خداوند نزدیک است — ۳ جون ۲۰۲۶: غلاطیان ۶:۱۰

خداوند نزدیک استمایکل فوگلسانگ

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ ای ایمانداران! اگر کسی مرتکب گناه شد، شما که اشخاص روحانی هستید، او را با ملایمت و فروتنی به راه راست رهنمایی کنید. اما هوشیار باشید، مبادا شما نیز وسوسه شوید. ۲ بارهای سنگین همدیگر را تحمل کنید، به این گونه شریعت مسیح را بجا خواهید آورد. ۳ زیرا اگر کسی خود را شخص بزرگی بداند، در حالی که شخص مهمی نیست، خود را فریب می دهد. ۴ هر کس باید رفتار خود را بیازماید و اگر رفتارش پسندیده بود، می تواند به خود فخر کند و لزومی ندارد که خود را با دیگران مقایسه کند، ۵ زیرا هر کس باید مسؤول تحمل بار خود باشد. ۶ کسی که در کلام خدا آموزش می یابد، باید آموزگارش را در تمام برکت های خود شریک سازد. ۷ فریب نخورید، هیچ کس نمی تواند خدا را مورد تمسخر قرار دهد، زیرا انسان آنچه بکارد، همان را درو خواهد کرد. ۸ اگر کسی در کِشتزار نفس خویش بکارد، از آن خِرمن مرگ را درو خواهد کرد و اما اگر در کِشتزار روح مقدس بکارد از آن روح زندگی ابدی را درو خواهد کرد. ۹ نباید از نیکوکاری خسته شویم، زیرا اگر دست از کار نکشیم، حاصل خود را در وقت مناسب درو خواهیم کرد. ۱۰ پس تا آنجا که فُرصت داریم، به همه نیکی کنیم، مخصوصاً به کسانی که در ایمان با ما اعضای خانواده هستند. ۱۱ ببینید که من با چه حرفهای کلان و خوانا با دستهای خود برای تان می نویسم. ۱۲ آنهایی که می خواهند به ظاهر و در جسم، خود را خوب نشان دهند، شما را به ختنه شدن مجبور می سازند. زیرا نمی خواهند به خاطر صلیب مسیح جفا ببینند. ۱۳ زیرا حتی خود آنهایی که ختنه شده اند، شریعت را بجا نمی آورند بلکه می خواهند که شما ختنه شوید تا به اطاعت شما در یک عمل جسمانی فخر کنند. ۱۴ اما خدا نکند که من به چیزی غیر از صلیب سَروَر ما عیسای مسیح فخر کنم، زیرا با صلیب او، دنیا برای من بر صلیب کشیده شد و من برای دنیا. ۱۵ ختنه شدن یا ختنه نشدن مهم نیست بلکه فقط خلقت نو در عیسای مسیح اهمیت دارد. ۱۶ به آنهایی که در زندگی خود از این اصول پیروی می کنند و به اسرائیل حقیقی خدا، سلامتی و رحمت باد. ۱۷ بیش از این هیچ کس مرا آزار ندهد، زیرا من داغهای مسیح را بر بدن خود دارم. ۱۸ ای ایمانداران! فیض خداوند ما عیسای مسیح با روح شما باد. آمین.

۱ مردی به نام ایلعازر که در بیت عنیا زندگی می کرد، مریض شد. مریم و خواهرش مرتا نیز در آنجا زندگی می کردند. ۲ مریم همان زنی بود که پاهای سَروَر ما را با عطر مسح کرد و آنها را با موهای خود خشک نمود. اکنون برادرش ایلعازر مریض شده بود. ۳ پس خواهران ایلعازر برای عیسی چنین پیام فرستادند: «سَروَر ما، آن کسی که تو دوستش داری مریض است.» ۴ وقتی عیسی آن را شنید، گفت: «این مریضی به مرگ او نمی انجامد بلکه برای جلال خداست تا پسر خدا نیز با آن جلال یابد.» ۵ عیسی مرتا و خواهر او و ایلعازر را دوست می داشت. ۶ وقتی شنید که ایلعازر مریض است، دو روز دیگر در همان جایی که بود، ماند. ۷ پس از آن به شاگردانش گفت: «بیایید باز هم به یهودیه برویم.» ۸ شاگردان به او گفتند: «استاد، چندی پیش یهودیان آنجا می خواستند تو را سنگسار کنند، آیا باز هم می خواهی به آنجا بروی؟» ۹ عیسی جواب داد: «آیا یک روز دوازده ساعت نیست؟ اگر کسی در روز راه برود لغزش نمی خورد، زیرا نور این جهان را می بیند. ۱۰ اما اگر کسی در شب راه برود می لغزد، زیرا نوری ندارد.» ۱۱ عیسی این را گفت و افزود: «دوست ما ایلعازر خوابیده است اما من می روم تا او را از خواب بیدار کنم.» ۱۲ پس شاگردانش گفتند: «سَروَر ما، اگر او خواب است، خوب خواهد شد.» ۱۳ هر چند عیسی از مرگ او سخن گفت اما آنها فکر کردند که گفته های او دربارۀ خواب معمولی بود. ۱۴ آنگاه عیسی آشکارا به آنها گفت: «ایلعازر مُرده است. ۱۵ اما به خاطر شما خوشحالم که آنجا نبودم چون حالا می توانید ایمان بیاورید. بیایید پیش او برویم.» ۱۶ توما که به او لقب دو گانه گی داده بودند، به شاگردان دیگر گفت: «بیایید ما هم برویم تا با او یکجا بمیریم.» ۱۷ وقتی عیسی به آنجا رسید، فهمید چهار روز است که ایلعازر را در قبر گذاشته بودند. ۱۸ بیت عنیا کمتر از سه کیلومتر از اورشلیم فاصله داشت ۱۹ و یهودیان زیادی از اورشلیم نزد مرتا و مریم آمده بودند تا به خاطر برادر شان آنها را تسلی دهند. ۲۰ همین که مرتا شنید عیسی آمده است، رفت تا او را پذیرایی کند، ولی مریم در خانه ماند. ۲۱ مرتا به عیسی گفت: «سَروَرم، اگر تو اینجا می بودی، برادرم نمی مُرد. ۲۲ اما می دانم اگر حالا هم هر چه از خدا بخواهی، خدا به تو خواهد داد.» ۲۳ عیسی گفت: «برادر تو دوباره زنده خواهد شد.» ۲۴ مرتا گفت: «می دانم که او در روز قیامت زنده خواهد شد.» ۲۵ عیسی گفت: «من قیامت و حیات هستم. کسی که به من ایمان بیاورد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد. ۲۶ و کسی که زنده باشد و به من ایمان بیاورد، هرگز نخواهد مُرد. آیا این را باور می کنی؟» ۲۷ مرتا به او گفت: «بلی، سَروَرم! من ایمان دارم که تو مسیح پسر خدا هستی که باید به جهان می آمد.» ۲۸ وقتی که عیسی چنین گفت، مرتا رفت و خواهر خود مریم را صدا کرد و به طور پنهانی به او گفت: «استاد آمده است و تو را می طلبد.» ۲۹ چون مریم این را شنید، همان لحظه برخاست و پیش عیسی آمد. ۳۰ عیسی به قریه نرسیده بود و هنوز در همان جایی بود که مرتا به دیدارش رفته بود. ۳۱ کسانی که با مریم در خانه اش بودند تا او را تسلی دهند، وقتی دیدند که مریم با عجله برخاست و از خانه بیرون رفت، به دنبال او رفتند زیرا فکر می کردند که او سر قبر می رود تا در آنجا گریه کند. ۳۲ وقتی مریم به جایی که عیسی بود آمد و او را دید، به پاهای او افتاده گفت: «سَروَرم، اگر تو اینجا می بودی، برادرم نمی مُرد.» ۳۳ وقتی عیسی گریۀ مریم و یهودیان همراه او را دید، از دل آه کشید و بسیار جگر خون شد ۳۴ و پرسید: «او را در کجا گذاشته اید؟» آنها به او گفتند: «ای آقا، بیا و ببین.» ۳۵ عیسی گریه کرد. ۳۶ پس مردم گفتند: «ببینید چقدر ایلعازر را دوست داشت!» ۳۷ اما بعضی گفتند: «این مرد که چشمان آن کور را بینا کرد، آیا نمی توانست که مانع مُردن ایلعازر شود؟» ۳۸ پس عیسی در حالی که از دل آه می کشید، به سر قبر آمد. قبر مانند غاری بود که سنگی پیش روی آن گذاشته بودند. ۳۹ عیسی گفت: «سنگ را بردارید.» مرتا خواهر ایلعازر گفت: «سَروَرم، حالا چهار روز از مرگ او می گذرد و جسدش را بوی گرفته است.» ۴۰ عیسی به او گفت: «آیا به تو نگفتم که اگر ایمان داشته باشی، جلال خدا را خواهی دید؟» ۴۱ پس سنگ را از پیش روی قبر برداشتند. آنگاه عیسی به آسمان نگاه کرد و گفت: «ای پدر، تو را شکر می کنم که به دعای من گوش داده ای. ۴۲ من می دانستم که تو همیشه به دعای من گوش می دهی، ولی به خاطر کسانی که اینجا ایستاده اند، این را گفتم تا آنها ایمان بیاورند که تو مرا فرستاده ای.» ۴۳ پس از آن که چنین گفت، عیسی با صدای بلند فریاد زد: «ای ایلعازر، بیرون بیا.» ۴۴ ایلعازر در حالی که دستها و پاهایش در کفن بسته و صورتش با دستمال پوشیده شده بود، بیرون آمد. عیسی به آنها گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.» ۴۵ بسیاری از کسانی که پیش مریم آمده بودند، چون کارهای عیسی را دیدند، به او ایمان آوردند. ۴۶ اما عده یی از آنها پیش فریسیان رفتند و آنچه را عیسی انجام داده بود، به آنها گفتند. ۴۷ آنگاه سران کاهنان و فریسیان با شورای بزرگ یهود جلسه ای تشکیل دادند و گفتند: «چه کنیم؟ زیرا که این مرد نشانه های زیادی انجام می دهد. ۴۸ اگر او را همین طور آزاد بگذاریم، همۀ مردم به او ایمان خواهند آورد و در نتیجه رومیان بر ضد ما برخاسته، خانۀ خدا و ملت ما را نابود خواهند کرد.» ۴۹ یکی از آنها که قیافا نام داشت و در آن سال کاهن اعظم بود، به آنها گفت: «شما نمی دانید. ۵۰ هیچ متوجه نیستید که این به مصلحت ماست که یک نفر به خاطر قوم بمیرد تا ملت ما به کلی نابود نشود.» ۵۱ او این سخن را از خود نگفت بلکه چون در آن سال کاهن اعظم بود، پیشگویی کرد که عیسی باید به خاطر آن ملت بمیرد، ۵۲ و نه تنها در راه آن قوم بمیرد بلکه تا فرزندان خدا را که پراگنده شده بودند، با هم یکجا گرداند. ۵۳ آنها از همان روز به بعد نقشۀ قتل او را کشیدند. ۵۴ از همین خاطر عیسی دیگر به طور آشکار در بین مردم رفت و آمد نکرد بلکه از آنجا به منطقه ای در نزدیکی بیابان رفت و با شاگردان خود در شهری به نام افرایم ماند. ۵۵ عید فِصَح یهودیان نزدیک بود و بسیاری مردم از قریه های اطراف به اورشلیم آمدند تا پیش از عید فِصَح خود را پاک سازند. ۵۶ پس آنها عیسی را می پالیدند و وقتی که در خانۀ خدا ایستاده بودند، به یکدیگر می گفتند: «چه فکر می کنید، آیا او در عید نخواهد آمد؟» ۵۷ سران کاهنان و فریسیان امر کرده بودند، هر کسی که بفهمد عیسی کجاست، باید اطلاع دهد تا اگر ممکن باشد او را دستگیر کنند.

۱ آغاز انجیل یا خبر خوش عیسای  مسیح، پسر خدا. ۲ چنان که در کتاب اشعیای نبی نوشته شده است: «من پیامبر خود را پیشاپیش تو می فرستم، او راه تو را باز خواهد کرد. ۳ شخصی در بیابان فریاد می زند، راه را برای خداوند هموار سازید تا بگذرد.» ۴ یحیای تعمید دهنده در بیابان ظاهر شد. او موعظه می کرد که برای بخشش گناهان توبه کنید و غسل تعمید بگیرید. ۵ مردم از تمام سرزمین یهودیه و اورشلیم پیش یحیی می رفتند و به گناهان خود اعتراف کرده و در دریای اُردن توسط او غسل تعمید می گرفتند. ۶ لباس یحیی از پشم شتر بود، کمربند چرمی به کمر بسته می کرد و خوراکش ملخ و عسل صحرایی بود. ۷ او موعظه کرده می گفت: «پس از من کسی می آید که قدرتش از من بیشتر است و من لایق آن نیستم که خم شوم و بند کفشهای او را باز کنم. ۸ من شما را در آب تعمید می دهم اما او شما را با روح مقدس تعمید خواهد داد.» ۹ در آن روزها چنین واقع شد که عیسی از قریۀ ناصره که در منطقۀ جلیل موقعیت دارد، آمد و در دریای اُردن به وسیلۀ یحیی غسل تعمید گرفت. ۱۰ همین که عیسی از آب بیرون شد، دید که آسمان باز شد و روح مقدس به شکل کبوتری به سوی او پایین آمد. ۱۱ و صدایی از آسمان شنیده شد که می گفت: «تو پسر عزیز من هستی، من از تو خوشنودم.» ۱۲ در همان لحظه روح مقدس عیسی را به بیابان هدایت کرد. ۱۳ عیسی مدت چهل روز در آنجا ماند و شیطان او را وسوسه کرد. حیوانات وحشی نیز در آنجا بودند اما فرشته گان آمدند و عیسی را کمک کردند. ۱۴ پس از آن که یحیی زندانی شد، عیسی به ولایت جلیل آمد و مژدۀ پادشاهی خدا را موعظه می کرد. ۱۵ عیسی می گفت: «وقت مناسب فرا رسیده و پادشاهی خدا نزدیک است، پس توبه کنید و به این خبر خوش ایمان آورید.» ۱۶ وقتی عیسی در کنار بحیرۀ جلیل قدم می زد، دو ماهیگیر، شمعون و برادرش اندریاس را دید که جال به بحیره می انداختند تا ماهی بگیرند. ۱۷ عیسی به آنها گفت: «بیایید مرا پیروی کنید تا مردم را به دست بیاورید.» ۱۸ آن دو، با عجله جالهای خود را گذاشته و به دنبال عیسی رفتند. ۱۹ کمی دورتر عیسی یعقوب پسر زبدی و برادرش یوحنا را دید که در کشتی جالهای خود را آماده می کردند. ۲۰ عیسی همان لحظه آن دو را نیز صدا کرد و پیش خود خواست. آنها نیز پدر خود زبدی را با مزدورانش که در کشتی بودند، رها کرده و به دنبال عیسی رفتند. ۲۱ عیسی و شاگردانش به کپَرناحوم رفتند. او در روز سَبَت به کنیسه رفته و به تعلیم دادن شروع کرد. ۲۲ مردم از شیوۀ تعلیم او تعجب کردند، زیرا بر خلاف علمای شریعت، عیسی با اقتدار به آنها تعلیم می داد. ۲۳ آنگاه در کنیسه مردی که گرفتار روح شیطانی بود، با صدای بلند فریاد زد: ۲۴ «ای عیسای ناصری! با ما چه کار داری؟ آیا اینجا آمده ای که ما را نابود کنی؟ من می دانم تو کیستی. ای قدوسِ خدا.» ۲۵ اما عیسی به روح شیطانی فرمان داد: «خاموش باش و از این مرد بیرون شو!» ۲۶ روح شیطانی آن مرد را سخت تکان داد و با چیغ بلند از او خارج شد. ۲۷ مردم که در آنجا بودند چنان حیران شدند که از یکدیگر می پرسیدند: «این چیست؟ این چه نوع تعلیم است، او با چه اقتدار به ارواح شیطانی فرمان می دهد و آنها اطاعت می کنند؟» ۲۸ به زودی شهرت عیسی در سراسر ولایت جلیل پخش شد. ۲۹ عیسی و شاگردانش از کنیسه بیرون آمدند و همراه با یعقوب و یوحنا مستقیم به خانۀ شمعون و اندریاس رفتند. ۳۰ خشوی شمعون تب داشت و خوابیده بود. وقتی عیسی به آنجا رسید، از حال آن زن با خبر شد. ۳۱ عیسی پیش خشوی شمعون رفت، دستش را گرفته و او را بلند کرد، در همان وقت، تب خشوی شمعون قطع شد و به مهمان نوازی آنها پرداخت. ۳۲ وقتی آفتاب غروب کرد، مردم همۀ آنهایی را که مریض و گرفتار ارواح شیطانی بودند پیش عیسی آوردند. ۳۳ تمام مردم شهر پیش دروازۀ آن خانه جمع شدند. ۳۴ عیسی بسیاری را که به مرضهای مختلف دچار بودند، شِفا داد و ارواح شیطانی زیادی را بیرون کرد و به ارواح شیطانی اجازه نمی داد چیزی بگویند، زیرا آنها عیسی را می شناختند. ۳۵ صبح وقت، عیسی از خواب برخاسته از خانه بیرون شد. او به گوشۀ خلوت رفت و مشغول دعا شد. ۳۶ شمعون و کسانی که با او بودند به جستجوی او برآمدند. ۳۷ وقتی عیسی را پیدا کردند، گفتند: «همۀ مردم خودت را می پالند.» ۳۸ عیسی به آنها گفت: «بیایید که به شهرهای دیگر هم برویم تا در آنجا نیز موعظه کنم، زیرا برای همین کار آمده ام.» ۳۹ پس عیسی در کنیسه های آنها در تمام جلیل رفته موعظه کرد و ارواح شیطانی را بیرون نمود. ۴۰ در آنجا شخصی که از مرض جذام رنج می برد، پیش عیسی زانو زد و زاری کنان گفت: «اگر بخواهی می توانی مرا پاک ساخته و شِفا دهی.» ۴۱ عیسی دلش به حال او سوخت، دست خود را دراز کرد، او را لمس نمود و گفت: «من این را می خواهم، پاک شو!» ۴۲ در همان لحظه مرض جذام او از بین رفت. پس او پاک شد و شِفا یافت. ۴۳ سپس عیسی او را رخصت کرد و برایش تأکید کرده ۴۴ گفت: «احتیاط کن به کسی چیزی نگویی بلکه برو خود را به کاهن نشان بده و بگذار او تو را معاینه کند و برای ثبوت پاک شدن خود قربانی ای را که موسی امر کرده است، تقدیم کن.» ۴۵ اما آن مرد رفت و این خبر را در همه جا پخش کرد تا حدی که عیسی دیگر نمی توانست به طور آشکار وارد شهر شود. بلکه در جاهای خلوت می ماند و مردم از همه جا پیش او می آمدند.

غلاطیان ۶:۱۰ · یوحنا ۱۱:۳ · مرقُس ۱:۳۰ · TDV

در که در تمام ابتکار از جانب بدون هیچ فعالیتی از سوی انسان‌هاست، در انجیل می‌بینیم که به همراه ، یعقوب و یوحنا وارد خانه شمعون شدند. و اکنون با مادر زن بیمار به نزدیک می‌شوند. از گزارش می‌توانیم اطلاعات مفیدی را جمع‌آوری کنیم:

اولاً، آنها «در مورد او با صحبت کردند.» ما چیزی در مورد آنچه آنها درخواست کردند نمی‌خوانیم—آن را در لوقا می‌یابیم—اما آنها به مورد را به ارائه دادند. این شبیه کاری است که خواهران در بیت‌عنیا انجام دادند: «خداوندا، ببین، کسی که دوستش داری بیمار است» (یوحنا ۱۱: ۳). ما احتمالاً همه مواردی را می‌شناسیم که نمی‌دانستیم دقیقاً برای چه چیزی باید دعا کنیم. اما یک کاری که همیشه می‌توانیم انجام دهیم این است که به او بگوییم.

ثانیاً، به ما گفته شده است: «آنها بلافاصله در مورد او با صحبت کردند.» کلمه کوچک ترجمه شده «بلافاصله» برای در انجیل او معمول است. این به طور کلی فعالیت خدمتکار کامل را توصیف می‌کند که بر او تمرکز دارد. اما در بخش ما، در ارتباطات دیگر نیز استفاده شده است. در اینجا اشاره شده است که آنها وضعیت را به محض اینکه توانستند به گفتند: هنگامی که او وارد خانه شد. چقدر اغلب ما سعی می‌کنیم مشکلات خود را خودمان حل کنیم تا زمانی که به «بن‌بست» برسیم. سپس وقتی به «آخر خط» می‌رسیم به او فریاد می‌زنیم (مزمور ۱۰۷: ۲۷). چقدر بهتر است که بلافاصله به او مراجعه کنیم!

ثالثاً، می‌خوانیم: «و او به آنها کرد.» در انجیل او به او، یعنی ، کرد. در اینجا می‌گوید او به آنها کرد، شامل نیز. به در بیشتر موارد، اگر نگوییم همه موارد، به معنای به است. «پس، تا زمانی که فرصت داریم، به همه ، و به ویژه به کسانی که از اهل ایمان هستند، نیکی کنیم» (غلاطیان ۶: ۱۰). آمین!

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جون ۲, ۲۰۲۶

    در انجیل‌ها حوادث مختلفی در زندگی خداوند عیسی می‌یابیم. برخی از آنها با جزئیات توصیف...

  • جون ۱, ۲۰۲۶

    مناسبت این ظهور آتشین زمانی بود که خدا ده فرمان را به اسرائیل داد. چگونه اسرائیل...

  • می ۳۱, ۲۰۲۶

    دستورات خدا برای خیمه مقدس با وفاداری دنبال شده بود و همه اقلام آماده شده بودند. جزئیات...

  • می ۳۰, ۲۰۲۶

    در اینجا ما مجامع مسیحی را می‌بینیم که با دو چیز مشخص شده‌اند: آنها در ترس از خداوند و در...

  • می ۲۹, ۲۰۲۶

    چه پیام آرامش‌بخشی برای تأمل، به ویژه در آن زمان‌هایی که روح را می‌آزمایند! خود خدای...

  • می ۲۸, ۲۰۲۶

    دوباره گوش کن، پدر می‌گوید: «او را بشنو!» آه، دوست من، شنیدن صدای عیسی زندگی است. او به...

  • می ۲۷, ۲۰۲۶

    پطرس هر آنچه را که برای ذهن و قلب یک یهودی مهم بود، دید. در موسی، او قانون‌گذار را داشت؛...