۱ حال، ای ایمانداران! دربارۀ تحفه های روح مقدس نمی خواهم که بی خبر باشید. ۲ شما می دانید زمانی که هنوز خدا ناشناس بودید، به سوی بُتهای بی جان کشانده شده و گمراه می گشتید. ۳ پس من این را به شما می گویم تا بفهمید، آن کسی که روح مقدس را با خود داشته باشد، هرگز نمی تواند عیسی را لعنت کند و کسی هم نمی تواند بدون روح مقدس بگوید که عیسای مسیح خداوند است. ۴ تحفه های روحانی گوناگون هستند اما همۀ آنها را یک روح می بخشد. ۵ خدمتهای ما گوناگون هستند اما همه برای یک سَروَر می باشند. ۶ اعمال ما نیز گوناگون هستند اما همان خداست که همه چیز را در همه به انجام می رساند. ۷ در هر فردی تحفه های روح مقدس برای خیریت همه آشکار می گردد. ۸ زیرا که روح مقدس به یکی بیان حکمت می بخشد و به دیگری بیان معرفت. ۹ باز هم همان روح مقدس به یکی ایمان می بخشد و به دیگری تحفۀ شِفا دادن. ۱۰ به یکی قدرت معجزه کردن، به یک شخص قدرت رساندن پیام خدا و به دیگری تحفۀ تشخیص ارواح را می دهد. به یکی قدرت سخن گفتن به زبانهای نا آشنا را می دهد و به دیگری قدرت ترجمۀ آن زبانها را می بخشد. ۱۱ اما همۀ این تحفه ها را همان یک روح مطابق ارادۀ خود به هر کسی خواسته باشد، عطا می کند.
۱۲ همان گونه که بدن یکی است اما اعضای مختلف دارد و این اعضای مختلف در یک تن واحد جمع اند، مسیح نیز همین طور است. ۱۳ پس همۀ ما، خواه یهودی، خواه غیر یهودی، خواه غلام، خواه آزاد، به وسیلۀ یک روح مقدس در یک بدن تعمید یافته ایم و همه از یک روح مقدس پُر شده ایم.
۱۴ زیرا که بدن از یک عضو ساخته نشده است بلکه دارای اعضای بسیار می باشد. ۱۵ اگر پا بگوید: «چون من دست نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا آن دیگر عضو بدن نیست؟ ۱۶ یا اگر گوش بگوید: «چون چشم نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا دیگر عضو بدن شمرده نمی شود؟ ۱۷ اگر تمام بدن چشم می بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش می بود، چگونه می توانست ببوید؟ ۱۸ پس خدا مطابق ارادۀ خود برای هر عضو، جای مناسبی در بدن بخشیده است. ۱۹ اگر تنها یک عضو می بود، بدنی وجود نمی داشت، ۲۰ اما در واقع اعضا بسیارند، ولی بدن یکی است.
۲۱ پس چشم نمی تواند به دست بگوید: «محتاج تو نیستم.» یا سر نمی تواند به پا بگوید: «به تو احتیاج ندارم.» ۲۲ برعکس، اعضایی که به ظاهر ضعیف هستند، وجود شان بسیار ضروری است. ۲۳ آن اعضای بدن را که بی ارزش می شماریم، با حرمت خاص می پوشانیم و با اعضایی که نباید دیده شوند، با احترام خاص رفتار می کنیم، ۲۴ در حالی که اعضای زیبای بدن ما به چنین توجه احتیاج ندارند. اما خدا اعضای بدن را چنان تنظیم کرده است که به اعضای ضعیفتر بدن ارزش بیشتری داده می شود ۲۵ تا میان اعضای بدن جدایی به وجود نیاید بلکه تمام اعضا به همدیگر توجه یکسان داشته باشند. ۲۶ اگر عضوی به درد آید، اعضای دیگر در درد آن عضو شریک هستند. همچنین اگر یکی از اعضا مورد تعریف واقع شود، اعضای دیگر نیز خوشحال خواهند بود.
۲۷ شما حالا بدن مسیح هستید، هر یک از شما عضوی از بدن او می باشید. ۲۸ خدا در کلیسا اشخاص معینی را به شرح زیر قرار داده است: اول رسولان، دوم پیامبران، سوم معلمان کلام خدا و پس از آن، کسانی که معجزه می کنند، کسانی که تحفۀ شِفا دادن را دارند، به همین ترتیب کمک کننده گان و مدیران و آنهایی که به زبانهای نا آشنا و مختلف سخن می گویند. ۲۹ آیا همه رسول، پیامبر یا معلم هستند؟ آیا همه معجزه می کنند؟ ۳۰ یا همه تحفۀ قدرت شِفا دادن را دارند؟ آیا همه به زبانها سخن می گویند؟ یا همه زبانها را ترجمه می کنند؟ ۳۱ پس با شوق زیاد خواهان بهترین تحفه ها باشید و حال من بهترین آن را به شما نشان می دهم.
1 اگر به زبانهای آدمیان و فرشته گان سخن بگویم ولی محبت نداشته باشم، فقط یک دُهل میان خالی و یا یک دایرۀ پُر سر و صدا هستم. 2 اگر قادر به رساندن پیام خدا باشم و یا تمام علوم و فهم اسرار خدا را بدانم و اگر ایمانی داشته باشم که کوهها را جابجا کنم ولی محبت نداشته باشم، هیچ هستم. 3 اگر تمام ثروت خود را به فقرا داده و یا حتی بدن خود را برای سوختن بدهم اما محبت نداشته باشم، هیچ فایده یی به من ندارد.
4 محبت بردبار و مهربان است. محبت حسادت و لاف زدن را نمی شناسد. محبت کبر و غرور ندارد. 5 محبت رفتار زشت ندارد. خود خواه نیست. خشمگین نمی شود، کینه به دل نمی گیرد. 6 محبت از بدی خوشحال نمی شود، ولی از حقیقت شاد می گردد. 7 محبت در همه حال صبر می کند و ایمان را از دست نمی دهد. محبت همیشه امیدوار است و همه چیز را تحمل می کند.
8 محبت هرگز از میان نخواهد رفت اما پیشگویی ها به پایان خواهند رسید و سخن گفتن به زبانهای نا آشنا خاتمه خواهند یافت و معرفت از میان می رود. 9 معرفت ما کامل نیست و پیشگویی ما نیز نا کامل است. 10 اما زمانی که همه چیز به کمال برسد، هر آنچه نا مکمل است از بین می رود.
11 زمانی که کودک بودم، طفلانه حرف می زدم، احساس طفلانه داشتم و طفلانه فکر می کردم. حالا که بزرگ شده ام، از رفتارهای طفلانه دست کشیده ام. 12 آنچه را که ما اکنون می بینیم مانند یک تصویر تاریک در آیینه است، ولی در آن زمان همه چیز را شفاف و روشن رو به روی خود خواهیم دید. آنچه را که من اکنون می دانم، نا کامل است ولی در آن زمان آگاهی من کامل خواهد شد، همان گونه که خدا دربارۀ من آگاهی کامل دارد.
13 خلاصه این سه چیز باقی می ماند: ایمان، امید و محبت، ولی بزرگترین اینها محبت است.
1 محبت را پیروی کنید و مشتاق دریافت تحفه های روح مقدس، به خصوص تحفۀ رساندن پیام خدا باشید. 2 زیرا کسی که به زبانهای نا آشنا سخن می گوید، با خدا سخن می گوید نه با مردم، چون آنچه را که او می گوید دیگران نمی فهمند، زیرا او با قدرت روح مقدس اسرار خدا را به زبان می آورد. 3 اما آن کس که پیام خدا را می رساند، برای تقویت، تشویق و تسلی دیگران سخن می گوید. 4 کسی که به یک زبان نا آشنا سخن می گوید، تنها خود را تقویت می کند، ولی کسی که پیام خدا را می رساند، باعث تقویت کلیسا می شود.
5 من آرزو دارم که همۀ شما به زبانهای نا آشنا سخن بگویید، ولی بیشتر آرزو می کنم که همۀ شما پیام خدا را برسانید، زیرا رساندن پیام خدا از سخن گفتن به زبانهای نا آشنا فایدۀ بیشتر دارد، مگر آن که این سخنان ترجمه گردد تا اعضای کلیسا تقویت شوند. 6 پس ای برادران و خواهران! اگر من حالا نزد شما بیایم و به زبانهای نا آشنا سخن گویم، به شما چه فایده خواهم داشت؟ مگر این که برای شما مکاشفه ای یا معرفتی یا پیامی یا تعلیمی بیاورم.
7 حتی آلات موسیقی بی جان مانند نَی و چنگ اگر صدا های مشخص ندهند، چطور می توان تشخیص داد چه آهنگی نواخته می شود؟ 8 اگر شیپور صدایی نامفهوم بکشد، چه کسی آمادۀ جنگ می شود؟ 9 همچنین اگر شما به زبانهای غیر قابل فهم سخن بگویید، چگونه دیگران بفهمند که چه می گویید؟ پس سخنان شما باد هوا خواهد بود. 10 در دنیا، زبانهای مختلف بسیار است اما هیچ یک از آنها بی معنی نیست. 11 پس اگر من زبانی را که به آن سخن می گویند، نفهمم، نسبت به گویندۀ آن بیگانه خواهم بود و او نیز نسبت به من بیگانه است. 12 در مورد شما نیز چنین است، چون اشتیاق دارید که صاحب تحفه های روح مقدس باشید، کوشش کنید تحفه هایی را بیابید که کلیسا را بیشتر تقویت کند.
13 پس اگر کسی به زبانهای نا آشنا سخن می گوید، باید دعا کند که قادر به ترجمۀ سخنان خود باشد. 14 زیرا اگر من به زبانهای نا آشنا دعا کنم، روح من مشغول دعاست، ولی عقل من در آن نقشی ندارد. 15 پس چه باید بکنم؟ من با روح خود دعا می کنم، همان گونه با عقل و فهم خود دعا می کنم، من با روح خود سرود می خوانم، همان گونه با عقل و فهم خود سرود می خوانم. 16 در غیر آن، اگر شما خدا را با روح خود شکرگزاری می کنید، آن کسی که سخن تان را نمی فهمد، چگونه به آن آمین بگوید؟ چون نمی داند چه می گویید. 17 حتی اگر دعای شکرگزاری شما بسیار خوب هم باشد، اما به دیگران فایده یی ندارد.
18 خدا را شکر که من بیش از همۀ شما به زبانهای نا آشنا سخن می گویم، 19 به هر صورت، من در محفل عبادت کلیسا، گفتن پنج کلمۀ با معنی را برای تعلیم دیگران از گفتن هزاران کلمه به زبانهای نا آشنا بهتر می دانم.
20 ای ایمانداران عزیز! در فکر کردن مانند کودکان نباشید، بلکه در بدی کردن مانند یک طفل باشید. برعکس در فکر کردن مانند انسانهای بالغ گردید. 21 در نوشته های پیامبران آمده است:
«خداوند می فرماید که من به زبانهای بیگانه
و از لبهای بیگانه گان با این قوم سخن خواهم گفت،
با وجود این، آنها به من گوش نخواهند داد.»
22 بنابر این تحفۀ سخن گفتن به زبانهای نا آشنا نشانه ای است برای بی ایمانان، نه برای ایمانداران، حال آن که رساندن پیام خدا برای ایمانداران است، نه برای بی ایمانان. 23 پس اگر تمام اعضای کلیسا در یکجا جمع شوند و به زبانهای نا آشنا سخن بگویند و در همان وقت اشخاص بی ایمان یا ناآگاه به جمع شما وارد شوند، آیا آنها نخواهند گفت که شما دیوانه هستید؟ 24 اما اگر همۀ شما پیام خدا را برسانید و شخص ناآگاه و یا بی ایمانی به مجلس شما بیاید، آنچه را او می شنود، او را به گناهانش آگاه می سازد و به وسیلۀ سخنانی که می شنود، داوری می شود، 25 رازهای دلش آشکار شده، رو به خاک افتاده و خدا را پرستش خواهد کرد و اعتراف خواهد کرد که خدا واقعاً با شماست.
26 ای برادران و خواهران! مقصد من این است که وقتی دَور هم جمع می شوید، اگر کسی سرودی، یا درسی، یا مکاشفه یی، یا سخنی به زبانهای نا آشنا و یا ترجمۀ زبانها را دارد، باید آنها را برای تقویت همه انجام دهد. 27 اگر کسانی به زبانهای نا آشنا سخن می گویند، دو یا سه نفر بیشتر نباشند و یکی بعد از دیگری سخن بگوید و کسی هم ترجمه کند. 28 اگر ترجمه کننده ای در آنجا حاضر نباشد، او باید در مجلس ایمانداران خاموش بماند و صحبت او بین خودش و خدا باشد. 29 فقط دو یا سه نفر باید پیام خدا را برسانند و دیگران گفتار آنها را تشخیص بدهند. 30 اما اگر مکاشفه یی به یکی از حاضران دست دهد، آن کسی که مشغول سخن گفتن است، باید خاموش شود. 31 به این ترتیب همه می توانید به نوبت پیام خدا را برسانید تا همه تعلیم یابند و تشویق شوند. ۳۲ همین طور تحفۀ رساندن پیام خدا باید تحت اختیار گویندۀ آن باشد، ۳۳ زیرا خدا، خدای بی نظمی نیست بلکه خدای نظم و آرامش است. چنان که در تمام کلیساهای ایمانداران این شیوه رواج دارد.
۳۴ زنان باید در محفل عبادت خاموش باشند، زیرا جایز نیست که سخن گویند بلکه مطابق آنچه در تورات نوشته شده است، زنان باید مُطیع باشند. ۳۵ اگر دربارۀ چیزی می خواهند بدانند، در خانه از شوهران خود بپرسند، زیرا برای زن شایسته نیست که در محفل عبادت سخن گوید.
۳۶ آیا کلام خدا از شما شروع شده است؟ و یا پیام او تنها به شما رسیده است؟ ۳۷ اگر کسی خود را پیام رسان بداند یا دارای عطایای روحانی دیگر باشد، باید تصدیق کند که آنچه می نویسم حکم خداوند است. ۳۸ اما اگر کسی این حکم را نپذیرد، خودش نیز پذیرفته نخواهد شد.
۳۹ پس ای عزیزان! با اشتیاق کامل تحفۀ رساندن پیام خدا را داشته باشید و سخن گفتن به زبانهای نا آشنا را منع نکنید. ۴۰ اما همۀ کارها باید با نظم و ترتیب انجام شود.
۱ حال، ای ایمانداران! دربارۀ تحفه های روح مقدس نمی خواهم که بی خبر باشید. ۲ شما می دانید زمانی که هنوز خدا ناشناس بودید، به سوی بُتهای بی جان کشانده شده و گمراه می گشتید. ۳ پس من این را به شما می گویم تا بفهمید، آن کسی که روح مقدس را با خود داشته باشد، هرگز نمی تواند عیسی را لعنت کند و کسی هم نمی تواند بدون روح مقدس بگوید که عیسای مسیح خداوند است. ۴ تحفه های روحانی گوناگون هستند اما همۀ آنها را یک روح می بخشد. ۵ خدمتهای ما گوناگون هستند اما همه برای یک سَروَر می باشند. ۶ اعمال ما نیز گوناگون هستند اما همان خداست که همه چیز را در همه به انجام می رساند. ۷ در هر فردی تحفه های روح مقدس برای خیریت همه آشکار می گردد. ۸ زیرا که روح مقدس به یکی بیان حکمت می بخشد و به دیگری بیان معرفت. ۹ باز هم همان روح مقدس به یکی ایمان می بخشد و به دیگری تحفۀ شِفا دادن. ۱۰ به یکی قدرت معجزه کردن، به یک شخص قدرت رساندن پیام خدا و به دیگری تحفۀ تشخیص ارواح را می دهد. به یکی قدرت سخن گفتن به زبانهای نا آشنا را می دهد و به دیگری قدرت ترجمۀ آن زبانها را می بخشد. ۱۱ اما همۀ این تحفه ها را همان یک روح مطابق ارادۀ خود به هر کسی خواسته باشد، عطا می کند.
۱۲ همان گونه که بدن یکی است اما اعضای مختلف دارد و این اعضای مختلف در یک تن واحد جمع اند، مسیح نیز همین طور است. ۱۳ پس همۀ ما، خواه یهودی، خواه غیر یهودی، خواه غلام، خواه آزاد، به وسیلۀ یک روح مقدس در یک بدن تعمید یافته ایم و همه از یک روح مقدس پُر شده ایم.
۱۴ زیرا که بدن از یک عضو ساخته نشده است بلکه دارای اعضای بسیار می باشد. ۱۵ اگر پا بگوید: «چون من دست نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا آن دیگر عضو بدن نیست؟ ۱۶ یا اگر گوش بگوید: «چون چشم نیستم، به بدن تعلق ندارم،» آیا دیگر عضو بدن شمرده نمی شود؟ ۱۷ اگر تمام بدن چشم می بود، چگونه می توانست بشنود؟ و اگر تمام بدن گوش می بود، چگونه می توانست ببوید؟ ۱۸ پس خدا مطابق ارادۀ خود برای هر عضو، جای مناسبی در بدن بخشیده است. ۱۹ اگر تنها یک عضو می بود، بدنی وجود نمی داشت، ۲۰ اما در واقع اعضا بسیارند، ولی بدن یکی است.
۲۱ پس چشم نمی تواند به دست بگوید: «محتاج تو نیستم.» یا سر نمی تواند به پا بگوید: «به تو احتیاج ندارم.» ۲۲ برعکس، اعضایی که به ظاهر ضعیف هستند، وجود شان بسیار ضروری است. ۲۳ آن اعضای بدن را که بی ارزش می شماریم، با حرمت خاص می پوشانیم و با اعضایی که نباید دیده شوند، با احترام خاص رفتار می کنیم، ۲۴ در حالی که اعضای زیبای بدن ما به چنین توجه احتیاج ندارند. اما خدا اعضای بدن را چنان تنظیم کرده است که به اعضای ضعیفتر بدن ارزش بیشتری داده می شود ۲۵ تا میان اعضای بدن جدایی به وجود نیاید بلکه تمام اعضا به همدیگر توجه یکسان داشته باشند. ۲۶ اگر عضوی به درد آید، اعضای دیگر در درد آن عضو شریک هستند. همچنین اگر یکی از اعضا مورد تعریف واقع شود، اعضای دیگر نیز خوشحال خواهند بود.
۲۷ شما حالا بدن مسیح هستید، هر یک از شما عضوی از بدن او می باشید. ۲۸ خدا در کلیسا اشخاص معینی را به شرح زیر قرار داده است: اول رسولان، دوم پیامبران، سوم معلمان کلام خدا و پس از آن، کسانی که معجزه می کنند، کسانی که تحفۀ شِفا دادن را دارند، به همین ترتیب کمک کننده گان و مدیران و آنهایی که به زبانهای نا آشنا و مختلف سخن می گویند. ۲۹ آیا همه رسول، پیامبر یا معلم هستند؟ آیا همه معجزه می کنند؟ ۳۰ یا همه تحفۀ قدرت شِفا دادن را دارند؟ آیا همه به زبانها سخن می گویند؟ یا همه زبانها را ترجمه می کنند؟ ۳۱ پس با شوق زیاد خواهان بهترین تحفه ها باشید و حال من بهترین آن را به شما نشان می دهم.
۱ محبت را پیروی کنید و مشتاق دریافت تحفه های روح مقدس، به خصوص تحفۀ رساندن پیام خدا باشید. ۲ زیرا کسی که به زبانهای نا آشنا سخن می گوید، با خدا سخن می گوید نه با مردم، چون آنچه را که او می گوید دیگران نمی فهمند، زیرا او با قدرت روح مقدس اسرار خدا را به زبان می آورد. ۳ اما آن کس که پیام خدا را می رساند، برای تقویت، تشویق و تسلی دیگران سخن می گوید. ۴ کسی که به یک زبان نا آشنا سخن می گوید، تنها خود را تقویت می کند، ولی کسی که پیام خدا را می رساند، باعث تقویت کلیسا می شود.
۵ من آرزو دارم که همۀ شما به زبانهای نا آشنا سخن بگویید، ولی بیشتر آرزو می کنم که همۀ شما پیام خدا را برسانید، زیرا رساندن پیام خدا از سخن گفتن به زبانهای نا آشنا فایدۀ بیشتر دارد، مگر آن که این سخنان ترجمه گردد تا اعضای کلیسا تقویت شوند. ۶ پس ای برادران و خواهران! اگر من حالا نزد شما بیایم و به زبانهای نا آشنا سخن گویم، به شما چه فایده خواهم داشت؟ مگر این که برای شما مکاشفه ای یا معرفتی یا پیامی یا تعلیمی بیاورم.
۷ حتی آلات موسیقی بی جان مانند نَی و چنگ اگر صدا های مشخص ندهند، چطور می توان تشخیص داد چه آهنگی نواخته می شود؟ ۸ اگر شیپور صدایی نامفهوم بکشد، چه کسی آمادۀ جنگ می شود؟ ۹ همچنین اگر شما به زبانهای غیر قابل فهم سخن بگویید، چگونه دیگران بفهمند که چه می گویید؟ پس سخنان شما باد هوا خواهد بود. ۱۰ در دنیا، زبانهای مختلف بسیار است اما هیچ یک از آنها بی معنی نیست. ۱۱ پس اگر من زبانی را که به آن سخن می گویند، نفهمم، نسبت به گویندۀ آن بیگانه خواهم بود و او نیز نسبت به من بیگانه است. ۱۲ در مورد شما نیز چنین است، چون اشتیاق دارید که صاحب تحفه های روح مقدس باشید، کوشش کنید تحفه هایی را بیابید که کلیسا را بیشتر تقویت کند.
۱۳ پس اگر کسی به زبانهای نا آشنا سخن می گوید، باید دعا کند که قادر به ترجمۀ سخنان خود باشد. ۱۴ زیرا اگر من به زبانهای نا آشنا دعا کنم، روح من مشغول دعاست، ولی عقل من در آن نقشی ندارد. ۱۵ پس چه باید بکنم؟ من با روح خود دعا می کنم، همان گونه با عقل و فهم خود دعا می کنم، من با روح خود سرود می خوانم، همان گونه با عقل و فهم خود سرود می خوانم. ۱۶ در غیر آن، اگر شما خدا را با روح خود شکرگزاری می کنید، آن کسی که سخن تان را نمی فهمد، چگونه به آن آمین بگوید؟ چون نمی داند چه می گویید. ۱۷ حتی اگر دعای شکرگزاری شما بسیار خوب هم باشد، اما به دیگران فایده یی ندارد.
۱۸ خدا را شکر که من بیش از همۀ شما به زبانهای نا آشنا سخن می گویم، ۱۹ به هر صورت، من در محفل عبادت کلیسا، گفتن پنج کلمۀ با معنی را برای تعلیم دیگران از گفتن هزاران کلمه به زبانهای نا آشنا بهتر می دانم.
۲۰ ای ایمانداران عزیز! در فکر کردن مانند کودکان نباشید، بلکه در بدی کردن مانند یک طفل باشید. برعکس در فکر کردن مانند انسانهای بالغ گردید. ۲۱ در نوشته های پیامبران آمده است:
«خداوند می فرماید که من به زبانهای بیگانه
و از لبهای بیگانه گان با این قوم سخن خواهم گفت،
با وجود این، آنها به من گوش نخواهند داد.»
۲۲ بنابر این تحفۀ سخن گفتن به زبانهای نا آشنا نشانه ای است برای بی ایمانان، نه برای ایمانداران، حال آن که رساندن پیام خدا برای ایمانداران است، نه برای بی ایمانان. ۲۳ پس اگر تمام اعضای کلیسا در یکجا جمع شوند و به زبانهای نا آشنا سخن بگویند و در همان وقت اشخاص بی ایمان یا ناآگاه به جمع شما وارد شوند، آیا آنها نخواهند گفت که شما دیوانه هستید؟ ۲۴ اما اگر همۀ شما پیام خدا را برسانید و شخص ناآگاه و یا بی ایمانی به مجلس شما بیاید، آنچه را او می شنود، او را به گناهانش آگاه می سازد و به وسیلۀ سخنانی که می شنود، داوری می شود، ۲۵ رازهای دلش آشکار شده، رو به خاک افتاده و خدا را پرستش خواهد کرد و اعتراف خواهد کرد که خدا واقعاً با شماست.
۲۶ ای برادران و خواهران! مقصد من این است که وقتی دَور هم جمع می شوید، اگر کسی سرودی، یا درسی، یا مکاشفه یی، یا سخنی به زبانهای نا آشنا و یا ترجمۀ زبانها را دارد، باید آنها را برای تقویت همه انجام دهد. ۲۷ اگر کسانی به زبانهای نا آشنا سخن می گویند، دو یا سه نفر بیشتر نباشند و یکی بعد از دیگری سخن بگوید و کسی هم ترجمه کند. ۲۸ اگر ترجمه کننده ای در آنجا حاضر نباشد، او باید در مجلس ایمانداران خاموش بماند و صحبت او بین خودش و خدا باشد. ۲۹ فقط دو یا سه نفر باید پیام خدا را برسانند و دیگران گفتار آنها را تشخیص بدهند. ۳۰ اما اگر مکاشفه یی به یکی از حاضران دست دهد، آن کسی که مشغول سخن گفتن است، باید خاموش شود. ۳۱ به این ترتیب همه می توانید به نوبت پیام خدا را برسانید تا همه تعلیم یابند و تشویق شوند. ۳۲ همین طور تحفۀ رساندن پیام خدا باید تحت اختیار گویندۀ آن باشد، ۳۳ زیرا خدا، خدای بی نظمی نیست بلکه خدای نظم و آرامش است. چنان که در تمام کلیساهای ایمانداران این شیوه رواج دارد.
۳۴ زنان باید در محفل عبادت خاموش باشند، زیرا جایز نیست که سخن گویند بلکه مطابق آنچه در تورات نوشته شده است، زنان باید مُطیع باشند. ۳۵ اگر دربارۀ چیزی می خواهند بدانند، در خانه از شوهران خود بپرسند، زیرا برای زن شایسته نیست که در محفل عبادت سخن گوید.
۳۶ آیا کلام خدا از شما شروع شده است؟ و یا پیام او تنها به شما رسیده است؟ ۳۷ اگر کسی خود را پیام رسان بداند یا دارای عطایای روحانی دیگر باشد، باید تصدیق کند که آنچه می نویسم حکم خداوند است. ۳۸ اما اگر کسی این حکم را نپذیرد، خودش نیز پذیرفته نخواهد شد.
۳۹ پس ای عزیزان! با اشتیاق کامل تحفۀ رساندن پیام خدا را داشته باشید و سخن گفتن به زبانهای نا آشنا را منع نکنید. ۴۰ اما همۀ کارها باید با نظم و ترتیب انجام شود.
اول قرنتیان ۱۲–۱۴ · اول قرنتیان ۱۲:۳۱ · اول قرنتیان ۱۴:۳ · TDV
همانطور که از اول قرنتیان ۱۲-۱۴ میآموزیم، مسیحیان در قرنتس به ویژه به عطایای روحانی زبانها علاقهمند بودند. ظاهراً، ایماندارانی که به زبانهای ناشناخته صحبت میکردند، توجه زیادی را به خود جلب میکردند. این امر منجر به غرور و جلسات بیفایده روحانی شد. فصل ۱۴ در عوض تأکید میکند که نیاز بزرگ، بنا کردن یکدیگر از نظر روحانی است: «همه چیز برای بنا شدن انجام شود» (۱۴:۲۶). آیه بالا میگوید که ما باید «مشتاقانه بهترین عطایا را آرزو کنیم،» و این در اول قرنتیان ۱۴:۳۹ تکرار و توضیح داده شده است: «مشتاقانه نبوت کنید.» در دورهای قبل از تکمیل عهد جدید، کسی که نبوت میکرد «بنا و تشویق و تسلی» (۱۴:۳) را بیان میکرد و ذهن خدا را در مورد دکترین و زندگیمسیحی آشکار میساخت. بنابراین، «بهترین عطایا» آنهایی بودند که پیامهای به موقع و آموزنده از خدا را ارائه میدادند که همه میتوانستند درک کنند. نیاز به خدمت به موقع و کتاب مقدسی برای همین اهداف هنوز هم امروز ادامه دارد.
با این حال، «راه برتری» وجود دارد که باید هنگام در نظر گرفتن عطایای روحانی به یاد داشته باشیم. این راه محبت است، همانطور که اول قرنتیان ۱۳ توضیح میدهد. محبت در میان عطایای روحانی ذکر نشده است؛ بلکه، فضای ضروری برای به کارگیری هر یک از آنهاست. یک بخش مشابه در رومیان ۱۲:۶-۸، که تعدادی از عطایای روحانی را نیز تشریح میکند، با آیه ۹ دنبال میشود: «محبت بدون ریا باشد.»
ما به عنوان مسیحیان، باید به دنبال شناخت عطایای خود باشیم. هنگامی که یعقوب در مورد معلمان روحانی صحبت کرد، از ضمیر «ما» استفاده کرد و نشان داد که میدانست خدا میخواهد او را در آن ظرفیت به کار گیرد (یعقوب ۳:۱). اما حتی اگر در مورد عطایای خود نامطمئن باشیم، میتوانیم مستقیماً وارد محبت شویم، زیرا در فضای محبت مسیحی همیشه آرزو خواهیم داشت که به یکدیگر خدمت کنیم.