خدا به او گفت: «همین امشب جانت از تو خواسته خواهد شد.» لوقا ۱۲:۲۰
او جوان، قوی و صاحب کسب و کار خودش بود. از نظر مالی تأمین بود و به آیندهای موفق نگاه میکرد – یا حداقل خودش اینطور فکر میکرد!
در جوانی به مدرسهٔ یکشنبه میرفت و حتی بسیاری از آیات کتاب مقدس را حفظ کرده بود. شنیده بود که خدا او را آنقدر دوست دارد که تنها پسرش، خداوند عیسی را فرستاد تا برای گناهان او بمیرد. اما او همیشه پذیرش او را به عنوان نجاتدهندهٔ خود به تأخیر میانداخت و میگفت: «وقت زیادی دارم. من خیلی جوان و مشغول هستم که به خدا و دین فکر کنم.»
یک بار وقتی از او پرسیدند که وقتی بمیرد به کجا خواهد رفت، اعتراف کرد که به جهنم خواهد رفت زیرا از عیسی مسیح نخواسته بود گناهانش را ببخشد و نجاتدهندهاش باشد. وقتی از او پرسیدند که آیا این او را میترساند، گفت: «بله، اما وقت زیادی دارم. وقتی بزرگتر شدم به آن رسیدگی خواهم کرد.»
یک سال بعد، روزش مانند هر روز دیگری شروع شد؛ اما اینگونه به پایان نرسید. در حالی که آن شب از سر کار بازمیگشت، با ماشین دیگری تصادف کرد. ناگهان، «وقت زیادی» که فکر میکرد دارد، از بین رفت. او هرگز به هوش نیامد و هرگز فرصت دیگری برای پذیرش عیسی مسیح به عنوان نجاتدهندهاش پیدا نکرد.
آیا شما مانند این مرد هستید که همیشه نجات را به تأخیر میاندازید؟ او میدانست که کتاب مقدس میگوید:
همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند (رومیان ۳:۲۳ NIV).
او همچنین میدانست که میگوید:
مزد گناه مرگ است، اما هدیه خدا حیات جاودان در مسیح عیسی خداوند ماست (رومیان ۶:۲۳).
او حتی میفهمید که برای دریافت این حیات جاودان فقط باید عیسی را به عنوان خداوند خود اعتراف کند و در قلب خود ایمان داشته باشد که خدا او را از مردگان برخیزانید (رومیان ۱۰:۹).
اما او فکر میکرد «وقت زیادی» دارد. شما چه فکر میکنید؟
اعتماد به مسیح را به عنوان نجاتدهنده خود به تأخیر نیندازید. ما میتوانیم به شما بگوییم چگونه!






