عیسی مردی است که زندگی کرد، مرد و دفن شد. پس از سه روز در قبر، خداوند عیسی را از مردگان برخیزانید. چهل روز بعد، عیسی به آسمان بازگشت و اکنون در دست راست خدا نشسته است. او اکنون در دست راست خدا نشسته است.
تولد او برخلاف قوانین زندگی و مرگ او برخلاف مرگ بود. او نه ثروت داشت و نه جایگاه اجتماعی. او در کودکی پادشاهی را ترساند. به عنوان یک مرد طبیعت را کنترل کرد، روی آب راه رفت و دریای طوفانی را آرام کرد. او نه مزرعهای داشت و نه ناوگان ماهیگیری، با این حال توانست ۵۰۰۰ نفر را سیر کند.
درکناپذیر یا غیرممکن است که یگانه پسر خدا انسان شود. پادشاه پادشاهان قدرت آسمانی خود را کنار گذاشت و تاج تمسخرآمیز خار را پذیرفت. داور اعظم زندگان و مردگان خود توسط انسانهای فانی داوری، محکوم و اعدام شد.
کتاب مقدس میگوید خدا ما را به واسطه عیسی مسیح با خود آشتی داده است. «همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند» (رومیان 3:23) «همه ما... ناپاک هستیم... و تمام اعمال نیک ما مانند پارچههای کثیف است»
آیا میخواهید بدانید چه چیزی باعث این عدم آرامش میشود؟ این گناه است! درست است – گناه شکستن قانون خدا و نادیده گرفتن خواستههای او برای شماست. آیا سعی کردهاید از طریق الکل و مواد مخدر آرامش پیدا کنید؟ آیا کشف کردهاید که هیچ یک از این چیزها آرامش واقعی و پایدار نمیآورد؟
کتاب مقدس شما را متقاعد خواهد کرد که به آن نیاز دارید. کتاب مقدس همیشه در تلاش بوده است تا با انسان سخن بگوید: «من خواندم و شما نپذیرفتید» (امثال 1:24 NKJV). کتاب مقدس برای برقراری ارتباط با ما، ایجاد رابطه با ما و آماده کردن ما برای ملاقات اجتنابناپذیر با او طراحی شده است.
یک مرد پیر در حال تماشای نقاشی مسیح در حال رنج کشیدن بر روی صلیب در ویترین یک مغازه بود. او آنقدر مشغول بود که متوجه پسر کوچکی در نزدیکی خود نشد. پسر در یک کلاس کتاب مقدس شرکت کرده بود که در آنجا در مورد محبت شگفتانگیز خداوند عیسی به او گفته شده بود. او همچنین یاد گرفت که چگونه خداوند توسط کسانی که
الیور کرامول یک استراتژیست نظامی انگلیسی و عضو پارلمان در قرن هفدهم بود. اعدام او قرار بود در ساعت منع عبور و مرور در یک روز مشخص انجام شود. نامزد او از قضات التماس کرد که حداقل جان محبوبش را نجات دهند. اما التماسهای او شنیده نشد و حکم همچنان پابرجا ماند.