خداوند نزدیک است — ۴ جون ۲۰۲۶: اعمال ۲:۲۳

خداوند نزدیک استمایکل فوگلسانگ

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ عیسی پُر از روح مقدس از دریای اُردن برگشت و همان روح او را به بیابان بُرد. ۲ در آنجا شیطان، عیسی را مدت چهل روز با وسوسه ها آزمایش کرد. او در آن مدت چیزی نخورد تا بالاخره گرسنه شد. ۳ شیطان به عیسی گفت: «اگر تو پسر خدا هستی به این سنگ بگو تا به نان تبدیل شود.» ۴ اما عیسی جواب داد: «در کلام خدا نوشته شده است که انسان تنها با نان زندگی نمی کند.» ۵ پس شیطان، عیسی را به یک جای بلند بُرد و در یک چشم به هم زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد. ۶ شیطان گفت: «تمامی قدرت این قلمرو و همۀ شکوه و بزرگی آن را به تو خواهم بخشید، زیرا در اختیار من است و من می توانم آن را به هر کسی خواسته باشم، ببخشم. ۷ اگر تو مرا سجده کنی صاحب همۀ آن خواهی شد.» ۸ عیسی به شیطان جواب داد: «در کلام خدا نوشته شده است: خداوند، خدای خود را پرستش کن و فقط او را عبادت نما.» ۹ سپس شیطان، عیسی را به اورشلیم بُرد، بر بام خانۀ خدا قرار داد و به او گفت: «اگر تو پسر خدا هستی، خود را از اینجا به پایین بینداز ۱۰ زیرا در کلام خدا نوشته شده است: «خدا به فرشته گان خود فرمان خواهد داد تا تو را حفاظت کنند.» ۱۱ و نیز نوشته شده است: «آنها تو را در دستهای خود نگه خواهند داشت تا مبادا پایت به سنگی بخورد.»» ۱۲ اما عیسی در جواب گفت: «در کلام خدا نوشته شده است که خداوند، خدای خود را آزمایش مکن.» ۱۳ شیطان پس از آن که عیسی را به شکلهای مختلف وسوسه کرد، برای مدتی او را تنها گذاشت. ۱۴ عیسی با قدرت روح مقدس به ولایت جلیل برگشت و شهرت او سراسر آن ناحیه را فرا گرفت. ۱۵ عیسی در کنیسه ها درس می داد و همه او را توصیف می نمودند. ۱۶ عیسی سپس به شهر ناصره، جایی که در آن بزرگ شده بود، آمد و در روز سَبَت مانند همیشه به کنیسه رفت. او برای قرائت کلام خدا برخاست ۱۷ و طومار اشعیای نبی را به او دادند. وقتی عیسی طومار را باز کرد، آن قسمتی را یافت که می فرماید: ۱۸ «روح خداوند بر من است. خداوند مرا مسح کرده است تا خبر خوش را به فقرا برسانم. مرا فرستاده است تا آزادی اسیران، بینایی اشخاص کور و رهایی ستمدیده گان را اعلام کنم ۱۹ و اعلام کنم که زمان آن رسیده است که خداوند مردم خود را نجات دهد.» ۲۰ عیسی طومار را بسته کرد و به سرپرست کنیسه داد و نشست. همه در کنیسه به او چشم دوخته بودند. ۲۱ عیسی به آنها گفت: «امروز در حالی که به کلام مقدس گوش می دادید، پیشگویی های آن به حقیقت پیوست.» ۲۲ همۀ حاضران تحت تأثیر او قرار گرفتند و از سخنان دلنشینی که می گفت تعجب نمودند. آنها می گفتند: «مگر این مرد پسر یوسف نیست؟» ۲۳ عیسی گفت: «من یقین دارم که در مورد من این ضرب المثل را خواهید گفت: «ای طبیب، خود را شِفا بده.» شما هم چنین خواهید گفت که ما شرح همه کارهایی را که در کپَرناحوم کرده ای شنیده ایم، همان کارها را در شهر خود نیز انجام بده.» ۲۴ عیسی ادامه داده گفت: «به یقین که هیچ پیامبری در منطقۀ خود قابل قبول نیست. ۲۵ به یقین بدانید، در زمان الیاس پیامبر هنگامی که آسمان برای مدت سه و نیم سال بسته شد و خشکسالی سخت تمام آن سرزمین را فرا گرفت، بیوه زنان زیادی در اسرائیل بودند ۲۶ ولی الیاس پیامبر نزد هیچ یک از آنها فرستاده نشد، مگر نزد بیوه زنی در شهر زَرِفت منطقه صیدون. ۲۷ همین گونه در زمان الیشع پیامبر، جذامیان بسیاری در اسرائیل بودند ولی هیچ کدام از آنها جز نعمان سوریه یی شِفا نیافت.» ۲۸ از شنیدن این سخنان همۀ حاضران در کنیسه قهر شدند. ۲۹ آنها برخاستند و عیسی را از شهر بیرون کرده بر تپۀ که شهر بر روی آن ساخته شده بود، بُردند تا او را به پایین بیندازند، ۳۰ اما عیسی از میان آنها گذشت و رفت. ۳۱ عیسی به کپَرناحوم که یکی از شهرهای جلیل است، آمد و در آنجا مردم را در روز سَبَت درس می داد. ۳۲ مردم از درسهای او تعجب می کردند زیرا او با قدرت سخن می گفت. ۳۳ در کنیسه مردی حضور داشت که دارای روح شیطانی بود. او با صدای بلند فریاد زد: ۳۴ «ای عیسای ناصری! با ما چه کار داری؟ آیا اینجا آمده ای که ما را نابود کنی؟ من می دانم تو کیستی. ای قدوسِ خدا!» ۳۵ عیسی به روح شیطانی فرمان داد: «خاموش باش و از این مرد بیرون شو!» روح شیطانی آن مرد را در برابر مردم به زمین کوبید و بدون آن که به او ضرری برساند از او بیرون شد. ۳۶ همه حیران ماندند و به یکدیگر گفتند: «این چه نوع فرمان است؟ با قدرت و توانایی به ارواح شیطانی فرمان می دهد و آنها بیرون می شوند.» ۳۷ به این ترتیب خبر کارهای عیسی در تمام آن منطقه پخش شد. ۳۸ عیسی از کنیسه بیرون آمد و به خانۀ شمعون رفت. خشوی شمعون به تب شدیدی مبتلا بود و به عیسی دربارۀ او خبر دادند. ۳۹ عیسی در کنار بستر آن زن ایستاد و به تب فرمان داد تا او را رها کند. تب آن زن قطع شد، همان لحظه زن برخاست و به پذیرایی آنها مشغول شد. ۴۰ مردم بعد از غروب آفتاب، دوستان بیمار خود را که مبتلا به مرضهای گوناگون بودند نزد عیسی آوردند. عیسی دست خود را بر یک یک آنها گذاشت و تمام آنها را شِفا داد. ۴۱ ارواح شیطانی هم از عدۀ زیادی بیرون آمده فریاد می زدند: «تو پسر خدا هستی!» اما عیسی آنها را سرزنش کرد و اجازه نداد که حرف بزنند، زیرا ارواح شیطانی می دانستند که او همان مسیح وعده شده است. ۴۲ وقتی صبح شد، عیسی از شهر بیرون شد و به یک جایی خلوت رفت. مردم به جستجوی او پرداختند. وقتی عیسی را یافتند، کوشش کردند از رفتن او جلوگیری نمایند. ۴۳ اما عیسی به آنها گفت: «من باید خبر خوش پادشاهی خدا را به شهرهای دیگر هم برسانم، چون برای انجام همین کار فرستاده شده ام.» ۴۴ به این ترتیب او در کنیسه های تمام مناطق یهودیه موعظه می کرد.

۱ عیسی پُر از روح مقدس از دریای اُردن برگشت و همان روح او را به بیابان بُرد. ۲ در آنجا شیطان، عیسی را مدت چهل روز با وسوسه ها آزمایش کرد. او در آن مدت چیزی نخورد تا بالاخره گرسنه شد. ۳ شیطان به عیسی گفت: «اگر تو پسر خدا هستی به این سنگ بگو تا به نان تبدیل شود.» ۴ اما عیسی جواب داد: «در کلام خدا نوشته شده است که انسان تنها با نان زندگی نمی کند.» ۵ پس شیطان، عیسی را به یک جای بلند بُرد و در یک چشم به هم زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد. ۶ شیطان گفت: «تمامی قدرت این قلمرو و همۀ شکوه و بزرگی آن را به تو خواهم بخشید، زیرا در اختیار من است و من می توانم آن را به هر کسی خواسته باشم، ببخشم. ۷ اگر تو مرا سجده کنی صاحب همۀ آن خواهی شد.» ۸ عیسی به شیطان جواب داد: «در کلام خدا نوشته شده است: خداوند، خدای خود را پرستش کن و فقط او را عبادت نما.» ۹ سپس شیطان، عیسی را به اورشلیم بُرد، بر بام خانۀ خدا قرار داد و به او گفت: «اگر تو پسر خدا هستی، خود را از اینجا به پایین بینداز ۱۰ زیرا در کلام خدا نوشته شده است: «خدا به فرشته گان خود فرمان خواهد داد تا تو را حفاظت کنند.» ۱۱ و نیز نوشته شده است: «آنها تو را در دستهای خود نگه خواهند داشت تا مبادا پایت به سنگی بخورد.»» ۱۲ اما عیسی در جواب گفت: «در کلام خدا نوشته شده است که خداوند، خدای خود را آزمایش مکن.» ۱۳ شیطان پس از آن که عیسی را به شکلهای مختلف وسوسه کرد، برای مدتی او را تنها گذاشت. ۱۴ عیسی با قدرت روح مقدس به ولایت جلیل برگشت و شهرت او سراسر آن ناحیه را فرا گرفت. ۱۵ عیسی در کنیسه ها درس می داد و همه او را توصیف می نمودند. ۱۶ عیسی سپس به شهر ناصره، جایی که در آن بزرگ شده بود، آمد و در روز سَبَت مانند همیشه به کنیسه رفت. او برای قرائت کلام خدا برخاست ۱۷ و طومار اشعیای نبی را به او دادند. وقتی عیسی طومار را باز کرد، آن قسمتی را یافت که می فرماید: ۱۸ «روح خداوند بر من است. خداوند مرا مسح کرده است تا خبر خوش را به فقرا برسانم. مرا فرستاده است تا آزادی اسیران، بینایی اشخاص کور و رهایی ستمدیده گان را اعلام کنم ۱۹ و اعلام کنم که زمان آن رسیده است که خداوند مردم خود را نجات دهد.» ۲۰ عیسی طومار را بسته کرد و به سرپرست کنیسه داد و نشست. همه در کنیسه به او چشم دوخته بودند. ۲۱ عیسی به آنها گفت: «امروز در حالی که به کلام مقدس گوش می دادید، پیشگویی های آن به حقیقت پیوست.» ۲۲ همۀ حاضران تحت تأثیر او قرار گرفتند و از سخنان دلنشینی که می گفت تعجب نمودند. آنها می گفتند: «مگر این مرد پسر یوسف نیست؟» ۲۳ عیسی گفت: «من یقین دارم که در مورد من این ضرب المثل را خواهید گفت: «ای طبیب، خود را شِفا بده.» شما هم چنین خواهید گفت که ما شرح همه کارهایی را که در کپَرناحوم کرده ای شنیده ایم، همان کارها را در شهر خود نیز انجام بده.» ۲۴ عیسی ادامه داده گفت: «به یقین که هیچ پیامبری در منطقۀ خود قابل قبول نیست. ۲۵ به یقین بدانید، در زمان الیاس پیامبر هنگامی که آسمان برای مدت سه و نیم سال بسته شد و خشکسالی سخت تمام آن سرزمین را فرا گرفت، بیوه زنان زیادی در اسرائیل بودند ۲۶ ولی الیاس پیامبر نزد هیچ یک از آنها فرستاده نشد، مگر نزد بیوه زنی در شهر زَرِفت منطقه صیدون. ۲۷ همین گونه در زمان الیشع پیامبر، جذامیان بسیاری در اسرائیل بودند ولی هیچ کدام از آنها جز نعمان سوریه یی شِفا نیافت.» ۲۸ از شنیدن این سخنان همۀ حاضران در کنیسه قهر شدند. ۲۹ آنها برخاستند و عیسی را از شهر بیرون کرده بر تپۀ که شهر بر روی آن ساخته شده بود، بُردند تا او را به پایین بیندازند، ۳۰ اما عیسی از میان آنها گذشت و رفت. ۳۱ عیسی به کپَرناحوم که یکی از شهرهای جلیل است، آمد و در آنجا مردم را در روز سَبَت درس می داد. ۳۲ مردم از درسهای او تعجب می کردند زیرا او با قدرت سخن می گفت. ۳۳ در کنیسه مردی حضور داشت که دارای روح شیطانی بود. او با صدای بلند فریاد زد: ۳۴ «ای عیسای ناصری! با ما چه کار داری؟ آیا اینجا آمده ای که ما را نابود کنی؟ من می دانم تو کیستی. ای قدوسِ خدا!» ۳۵ عیسی به روح شیطانی فرمان داد: «خاموش باش و از این مرد بیرون شو!» روح شیطانی آن مرد را در برابر مردم به زمین کوبید و بدون آن که به او ضرری برساند از او بیرون شد. ۳۶ همه حیران ماندند و به یکدیگر گفتند: «این چه نوع فرمان است؟ با قدرت و توانایی به ارواح شیطانی فرمان می دهد و آنها بیرون می شوند.» ۳۷ به این ترتیب خبر کارهای عیسی در تمام آن منطقه پخش شد. ۳۸ عیسی از کنیسه بیرون آمد و به خانۀ شمعون رفت. خشوی شمعون به تب شدیدی مبتلا بود و به عیسی دربارۀ او خبر دادند. ۳۹ عیسی در کنار بستر آن زن ایستاد و به تب فرمان داد تا او را رها کند. تب آن زن قطع شد، همان لحظه زن برخاست و به پذیرایی آنها مشغول شد. ۴۰ مردم بعد از غروب آفتاب، دوستان بیمار خود را که مبتلا به مرضهای گوناگون بودند نزد عیسی آوردند. عیسی دست خود را بر یک یک آنها گذاشت و تمام آنها را شِفا داد. ۴۱ ارواح شیطانی هم از عدۀ زیادی بیرون آمده فریاد می زدند: «تو پسر خدا هستی!» اما عیسی آنها را سرزنش کرد و اجازه نداد که حرف بزنند، زیرا ارواح شیطانی می دانستند که او همان مسیح وعده شده است. ۴۲ وقتی صبح شد، عیسی از شهر بیرون شد و به یک جایی خلوت رفت. مردم به جستجوی او پرداختند. وقتی عیسی را یافتند، کوشش کردند از رفتن او جلوگیری نمایند. ۴۳ اما عیسی به آنها گفت: «من باید خبر خوش پادشاهی خدا را به شهرهای دیگر هم برسانم، چون برای انجام همین کار فرستاده شده ام.» ۴۴ به این ترتیب او در کنیسه های تمام مناطق یهودیه موعظه می کرد.

لوقا ۴:۳۸ · لوقا ۴:۳۹ · TDV

در روایت لوقا چیزهایی را می‌یابیم که قبلاً از و می‌دانستیم. اما «دکتر لوقا» در مورد «تشخیص و درمان» بیماری دقیق‌تر است. این لوقا است که به ما می‌گوید مادر زن « شدید» داشت. در آن روزها بدون آنتی‌بیوتیک و سایر کمک‌های پزشکی، این یک وضعیت تهدیدکننده بود. در چنین وضعیتی «از او خواستند که به او کمک کند.» آنها با یک نکته دقیق برای درخواست دعا کردند. ما آزادی داریم که از کمک خاصی بخواهیم.

در شفای مادر زن پطرس، ما نمی‌خوانیم که او به دست او را گرفت یا کلمه‌ای گفت، بلکه لوقا را بسیار واضح توصیف می‌کند: «و بر او ایستاده، را سرزنش کرد، و او را ترک کرد» (لوقا ۴: ۳۹). این بسیار شبیه به موارد دیگری است که شیاطین را سرزنش می‌کرد و از آنها می‌خواست که بروند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که این بیماری مادر زن پطرس تلاشی از سوی شیطان برای مانع شدن از کار بود. برای جلوگیری از خدمتکار از به ، شیطان دو گزینه دارد: او می‌تواند به خدمتکار شخصاً حمله کند، یا می‌تواند به خانواده او حمله کند. در مورد پطرس، شیطان هر دو را امتحان کرد. او بعداً به او شخصاً، در دادگاه ، حمله کرد، و در اینجا به خانواده او حمله کرد. پطرس را برای پیروی فراخوانده بود، و اکنون مادر زن او به شدت بیمار بود. او چه باید می‌کرد؟ اما شیطان دوباره کسی است که شکست خورد.

همین امر در مورد حمله شیطان به پطرس شخصاً نیز صادق است. بله، پطرس خود را انکار کرد. اما، همانطور که گفته شده است، شکست پطرس، ساخت پطرس بود. سی. اچ. مکینتاش نوشته است: «او در حضور هزاران یهودی جمع شده ایستاده است، و با جسارت آنها را متهم می‌کند که «قدوس و عادل را انکار کرده‌اند»—همان کاری که خود او در شرایطی بسیار تحریک‌آمیزتر انجام داده بود. چگونه پطرس می‌توانست این کار را انجام دهد؟ ... پاسخ به طرز مبارکی ساده است ... این ثمره بازسازی الهی بود.»

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جون ۳, ۲۰۲۶

    در حالی که در متی تمام ابتکار از جانب خداوند بدون هیچ فعالیتی از سوی انسان‌هاست، در انجیل...

  • جون ۲, ۲۰۲۶

    در انجیل‌ها حوادث مختلفی در زندگی خداوند عیسی می‌یابیم. برخی از آنها با جزئیات توصیف...

  • جون ۱, ۲۰۲۶

    مناسبت این ظهور آتشین زمانی بود که خدا ده فرمان را به اسرائیل داد. چگونه اسرائیل...

  • می ۳۱, ۲۰۲۶

    دستورات خدا برای خیمه مقدس با وفاداری دنبال شده بود و همه اقلام آماده شده بودند. جزئیات...

  • می ۳۰, ۲۰۲۶

    در اینجا ما مجامع مسیحی را می‌بینیم که با دو چیز مشخص شده‌اند: آنها در ترس از خداوند و در...

  • می ۲۹, ۲۰۲۶

    چه پیام آرامش‌بخشی برای تأمل، به ویژه در آن زمان‌هایی که روح را می‌آزمایند! خود خدای...

  • می ۲۸, ۲۰۲۶

    دوباره گوش کن، پدر می‌گوید: «او را بشنو!» آه، دوست من، شنیدن صدای عیسی زندگی است. او به...