خداوند نزدیک است — ۳۰ اگست ۲۰۲۵: یوحنا ۴:۳۲

خداوند نزدیک استچارلز اچ. مک‌اینتاش

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ وقتی عیسی خبر شد که فریسیان شنیده اند که او بیشتر از یحیی شاگرد پیدا کرده و آنها را تعمید می دهد، ۲ هر چند عیسی خودش تعمید نمی داد بلکه شاگردانش تعمید می دادند، ۳ پس یهودیه را ترک کرد و به جلیل بازگشت ۴ و باید از راه سامره عبور می کرد. ۵ پس به شهری از سامره به نام سوخار، نزدیک مزرعه یی که یعقوب برای پسر خود یوسف بخشیده بود، رسید. ۶ چاه یعقوب در آنجا بود و عیسی خسته از سفر در کنار چاه نشست. تقریباً ظهر بود. ۷ در آنجا یک زن سامری برای کشیدن آب آمد. عیسی به او گفت: «کمی آب به من بده.» ۸ در آن وقت شاگردانش برای خرید خوراک به شهر رفته بودند. ۹ اما زن سامری به او گفت: «تو که یک یهودی هستی، چطور از من که یک زن سامری هستم، آب می خواهی؟» او این را به خاطری گفت که یهودیان با سامریان معاشرت نداشتند. ۱۰ عیسی جواب داد: «اگر نعمت خدا را می دانستی و می فهمیدی آن کسی که از تو آب می خواهد کیست، حتماً خودت از او خواهش می کردی و او به تو آب حیات بخش می داد.» ۱۱ زن به او گفت: «ای آقا چیزی برای کشیدن آب نداری و این چاه عمیق است. پس از کجا آب حیات بخش می آوری؟ ۱۲ آیا تو از جد ما یعقوب بزرگتر هستی که این چاه را برای ما بخشید و خودش و پسران و گله اش از آن نوشیدند؟» ۱۳ عیسی در جواب او گفت: «هر کسی از این آب بنوشد، باز تشنه خواهد شد. ۱۴ اما هر کس از آبی که من به او می بخشم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد، زیرا آن آبی که من به او می دهم، در درون او تا زندگی ابدی به چشمۀ خروشان تبدیل خواهد شد.» ۱۵ زن گفت: «ای آقا، این آب را به من بده تا دیگر تشنه نشوم و برای کشیدن آب به اینجا نیایم.» ۱۶ عیسی به او گفت: «برو، شوهرت را صدا کرده و به اینجا برگرد.» ۱۷ زن جواب داد: «من شوهر ندارم.» عیسی گفت: «درست گفتی که خودت شوهر نداری، ۱۸ زیرا تو پنج شوهر داشتی و آن مردی هم که اکنون با تو زندگی می کند، شوهر تو نیست. این را درست گفتی.» ۱۹ زن به او گفت: «ای آقا، می بینم که تو پیامبر هستی. ۲۰ پدران ما در روی این کوه عبادت می کردند اما شما یهودیان می گویید، اورشلیم جایی است که باید خدا را در آنجا عبادت کرد.» ۲۱ عیسی به او گفت: «ای زن، باور کن، زمانی فرا خواهد رسید که شما پدر آسمانی را نه بر روی این کوه و نه در اورشلیم پرستش خواهید کرد. ۲۲ شما آنچه را نمی شناسید، می پرستید ولی ما آنچه را می شناسیم، می پرستیم، زیرا نجات به وسیلۀ قوم یهود می آید. ۲۳ اما زمانی می آید و این زمان هم اکنون است که پرستنده گان حقیقی، پدر آسمانی را با روح و راستی عبادت خواهند کرد زیرا پدر آسمانی این گونه پرستنده گان را می طلبد. ۲۴ خدا روح است و هر که او را می پرستد، باید در روح و راستی او را عبادت نماید.» ۲۵ زن به او گفت: «من می دانم که مسیح خدا خواهد آمد، هر وقت او بیاید همه چیز را به ما خواهد گفت.» ۲۶ عیسی به او گفت: «من که با تو صحبت می کنم، همان هستم.» ۲۷ در آن موقع شاگردان عیسی برگشتند و تعجب کردند که او با یک زن سخن می گوید، ولی هیچ کس از آن زن نپرسید: «چه می خواهی؟» و به عیسی نیز نگفتند: «چرا با او سخن می گویی؟» ۲۸ پس زن کوزۀ خود را رها کرده به شهر رفت و به مردم گفت: ۲۹ «بیایید مردی را ببینید که آنچه را تا به حال کرده بودم، به من گفت. آیا این مسیح نیست؟» ۳۰ پس مردم از شهر خارج شده پیش عیسی آمدند. ۳۱ در این وقت شاگردان از عیسی خواهش کرده گفتند: «استاد، چیزی بخور.» ۳۲ اما او گفت: «من غذایی برای خوردن دارم که شما از آن بی خبر هستید.» ۳۳ پس شاگردان از یکدیگر پرسیدند: «آیا کسی برای او غذا آورده است؟» ۳۴ عیسی به آنها گفت: «غذای من این است که ارادۀ کسی که مرا فرستاده است بجا آورم و کارهای او را به کمال برسانم. ۳۵ آیا شما نمی گویید هنوز چهار ماه به موسم درو مانده است؟ اما من به شما می گویم، چشمان تان را باز کنید و به کِشتزارها نگاه کنید که حالا برای درو آماده اند. ۳۶ آن کس که درو می کند، مزد خود را می گیرد و ثمری برای زندگی ابدی جمع می کند تا کسی که کِشت می کند و هم آن کسی که درو می کند با هم خوشی کنند. ۳۷ در اینجا این گفته حقیقت پیدا می کند که یکی می کارد و دیگری درو می کند. ۳۸ من شما را فرستادم تا حاصلی را درو کنید که برای آن زحمت نکشیده اید. دیگران زحمت کشیدند و شما از نتایج کار آنها استفاده می برید.» ۳۹ پس عده یی زیادی از سامریان آن شهر به خاطر شهادت آن زن که گفته بود: «آنچه را که تا به حال کرده بودم، به من گفت،» به عیسی ایمان آوردند. ۴۰ وقتی سامریان نزد عیسی آمدند از او خواهش کردند که پیش آنها بماند. پس عیسی دو روز در آنجا ماند ۴۱ و عده یی زیادی نیز به پیام او ایمان آورده ۴۲ و به آن زن گفتند: «حالا دیگر به خاطر سخنان تو نیست که ما ایمان داریم، زیرا ما خود پیام او را شنیده ایم و می دانیم که در حقیقت او نجات دهندۀ جهان است.» ۴۳ پس از دو روز، عیسی آنجا را ترک کرده و به طرف جلیل رفت. ۴۴ عیسی خودش شهادت داده بود که هیچ پیامبر در منطقۀ خود احترام نمی شود. ۴۵ وقتی او به جلیل وارد شد، مردم جلیل از وی استقبال کردند، زیرا معجزه هایی را که در اورشلیم انجام داده بود دیده بودند، چون آنها در ایام عید در اورشلیم بودند. ۴۶ عیسی بار دیگر به منطقۀ قانای جلیل رفت، جایی که آب را به شراب تبدیل کرده بود. در آنجا یک کارمند دربار شاهی بود که پسرش در کپَرناحوم مریض بود. ۴۷ وقتی شنید که عیسی از یهودیه به جلیل آمده است، نزد عیسی رفت و به او التماس کرد که بیاید و پسرش را که در حالت مرگ بود، شِفا بخشد. ۴۸ عیسی به او گفت: «شما بدون دیدن نشانه ها و کارهای حیرت انگیز ایمان نخواهید آورد.» ۴۹ آن کارمند دربار به عیسی گفت: «ای آقا، پیش از آن که پسرم بمیرد، با من بیا.» ۵۰ آنگاه عیسی گفت: «برو، پسرت زنده می ماند.» آن مرد به سخنی که عیسی به او گفته بود، باور کرد و به طرف خانه رفت. ۵۱ او هنوز در راه بود که غلامانش او را دیدند و به او گفتند: «پسرت زنده و تندرست است.» ۵۲ او پرسید: «در چه ساعتی حالش خوب شد؟» گفتند: «دیروز ساعت یک بعد از ظهر تب او قطع شد.» ۵۳ آنگاه او فهمید که این درست همان ساعتی است که عیسی به او گفته بود: «پسرت زنده می ماند.» پس او و تمام اعضای خانواده اش ایمان آوردند. ۵۴ این دومین نشانه یی قدرت عیسی بود که پس از آمدن از یهودیه به جلیل انجام داد.

۱ روزی عیسی در یک جایی به دعا مشغول بود. وقتی دعایش تمام شد، یکی از شاگردانش به او گفت: «استاد، طرز دعا کردن را به ما یاد بده، همان طور که یحیی به شاگردان خود یاد داد.» ۲ عیسی به آنها گفت: «هر وقت دعا می کنید، بگویید: ای پدر آسمانی، نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید. ۳ نان روزانۀ ما را امروز به ما بده. ۴ گناهان ما را ببخش، زیرا ما نیز همه کسانی را که به ما گناه کرده اند می بخشیم. ما را آزمایش مکن.» ۵ سپس عیسی به شاگردانش گفت: «اگر یکی از شما نیمه شب، خانۀ دوست خود برود و بگوید: «ای دوست، سه قرص نان به من قرض بده، ۶ زیرا یکی از دوستانم که در سفر بود به خانۀ من آمده است و چیزی ندارم که پیش او بگذارم.» ۷ اگر آن دوست شما از درون خانه جواب بدهد: «مزاحم من نشو! حالا دروازۀ خانۀ ما بسته است، من و اولادهایم در بستر خواب هستیم، نمی توانم برخیزم و چیزی به تو بدهم.» ۸ به شما می گویم، بدانید که حتی اگر از روی دوستی برنخیزد و چیزی ندهد اما با اصرار شما او بر خواهد خواست و هر چه را ضرورت دارید به شما خواهد داد، چون شما از خواستن شرم ندارید. ۹ همچنان به شما می گویم: بخواهید و به شما داده خواهد شد، بجویید و شما پیدا خواهید کرد، بکوبید دروازه به روی شما باز خواهد شد. ۱۰ چون آنهایی که بخواهند به دست می آورند، آنهایی که بجویند پیدا می کنند و آنهایی که بکوبند در به روی شان باز می شود. ۱۱ آیا در میان شما پدری است که وقتی پسرش از او ماهی بخواهد در عوض آن مار به فرزندش بدهد؟ ۱۲ و یا وقتی تخم مرغ بخواهد، یک گژدم به او بدهد؟ ۱۳ شما با این که خود گناهکار هستید، می دانید چگونه چیزهای خوب را به فرزندان تان بدهید. پس چقدر بیشتر پدر آسمانی، روح مقدس خود را به آنهایی که از او درخواست کنند، خواهد بخشید.» ۱۴ عیسی یک روح پلید و گُنگ را از شخصی بیرون می کرد. وقتی روح شیطانی بیرون آمد، آن مرد که گُنگ بود شروع به حرف زدن نمود و مردم حیران ماندند. ۱۵ اما بعضی از مردم گفتند: «این بَلعِزبول، رئیس ارواح شیطانی است که به او قدرت می دهد تا ارواح شیطانی را بیرون بِراند.» ۱۶ عده یی هم از راه امتحان از عیسی تقاضای معجزۀ آسمانی کردند تا ثابت شود که او فرستادۀ خداست. ۱۷ اما عیسی می دانست که آنها چه فکر می کنند، پس به آنها گفت: «هر سلطنتی که به گروه های مختلف تقسیم شود و با یکدیگر بجنگند، پایدار نخواهد ماند. هر خانواده یی که دو دسته گی در آن باشد، از هم خواهد پاشید. ۱۸ پس اگر شیطان بر ضد خود تفرقه بیندازد، سلطنتش چطور برقرار خواهد ماند؟ شما ادعا دارید که من به قدرت بَلعِزبول ارواح شیطانی را بیرون می رانم. ۱۹ اگر من به این وسیله ارواح شیطانی را بیرون می رانم، پس پیروان شما به چه وسیله یی آنها را بیرون می رانند؟ آنها بر شما قضاوت خواهند کرد. ۲۰ پس اگر با قدرت خداست که من ارواح شیطانی را بیرون می رانم، بدانید که پادشاهی خدا به شما رسیده است. ۲۱ وقتی یک مرد قدرتمند که کاملاً مسلح است از خانۀ خود نگهبانی می کند، دارایی او در امان است. ۲۲ اما وقتی کسی قوی تر از او، بر او حمله می کند او را شکست می دهد، سلاحی را که او به آن اعتماد داشت از نزدش می گیرد و دارایی اش را تاراج می کند. ۲۳ هر کسی با من نباشد، بر ضد من است و هر کسی با من جمع نکند، پراگنده می سازد. ۲۴ وقتی روح شیطانی از کسی بیرون می آید، در جستجوی پناهگاهی در بیابانهای بی آب و علف سرگردان می شود. اما اگر جایی را پیدا نکند، با خود می گوید: «به خانه یی که از آن بیرون آمدم، باز می گردم.» ۲۵ وقتی بر می گردد آن خانه را پاک و منظم می بیند. ۲۶ سپس رفته و هفت روح بدتر از خود را جمع می کند، همۀ آنها داخل آن شخص شده و جای می گیرند. در آخر، حال و روز آن مرد بدتر از اول می شود.» ۲۷ در حالی که عیسی صحبت می کرد، زنی از میان جمعیت با صدای بلند گفت: «خوشا به حال آن مادری که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸ اما عیسی جواب داد: «خوشا به حال آن کسانی که کلام خدا را می شنوند و از آن اطاعت می کنند.» ۲۹ وقتی مردم زیادی دَور عیسی جمع شدند، او چنین گفت: «مردم این زمانه چقدر شریرند! آنها معجزه می خواهند اما به جز معجزۀ یونس نبی، دیگر چیزی به آنها داده نخواهد شد. ۳۰ همان طور که یونس برای مردم نینوا علامتی بود، من، پسر انسان، نیز برای مردم این زمان علامتی خواهم بود. ۳۱ در روز داوری، ملکۀ سبا برخاسته و مردم این زمانه را محکوم خواهد ساخت، چون او از سرزمین دور آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و حال آنکه کسی بزرگتر از سلیمان اینجاست. ۳۲ در روز داوری مردم نینوا برخاسته شما را محکوم خواهند کرد، چون مردم نینوا با شنیدن پیام یونس توبه کردند ولی آن کسی که در اینجا است از یونس بزرگتر است. ۳۳ هیچ کس چراغ را روشن نمی کند تا پنهان کند و یا زیر کاسه ای بگذارد بلکه آن را روی چراغدان قرار می دهد تا کسانی که وارد می شوند نور را ببینند. ۳۴ چراغ بدن تو چشم تو است. وقتی چشم تو سالم باشد، تمام وجودت روشن است اما وقتی چشم تو معیوب باشد تمام وجودت در تاریکی به سر می برد. ۳۵ پس توجه کنید نوری را که در خود دارید تاریک نشود. ۳۶ اگر تمام وجود شما پُر از نور باشد و هیچ قسمت آن تاریک نباشد، وجود شما چنان نورانی خواهد بود که گویی چراغی، نور خود را بر شما می تاباند.» ۳۷ وقتی عیسی به صحبت خود خاتمه داد، یکی از فریسیان او را برای خوردن غذا دعوت کرد. پس عیسی به خانۀ وی رفت و نشست تا نان بخورد. ۳۸ فریسی با تعجب ملاحظه کرد که عیسی پیش از غذا، دستهای خود را نشُست. ۳۹ پس عیسی به او گفت: «ای فریسیان، شما بیرون پیاله و بشقاب را می شویید، در صورتی که درون تان پُر از خشم و شرارت است. ۴۰ ای نادانان، آیا خدایی که بیرون را ساخت، درون را هم نساخت؟ ۴۱ از آنچه در پیاله ها و بشقابها دارید به فقرا خیرات دهید، آنگاه همه چیز برای شما پاک خواهد شد. ۴۲ وای به حال شما، ای فریسیان! شما از نعناع و اسپند و انواع گیاه های دارویی ده یک می دهید اما از اجرای عدالت و محبت به خدا غافل مانده اید. در حالی که آن را باید اجرا می کردید و فراموش نمی نمودید. ۴۳ وای به حال شما، ای فریسیان! شما خوش دارید در کنیسه ها در صدر مجلس بنشینید و در بازارها سلام و توصیف بشنوید. ۴۴ وای به حال شما! شما مانند قبرهایی بی نام و نشان هستید که مردم ندانسته و ناشناخته روی آنها راه می روند.» ۴۵ یکی از علمای شریعت در جواب عیسی گفت: «استاد، با این حرفهایت به ما هم توهین می کنی!» ۴۶ عیسی در جواب گفت: «وای به حال شما هم، ای علمای شریعت! چون بارهای بسیار سنگین بر دوش مردم می گذارید که قادر به بُردن آن نیستند، ولی شما حتی انگشت تان را برای کمک تکان نمی دهید. ۴۷ وای به حال شما! بر قبرهای پیامبرانی آرامگاه می سازید که پدران شما آنها را کُشته اند ۴۸ و به این وسیله اعمال پدران تان را تأیید و تصدیق می کنید، چون آنها پیامبران را کُشتند و شما بر قبرهای آنها آرامگاه بنا می کنید. ۴۹ به همین خاطر است که حکمت خدا می فرماید: «برای آنها پیامبران و رسولان را روان می کنم اما بعضی را می کُشند و بعضی را آزار می رسانند.» ۵۰ پس خون تمام پیامبرانی که از اول پیدایش دنیا تا حال ریخته شده است، به گردن این نسل می باشد. ۵۱ از خون هابیل تا خون زَکریا که بین قربانگاه و جایگاه مقدس خانۀ خدا هلاک شد. بلی، بدانید که جواب همه را این نسل خواهد داد. ۵۲ وای به حال شما، ای علمای شریعت! شما کلیدی را که دروازه خانۀ معرفت را باز می کند نگهداشته اید. نه خود داخل می شوید و نه دیگران را می گذارید داخل شوند!» ۵۳ وقتی عیسی از آن خانه بیرون می رفت، علمای شریعت و فریسیان با خشم و طعنه از او دربارۀ موضوعات مختلف سوال می کردند. ۵۴ آنها در کمین بودند که او را با سخنان خودش به دام بیندازند.

یوحنا ۴:۳۲ · لوقا ۱۱:۷ · TDV

هرگز به خاطر هجوم بی‌وقفه بشریت نیازمند نکرد. او سابقه ای از تمام کارهایی که باید انجام می‌داد، نگه نداشت و هرگز از آن شکایت نکرد. او «به نیکی کردن می‌گشت.» غذای او و نوشیدنی او انجام اراده فرستنده خود و به پایان رساندن کار او بود (). به سوی او فقرا و نیازمندان، سنگین‌ و دل‌شکستگان، طردشدگان و بدبختان، بی‌خانمان‌ها و ‌ها، ‌ها و یتیمان، بیماران و تنهاشدگان، همگی می‌توانستند با اطمینان هجوم آورند که او ‌ای همیشه جاری و روان را بیابند که همه جهات جریان‌ فراوان همدردی را به سوی هر ممکن از نیاز انسانی می‌فرستد. او همیشه به روی همه بود. او هرگز به فرزند نیازمند یا کودک غمگین نگفت: «نمی‌توانم برخیزم و به بدهم.» او آماده بود که برخیزد و با هر متقاضی نیازمند برود، و کلام پرفیض او همیشه این بود: «بدهید.»

اینجا چنین بود، و او هنوز همان است، که جلالش تمام را پر می‌کند. او به روی ‌ترین، گناهکارترین و نیازمندترین گناهکاران است. آنها می‌توانند گناهان قرمز و خود را ‌بخش او شسته شوند. آنها می‌توانند و ، و ، و ابدی آن را، همه را به عنوان هدیه رایگان داشته باشند. و که راه از به هستند، می‌توانند تمام محبت او و شانه او را داشته باشند، آن قلبی که محبت خود را بر آشکار کرد و آن شانه‌ای که ‌ را برای همیشه تحمل خواهد کرد.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اگست ۲۹, ۲۰۲۵

    موږ نه خوښوو چې کله له شاوخوا صحنې څخه د خپل شخصي یا کورني خوند په تنګ حلقه کې پټ شو، نو...

  • اگست ۲۸, ۲۰۲۵

    در این متن کوتاه، ترس از خدا، اطاعت، تأمین مادی خوب و رفاه درونی به هم پیوند خورده‌اند....

  • اگست ۲۷, ۲۰۲۵

    همین که صفحات کتاب مکاشفه را باز می‌کنیم، می‌آموزیم که یک برکت سه‌گانه برای کسانی که این...

  • اگست ۲۶, ۲۰۲۵

    راځئ چې اوس د داوود په قضیه کې د سم ترتیب د مراعاتولو خوشحاله اغیز وګورو. که غواړئ پوه شئ...

  • اگست ۲۵, ۲۰۲۵

    وقتی از خون به گونه‌ای صحبت می‌شود که ارزش آن شناخته شده باشد، همیشه به طور کم و بیش دور،...

  • اگست ۲۴, ۲۰۲۵

    در عبرانیان ۱۰، ما به درخواست از ایمانداران برای پایداری در ایمان به جای بازگشت، با وجود...