خبر خوب– می 2020 –مجله فیض و حقیقت
منع عبور و مروری که شنیده نشد
الیور کرامول یک استراتژیست نظامی انگلیسی و عضو پارلمان در قرن هفدهم بود. در دوران کرامول، یک سرباز جوان تحت فرماندهی او به دلیل یک تخلف نسبتاً جزئی به مرگ محکوم شد. اعدام او قرار بود در ساعت منع عبور و مرور در یک روز مشخص انجام شود.
نامزد مرد جوان از قضات التماس کرد که حداقل جان محبوبش را نجات دهند، اما التماسهای او شنیده نشد و حکم همچنان پابرجا ماند. او ناامیدانه به سراغ زنگدار پیر کلیسا رفت تا ببیند آیا میتواند او را متقاعد کند که زنگ منع عبور و مرور را که نشاندهنده اعدام بود، به صدا درنیاورد، اما هیچ چیز نمیتوانست او را از انجام وظیفهاش باز دارد.
در روز تعیین شده برای اعدام،در آخرین تلاش برای نجات جان کسی که او را بیشتر از خودش دوست داشت، دختر به برج ناقوس بالا رفت و تا اواخر بعدازظهر در آنجا پنهان شد. هنگام غروب، زنگدار پیر برای انجام وظیفهاش رسید. دختر به زبانهی بزرگ زنگ چسبید، خود را دور آن پیچید و در سکوتی پر از اضطراب منتظر ماند. مرد پیر شروع به کشیدن طناب کرد. دختر در حالی که به زنگ چسبیده بود، بیرحمانه تکان میخورد و ضربه میخورد، ضربات آهن سنگین را با بدنش جذب میکرد و زنگ بزرگ را ساکت میکرد. زنگدار ناشنوا بود و متوجه نشد که تلاشهایش صدایی تولید نمیکند. او به کشیدن طناب ادامه داد تا زمانی که تعداد زنگهای مورد نیاز را به صدا درآورد و سپس کلیسا را ترک کرد.
پس از رفتن او، زن جوان، زخمی و خونین، از برج پایین آمد و به محل اعدام دوید. در آنجا، کرامول بیصبرانه منتظر به صدا درآمدن منع عبور و مرور بود. دختر با نگاهی به محبوبش، خود را به پای ژنرال انداخت و آنچه را که انجام داده بود اعتراف کرد.
او به او گوش داد و با دیدن لباسهای پاره و خونین و بدن کبود و زخمی او، عمیقاً تحت تأثیر چنین نمایشی از عشق قرار گرفت. او گفت: «برو. محبوبت زنده خواهد ماند. منع عبور و مرور شنیده نشد.» چنین فداکاریای کرامول سختگیر را چنان تحت تأثیر قرار داد که حکم سرباز جوان را لغو کرد و او را آزاد ساخت.
اندازهگیری قدردانی آن سرباز جوان نسبت به محبوبش غیرممکن بود. او به قیمت رنج محبوبش از مرگ نجات یافت!
آیا این ما را به یاد کلمات اشعیا نبی نمیاندازد، هنگامی که او از خداوند عیسی مسیح سخن گفت که برای گناهان ما زخمی و کبود شد (اشعیا 53:5)؟ ما نیز تحت حکمی انعطافناپذیر به مرگ – مرگ ابدی – محکوم شده بودیم. اما خداوند عیسی مسیح در عشق شگفتانگیز خود به گناهکاران آمد تا ما را به قیمت جان خود نجات دهد. او نجات را آورد تا گناهکاران از مرگ آزاد شوند – و این زمانی بود که ما دشمنان او بودیم!
«او برای خطایای ما مجروح شد، برای گناهان ما کوبیده شد... و به وسیله زخمهای او ما شفا یافتیم.»—اشعیا 53:5 NKJV
«خداوند محبت خود را نسبت به ما اینگونه ثابت میکند که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مرد.»—رومیان 5:8
دوست عزیز، پس از خواندن این داستان تأثیرگذار چه باید بکنی؟ اگر هنوز آمرزش گناهانت و حیات ابدی را دریافت نکردهای، میتوانی همین الان به عیسی مسیح چیزی شبیه این بگویی: «خداوندا، من ایمان دارم که تو برای من، گناهکار، بر روی آن صلیب مردی. میخواهم از تو تشکر کنم و تو را به عنوان نجاتدهنده شخصی خود بپذیرم.»
چرا همین الان این کار را نمیکنی؟ما میتوانیم به تو بگوییم چگونه.
اگر قبلاً نجاتدهنده را پذیرفتهای، همین الان دوباره از او برای محبتش و برای مردن برای تو تشکر کن. به یاد داشته باش، او از قبر برخاست و وقتی با او صحبت میکنی، صدای تو را میشنود.
این مقاله فقط به زبان اسپانیایی از ما در دسترس است، به عنوان جزوه شماره 115.