خداوند نزدیک است — ۲۱ مارچ ۲۰۲۶: یوحنا ۲:۴

خداوند نزدیک استمایکل فوگلسانگ

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ دو روز بعد، یک جشن عروسی در منطقۀ قانای جلیل برپا شد و مادر عیسی نیز در آنجا بود. ۲ عیسی و شاگردانش هم به عروسی دعوت شده بودند. ۳ وقتی شراب تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «آنها شراب ندارند.» ۴ عیسی به او جواب داد: «مادر، این کار چه ربطی به من و تو دارد؟ هنوز آن وقت معین من نرسیده است.» ۵ مادرش به نوکران گفت: «هر چه به شما می گوید، آن را انجام دهید.» ۶ در آنجا شش خُم سنگی بود که برای مراسم پاک شدن یهودیان استفاده می شد و هر خُم تقریباً هشتاد لیتر گنجایش داشت. ۷ عیسی به نوکران گفت: «خُمها را از آب پُر کنید.» آنها خُمها را تا لب پُر کردند. ۸ پس به آنها گفت: «اکنون کمی از آن را بگیرید و نزد مسؤول جشن ببرید.» و آنها چنین کردند. ۹ مسؤول جشن، آبی را که به شراب تبدیل شده بود چشید. او نمی دانست آن را از کجا آورده اند، اما نوکرانی که خُمها را پُر از آب کرده بودند، می فهمیدند. پس مسؤول جشن داماد را صدا کرد و ۱۰ گفت: «هر کس بهترین شراب را اول به مهمانان می دهد و وقتی خوب نوشیدند، آن وقت شراب ارزانتر را می آورد اما تو بهترین شراب را تا حال نگهداشته ای!» ۱۱ این اولین نشانۀ قدرت عیسی در منطقۀ قانای جلیل بود که عیسی به وسیلۀ آن جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش به او ایمان آوردند. ۱۲ بعد از آن عیسی همراه با مادر، برادران و شاگردان خود به کپَرناحوم رفت و آنها چند روز در آنجا ماندند. ۱۳ چون عید فِصَح یهودیان نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت. ۱۴ در خانۀ خدا کسانی را دید که مصروف فروش گاو، گوسفند و کبوتر بودند و عده یی از صرافان نیز در آنجا نشسته بودند. ۱۵ پس عیسی از ریسمان قمچین ساخت و همۀ آنها را با گوسفندها و گاوها از خانۀ خدا بیرون راند. سکه های صرافان را دور انداخت و میزهای آنها را چپه کرد ۱۶ و به کبوتر فروشان گفت: «اینها را از اینجا بیرون ببرید. خانۀ پدر مرا به بازار تبدیل نکنید.» ۱۷ شاگردان عیسی به یاد آوردند که نوشته شده است: «آتش غیرت نسبت به خانۀ تو در من شعله ور است.» ۱۸ پس سران یهودیان به او گفتند: «چه نشانه یی به ما می دهی که حق انجام چنین کارها را داری؟» ۱۹ عیسی جواب داد: «این عبادتگاه را ویران کنید و من آن را در مدت سه روز آباد خواهم کرد.» ۲۰ سران یهودیان گفتند: «ساختن این عبادتگاه چهل و شش سال طول کشید و تو می خواهی آن را در سه روز بنا کنی؟» ۲۱ لیکن عبادتگاهی که عیسی از آن سخن می گفت، بدن خودش بود. ۲۲ بعد از رستاخیز او از مُرده گان، شاگردانش به یاد آوردند که این را گفته بود و به نوشته های پیامبران و سخنان عیسی ایمان آوردند. ۲۳ در آن روزها که عیسی برای عید فِصَح در اورشلیم بود، اشخاص بسیاری نشانه های قدرت او را دیده، به نام او ایمان آوردند. ۲۴ اما عیسی خودش به آنها اعتماد نداشت، چون همه را خوب می شناخت، ۲۵ و لازم نبود کسی دربارۀ انسان چیزی به او بگوید، زیرا او می دانست که در دل انسان چه می گذرد.

۱ پس از این، عیسی مدتی در جلیل می گشت، چون نمی خواست در یهودیه باشد زیرا که بزرگان یهود قصد کُشتن او را داشتند. ۲ عید سایبانها که یکی از عیدهای یهودیان بود نزدیک می شد، ۳ پس برادران عیسی به او گفتند: «اینجا را ترک کن و به یهودیه برو تا شاگردانت کارهایی را که می کنی ببینند. ۴ زیرا کسی که می خواهد مشهور شود، کار خود را پنهانی انجام نمی دهد. پس اگر تو این کارها را می کنی خود را به جهان نشان بده.» ۵ زیرا حتی برادرانش هم به او ایمان نداشتند. ۶ پس عیسی به ایشان گفت: «هنوز وقت من نرسیده است اما برای شما وقت همیشه مناسب است. ۷ این جهان نمی تواند از شما نفرت داشته باشد اما از من نفرت دارد زیرا من دربارۀ این جهان شهادت می دهم که کارهایش بد است. ۸ شما به این عید بروید. من فعلاً نمی آیم زیرا وقت من هنوز کاملاً نرسیده است.» ۹ عیسی این را به آنها گفت و در جلیل ماند. ۱۰ پس از آن که برادران عیسی برای عید رفتند، عیسی نیز به طور پنهانی به اورشلیم رفت. ۱۱ یهودیان در ایام عید به جستجوی او پرداختند و می گفتند: «او کجاست؟» ۱۲ در میان مردم دربارۀ او گفتگوی زیادی وجود داشت. بعضی می گفتند: «او آدم خوبی است.» و دیگران می گفتند: «نه، او مردم را گمراه می سازد.» ۱۳ اما به علت ترس از رهبران یهود، هیچ کس آشکارا دربارۀ او چیزی نمی گفت. ۱۴ در اواسط روزهای عید، عیسی به خانۀ خدا آمد و مردم را تعلیم می داد. ۱۵ یهودیان با تعجب می گفتند: «این مرد که علم دین را نیاموخته است، چطور می تواند چنین دانشی داشته باشد؟» ۱۶ عیسی در جواب ایشان گفت: «تعلیم من از خود من نیست بلکه از کسی است که مرا فرستاده است. ۱۷ اگر کسی بخواهد ارادۀ او را عملی کند خواهد دانست که آیا تعالیم من از جانب خداست یا من از خودم سخن می گویم. ۱۸ هر کسی از خود سخن بگوید طالب جاه و جلال برای خود می باشد. اما کسی که طالب جلال فرستندۀ خود باشد، انسان صادق بوده و در او ناراستی نیست. ۱۹ مگر موسی شریعت را به شما نداد، شریعتی که هیچ یک از شما آن را عمل نمی کند؟ چرا می خواهید مرا بکُشید؟» ۲۰ مردم در جواب گفتند: «تو روح شیطانی داری. چه کسی می خواهد تو را بکُشد؟» ۲۱ عیسی جواب داد: «من یک معجزه انجام دادم و همۀ تان تعجب کرده اید. ۲۲ موسی حکم ختنه کردن را به شما داد (هر چند از موسی شروع نشد بلکه از اجداد قوم) و شما در روز سَبَت پسران خود را ختنه می کنید. ۲۳ پس اگر یک طفل را در روز سَبَت ختنه می کنید تا شریعت موسی شکسته نشود، چرا بر من خشمگین هستید که من در روز سَبَت به یک انسان سلامتی کامل بخشیده ام؟ ۲۴ از روی ظاهر قضاوت نکنید بلکه در قضاوت خود با انصاف باشید.» ۲۵ پس عده یی از مردم اورشلیم گفتند: «آیا این همان کسی نیست که او را می پالند تا بکُشند؟ ۲۶ اما ببینید، او آشکارا صحبت می کند و آنها چیزی به او نمی گویند. آیا حکمرانان ما به راستی می دانند که او مسیح وعده شده است؟ ۲۷ هر چند ما می دانیم که این مرد اهل کجاست اما وقتی مسیح ظهور کند هیچ کس نخواهد دانست که او اهل کجاست.» ۲۸ پس عیسی هنگامی که در خانۀ خدا تعلیم می داد با صدای بلند گفت: «شما مرا می شناسید و می دانید که از کجا هستم. ولی من به خواست خود نیامده ام، آن کسی که مرا فرستاده است، حقیقت مطلق است و شما او را نمی شناسید. ۲۹ اما من او را می شناسم، زیرا از جانب او آمده ام و او مرا فرستاده است.» ۳۰ پس آنها خواستند عیسی را دستگیر کنند اما هیچ کس بر او دست دراز نکرد زیرا هنوز وقت او نرسیده بود. ۳۱ ولی عده یی زیادی به او ایمان آوردند و گفتند: «وقتی مسیح بیاید آیا نشانه های بیشتری از آنچه این مرد کرده است، انجام خواهد داد؟» ۳۲ فریسیان شنیدند که مردم چنین چیزها را به طور پنهانی دربارۀ او می گفتند، پس آنها و سران کاهنان، نگهبانان خانۀ خدا را فرستادند تا عیسی را گرفتار کنند. ۳۳ اما عیسی به آنها گفت: «فقط مدت کوتاهی با شما هستم و بعد نزد کسی که مرا فرستاده است خواهم رفت. ۳۴ شما مرا جستجو خواهید کرد اما نخواهید یافت و در جایی که من خواهم بود، شما نمی توانید بیایید.» ۳۵ پس بزرگان یهود در میان خود گفتند: «کجا می خواهد برود که ما نمی توانیم او را پیدا کنیم؟ آیا می خواهد نزد یهودیانی برود که در میان یونانیان پراگنده هستند و به یونانیان تعلیم دهد؟ ۳۶ مقصد او از این حرف چیست که می گوید: شما مرا خواهید پالید اما نخواهید یافت و آن جایی که من هستم، شما نمی توانید بیایید؟» ۳۷ در آخرین روز که مهمترین روز عید بود، عیسی ایستاد و با صدای بلند گفت: «اگر کسی تشنه است، بگذارید که نزد من بیاید و بنوشد. ۳۸ آن کس که به من ایمان آورد، چنان که نوشته های پیامبران می گوید: نهرهای آب حیات بخش از درون او جاری خواهد شد.» ۳۹ عیسی این سخن را دربارۀ روح مقدس گفت که به ایمانداران او داده خواهد شد و چون او هنوز جلال نیافته بود، روح مقدس عطا نشده بود. ۴۰ پس بسیاری از کسانی که این سخن را شنیدند، گفتند: «این مرد واقعاً همان پیامبر وعده شده است.» ۴۱ دیگران گفتند: «او مسیح است.» اما عده یی گفتند: «آیا مسیح از جلیل ظهور خواهد کرد؟ ۴۲ مگر در نوشته های پیامبران نیامده است که مسیح از نسل داوود و از بیت لحم، همان قریه یی که داوود از آن بود، ظهور می کند؟» ۴۳ به این ترتیب در میان مردم به خاطر او بی اتفاقی به وجود آمد. ۴۴ عده یی خواستند عیسی را دستگیر کنند اما هیچ کس بر او دست دراز نکرد. ۴۵ بعد از آن، نگهبانان خانۀ خدا پیش سران کاهنان و فریسیان برگشتند. آنها از نگهبانان پرسیدند: «چرا او را نیاوردید؟» ۴۶ نگهبانان جواب دادند: «تا به حال، هیچ کس مانند این مرد سخن نگفته است.» ۴۷ فریسیان در جواب گفتند: «آیا او شما را هم گمراه کرده است؟ ۴۸ آیا تا به حال کسی از حکمرانان و فریسیان به او ایمان آورده است؟ ۴۹ اما این مردم که از شریعت موسی بی خبر اند، لعنت شده هستند.» ۵۰ نیقودیموس، همان کسی که در شب به دیدن عیسی آمده بود و یکی از آنها بود، از ایشان پرسید: ۵۱ «آیا شریعت ما اجازه می دهد که بر کسی حکم کنیم، بدون آن که به سخنان او گوش دهیم و بدانیم چه کار کرده است؟» ۵۲ آنها در جواب او گفتند: «مگر تو هم جلیلی هستی؟ تحقیق کن و ببین، زیرا که هیچ پیامبری از جلیل ظهور نکرده است.»

یوحنا ۲:۴ · یوحنا ۷:۱۰ · TDV

انجیل یوحنا را به عنوان پسر خدا نشان می‌دهد که توسط پدر فرستاده شد و در وابستگی دائمی به او می‌کرد. این وابستگی نه تنها در آنچه او انجام داد بلکه در زمانی که آن را انجام داد نیز دیده می‌شود.

در فصل ۲، مادر متوجه شد که در جشن عروسی تمام شده است. پیشنهاد غیرمستقیم او مبنی بر اینکه ممکن است کاری در این مورد انجام دهد، توسط رد شد زیرا او هنوز فرا نرسیده بود. او به سخن خیرخواهانه مادرش گوش نداد، بلکه منتظر هدایت پدرش ماند. هنگامی که فرا رسید، او معجزه‌ای انجام داد تا جدید فراهم کند.

در فصل ۷، برادران از او خواستند که به برود تا خود را به جهان نشان دهد. این تفکر جسمانی را باید رد می‌کرد – دوباره، او هنوز فرا نرسیده بود. چند روز بعد، او به جشن خیمه‌ها رفت زیرا اکنون پدر فرا رسیده بود. اما او «نه آشکارا، بلکه به نوعی در خفا» رفت (۷:۱۰).

در فصل ۱۱، و به اطلاع دادند که برادرشان بیمار است. دوباره، صبر کرد و فوراً عمل نکرد. تنها پس از دو روز، هنگامی که لازاروس قبلاً مرده بود، او به بیت‌عنیا رفت و لازاروس را از مردگان برخیزاند.

ما این امتیاز را داریم که رفتار او را تماشا کنیم و از او بیاموزیم. حتی اگر خدا بتواند از سخنان انسان‌ها برای آگاه ساختن ما از اراده خود استفاده کند، ما باید بیدار باشیم و منتظر هدایت آسمانی باشیم.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • مارچ ۲۰, ۲۰۲۶

    ارمیا در جوانی توسط خداوند برای خدمت نبوتی فراخوانده شد. پادشاه یوشیا بر تخت سلطنت در...

  • مارچ ۱۹, ۲۰۲۶

    بسیاری از مردم در تسالونیکی به پیام خبر خوش خدا پاسخ دادند و ایماندار شدند. آنها به خدای...

  • مارچ ۱۸, ۲۰۲۶

    چقدر شگفت‌انگیز است که درک خدا از ما و نیازهایمان را ببینیم. خدا اضطراب‌ها و ترس‌های ما...

  • مارچ ۱۷, ۲۰۲۶

    پطرس در خطاب به ایماندارانی که به دلیل آزار و اذیت در اورشلیم و مناطق اطراف پراکنده شده...

  • مارچ ۱۶, ۲۰۲۶

    یوشع ۱۱ روایت می‌کند که چگونه مردم بخش شمالی سرزمین تحت رهبری یابین، پادشاه حاصور، متحد...

  • مارچ ۱۵, ۲۰۲۶

    در حالی که تصویر داده شده در عبرانیان ۱۲:۱-۲ از یک مسابقه و یک هدف برای تمرکز در حین...

  • مارچ ۱۴, ۲۰۲۶

    به شوخی گفته شده است که سه سیب مسیر تاریخ بشر را تغییر داده‌اند؟ بیایید آنها را به ترتیب...