خداوند نزدیک است — ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۵: اعمال ۱۷:۱۸

خداوند نزدیک استاستیون کمپبل

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ پس از آن که پولُس و سیلاس از آمفیپولیس و آپولونیا گذشتند، به شهر تسالونیکی آمدند، جایی که یک کنیسه در آنجا وجود داشت. ۲ پولُس بر اساس عادت همیشه گی خود داخل کنیسه شد و سه هفته در روزهای شنبه پیهم با استفاده از نوشته های پیامبران با آنها مباحثه کرد. ۳ او توضیح می داد و چنین بیان می کرد: «لازم بود تا مسیح رنج ببیند و پس از مرگ زنده گردد. این عیسایی که من درباره اش به شما اعلام می کنم، همان مسیح است.» ۴ عده یی از آنها ایمان آوردند و گروه زیادی از یونانیان خدا پرست و زنان سرشناس با پولُس و سیلاس پیوستند. ۵ اما یهودیانی که اعتقاد نداشتند، حسادت کردند و چند نفر بیکار و اوباش را از کوچه و بازار با خود جمع کرده و در شهر سر و صدا برپا کردند و به خانۀ یاسون حمله بُردند. آنها کوشش می کردند تا پولُس و سیلاس را پیش جمعیت بیاورند. ۶ چون پولُس و سیلاس را نیافتند، یاسون و یک تعداد از ایمانداران را پیش مقامات شهر آورده، فریاد می زدند: «این آدمها که همه جا را به آشوب کشیده اند، حالا به اینجا آمده اند ۷ و یاسون آنها را در خانۀ خود بُرده است. همۀ اینها بر خلاف احکام امپراطور عمل می کنند و ادعا دارند که پادشاه دیگری به نام عیسی وجود دارد.» ۸ با شنیدن گفته های آنها مردم و مقامات شهر وارخطا شدند. ۹ آنها یاسون و دیگر ایمانداران را با گرفتن ضمانت نقدی آزاد کردند. ۱۰ آن شب ایمانداران، پولُس و سیلاس را با عجله به بیریه روان کردند. وقتی به آنجا رسیدند به کنیسه رفتند. ۱۱ یهودیان مقیم شهر بیریه نسبت به یهودیان شهر تسالونیکی درک و فهم بیشتر داشتند و با شوق کلام خدا را می شنیدند. آنها هر روز نوشته های پیامبران را مطالعه می کردند تا ببینند که آیا گفته های پولُس و سیلاس مطابق آن کتابها است یا نه. ۱۲ بنابر این بسیاری از یهودیان و یک تعداد زیاد از زنان و مردان سرشناس یونانی نیز ایمان آوردند. ۱۳ اما وقتی یهودیان در تسالونیکی خبر شدند که پولُس در بیریه نیز کلام خدا را موعظه کرده است، به آنجا آمدند تا مردم را بر ضد پولُس تحریک کنند. ۱۴ پس ایمانداران، پولُس را با عجله به ساحل بحر فرستادند اما سیلاس و تیموتاووس هر دو در همان جا ماندند. ۱۵ آنهایی که پولُس را همراهی می کردند او را تا شهر آتن رساندند. پولُس برای شان هدایت داد که وقتی به بیریه رسیدند به زودی سیلاس و تیموتاووس را پیش او بفرستند. ۱۶ وقتی پولُس در انتظار سیلاس و تیموتاووس در آتن بود، بسیار جگرخون شد زیرا می دید که تمام شهر پُر از بُت است. ۱۷ پس هر روز در کنیسه با یهودیان و غیر یهودیان خدا پرست و در شهر و بازار با رهگذران بحث می کرد. ۱۸ عده یی از فلسفه دانان اپیکوری و رواقی با پولُس مشاجره می کردند و عده یی می گفتند: «این جاهل چه می خواهد بگوید؟» و تعداد دیگری جواب دادند: «طوری که معلوم می شود، او دربارۀ خدایان بیگانه تبلیغ می کند،» زیرا که پولُس دربارۀ عیسی و دوباره زنده شدن او مژده می داد. ۱۹ آنها پولُس را گرفتند و پیش شورا در کوه مریخ بُردند و آنها به پولُس گفتند: «ما می خواهیم بدانیم این تعالیم تازه یی که تو دربارۀ شان حرف می زنی چیست؟ ۲۰ زیرا که سخنان تو به گوش ما عجیب می آید. ما می خواهیم معنای آن را بفهمیم.» ۲۱ آتنی ها و خارجی های ساکن آنجا همه وقت خود را به گفتگو دربارۀ عقاید تازه می گذشتاندند. ۲۲ پس پولُس در برابر شورای یهود چنین گفت: «ای مردم آتن! من می دانم که شما بسیار دیندار و مذهبی هستید. ۲۳ زیرا وقتی در شهر شما می گشتم و زیارتهای شما را می دیدم، به قربانگاهی رسیدم که بر آن نوشته شده بود: «تقدیم به خدای ناشناخته.» من دربارۀ همان کسی که شما ناشناخته او را می پرستید به شما اعلام می کنم. ۲۴ خدایی که دنیا و آنچه را که در آن است آفرید و مالک آسمان و زمین است، در معبدهای ساخته شده به دست انسان ساکن نیست ۲۵ و از طریق چیزهایی که ساختۀ دست انسان باشد پرستش نمی شود و به آن نیازی ندارد، زیرا فقط خداست که زندگی، نَفَس و همه چیز را به همه کس می بخشد. ۲۶ او تمام مردم را از نسل یک انسان آفرید تا در تمام روی زمین ساکن شوند. برای زندگی شان زمان و برای بود و باش شان جایی را معین کرد ۲۷ تا خدا را بجویند، نه این که کورکورانه پی او بگردند که شاید او را بیابند، در حالی که او از هیچ کدام ما دور نیست، همان طور که گفته شده است: ۲۸ «ما در او زندگی می کنیم و در او حرکت و هستی داریم.» چنان که یکی از شاعران خود تان گفته است: «ما نیز از نسل او هستیم.» ۲۹ پس چون همه آفریده شدۀ خدا هستیم، نباید گمان کنیم که ذات خدا مانند پیکری از طلا و نقره و سنگ است که با هنر و مهارت انسان تراشیده می شود. ۳۰ خدا از دورانی که مردم از روی جهالت او را نمی شناختند چشم پوشی کرد اما اکنون در همه جا بشر را به توبه کردن امر می کند. ۳۱ زیرا خدا روزی را معین فرموده است که جهان را با عدالت، به وسیلۀ شخصی که برگزیده خود اوست، داوری فرماید و برای ثبوت این حقیقت برای همه، او را پس از مرگ زنده گردانید.» ۳۲ وقتی آنها دربارۀ زنده شدن پس از مرگ شنیدند، عده یی پولُس را مسخره کردند، ولی دیگران گفتند: «دربارۀ این چیزها یک وقت دیگر به سخنان تو گوش خواهیم داد.» ۳۳ به این ترتیب پولُس آنها را ترک کرد. ۳۴ در این میان چند نفر با او پیوستند و ایمان آوردند که از جمله دیونیسوس عضو شورای مریخ و زنی به نام دامارِس و چند نفر دیگر بودند.

۱ پس از آن که پولُس و سیلاس از آمفیپولیس و آپولونیا گذشتند، به شهر تسالونیکی آمدند، جایی که یک کنیسه در آنجا وجود داشت. ۲ پولُس بر اساس عادت همیشه گی خود داخل کنیسه شد و سه هفته در روزهای شنبه پیهم با استفاده از نوشته های پیامبران با آنها مباحثه کرد. ۳ او توضیح می داد و چنین بیان می کرد: «لازم بود تا مسیح رنج ببیند و پس از مرگ زنده گردد. این عیسایی که من درباره اش به شما اعلام می کنم، همان مسیح است.» ۴ عده یی از آنها ایمان آوردند و گروه زیادی از یونانیان خدا پرست و زنان سرشناس با پولُس و سیلاس پیوستند. ۵ اما یهودیانی که اعتقاد نداشتند، حسادت کردند و چند نفر بیکار و اوباش را از کوچه و بازار با خود جمع کرده و در شهر سر و صدا برپا کردند و به خانۀ یاسون حمله بُردند. آنها کوشش می کردند تا پولُس و سیلاس را پیش جمعیت بیاورند. ۶ چون پولُس و سیلاس را نیافتند، یاسون و یک تعداد از ایمانداران را پیش مقامات شهر آورده، فریاد می زدند: «این آدمها که همه جا را به آشوب کشیده اند، حالا به اینجا آمده اند ۷ و یاسون آنها را در خانۀ خود بُرده است. همۀ اینها بر خلاف احکام امپراطور عمل می کنند و ادعا دارند که پادشاه دیگری به نام عیسی وجود دارد.» ۸ با شنیدن گفته های آنها مردم و مقامات شهر وارخطا شدند. ۹ آنها یاسون و دیگر ایمانداران را با گرفتن ضمانت نقدی آزاد کردند. ۱۰ آن شب ایمانداران، پولُس و سیلاس را با عجله به بیریه روان کردند. وقتی به آنجا رسیدند به کنیسه رفتند. ۱۱ یهودیان مقیم شهر بیریه نسبت به یهودیان شهر تسالونیکی درک و فهم بیشتر داشتند و با شوق کلام خدا را می شنیدند. آنها هر روز نوشته های پیامبران را مطالعه می کردند تا ببینند که آیا گفته های پولُس و سیلاس مطابق آن کتابها است یا نه. ۱۲ بنابر این بسیاری از یهودیان و یک تعداد زیاد از زنان و مردان سرشناس یونانی نیز ایمان آوردند. ۱۳ اما وقتی یهودیان در تسالونیکی خبر شدند که پولُس در بیریه نیز کلام خدا را موعظه کرده است، به آنجا آمدند تا مردم را بر ضد پولُس تحریک کنند. ۱۴ پس ایمانداران، پولُس را با عجله به ساحل بحر فرستادند اما سیلاس و تیموتاووس هر دو در همان جا ماندند. ۱۵ آنهایی که پولُس را همراهی می کردند او را تا شهر آتن رساندند. پولُس برای شان هدایت داد که وقتی به بیریه رسیدند به زودی سیلاس و تیموتاووس را پیش او بفرستند. ۱۶ وقتی پولُس در انتظار سیلاس و تیموتاووس در آتن بود، بسیار جگرخون شد زیرا می دید که تمام شهر پُر از بُت است. ۱۷ پس هر روز در کنیسه با یهودیان و غیر یهودیان خدا پرست و در شهر و بازار با رهگذران بحث می کرد. ۱۸ عده یی از فلسفه دانان اپیکوری و رواقی با پولُس مشاجره می کردند و عده یی می گفتند: «این جاهل چه می خواهد بگوید؟» و تعداد دیگری جواب دادند: «طوری که معلوم می شود، او دربارۀ خدایان بیگانه تبلیغ می کند،» زیرا که پولُس دربارۀ عیسی و دوباره زنده شدن او مژده می داد. ۱۹ آنها پولُس را گرفتند و پیش شورا در کوه مریخ بُردند و آنها به پولُس گفتند: «ما می خواهیم بدانیم این تعالیم تازه یی که تو دربارۀ شان حرف می زنی چیست؟ ۲۰ زیرا که سخنان تو به گوش ما عجیب می آید. ما می خواهیم معنای آن را بفهمیم.» ۲۱ آتنی ها و خارجی های ساکن آنجا همه وقت خود را به گفتگو دربارۀ عقاید تازه می گذشتاندند. ۲۲ پس پولُس در برابر شورای یهود چنین گفت: «ای مردم آتن! من می دانم که شما بسیار دیندار و مذهبی هستید. ۲۳ زیرا وقتی در شهر شما می گشتم و زیارتهای شما را می دیدم، به قربانگاهی رسیدم که بر آن نوشته شده بود: «تقدیم به خدای ناشناخته.» من دربارۀ همان کسی که شما ناشناخته او را می پرستید به شما اعلام می کنم. ۲۴ خدایی که دنیا و آنچه را که در آن است آفرید و مالک آسمان و زمین است، در معبدهای ساخته شده به دست انسان ساکن نیست ۲۵ و از طریق چیزهایی که ساختۀ دست انسان باشد پرستش نمی شود و به آن نیازی ندارد، زیرا فقط خداست که زندگی، نَفَس و همه چیز را به همه کس می بخشد. ۲۶ او تمام مردم را از نسل یک انسان آفرید تا در تمام روی زمین ساکن شوند. برای زندگی شان زمان و برای بود و باش شان جایی را معین کرد ۲۷ تا خدا را بجویند، نه این که کورکورانه پی او بگردند که شاید او را بیابند، در حالی که او از هیچ کدام ما دور نیست، همان طور که گفته شده است: ۲۸ «ما در او زندگی می کنیم و در او حرکت و هستی داریم.» چنان که یکی از شاعران خود تان گفته است: «ما نیز از نسل او هستیم.» ۲۹ پس چون همه آفریده شدۀ خدا هستیم، نباید گمان کنیم که ذات خدا مانند پیکری از طلا و نقره و سنگ است که با هنر و مهارت انسان تراشیده می شود. ۳۰ خدا از دورانی که مردم از روی جهالت او را نمی شناختند چشم پوشی کرد اما اکنون در همه جا بشر را به توبه کردن امر می کند. ۳۱ زیرا خدا روزی را معین فرموده است که جهان را با عدالت، به وسیلۀ شخصی که برگزیده خود اوست، داوری فرماید و برای ثبوت این حقیقت برای همه، او را پس از مرگ زنده گردانید.» ۳۲ وقتی آنها دربارۀ زنده شدن پس از مرگ شنیدند، عده یی پولُس را مسخره کردند، ولی دیگران گفتند: «دربارۀ این چیزها یک وقت دیگر به سخنان تو گوش خواهیم داد.» ۳۳ به این ترتیب پولُس آنها را ترک کرد. ۳۴ در این میان چند نفر با او پیوستند و ایمان آوردند که از جمله دیونیسوس عضو شورای مریخ و زنی به نام دامارِس و چند نفر دیگر بودند.

۱ فِستوس سه روز بعد از آن که زمام امور را در دست گرفت، از قیصریه به اورشلیم رفت. ۲ سران کاهنان و رهبران یهود اتهامهایی را که بر ضد پولُس داشتند به اطلاع او رسانیدند و از فِستوس خواستند ۳ که به آنها لطف کرده و پولُس را به اورشلیم بفرستد. آنها در نظر داشتند تا او را در راه به قتل برسانند. ۴ فِستوس جواب داد: «پولُس را در قیصریه باید نگهداشت و خود من هم به زودی به آنجا بر می گردم. ۵ پس بزرگان شما با من به آنجا بیایند و اگر خطایی از او سر زده است بر او ادعا کنند.» ۶ فِستوس حدود هشت تا ده روز در اورشلیم با آنها بود و سپس به قیصریه رفت. فردای آن روز بر چوکی قضاوت نشست و امر کرد تا پولُس را بیاورند. ۷ وقتی پولُس وارد شد، یهودیانی که از اورشلیم آمده بودند دَور او را گرفتند و تهمتهای ناروا بر او بستند، اما نتوانستند هیچ تهمت را ثابت کنند. ۸ پولُس از خود دفاع کرده گفت: «من نه نسبت به شریعت یهود مرتکب خطایی شده ام و نه بر ضد خانۀ خدا و امپراطور اقدامی کرده ام.» ۹ اما فِستوس که می خواست مورد توجه یهودیان قرار گیرد، رو به پولُس کرده گفت: «آیا می خواهی به اورشلیم بروی و در آنجا در حضور خود من محاکمه شوی؟» ۱۰ پولُس جواب داد: «من همین اکنون در محکمۀ امپراطور، در آن جایی که باید محاکمه شوم ایستاده ام. چنان که خود شما به خوبی آگاه هستید، من مرتکب هیچ جُرمی بر ضد یهودیان نشده ام. ۱۱ اگر مجرم هستم و چنان کاری کرده ام که جزایم اعدام باشد، از مرگ نمی گریزم. اما اگر مرتکب هیچ یک از کارهایی که این مردان به من نسبت می دهند نشده ام، هیچ کس حق ندارد مرا به دست آنها بسپارد. من از امپراطور درخواست می کنم تا او خودش به دوسیۀ من رسیده گی کند.» ۱۲ فِستوس پس از آن که با مشاوران خود مشورت کرد، جواب داد: «حالا که از امپراطور درخواست می کنی، به حضور امپراطور خواهی رفت.» ۱۳ پس از چند روز اگریپاس پادشاه و خواهرش برنیکی به قیصریه آمدند تا به فِستوس خوش آمدید بگویند. ۱۴ پس از آن که چند روز در آنجا ماندند، فِستوس دربارۀ قضیۀ پولُس به پادشاه توضیح داد و گفت: «یک زندانی در اینجاست که فِلیکس او را به من تحویل کرده است. ۱۵ هنگامی که در اورشلیم بودم، سران کاهنان و بزرگان یهود از او به من شکایت کردند و با اصرار از من خواستند که محکومیت او را اعلام کنم. ۱۶ من به آنها جواب دادم که در روم عادت نیست که متهم را به مدعیانش تسلیم نمایند، مگر آن که اول او را با مدعیانش رو به رو بنشانند و به متهم اجازه داده شود که در مورد اتهامهایی که به او می زنند، از خود دفاع کند. ۱۷ زمانی که به اینجا آمدند، من هم بدون معطلی فردای آن روز به محکمه رفتم و امر کردم که او را بیاورند. ۱۸ وقتی مدعیان او برخاستند و بر ضد او ادعاهایی کردند، او را به هیچ یک از جُرمهایی که من انتظار داشتم، متهم نساختند. ۱۹ فقط آنها چند سوالی دربارۀ دین خود شان و شخصی به نام عیسی که مُرده است و پولُس ادعا می کند که او زنده است، مطرح کردند. ۲۰ چون نمی دانستم که چگونه به تحقیق کردن ادامه دهم، از پولُس پرسیدم که آیا می خواهد به اورشلیم برود تا در آنجا به این موضوع رسیده گی شود. ۲۱ اما وقتی پولُس تقاضا کرد که تا زمانی که امپراطور به کارش رسیده گی نکرده تحت نظر بماند، من امر کردم او را تحت نظر نگاه دارند تا در وقت مناسب او را به حضور امپراطور بفرستم.» ۲۲ اگریپاس به فِستوس گفت: «بسیار آرزو دارم که خودم سخنان او را بشنوم.» فِستوس جواب داد: «فردا سخنان او را خواهید شنید.» ۲۳ فردای آن روز اگریپاس و برنیکی با تشریفات تمام به دربار وارد شدند و با گروهی از قوماندانان و بزرگان شهر در آنجا نشستند. به فرمان فِستوس، پولُس را حاضر کردند. ۲۴ فِستوس خطاب به حاضران گفت: «ای اگریپاس پادشاه و ای تمام کسانی که در اینجا با ما حضور دارید، شما در اینجا مردی را می بینید که اکثر یهودیان، چه در اورشلیم و چه در اینجا، پیش من از او شکایت کرده اند و با فریاد خواسته اند که او نباید دیگر زنده بماند. ۲۵ اما تا آنجا که خودم فهمیده ام، او کاری نکرده است که مستحق مرگ باشد. اما او خودش تقاضای دادخواهی از امپراطور را کرده است، پس من هم تصمیم گرفتم که او را به حضور امپراطور بفرستم. ۲۶ اما هیچ چیزی مشخص دربارۀ او ندارم که به جناب عالی امپراطور بنویسم، از این خاطر او را نزد شما و به خصوص نزد شما اعلیحضرت اگریپاس آوردم تا پس از تحقیقی که شما از او می کنید، بتوانم چیزی برای نوشتن بیابم. ۲۷ برای من معقول به نظر نمی رسد که یک زندانی را بدون کدام دلیل واضح پیش امپراطور بفرستم.»

اعمال رسولان ۱۷:۱۸ · اعمال رسولان ۱۷:۳۲ · اعمال رسولان ۲۵:۱۹ · TDV

با این کلمات، خطاب به اگریپا کمی قبل از سفرش به سخن گفت. به بحث درباره ، همانطور که اینجا انجام داد، کاملاً عادت داشت. بالاخره، این یک ادعای جسورانه است! وقتی بود، این بود که نه تنها توجه بازار را جلب کرد (۱۷:۱۸)، بلکه مخاطبان او را نیز تقسیم کرد: «وقتی آنها درباره مردگان شنیدند، برخی مسخره کردند، که دیگران گفتند: 'ما دوباره این از خواهیم شنید'» (آیه ۳۲). قبل از اینکه اگریپا سخنان را بشنود، به گفته شده بود که شکایات علیه او بر « خاصی که مرده بود، و می‌کرد که است» متمرکز بود (۲۵:۱۹).

هر گفتگویی درباره پیام ، است که صورت امکان به اشاره‌ای شود. این همان چیزی است که مسیحیت را از هر باور دیگری متمایز می‌کند، و این یک برای ایمان خود ماست. اما به پرسیدن سؤال نیز توجه کنید. به جای بحث درباره دلایل باور به —که بسیاری هستند!—این سؤال نه تنها یک ادعا می‌کند بلکه پاسخی از شکاک نیز می‌طلبد.

ما نیز گفتگوهای مشابهی با دوستان بی‌باور داشته‌ایم. برخی می‌گویند: «تعالیم جذاب است، اما چگونه کسی می‌تواند باور کند که او دوباره شد؟» اینجا ۲۶ یک پاسخ عالی است! ما ممکن است پاسخ دهیم: «خب، آیا شما اصلاً به وجود خدا اعتقاد دارید؟ و اگر دارید، او چه نوع خدایی است؟ آیا او آنقدر ضعیف است که نمی‌تواند بر زیست‌شناسی یا فیزیک غلبه کند؟ آیا از خدای شما بزرگتر است؟ چرا باید باورنکردنی به نظر برسد که یک خدای قدرتمند می‌تواند مردگان را کند؟» مطمئناً، پیام فراتر از این است، اما این یک شروع عالی است. و اگر او می‌تواند مردگان را کند، آیا نمی‌تواند به هر چالش دیگری برای ایمان پاسخ دهد؟

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • سپتمبر ۱۰, ۲۰۲۵

    شاه اخشورش به احترام گذاشتن به مردخای ادامه داد و انگشتر مُهری را که از هامان گرفته بود،...

  • سپتمبر ۹, ۲۰۲۵

    فیض نجات را برای همه به ارمغان می‌آورد زیرا همه به آن نیاز دارند. دیگر محدود به یهودیان...

  • سپتمبر ۸, ۲۰۲۵

    این درخواست بسیار قابل توجه که از خداوند دریافت شده است، از زبان نجات‌دهنده یک بار مصلوب...

  • سپتمبر ۶, ۲۰۲۵

    بله، پس از آنکه خداوند و نجات‌دهنده مبارک ما عیسی مسیح کاری را انجام داد که هیچ یک از ما...

  • سپتمبر ۵, ۲۰۲۵

    مسیح به خدای خود و خدای ما، به پدر خود و پدر ما صعود کرد. ما در تمام برکاتی که از این دو...

  • سپتمبر ۴, ۲۰۲۵

    ربکا نمونه‌ای از کلیسا یا عروس مسیح است. همانطور که گوشواره‌ها و دستبندهایی که خادم به او...