خداوند نزدیک است — ۲۱ جنوری ۲۰۲۶: یوشع ۲:۱۱-۱۳

خداوند نزدیک استیوجین پی. ودر، پسر

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ پس یوشع، پسر نون دو نفر جاسوس را محرمانه از شِطیم به کنعان فرستاد و گفت: «بروید و وضع و شرایط آنجا را و مخصوصاً از شهر اریحا را بررسی و مطالعه کنید.» آندو رفتند و در آنجا در خانۀ زن فاحشه ای بنام راحاب شب را بسر بردند. ۲ به پادشاه اریحا خبر دادند و گفتند: «دو نفر اسرائیلی به کشور تان برای جاسوسی آمده اند.» ۳ پادشاهِ اریحا به راحاب پیغام فرستاده گفت: «مردانی که در خانۀ تو هستند، جاسوس می باشند. آن ها را پیش من بیاور.» ۴ اما راحاب آن دو نفر را پنهان کرده گفت: «بلی، آن مردان نزد من آمدند، ولی من ندانستم که آن ها از کجا آمده بودند. ۵ و هنگام غروب آفتاب، پیش از آنکه دروازه های شهر بسته شوند، اینجا را ترک کردند. و نمی دانم که به کجا رفتند. حالا هم وقت دارید که اگر عجله کنید، شاید آن ها را دستگیر نمائید.» ۶ سپس راحاب آن دو نفر را بسر بام برد و زیر شاخه های کتان که بر بام چیده بود پنهان کرد. ۷ فرستادگان شاه از جاده ایکه بطرف اُردن می رفت به تعقیب جاسوسان تا دریای اُردن رفتند. و بعد از رفتن آن ها دروازه های شهر بسته شدند. ۸ پیش از آنکه جاسوسان بخوابند، راحاب به سر بام رفت ۹ و به آن ها گفت: «من می دانم که خداوند این سرزمین را به شما می دهد. همۀ مردم این سرزمین از شما می ترسند و هر وقتیکه نام قوم اسرائیل را می شنوند، به وحشت می افتند. ۱۰ و ما شنیده ایم که چون از مصر خارج می شدید، چطور خداوند بحیرۀ احمر را برای تان خشک کرد و چگونه سیحون و عوج، دو پادشاه شرق اُردن را از بین بردید. ۱۱ بمجردی که خبر آن به گوش ما رسید، همگی از ترس شما، به وحشت افتادیم و دل و جرأت خود را از دست دادیم. بیشک که خداوند، خدای شما، خدای آسمان در عالم بالا و خدای زمین در دنیای پائین است. 12‏-13 پس حالا بنام خداوند قسم بخورید تا همانطوریکه من با شما با مهربانی رفتار کردم، شما هم با فامیل من بخوبی رفتار کنید. و به من اطمینان بدهید که قصد کشتن پدر، مادر، برادران، خواهران مرا و خانوادۀ شانرا نخواهید داشت.» 14 آن ها به راحاب گفتند: «اگر به آنچه می گوئیم عمل نکنیم، خدا ما را بکشد. و اگر تو از نقشۀ ما چیزی به کسی نگوئی، البته وقتی خداوند این سرزمین را به ما داد با شما با مهربانی و وفاداری رفتار می کنیم.» 15 بعد راحاب آن ها را با ریسمان از راه کلکین پائین کرد، چونکه خانۀ او در دیوار شهر آباد شده بود. 16 و به آن ها گفت: «بسر کوه بروید و برای سه روز خود را در آنجا پنهان کنید تا آنهائی که در تعقیب شما هستند برگردند و آنگاه پی کار خود بروید.» 17 آن ها به راحاب گفتند: «ما به این وعده ایکه از ما خواستی وفا می کنیم. 18 وقتیکه این سرزمین را به دست آوردیم این طناب سرخ را به کلکینی که ما را از آن پائین کردی ببند. و تو باید پدر، مادر، برادران، خواهران و تمام خانوادۀ پدرت را در خانه ات جمع کنی. 19 و هر کسیکه از خانه ات بیرون شود و به کوچه برود خونش به گردن خودش می باشد و گناه ما نخواهد بود. و اگر به کسیکه در خانۀ تو باشد و صدمه ای برسد، البته ما مسئول خواهیم بود. 20 و اگر تو از نقشۀ ما به کسی اطلاع بدهی، آنوقت ما مجبور نخواهیم بود که به وعدۀ خود که به تو می دهیم، عمل کنیم.» 21 راحاب موافقه نمود و آن ها را روانه کرد. وقتی آن ها رفتند، او طناب سرخ را به کلکین بست. 22 آن ها بسر کوه رفتند و مدت سه روز در آنجا پنهان شدند. تا وقتیکه فرستادگان شاه برگشتند. آن ها سراسر کشور را جستجو کردند، ولی جاسوسان را نیافتند. 23 آنگاه جاسوسان از کوه پائین شدند، از دریا عبور کرده پیش یوشع پسر نون برگشتند. و همه وقایع سفر خود را به او گزارش دادند 24 و گفتند: «حالا به ما ثابت شد که خداوند همۀ آن سرزمین را به ما داده است. علاوتاً تمام مردم آنجا بی نهایت از ما می ترسند.»

یوشع ۲:۱۱–۱۳ · TDV

دو جاسوسی که یوشع برای جاسوسی اریحا فرستاده بود، پیامبر نیز نامیده می‌شوند. برای اریحا و پادشاهش، آنها جاسوسانی بودند که باید جستجو و کشته می‌شدند. برای و خانواده‌اش، آنها پیامبران نجات بودند. ایمانداران امروز برای خدا بوی خوش هستند. برای هلاک‌شوندگانی که پیام نجات خدا را رد می‌کنند، ما بوی مرگ به سوی مرگ هستیم، در که برای کسانی که نجات می‌یابند، ما بوی به سوی هستیم.

یک ، زنی گناهکار، مرده در خطاها و گناهانی بود که در آنها راه می‌رفت. او ذاتاً بهتر از هیچ یک از مردمش نبود. با این حال، او با روی گرداندن از وفاداری به مردمش و اذعان به اینکه یهوه خدای حقیقی است، با با پیامبران او رفتار کرد، آنها را پنهان کرد و جانشان را نجات داد، واقعی را نشان داد. او با ایمان خود را به رحمت خدا سپرد و به دنبال نجات او از مرگ حتمی که در انتظار مردمش بود، نه تنها برای خودش، بلکه برای تمام خانواده‌اش بود. به او گفته نشد که خود را پاک کند تا خود را برای بودن سازد. او باید طناب قرمز را - یادآور - در پنجره‌اش آویزان می‌کرد که با آن را از دیوار پایین آورد. خانواده‌اش نیز باید در خانه‌اش پشت همین طناب پناه می‌گرفتند.

آیا ما متقاعد شده‌ایم که داوری خدا به زودی بر این جهان گناهکار نازل خواهد شد؟ آیا نگران نجات خود و عزیزانمان هستیم؟ آیا آماده‌ایم که را در این دنیا که هنوز مورد تحقیر و رد انسان‌هاست، آشکارا اعتراف کنیم؟

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • جنو ۲۰, ۲۰۲۶

    آیات امروز ما را از یک حوزه بسیار مهم از کار کهانت خداوند ما آگاه می‌سازد. در حال حاضر،...

  • جنو ۱۹, ۲۰۲۶

    حیات انسان زمانی آغاز شد که خدا آنچه را که از خاک شکل داده بود گرفت و نفس حیات را در آن...

  • جنو ۱۷, ۲۰۲۶

    بیانیه‌ای جالب در کتاب ایوب در مورد طوفان نوح یافت می‌شود. نگرش غالب پیش از...

  • جنو ۱۶, ۲۰۲۶

    فقط دو امکان وجود دارد: زندگی یا مرگ، بهشت یا جهنم، شادی یا دندان قروچه، امید یا تاریکی....

  • جنو ۱۵, ۲۰۲۶

    داستان رابطه داوود با پسرش ابشالوم غم‌انگیز است، اما درس‌های مهمی برای ما دارد. وقتی...