خداوند نزدیک است — ۵ جون ۲۰۲۶: اعمال ۲:۲۳

خداوند نزدیک استبرایان رینولدز

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ وقتی عید پنتیکاست فرا رسید، همۀ ایمانداران با همدلی یکجا با هم نشسته بودند. ۲ ناگهان صدایی مانند وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه ای را که در آن نشسته بودند، پُر ساخت. ۳ آنها دیدند که چیزی مانند زبانه های آتش نمایان شد و بر هر یک از آنها قرار گرفت. ۴ همه از روح مقدس پُر گشتند و به طوری که روح به ایشان قدرت تکلم می بخشید، به زبانهای دیگر به سخن گفتن آغاز کردند. ۵ در آن زمان، یهودیان خدا پرست از تمام ملتهای دنیا در اورشلیم اقامت داشتند. ۶ وقتی این سر و صدا به گوش آنها رسید، مردم گرد هم جمع شدند و چون هر کس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند. ۷ با تعجب از همدیگر می پرسیدند: «مگر اینها که چنین حرف می زنند، همه جلیلی نیستند؟ ۸ پس چگونه ما سخنان شان را به زبان مادری خود می شنویم؟ ۹ ما که از پارتیان، مادیان، ایلامیان و مردمان بین النهرین، یهودیه و کَپَدوکیه، پُنتُس و ولایت آسیا، ۱۰ فریجیه و پمفیلیه، مصر و مناطقی از لیبیا که متصل به قیروان است و یهودیانی که از روم در اورشلیم مسکن گزیده بودند، ۱۱ یهودیان و آنهایی که قبلاً یهودی شده بودند و یک عدۀ دیگر از کریت و عربستان هستیم، همۀ ما به زبان خود شرح کارهای بزرگ خدا را می شنویم.» ۱۲ همه حیران و سرگردان به یکدیگر می گفتند: «معنای این وقایع چیست؟» ۱۳ اما بعضی مردم مسخره کنان می گفتند: «اینها مست شراب هستند.» ۱۴ اما پِطرُس با آن یازده رسول برخاسته صدای خود را بلند کرد و خطاب به جماعت گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم! این را بدانید و به سخنان من توجه کنید. ۱۵ آن طور که شما فکر می کنید این مردان مست شراب نیستند، زیرا هنوز ساعت نُه صبح است. ۱۶ بلکه این همان چیزی است که یوئیل پیامبر در باره اش گفته بود: ۱۷ «خدا می فرماید، در روزهای آخر روح خود را بر تمام انسانها خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها و مو سفیدان شما خوابها خواهند دید. ۱۸ بر غلامان و کنیزان نیز در آن زمان از روح خود خواهم ریخت و آنها نبوت خواهند کرد. ۱۹ بالا در آسمان عجایب، و معجزه هایی بر زمین از خون و آتش و بخار، ظاهر خواهم نمود. ۲۰ قبل از آمدن آن روز عظیم و پُر شکوهِ خداوند، آفتاب تاریک خواهد شد و مهتاب رنگ خون خواهد گرفت. ۲۱ آن وقت هر کس که نام خداوند را بر زبان بیاورد، نجات خواهد یافت.» ۲۲ ای مردم اسرائیل! به این سخنان گوش دهید: چنان که شما خوب می دانید عیسای ناصری کسی بود که خدا به وسیلۀ او معجزه ها و نشانه های عجیبی در میان شما نشان داد. ۲۳ این مرد به اراده و پیشدانی خدا تسلیم شد و شما او را به وسیلۀ گناهکاران بر صلیب میخکوب کردید و کُشتید. ۲۴ مگر خدا او را از چنگال مرگ رهانید و دوباره زنده کرد، زیرا ناممکن بود که مرگ بتواند او را در چنگ خود نگهدارد. ۲۵ داوود دربارۀ او گفته بود: «خداوند را همیشه پیش روی خود می بینم، چون که در دست راست من است تا هیچ تکان نخورم. ۲۶ از این رو، دل من خوشی و زبانم شادمانی می کند، بدن فانی من نیز در امید، آرامش خواهد یافت، ۲۷ زیرا مرا در عالم مرگ رها نمی کنی، خادم مقدس خود را نمی گذاری که بپوسد، ۲۸ تو راهی را به من نشان داده ای که مرا به سوی زندگی رهنمایی می کند، حضور تو مرا از خوشی پُر خواهد کرد.» ۲۹ ای عزیزان! اجازه بدهید که دربارۀ داوود جد و پادشاه ما به شما واضح بگویم که او مُرد و به خاک سپرده شد. قبر داوود تا به حال همین جا، پیش ما موجود است. ۳۰ اما چون او پیامبر بود، می دانست که خدا وعده داده و سوگند خورده است که از نسل او، یکی را بر تخت پادشاهی بنشاند. ۳۱ داوود از قبل دوباره زنده شدن مسیح را پیشگویی نموده در باره اش گفته بود: «او در عالم مرگ ترک نشد و جسم او هرگز پوسیده نگردید.» ۳۲ خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن شاهد هستیم. ۳۳ حال که عیسی به دست راست خدا بالا بُرده شده، روح مقدس وعده شده را از پدر آسمانی یافته و به ما عطا کرده است، شما این چیزها را می بینید و می شنوید. ۳۴ زیرا داوود خود به آسمان صعود نکرد ولی گفت: «خداوند به سَروَر من گفت: در دست راست من بنشین ۳۵ تا دشمنانت را زیر پایت کنم.» ۳۶ ای مردم اسرائیل! به یقین بدانید که خدا آن عیسایی را که شما مصلوب کردید، منحیث سَروَر و مسیح تعیین کرده است.» ۳۷ وقتی مردم این چیزها را شنیدند، دلهای شان شکست و از پِطرُس و دیگر رسولان پرسیدند: «ای عزیزان! چه کنیم؟» ۳۸ پِطرُس به آنها گفت: «هر یک از شما باید از گناهان تان توبه کنید و به نام عیسای مسیح تعمید بگیرید. به این ترتیب گناهان تان بخشیده خواهد شد و روح مقدس را به عنوان تحفه دریافت خواهید کرد. ۳۹ زیرا این وعده ای است برای شما، فرزندان تان و همۀ آنهایی که در مناطق دور هستند. یعنی همه کسانی که خداوند، خدای ما آنها را به سوی خود بخواند.» ۴۰ پِطرُس خواهش خود را با گفتنی های زیاد دیگر بیان کرد و به آنها هُشدار داده گفت: «از این نسل گناهکار دوری کنید.» ۴۱ پس کسانی که پیام او را قبول کردند، تعمید یافتند و در همان روز حدود سه هزار نفر به جمع ایمانداران پیوست. ۴۲ ایمانداران با همدلی روزهای خود را با آموختن از رسولان، یکجا نان خوردن و دعا کردن سپری می کردند. ۴۳ در اثر نشانه های عجیب و معجزه هایی که توسط رسولان انجام می شد، ترس خدا در دل همه گی جا می گرفت. ۴۴ تمام ایمانداران همیشه یکجا بودند و دارایی خود را با همدیگر تقسیم می کردند. ۴۵ آنها جایداد و اموال شخصی خود را می فروختند و پول آن را به ایماندارانی که نیاز داشتند، می دادند. ۴۶ همین طور آنها هر روز در خانۀ خدا با هم جمع می شدند و در خانه های خود نیز با خوشی و صمیمیت با هم غذا می خوردند ۴۷ و خدا را ستایش می کردند. آنها مورد احترام مردم بودند و عیسای مسیح هر روز کسانی را که نجات می یافتند، به جمع شان می افزود.

۱ خداوند به موسی فرمود: «نزد فرعون برو، من دل فرعون و اهل دربارش را سخت کرده ام تا معجزات خود را در بین آن ها انجام بدهم، ۲ و تو بتوانی به فرزندان و نواسه هایت تعریف کنی که چطور با نشان دادن معجزات خود حماقت مصریان را آشکار نمودم و شما هم بدانید که من خداوند هستم.» ۳ پس موسی و هارون نزد فرعون رفتند و گفتند: «خداوند، خدای عبرانیان چنین می فرماید: تا کی می خواهی از امر من سرپیچی کنی؟ بگذار که قوم برگزیدۀ من بروند و مرا پرستش کنند. ۴ اگر آن ها را آزاد نکنی، فردا ملخ ها را به کشور تو می فرستم. ۵ آن ها آنقدر زیاد می باشند که تمام روی زمین را کاملاً می پوشانند و نمی توانید زیر پای تان را ببینید. ملخها آنچه را که از بلای ژاله در امان مانده باشد از بین می برند و حتی درخت هائی را که در مزارع هستند نیز خواهند خورد. ۶ قصر تو و خانه های اهل دربار و تمام مردمت پُر از ملخ می شوند. بطوری که اجداد تان هم هرگز چنین بلائی را ندیده باشند.» سپس موسی و هارون از نزد فرعون بیرون رفتند. ۷ اهل دربار به فرعون گفتند: «تا کی بگذاریم که این مرد ما را دچار مصیبت کند؟ بگذار این مردم بروند و خداوند، خدای خود را پرستش کنند. مگر نمی دانی که سرزمین مصر به چه ویرانه ای تبدیل شده است؟» ۸ پس آن ها موسی و هارون را به نزد فرعون بازگرداندند و فرعون به آن ها گفت: «بروید و خداوند، خدای خود را پرستش کنید. ولی می خواهم بدانم که چه کسانی برای عبادت می روند.» ۹ موسی در جواب گفت: «همۀ ما به اتفاق فرزندان و مو سفیدان ما می رویم. ما پسران و دختران و گله و رمۀ خود را هم با خود می بریم، زیرا می خواهیم جشنی را به احترام خداوند برگزار کنیم.» ۱۰ فرعون گفت: «به خداوند قسم که هرگز اجازۀ رفتن را به زنان و فرزندان شما نمی دهم، می دانم که نقشۀ بدی در سر دارید. ۱۱ نی، من فقط به مردها اجازه می دهم که بروند و خداوند را پرستش کنند. چون شما همین را می خواستید.» پس آن ها را از نزد فرعون بیرون راندند. ۱۲ خداوند به موسی فرمود: «دست خود را بر سرزمین مصر دراز کن تا ملخ ها بیایند و هر گیاه سبزی را که از بلای ژاله در امان مانده است بخورند.» ۱۳ موسی عصای خود را بر سرزمین مصر دراز کرد و به فرمان خدا باد شدیدی برای یک شبانه روز از مشرق بسوی مصر وزید و هنگام صبح ملخ ها را با خود آورد. ۱۴ ملخ ها تمام سرزمین مصر را پوشاندند و همه جا را پُر کردند و ملخها آنقدر زیاد بودند که چنان بلائی را کسی ندیده و نخواهد دید. ۱۵ زمین از ملخ پُر شد و ملخها همه میوه های درختان و تمام گیاهان سبز را که در اثر ژاله از بین نرفته بودند، خوردند بطوری که هیچ برگی بر درخت و هیچ علف سبزی در مزارع باقی نماند. ۱۶ فرعون فوراً موسی و هارون را فراخوانده به آن ها گفت: «من در برابر خداوند، خدای شما و خود شما گناه کرده ام. ۱۷ این بار هم مرا ببخشید و از خداوند، خدای خود بخواهید تا این بلای مهلک را از من دور کند.» ۱۸ موسی از نزد فرعون بیرون رفت و نزد خداوند دعا کرد. ۱۹ خداوند آن باد شرقی را به یک باد شدید غربی تبدیل کرد. شدت باد تمام ملخ ها را یکجا در بحیرۀ احمر ریخت و در سراسر مصر حتی یک ملخ هم باقی نماند. ۲۰ اما خداوند دلِ فرعون را سخت کرد و فرعون بنی اسرائیل را آزاد نکرد. ۲۱ خداوند به موسی فرمود: «دست خود را بسوی آسمان بلند کن تا تاریکی غلیظی سرزمین مصر را فراگیرد.» ۲۲ موسی چنان کرد و تاریکی غلیظی برای مدت سه روز سراسر سرزمین مصر را گرفت. ۲۳ مصریان نمی توانستند یکدیگر را ببینند و در آن سه روز هیچکس از خانۀ خود بیرون نیامد، ولی جائی که بنی اسرائیل زندگی می کردند روشن ماند. ۲۴ آنگاه فرعون موسی و هارون را خواست و گفت: «همگی شما با زنان و فرزندان تان بروید و خداوند را پرستش کنید. اما گله و رمۀ شما در همین جا بمانند.» ۲۵ موسی گفت: «ما گاو و گوسفند را باید همراه خود ببریم تا برای خداوند، خدای خود قربانی سوختنی تقدیم کنیم. ۲۶ ما از گله و رمۀ خود حتی یکی را هم بر جا نخواهیم گذاشت، زیرا ما تا به آنجا نرسیم، نمی دانیم خداوند، خدای ما چه حیوانی را برای قربانی می خواهد.» ۲۷ ولی خداوند دلِ فرعون را سخت کرد و فرعون این بار هم اجازه نداد که آن ها بروند. ۲۸ فرعون به موسی گفت: «از پیش روی من دور شو و دیگر برنگرد. اگر بار دیگر با من روبرو شوی کشته خواهی شد.» ۲۹ موسی گفت: «بسیار خوب، دیگر روی مرا نخواهی دید.»

۱ خداوند به موسی فرمود: «نزد فرعون برو و به او بگو که خداوند چنین می فرماید: قوم برگزیدۀ مرا آزاد کن که بروند و مرا پرستش کنند. ۲ اگر آن ها را آزاد نکنی، من تمام سرزمین تو را پُر از بقه می کنم. ۳ بقه ها آنقدر در دریای نیل زیاد می شوند که از آنجا به طرف قصر تو هجوم می آورند و به خوابگاه و بسترت می روند. همچنین به خانه های اهل دربار و سایر مردم و حتی به تنورها و تغاره های خمیر می روند. ۴ بقه ها بر روی تو و بر روی تمامی مردمانت جست و خیز می زنند.» ۵ خداوند به موسی فرمود: «به هارون بگو که عصای خود را بسوی دریاها و کانالها و حوضها دراز کند تا بقه ها بیرون بیایند و تمام سرزمین مصر را پُر کنند.» ۶ هارون عصای خود را به طرف آب های مصر دراز کرد و بقه ها بیرون آمدند و تمام سرزمین مصر را پُر کردند. ۷ جادوگران مصر هم با جادو همین کار را کردند و سرزمین مصر از بقه پُر شد. ۸ پس فرعون موسی و هارون را به حضور خود فراخواند و به آن ها گفت: «نزد خداوند دعا کنید تا این بقه ها را از من و از مردم سرزمین من دور کند و آنگاه من قوم شما را آزاد می کنم و آن ها می توانند بروند و برای خداوند قربانی کنند.» ۹ موسی گفت: «تو زمان آزادی آن ها را تعیین کن تا من برای تو و اهل دربار تو و همۀ مردمت دعا کنم که بقه ها از تو و از خانۀ تو دور شوند و فقط در دریای نیل باقی بمانند.» ۱۰ فرعون گفت: «فردا.» موسی گفت: «قرار درخواست تو عمل خواهم کرد. آنگاه خواهی دانست که خدای دیگری مثل خداوند، خدای ما نیست. ۱۱ تو و اهل دربار و همۀ مردمت از شر بقه ها خلاص می شوید و بقه ها بغیر از دریای نیل در هیچ جای دیگر دیده نخواهند شد.» ۱۲ موسی و هارون از نزد فرعون بیرون رفتند و موسی به حضور خداوند دعا کرد که بقه ها را از بین ببرد. ۱۳ خداوند دعای موسی را مستجاب فرمود و تمام بقه هائی که در خانه ها و حویلی ها و مزارع بودند، مردند. ۱۴ مصری ها بقه ها را جمع کردند و روی هم انباشتند، چنانکه بوی بد آن ها همه جا را فرا گرفت. ۱۵ اما وقتی فرعون دید که از دست بقه ها راحت شده است، بار دیگر سنگدل شد و همانطوری که خداوند فرموده بود به سخنان موسی و هارون گوش نداد. ۱۶ خداوند به موسی فرمود: «به هارون بگو عصای خود را بلند کند و بر گَرد و غبار سرزمین مصر بزند تا گَرد و خاک سراسر مصر به پشه تبدیل شود.» ۱۷ آن ها چنین کردند و وقتی هارون عصای خود را بر زمین زد، تمام گَرد و خاک مصر به پشه تبدیل گردید و پشه ها بر مردم و حیوانات هجوم آوردند. ۱۸ جادوگران هم کوشش کردند با جادو پشه بوجود بیاورند، اما نتوانستند. همه جا از پشه پُر شده بود. ۱۹ جادوگران به فرعون گفتند که این کار، کار خدا است. اما فرعون سنگدل شد و همانطوری که خداوند فرموده بود به سخنان موسی و هارون گوش نداد. ۲۰ خداوند به موسی فرمود: «فردا صبح زود برخیز و وقتی که فرعون به کنار دریا می آید به دیدن او برو و به او بگو که خداوند می فرماید: قوم برگزیدۀ مرا رها کن تا مرا پرستش کنند. ۲۱ اگر آن ها را آزاد نکنی، بلای مگس را بر سر تو، بر سر اهل دربار و بر سر تمام مردمت می فرستم و خانه های مصریان و سرزمین آن ها پُر از مگس ها می شوند. ۲۲ ولی سرزمین جوشن را که قوم برگزیدۀ من در آن زندگی می کنند، از بقیه مصر جدا می کنم که مگسی در آنجا دیده نشود تا بدانی که من خداوند این سرزمین هستم ۲۳ و میان قوم برگزیدۀ خود و قوم تو فرق می گذارم و تو این معجزه را فردا می بینی.» ۲۴ خداوند قراریکه فرموده بود قصر فرعون و خانه های اهل دربار و مردم مصر و سراسر خاک آن را پُر از مگس کرد، بطوری که مگس ها آن سرزمین را بکلی ویران کردند. ۲۵ پس فرعون، موسی و هارون را به حضور خود فراخواند و گفت: «بروید و در همین سرزمین برای خدای خود قربانی کنید.» ۲۶ موسی گفت: «این کار درستی نیست. ما نمی توانیم حیواناتی را که کشتن شان در نظر مصریان ناپسند است در برابر چشمان آن ها برای خداوند، خدای خود قربانی کنیم، زیرا ممکن است آن ها ما را سنگسار کنند. ۲۷ ما باید به یک سفر سه روزه به بیابان برویم تا قرار امر خداوند، خدای ما برای او قربانی تقدیم کنیم.» ۲۸ فرعون گفت: «به شما اجازه می دهم که به بیابان بروید و برای خداوند، خدای خود قربانی کنید، به شرطی که زیاد دور نشوید و برای من هم دعا کنید.» ۲۹ موسی گفت: «همینکه از اینجا بیرون بروم، نزد خداوند دعا می کنم و فردا این بلا از شما و از درباریان و از تمام مردمانت دور می شود. ولی تو نباید بار دیگر ما را فریب بدهی، بلکه بگذاری که آن ها بروند و برای خداوند قربانی کنند.» ۳۰ موسی از نزد فرعون بیرون رفت و به حضور خداوند دعا کرد. ۳۱ خداوند دعای موسی را قبول فرمود و بلای مگس را از سر فرعون و اهل دربار و تمام مردم مصر دور کرد بطوری که دیگر یک مگس هم باقی نماند. ۳۲ اما فرعون باز هم سنگدل شد و اسرائیل را آزاد نکرد.

اعمال رسولان ۲:۲۳ · خروج ۱۰:۱ · خروج ۸:۱۵ · TDV

نفر در مقدس کلمات: «من گناه کرده‌ام» را گفتند. پنج نفر از آنها بی‌صداقت بودند و تنها دو نفر از آنها این را از قلبی با واقعی گفتند.

اولین شخصی که پیش روی ما می‌آید ، مصر است، و او ‌ای از گناهکار ‌دل است. ما در او راز حاکمیت خدا و مسئولیت انسان را می‌بینیم.

در چندین مورد گفته شده است که «او خود را کرد» (۸: ۱۵؛ ۹: ۳۴). با این حال، ما همچنین بیانیه خدا به موسی در مورد را می‌خوانیم: «من او را کرده‌ام» (۱۰: ۱). رسول این داستان را به عنوان ‌ای از حاکمیت خدا برای رحمت بر هر که بخواهد یا کردن هر که بخواهد استفاده می‌کند (رومیان ۹: ۱۷–۱۸). چگونه می‌توانیم این را توضیح دهیم؟ ما نمی‌توانیم—جز اینکه بگوییم حاکمیت خدا و اراده فعال انسان و مسئولیت او با هم کار می‌کنند. همین چیز را می‌توان در مصلوب شدن دید: هدف ابدی خدا که با مسئولیت انسان کار می‌کند ( ۲: ۲۳). این مردان عروسک نبودند وقتی او را به کشیدند، با این حال مشاوره‌های خدا محقق شد.

گاهی اوقات پس از نزول بلایی بر مصر، می‌کند، اما سپس به سرعت به مخالفت خود با خدا بازمی‌گردد. سی. اچ. اسپرجن در مورد این گفته است: «‌ای که در متولد شد، در مرد. مانند ملوان که در دریا متدین شد، وقتی به خشکی بازگشت، شرور شد. وبا [یک بیماری کشنده که در اسپرجن رایج بود] کلیساهای ما را پر می‌کند و پایان آنها را خالی می‌کند.»

این مرا به یاد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ می‌اندازد، زمانی که آمریکایی‌های غمگین و نگران کلیساها را پر کردند، فقط برای اینکه بعداً آنها را رها کنند. از کردن خود در برابر خدا برحذر باشید؛ اگر ‌ای وجود دارد، باید واقعی باشد.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جون ۴, ۲۰۲۶

    در روایت لوقا چیزهایی را می‌یابیم که قبلاً از متی و مرقس می‌دانستیم. اما «دکتر لوقا» در...

  • جون ۳, ۲۰۲۶

    در حالی که در متی تمام ابتکار از جانب خداوند بدون هیچ فعالیتی از سوی انسان‌هاست، در انجیل...

  • جون ۲, ۲۰۲۶

    در انجیل‌ها حوادث مختلفی در زندگی خداوند عیسی می‌یابیم. برخی از آنها با جزئیات توصیف...

  • جون ۱, ۲۰۲۶

    مناسبت این ظهور آتشین زمانی بود که خدا ده فرمان را به اسرائیل داد. چگونه اسرائیل...

  • می ۳۱, ۲۰۲۶

    دستورات خدا برای خیمه مقدس با وفاداری دنبال شده بود و همه اقلام آماده شده بودند. جزئیات...

  • می ۳۰, ۲۰۲۶

    در اینجا ما مجامع مسیحی را می‌بینیم که با دو چیز مشخص شده‌اند: آنها در ترس از خداوند و در...

  • می ۲۹, ۲۰۲۶

    چه پیام آرامش‌بخشی برای تأمل، به ویژه در آن زمان‌هایی که روح را می‌آزمایند! خود خدای...