خداوند نزدیک است — ۸ مارچ ۲۰۲۶: یوشع ۱۰:۱۱

خداوند نزدیک استیوجین پی. ودر، پسر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

1‏-۲ چون اَدُونِی صَدَق، پادشاه اورشلیم شنید که یوشع عای را تصرف کرد و آنرا با خاک یکسان ساخت و پادشاه آنرا بقتل رساند، مثلیکه اریحا و پادشاه آنرا از بین برد و با مردم جِبعون پیمان صلح بست. و آن ها با مردم اسرائیل زندگی می کنند، بی اندازه ترسید. چون جِبعون مثل همه پایتخت های دیگر، یک شهر مهم و بزرگتر از عای بود و همچنین مردان دلاور و جنگجو داشت، ۳ بنابران، اَدُونِی صَدَق، پادشاه اورشلیم به هوهام پادشاه حِبرون، فِراَم پادشاه یرموت، یافیع پادشاه لاخیش و دَبیر پادشاه عِجلون پیامی به این مضمون فرستاد: ۴ «بیائید به من کمک کنید تا جِبعون را از بین ببریم، زیرا آن ها با یوشع و بنی اسرائیل پیمان صلح بسته اند.» ۵ این پنج پادشاه اموری، یعنی پادشاهان اورشلیم، حِبرون، یرموت، لاخیش و عِجلون قوای خود را جمع کرده با همه سپاه خود در جِبعون آمدند و جنگ شروع شد. ۶ مردان جِبعون در اردوگاه جِلجال به یوشع خبر دادند و خواهش کرده گفتند: «ما را تنها نگذار! هرچه زودتر خود را به کمک ما برسان! ما را نجات بده! همه پادشاهان اموری که در کوهستانها زندگی می کنند، با سپاه خود برای حمله در اینجا جمع شده اند.» ۷ آنگاه یوشع با قشون اسرائیل از جِلجال بسوی جِبعون حرکت کرد. ۸ خداوند به یوشع فرمود: «از دشمن نترس. من پیروزی را نصیب تو کرده ام. هیچکدام آن ها نمی تواند در برابر تو مقاومت کند.» ۹ پس یوشع و سپاه او تمام شب راه زدند تا به جِبعون رسیدند و یک حملۀ ناگهانی را بر اموریان شروع کردند. ۱۰ خداوند اموریان را بوحشت انداخت و یک تعداد بیشمار آن ها در جِبعون بقتل رسیدند و بقیه به درۀ کوه بیت حورون فرار کردند. و اسرائیل آن ها را تا عزیقه و مقیده تعقیب کرده کشته می رفتند. ۱۱ فراریان وقتی می خواستند از درۀ کوه حورون پائین شوند، خداوند باران سنگهای آسمانی را تا عزیقه بر سر شان آورد و همه را نابود کرد. و بسیاری از آن ها در اثر بارش سنگهای آسمانی هلاک شدند نه با شمشیر مردم اسرائیل. ۱۲ در همان روزیکه مردم اسرائیل اموریان را شکست داد، یوشع در اجتماع اسرائیل بدربار خداوند چنین دعا کرد: «آفتاب بالای جِبعون جابجا بایستد و مهتاب بر وادی اَیَلون توقف کند.» ۱۳ بنابران، تا زمانیکه اسرائیل دشمنان خود را نابود نساخت، آفتاب جابجا ایستاد و مهتاب از جای خود حرکت نکرد. در این باره در «کتاب یاشر» ذکر شده است که آفتاب در وسط آسمان جابجا ایستاد و تمام روز غروب نکرد. ۱۴ نه پیش از آن و نه بعد از آن، کسی چنان روزی را ندیده است که خداوند آفتاب و مهتاب را از حرکت باز دارد ـ و این فقط بخاطر دعای یک بشر بود که خداوند برای مردم اسرائیل جنگ کرد. ۱۵ بعد یوشع با همه سپاه خود به اردوگاه خود در جِلجال برگشت. ۱۶ در حین جنگ آن پنج پادشاه فرار کردند و در مغارۀ مقیده پنهان شدند. ۱۷ به یوشع خبر رسید که مخفیگاه آن پنج پادشاه را پیدا کرده اند و آن ها در مغارۀ مقیده هستند. ۱۸ یوشع امر کرد که سنگهای بزرگی را به دهن مغاره بگذارند و چند نفر هم در آنجا پهره بدهند تا آن ها نتوانند از مغاره خارج شوند. ۱۹ به عساکر دیگر هدایت داد: «به تعقیب بقیۀ دشمنان بروید و از پشت سر بر آن ها حمله کنید و نگذارید که داخل شهر خود شوند! خداوند، خدای تان آن ها را به دست شما داده است.» ۲۰ یوشع و سپاه او به کشتار آن ها ادامه دادند و هر پنج لشکر دشمن را از بین بردند، اما یک تعداد کمی جان سالم بدر برده داخل شهر حصاردار شدند. ۲۱ بعد قشون اسرائیل بدون جزئی ترین تلفات جانی به اردوگاه خود برگشتند. و از آن به بعد کسی جرأت آنرا نداشت که حرف بدی دربارۀ اسرائیل بزند. ۲۲ بعد یوشع امر کرد که سنگ ها را از دهن مغاره بردارند و آن پنج پادشاه را به نزد او بیاورند. 23‏-24 و آن ها سنگها را از دهن مغاره برداشته پنج پادشاه اورشلیم، حبرون، یرموت، لاخیش و عِجلون را بیرون آوردند و پیش یوشع بردند. آنگاه یوشع همۀ قوم اسرائیل را جمع کرد و به فرماندهان نظامی گفت: «بیائید و پاهای تان را بر گردن این پادشاهان بگذارید.» 25 و اضافه کرد: «نترسید. شجاع و با جرأت باشید، زیرا خداوند این کار را در حق دشمنان تان می کند.» 26 سپس یوشع، پادشاهان را کشت و اجساد آن ها را در پنج درخت آویخت و آن ها تا شام در درخت آویزان ماندند. 27 هنگام شام یوشع امر کرد که اجساد آن ها را پائین کنند و در همان مغاره ای که پنهان شده بودند، بیندازند. سنگهای بزرگی را در دهن مغاره قرار دادند که هنوز هم در آنجا دیده می شوند. 28 یوشع در همان روز به مقیده حمله کرده پادشاه آنرا کشت و همۀ مردم آنجا را بقتل رساند و هیچ کسی را زنده نگذاشت. و همان کاری را که در حق پادشاه اریحا کرده بود، در حق پادشاه مقیده هم کرد. 29 بعد یوشع با سپاه خود از مقیده حرکت کرده به لِبنَه حمله بُرد. 30 خداوند اسرائیل را بر آن شهر و پادشاهش پیروز ساخت. هیچ کسی را زنده نگذاشت و بلائی را که بر سر پادشاه اریحا آورد بر سر این پادشاه هم آورد. 31 یوشع و لشکر او از لِبنَه به لاخیش رفته آنرا محاصره کرد. 32 و خداوند در روز دوم بنی اسرائیل را در جنگ لاخیش فاتح ساخت و کاریکه در لِبنَه کرد در لاخیش هم کرد. تمام مردم آنجا را کشت و هیچ کسی را زنده نگذاشت. 33 آنگاه هورام، پادشاه جازِر به کمک لاخیش آمد، اما یوشع او را با سپاهش مغلوب کرد و یکنفر را هم زنده نگذاشت. 34‏-35 سپس یوشع با سپاه خود از لاخیش به عِجلون رفت و در روز اول آنرا محاصره و تصرف کرد و مثل لاخیش همه باشندگان آنرا با دَم شمشیر کشت. 36‏-37 بعد از آن یوشع با قوای خود از عِجلون به حِبرون رفت. پس از یک حمله آنرا فتح کرد. سپس پادشاه، شهرها و همه مردم آنجا را از بین برد و چنانکه در عِجلون کرد در آنجا هم هیچ کسی را زنده نگذاشت و همه کسانی را که در آنجا بودند بکلی نابود کرد. 38‏-39 بعد یوشع به دَبیر حمله کرد و آنرا هم مثل حِبرون به دست آورد. پادشاه و شهرهای آنرا از بین برد. همه باشندگان آنجا را کشت و هیچ کسی زنده نماند. 40 یوشع قرار امر خداوند، خدای مردم اسرائیل تمام آن سرزمین را که شامل کوهستان، منطقۀ جنوبی، وادی و دامنه های کوه بود، تصرف کرد. پادشاهان و مردم شان را از بین برد. همه را بکلی نابود کرد و هیچ زنده جانی را زنده نگذاشت. 41 مبارزۀ یوشع از قادِش بَرنیع شروع شد و تا غزه و تمام سرزمین جوشَن و جِبعون رسید. 42 همه پادشاهان و کشورهای شان را در یک زمان فتح کرد، زیرا خداوند، خدای اسرائیل برای شان جنگ می کرد. 43 بعد یوشع و سپاه او به اردوگاه خود در جِلجال برگشتند.

1‏-۲ چون اَدُونِی صَدَق، پادشاه اورشلیم شنید که یوشع عای را تصرف کرد و آنرا با خاک یکسان ساخت و پادشاه آنرا بقتل رساند، مثلیکه اریحا و پادشاه آنرا از بین برد و با مردم جِبعون پیمان صلح بست. و آن ها با مردم اسرائیل زندگی می کنند، بی اندازه ترسید. چون جِبعون مثل همه پایتخت های دیگر، یک شهر مهم و بزرگتر از عای بود و همچنین مردان دلاور و جنگجو داشت، ۳ بنابران، اَدُونِی صَدَق، پادشاه اورشلیم به هوهام پادشاه حِبرون، فِراَم پادشاه یرموت، یافیع پادشاه لاخیش و دَبیر پادشاه عِجلون پیامی به این مضمون فرستاد: ۴ «بیائید به من کمک کنید تا جِبعون را از بین ببریم، زیرا آن ها با یوشع و بنی اسرائیل پیمان صلح بسته اند.» ۵ این پنج پادشاه اموری، یعنی پادشاهان اورشلیم، حِبرون، یرموت، لاخیش و عِجلون قوای خود را جمع کرده با همه سپاه خود در جِبعون آمدند و جنگ شروع شد. ۶ مردان جِبعون در اردوگاه جِلجال به یوشع خبر دادند و خواهش کرده گفتند: «ما را تنها نگذار! هرچه زودتر خود را به کمک ما برسان! ما را نجات بده! همه پادشاهان اموری که در کوهستانها زندگی می کنند، با سپاه خود برای حمله در اینجا جمع شده اند.» ۷ آنگاه یوشع با قشون اسرائیل از جِلجال بسوی جِبعون حرکت کرد. ۸ خداوند به یوشع فرمود: «از دشمن نترس. من پیروزی را نصیب تو کرده ام. هیچکدام آن ها نمی تواند در برابر تو مقاومت کند.» ۹ پس یوشع و سپاه او تمام شب راه زدند تا به جِبعون رسیدند و یک حملۀ ناگهانی را بر اموریان شروع کردند. ۱۰ خداوند اموریان را بوحشت انداخت و یک تعداد بیشمار آن ها در جِبعون بقتل رسیدند و بقیه به درۀ کوه بیت حورون فرار کردند. و اسرائیل آن ها را تا عزیقه و مقیده تعقیب کرده کشته می رفتند. ۱۱ فراریان وقتی می خواستند از درۀ کوه حورون پائین شوند، خداوند باران سنگهای آسمانی را تا عزیقه بر سر شان آورد و همه را نابود کرد. و بسیاری از آن ها در اثر بارش سنگهای آسمانی هلاک شدند نه با شمشیر مردم اسرائیل. ۱۲ در همان روزیکه مردم اسرائیل اموریان را شکست داد، یوشع در اجتماع اسرائیل بدربار خداوند چنین دعا کرد: «آفتاب بالای جِبعون جابجا بایستد و مهتاب بر وادی اَیَلون توقف کند.» ۱۳ بنابران، تا زمانیکه اسرائیل دشمنان خود را نابود نساخت، آفتاب جابجا ایستاد و مهتاب از جای خود حرکت نکرد. در این باره در «کتاب یاشر» ذکر شده است که آفتاب در وسط آسمان جابجا ایستاد و تمام روز غروب نکرد. ۱۴ نه پیش از آن و نه بعد از آن، کسی چنان روزی را ندیده است که خداوند آفتاب و مهتاب را از حرکت باز دارد ـ و این فقط بخاطر دعای یک بشر بود که خداوند برای مردم اسرائیل جنگ کرد. ۱۵ بعد یوشع با همه سپاه خود به اردوگاه خود در جِلجال برگشت. ۱۶ در حین جنگ آن پنج پادشاه فرار کردند و در مغارۀ مقیده پنهان شدند. ۱۷ به یوشع خبر رسید که مخفیگاه آن پنج پادشاه را پیدا کرده اند و آن ها در مغارۀ مقیده هستند. ۱۸ یوشع امر کرد که سنگهای بزرگی را به دهن مغاره بگذارند و چند نفر هم در آنجا پهره بدهند تا آن ها نتوانند از مغاره خارج شوند. ۱۹ به عساکر دیگر هدایت داد: «به تعقیب بقیۀ دشمنان بروید و از پشت سر بر آن ها حمله کنید و نگذارید که داخل شهر خود شوند! خداوند، خدای تان آن ها را به دست شما داده است.» ۲۰ یوشع و سپاه او به کشتار آن ها ادامه دادند و هر پنج لشکر دشمن را از بین بردند، اما یک تعداد کمی جان سالم بدر برده داخل شهر حصاردار شدند. ۲۱ بعد قشون اسرائیل بدون جزئی ترین تلفات جانی به اردوگاه خود برگشتند. و از آن به بعد کسی جرأت آنرا نداشت که حرف بدی دربارۀ اسرائیل بزند. ۲۲ بعد یوشع امر کرد که سنگ ها را از دهن مغاره بردارند و آن پنج پادشاه را به نزد او بیاورند. 23‏-24 و آن ها سنگها را از دهن مغاره برداشته پنج پادشاه اورشلیم، حبرون، یرموت، لاخیش و عِجلون را بیرون آوردند و پیش یوشع بردند. آنگاه یوشع همۀ قوم اسرائیل را جمع کرد و به فرماندهان نظامی گفت: «بیائید و پاهای تان را بر گردن این پادشاهان بگذارید.» 25 و اضافه کرد: «نترسید. شجاع و با جرأت باشید، زیرا خداوند این کار را در حق دشمنان تان می کند.» 26 سپس یوشع، پادشاهان را کشت و اجساد آن ها را در پنج درخت آویخت و آن ها تا شام در درخت آویزان ماندند. 27 هنگام شام یوشع امر کرد که اجساد آن ها را پائین کنند و در همان مغاره ای که پنهان شده بودند، بیندازند. سنگهای بزرگی را در دهن مغاره قرار دادند که هنوز هم در آنجا دیده می شوند. 28 یوشع در همان روز به مقیده حمله کرده پادشاه آنرا کشت و همۀ مردم آنجا را بقتل رساند و هیچ کسی را زنده نگذاشت. و همان کاری را که در حق پادشاه اریحا کرده بود، در حق پادشاه مقیده هم کرد. 29 بعد یوشع با سپاه خود از مقیده حرکت کرده به لِبنَه حمله بُرد. 30 خداوند اسرائیل را بر آن شهر و پادشاهش پیروز ساخت. هیچ کسی را زنده نگذاشت و بلائی را که بر سر پادشاه اریحا آورد بر سر این پادشاه هم آورد. 31 یوشع و لشکر او از لِبنَه به لاخیش رفته آنرا محاصره کرد. 32 و خداوند در روز دوم بنی اسرائیل را در جنگ لاخیش فاتح ساخت و کاریکه در لِبنَه کرد در لاخیش هم کرد. تمام مردم آنجا را کشت و هیچ کسی را زنده نگذاشت. 33 آنگاه هورام، پادشاه جازِر به کمک لاخیش آمد، اما یوشع او را با سپاهش مغلوب کرد و یکنفر را هم زنده نگذاشت. 34‏-35 سپس یوشع با سپاه خود از لاخیش به عِجلون رفت و در روز اول آنرا محاصره و تصرف کرد و مثل لاخیش همه باشندگان آنرا با دَم شمشیر کشت. 36‏-37 بعد از آن یوشع با قوای خود از عِجلون به حِبرون رفت. پس از یک حمله آنرا فتح کرد. سپس پادشاه، شهرها و همه مردم آنجا را از بین برد و چنانکه در عِجلون کرد در آنجا هم هیچ کسی را زنده نگذاشت و همه کسانی را که در آنجا بودند بکلی نابود کرد. 38‏-39 بعد یوشع به دَبیر حمله کرد و آنرا هم مثل حِبرون به دست آورد. پادشاه و شهرهای آنرا از بین برد. همه باشندگان آنجا را کشت و هیچ کسی زنده نماند. 40 یوشع قرار امر خداوند، خدای مردم اسرائیل تمام آن سرزمین را که شامل کوهستان، منطقۀ جنوبی، وادی و دامنه های کوه بود، تصرف کرد. پادشاهان و مردم شان را از بین برد. همه را بکلی نابود کرد و هیچ زنده جانی را زنده نگذاشت. 41 مبارزۀ یوشع از قادِش بَرنیع شروع شد و تا غزه و تمام سرزمین جوشَن و جِبعون رسید. 42 همه پادشاهان و کشورهای شان را در یک زمان فتح کرد، زیرا خداوند، خدای اسرائیل برای شان جنگ می کرد. 43 بعد یوشع و سپاه او به اردوگاه خود در جِلجال برگشتند.

۱ پس اکنون برای کسانی که در اتحاد با عیسای مسیح هستند، هیچ محکومیتی وجود ندارد. ۲ زیرا قاعدۀ حیات بخش روح مقدس که در اتحاد با عیسای مسیح یافت می شود، مرا از قاعدۀ گناه و مرگ آزاد کرده است. ۳ آنچه را که شریعت موسی به علت ضعف طبیعت نفسانی نتوانست انجام دهد، خدا انجام داد. او پسر خود را به شباهت انسان گناهکار برای آمرزش گناهان فرستاد تا به این وسیله در بدن انسانی، گناه را محکوم کند. ۴ خدا چنین کرد تا عدالت شریعت در ما کامل گردد، زیرا ما تابع روح خدا می باشیم و از طبیعت نفسانی پیروی نمی کنیم. ۵ کسانی که مطابق خواهشهای نفسانی زندگی می کنند، همیشه در فکر چیزهای نفسانی هستند. ولی کسانی که تابع روح خدا هستند، در فکر چیزهای روحانی می باشند. ۶ عاقبت دلبسته گی به خواهشهای نفسانی، مرگ است اما عاقبت دلبسته گی به روح خدا، زندگی و سلامتی. ۷ زیرا دلبسته گی به خواهشهای نفسانی، دشمنی با خداست. چنین شخصی از شریعت خدا اطاعت نمی کند و در واقع هم نمی تواند اطاعت نماید. ۸ بنابر این انسانهای نفسانی نمی توانند خدا را خوشنود سازند. ۹ شما تحت حاکمیت خواهشهای نفسانی نه بلکه تحت حاکمیت روح قرار دارید، البته اگر روح خدا در شما ساکن باشد. اگر کسی روح مسیح را با خود نداشته باشد، او از آنِ مسیح نیست. ۱۰ اما اگر مسیح در وجود شما ساکن است، با آن که بدنهای تان به علت گناه می میرد، اما چون عادل شمرده شده اید، روح خدا به شما زندگی می بخشد. ۱۱ اگر روح خدا که مسیح را پس از مرگ زنده کرد، در وجود شما ساکن باشد، همان طور که عیسی را پس از مرگ زنده گردانید، به جسم فانی شما هم زندگی خواهد بخشید، زیرا آن روح خدا در شما ساکن است. ۱۲ پس ای ایمانداران! وظیفۀ ما اینست که مطابق طبیعت نفسانی خود زندگی نکرده و از خواهشهای آن پیروی نکنیم. ۱۳ اگر مطابق خواهشهای نفسانی خود زندگی کنید، خواهید مُرد. اما اگر به وسیلۀ روح خدا، اعمال نفسانی را نابود سازید، شما زنده خواهید ماند. ۱۴ آنهایی که به وسیلۀ روح خدا هدایت می شوند، فرزندان خدا هستند. ۱۵ چون آن روحی که خدا به شما داده است، شما را برده نمی سازد تا دوباره در ترس زندگی کنید، بلکه آن روح شما را فرزندان خدا می گرداند و ما به کمک این روح در پیشگاه خدا فریاد می کنیم: «اَبا، ای پدر.» ۱۶ روح خدا خودش بر روح ما گواهی می دهد که ما فرزندان خدا هستیم. ۱۷ اگر فرزندان هستیم، پس وارث هم می باشیم یعنی در برکت های خدا همراه با مسیح سهیم می گردیم. زیرا اگر در رنج مسیح شریک هستیم، در جلال او نیز شریک می شویم. ۱۸ به عقیدۀ من درد و رنج کنونی ما با جلالی که در آینده برای ما ظاهر می شود، قابل مقایسه نیست. ۱۹ خلقت با اشتیاق فراوان در انتظار ظهور فرزندان خدا به سر می برد. ۲۰ زیرا خلقت دچار بیهوده گی شد، البته نه به ارادۀ خود بلکه به خواست خدایی که آن را چنین ساخت، تا این امید باقی بماند ۲۱ که روزی خود خلقت از برده گی فساد آزاد گردد و در آزادی پُر شکوه فرزندان خدا سهیم شود. ۲۲ ما می دانیم که تمام خلقت با هم تا زمان حاضر از دردی مانند درد زایمان ناله می کند. ۲۳ نه تنها خلقت بلکه ما نیز که روح مقدس را به عنوان اولین نمونۀ عطایای خدا دریافت کرده ایم، در درون خود ناله می کنیم و با اشتیاق در انتظار آن هستیم که خدا ما را به فرزندی پذیرفته، بدن ما را از مرگ و فساد آزاد سازد. ۲۴ زیرا با چنین امیدی بود که ما نجات یافتیم. اما امیدی که برآورده شده باشد دیگر امید نیست. آیا امکان دارد کسی در انتظار چیزی باشد که آن را از پیش یافته است؟ ۲۵ اما اگر در امید چیزی هستیم که هنوز ندیده ایم، با بردباری منتظر آن می باشیم. ۲۶ به همین طریق روح مقدس در ناتوانی ها، ما را کمک می کند، زیرا ما نمی دانیم چگونه باید دعا کنیم. اما خود روح مقدس با ناله هایی که نمی توان بیان کرد، برای ما شفاعت می کند ۲۷ و خدا که قلبهای ما را جستجو می کند، از نیت روح مقدس آگاه است، چون روح مقدس مطابق خواست خدا برای ایمانداران شفاعت می کند. ۲۸ ما می دانیم برای آنهایی که خدا را دوست دارند و مطابق ارادۀ او فرا خوانده شده اند، همۀ چیزها با هم برای خیریت شان در کار است. ۲۹ زیرا خدا آنها را از ابتدا می شناخت و پیش از پیش برگزید تا به شکل پسرش شوند و به این ترتیب پسر، نخستین برادر در میان برادران و خواهران زیاد باشد. ۳۰ خدا کسانی را که از قبل برگزیده بود، به سوی خود فرا خواند. کسانی را که فرا خواند، همچنین عادل شمرد. آنهایی را که عادل شمرد، همچنین جلال بخشید. ۳۱ پس در برابر این چیزها چه بگوییم؟ اگر خدا با ماست، چه کسی می تواند بر ضد ما باشد؟ ۳۲ خدایی که حتی پسر خود را از ما دریغ نداشت بلکه او را در راه همۀ ما تسلیم کرد، آیا همراه با او همه چیز را به ما نخواهد بخشید؟ ۳۳ چه کسی می تواند که برگزیده گان خدا را ملامت کند؟ خداست که ما را عادل می شمارد! ۳۴ پس کیست که بتواند آنها را محکوم سازد؟ هیچ کس! عیسای مسیح همان کسی است که مُرد و مهمتر این که دوباره زنده شد و اکنون در دست راست خداست. اوست که برای ما شفاعت می کند! ۳۵ پس چه کسی می تواند ما را از محبت عیسای مسیح جدا سازد؟ آیا رنج و عذاب یا پریشانی یا زجر یا گرسنه گی یا نداشتن لباس کافی یا خطر و یا شمشیر قادر است ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ ۳۶ چنان که نوشته شده است: «به خاطر تو تمام روز در خطر مرگ هستیم و با ما مانند گوسفندهایی که به کُشتارگاه می روند، رفتار می شود.» ۳۷ با وجود همۀ این چیزها، به وسیلۀ عیسای مسیح که ما را دوست داشت، پیروزی ما کامل می شود. ۳۸ زیرا یقین دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشته گان و نه نیروهای شیطانی، نه پیشامدهای حال و نه وقایع آینده، نه هیچ قدرتی، ۳۹ نه بلندی و نه پستی و خلاصه هیچ چیز در تمام آفرینش، نمی تواند ما را از محبتی که خدا در سَروَر ما عیسای مسیح آشکار نموده است، جدا سازد.

یوشع ۱۰:۱۱ · یوشع ۱۰:۱۳ · رومیان ۸:۳۱ · TDV

حویان در با کرده بودند و تحت حمایت بودند. این امر همسایگان جنوبی آنها را خشنود نکرد. پنج اموری تحت رهبری اکنون با لشکرهای خود در مقابل اردو زدند تا با آن بجنگند. جبعونیان از یوشع کمک خواستند.

یوشع و جنگجویان در طول راهپیمایی کردند تا به کمک بیایند. آنها را به جنگ تشویق کرد و نشان داد که با آنهاست با پرتاب تگرگ‌های بزرگ بر دشمن. هدف او عالی است! دشمن بیشتری از تگرگ‌ها مردند تا از سلاح‌های . با این حال، خطر فرار برخی وجود داشت. پادشاهان در یک بزرگ در مقیده پناه گرفته بودند، و یوشع به مردانش دستور داد که ورودی را با سنگ‌های عظیم مسدود کنند در که به تعقیب دشمن ادامه می‌دادند.

به یوشع پیروزی وعده داده بود. به نظر می‌رسید که روز برای یک پیروزی کامل کافی نخواهد بود. با ایمان، یوشع سپس به خورشید و ماه فرمان داد که در جای خود ثابت بمانند تا زمانی که ملت از دشمنان خود بگیرند! این رویداد منحصر به فرد در جاهای دیگر نیز شده است.

هنوز برای قوم خود است، حتی زمانی که آنها او را ناامید کرده‌اند. و «اگر خدا با ماست، چه کسی می‌تواند علیه ما باشد؟» در می‌خوانیم. او کاملاً به کلام و وعده‌های خود است! خدا هنوز به صدای یک انسان گوش می‌دهد، به ویژه به برخاسته ما در .

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • مارچ ۷, ۲۰۲۶

    هرگز در تاریخ جهان، اوضاع با چنین سرعت برق‌آسایی حرکت نکرده است. در دهه گذشته، ما شاهد...

  • مارچ ۴, ۲۰۲۶

    یکی از بزرگترین برکاتی که روح می‌تواند داشته باشد، قدرت ورود به طراوتی است که خداوند عیسی...

  • مارچ ۲, ۲۰۲۶

    تمام شب، خداوند پرجلال مورد سوءاستفاده وحشیانه رهبران مذهبی قرار گرفته بود که پیش از آن...

  • مارچ ۱, ۲۰۲۶

    کلمه «بنابراین» پلی است که ما را به به اصطلاح «قهرمانان ایمان» در فصل ۱۱ متصل می‌کند. نام...