۱ هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
ای بندگان خداوند، سپاس بگوئید و نام خداوند را ستایش کنید. ۲ نام خداوند متبارک باد، از حال تا به ابد. ۳ از طلوع آفتاب تا غروب آن، نام خداوند ستایش شود. ۴ خداوند متعال است، مافوق همۀ ملتها و جلال او به آسمان ها می رسد.
۵ کیست مانند خداوند، خدای ما که در جایگاه آسمانی خود نشسته است ۶ و متواضع می شود تا نظر نماید بر آسمان ها و بر زمین؟ ۷ او مسکین را از خاک بر می دارد و فقیر را از خاکروبه بلند می کند. ۸ تا آن ها را با بزرگان همنشین سازد یعنی با بزرگان قوم شان. ۹ زن بی اولاد را خانه دار می سازد و مادر خوشبخت فرزندان.
هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
۱ ای خدای من، ای خدای من! چرا مرا ترک کرده ای؟ چرا از نجات من و از فریادم دور هستی؟ ۲ ای خدای من، در روز دعا می کنم و مرا اجابت نمی کنی. در شب نیز می نالم و آرامش ندارم. ۳ اما تو مقدس هستی، ای که بر تخت پادشاهی خود نشسته و بنی اسرائیل تو را ستایش می کنند. ۴ پدران ما بر تو توکل داشتند، بر تو توکل کردند و آن ها را نجات بخشیدی. ۵ بحضور تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند. بر تو توکل داشتند و خجل نشدند.
۶ در نظر مردم مثل یک کِرم هستم نه انسان. ننگ آدمیان هستم و نزد قوم خود خوار و حقیر. ۷ هر که مرا می بیند ریشخندم می کند. با لبهای خود به من طعنه زده، سر خود را می جنبانند و می گویند: ۸ «بر خداوند توکل کند تا او را نجات دهد. او را رهایی دهد چونکه به وی رغبت دارد.» ۹ اما تو بودی که مرا از رَحِم مادر بدنیا آوردی و در آغوش او به من اطمینان بخشیدی. ۱۰ من از رَحِم متعلق به تو بوده و از شکم مادرم خدای من تو هستی. ۱۱ پس از من جدا مشو، زیرا تنگی فرا رسیده است و کسی نیست که به من کمک کند. ۱۲ دشمنان همچون گاوهای قوی سرزمین باشان دور مرا گرفته و احاطه ام کرده اند. ۱۳ دهان خود را بر من مثل شیرهای درنده و غُران باز کرده اند. ۱۴ نیروی من از بین رفته است و تمام استخوانهایم از هم جدا شده و دلم مانند موم در صندوق سینه ام آب گردیده است. ۱۵ گلویم مثل سفال خشک شده، زبانم به کام من چسپیده است و تو مرا بر روی خاک در حال مرگ گذاشته ای. ۱۶ دشمنان مثل سگها دَور مرا گرفته و گروه شریر دستها و پاهای مرا سوراخ کرده اند. ۱۷ همۀ استخوانهای خود را می شمارم. دشمنان به من چشم دوخته و می نگرند. ۱۸ رخت مرا بین خود تقسیم می کنند و برای لباس من قرعه می اندازند.
۱۹ اما تو ای خداوند از من دور مباش. ای مددگارم به یاری من شتاب کن. ۲۰ جانم را از شمشیر نجات ده و یگانۀ مرا از چنگ این سگها برهان. ۲۱ مرا از دهان شیر نجات ده و از میان شاخهای گاوان وحشی برهان. ۲۲ نام ترا به برادران خود اعلام کرده و در میان جماعت تو را ستایش می کنم.
۲۳ ای ترسندگان خداوند، او را سپاس گوئید. ای فرزندان یعقوب، او را تمجید نمائید و ای بنی اسرائیل، از وی بترسید و او را گرامی دارید. ۲۴ زیرا رنج رنجدیدگان را نادیده نگرفت و روی خود را از آن ها نپوشید، بلکه چون بحضور او فریاد برآوردند، دعای شان را اجابت فرمود. ۲۵ در حضور جماعت بزرگی ترا خواهم ستود و در برابر آنهائی که ترا می پرستند، وعده های خود را ادا می کنم. ۲۶ فقرا غذا خورده سیر خواهند شد، و جویندگان خداوند او را ستایش خواهند کرد، و شما تا به ابد زنده دل خواهید بود. ۲۷ تمام اقوام جهان بحضور خداوند بازگشت نموده و از هر گوشۀ جهان خواهند آمد و او را پرستش خواهند کرد. ۲۸ زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر همه اقوام حکومت می کند. ۲۹ توانگران زمین سیر گشته و سجده خواهند کرد و انسانهای فانی در برابر او تواضع می نمایند، یعنی آنهای که قادر به زنده ساختن جان خود نیستند. ۳۰ نسل آینده او را عبادت کرده و دربارۀ خداوند به نسلهای بعدی خبر خواهد داد. ۳۱ ایشان آمده و عدالت او را به قومی که متولد می شود بیان خواهند کرد که خداوند قوم برگزیدۀ خود را نجات داده است.
مزامیر ۱۱۳:۲ · مزامیر ۲۲:۶–۷ · TDV
اینها کلمات شگفتانگیزی از زبان پسر مبارک و مقدس خداست. کرم تصویر خود تحقیرترین وضعیت است. هر گناهکار از نسلآدم ممکن است به درستی خود را اینگونه توصیف کند، زیرا گناه کرامت مناسب انسانیت را از بین برده است، و ما سزاواریم که تا خاک فروتن شویم. اما در این کلمات میشنویم که او که پسر یگانه و بیگناه خداست، سخن میگوید.
این مزمور از او به عنوان قربانی بزرگ گناه سخن میگوید – با فیض داوطلبانه خود را به عنوان قربانی برای تحمل داوری ناشی از بلای وحشتناک گناه، ایستادن به جای گناهکار، و تحمل آن بار وحشتناک به تنهایی. مشاهده شده است که کلمه کرم در این آیه خاص به کوکوس اشاره دارد که از مرگ آن، رنگ قرمز مایل به ارغوانی خیمه به دست میآمد. این واقعاً یک کاربرد مناسب برای قربانی خداوندعیسی است. هیچ کس هرگز چنین جایگاه پستی از تحقیر را به خود نگرفته است – او که شایسته بالاترین جایگاه در جهان است.
فکر کردن به شگفتی آن قربانی داوطلبانه باید قلب همه انسانها را در همه جا با عمیقترین احترام و تحسین پر کند. با این حال، در همان زمانی که او خود را برای بشریت فدا میکرد، بیرحمانه سرزنش میشد و به شدت مورد تحقیر قرار میگرفت. چه سوءاستفاده شرمآوری بر این فروتن و مهربان، که خشونت، تف کردن، و کلمات توهینآمیز را مانند برهای آرام در برابر پشمچینان تحمل کرد، انباشته کردند.
مردان با نجاتدهنده به چنین شیوه شرمآوری رفتار کردند، اما این مطمئناً باید با قوم نجاتیافته او سخن بگوید. باشد که قلبهای ما را برانگیزد تا این بیاحترامی غمانگیز را با دادن عمیقترین پرستش به او جبران کنیم، و اکنون آهنگ پرستش شادمانهای را بیدار کنیم که ابدیت بیوقفه طنینانداز خواهد شد: «مبارک باد نام خداوند از این زمان تا ابد!» (مزمور ۱۱۳:۲).