ابا پدر! ما به تو نزدیک میشویم...
ابا، پدر! ما به تو نزدیک میشویم
به نام گرانبهای نجاتدهنده ما؛
ما، فرزندان تو، اینجا جمع شدهایم،
اکنون برکت موعود را طلب میکنیم. خون او ما را از گناهانمان شسته است،از طریق اوست که جانهای ما نزدیک میشوند؛و روح تو نیز به ما آموخته است،«ابا، پدر!» اینگونه فریاد بزنیم. زمانی مانند پسران ولخرج سرگردان بودیم
در حماقت خود دور از تو؛
اما فیض تو، که بر گناه فزونی یافت،
ما را از بدبختی نجات داد. تو پسران ولخرج خود را بخشیدهای،ما را با عشق پدری بوسیدهای؛گوساله فربه را کشتهای، و ما را فراخواندهایتا همیشه با تو در بالا ساکن باشیم.با لباسهای نجات پوشیده شدهایم،
جای ما بر سر سفره توست؛
ما شادمانیم، و تو شادمانی،
در غنای فیض تو: «شایسته است،» میشنویم که میگویی،«ما باید شاد و خوشحال باشیم،من فرزندان گمشده خود را یافتهام، اکنون آنها زندهاند، که زمانی مرده بودند.»ابا، پدر، همه تو را میپرستند،
همه در آسمان بالا شادمانند؛
در حالی که در ما شگفتیهای
حکمت، فیض و عشق تو را میآموزند.به زودی در برابر تخت تو جمع شدهاندهمه فرزندان تو اعلام خواهند کرد،«جلال، جلال ابدی،از آن خدا و بره باد!»توسط جی. جی. دک (۱۸۰۷-۱۸۸۴)






