«آیا مسیح نباید این رنجها را میکشید؟» (لوقا ۲۴:۲۶)
جهیزیهای که همسر جان بانیان برای او آورد، شامل دو کتاب بود. آنها برای او ارزشی بیشتر از هزاران طلا و نقره داشتند.
یکی از آنها کتاب «تمرین تقوا» اثر لوئیس بیلی بود. در آن یک گفتوگو وجود دارد که در آن خداوند عیسی به روح معنای رنج خود را بر صلیب نشان میدهد. ما آن را به زبان عجیب آن دوره ارائه میدهیم.
روح: خداوندا، چرا میخواستی دستگیر شوی، در حالی که میتوانستی از دشمنانت فرار کنی؟
مسیح: تا دشمنان روحانی تو را نگیرند و تو را به زندان تاریکی مطلق نیندازند.
روح: خداوندا، چرا میخواستی بسته شوی؟
مسیح: تا بتوانم بندهای گناهان تو را باز کنم.
روح: خداوندا، چرا میخواستی بر صلیب بالا برده شوی؟
مسیح: تا بتوانم تو را با خود به آسمان بالا ببرم.
روح: خداوندا، چرا دستها و پاهای تو به صلیب میخکوب شدند؟
مسیح: تا دستهای تو را برای انجام کارهای نیکوکاری گشاده کنم و پاهای تو را برای راه رفتن در راههای صلح آزاد سازم.
روح: خداوندا، چرا میخواستی بازوهایت به طور گسترده میخکوب شوند؟
مسیح: تا بتوانم تو را با محبت بیشتری در آغوش بگیرم.
روح: خداوندا، چرا پهلوی تو با نیزه باز شد؟
مسیح: تا تو راهی برای نزدیکتر شدن به قلب من داشته باشی.






