیای هستند که در ایماندار واقعی، زندگیمسیح، وجود دارد. هیچ چیز زیر آسمان نیست که خدا بتواند آن را به عنوان یک عمل نیکو بپذیرد مگر میوه فیض مسیح در ایماندار.