خداوند شما را مجبور به باور کردن این پیام نمیکند – این انتخاب شماست – اما او شما را مسئول شنیدن آن خواهد دانست. این یک پیام شخصی برای شماست؛ شما نمیتوانید از آن فرار کنید. شما باید یا آن را بپذیرید یا رد کنید. شما باید یا بگویید، «من نمیخواهم.»
مجله فیض و حقیقت ای خداوند، چقدر مبارک – همانطور که روز به روز، ای خداوند.
سپتامبر ۲۰۲۴ — مجله فیض و حقیقت ای خداوند، چقدر مبارک – همانطور که روز به روز
ما راه زائرانه خود را طی میکنیم –
که بدانیم ما از آن تو هستیم!
از آن تو – از طریق فدیه
عیسی از رد شدن اورشلیم ابراز تأسف میکند و عشق خود را به مرغی که جوجههایش را جمع میکند تشبیه میکند. عشق پایدار خدا نجات را به همهی کسانی که ایمان میآورند ارائه میدهد.
به عنوان یک نوزاد، او پادشاهی را به لرزه درآورد؛ به عنوان یک پسر، او علما و استادان را متحیر ساخت؛ و به عنوان یک بزرگسال، او بر طبیعت فرمان راند. او نه مالک مزارع غله بود و نه صیدگاهها، با این حال به پنج هزار نفر غذا داد و نان و ماهی اضافه آورد. او جمعیت زیادی را بدون دارو و بدون هزینه شفا داد.
مجله فیض و حقیقت از محبت خداوند سخن میگوید. خداوند به ما روح ترس (یا بزدلی) نداده است، بلکه روح قوت و محبت و انضباط. آیا از شهادت دادن میترسید زیرا در قدرتهای خود یا در توانایی خود برای پاسخ دادن به سوالات زیادی که ممکن است پیش آید، به اندازه کافی اعتماد به نفس ندارید؟ قدرت در ما نیست بلکه در خداوند است!
مهم نیست آینه کجا قرار داده شود، چشمان بیننده همیشه در مرکز آینه خواهد بود. هنگام نگاه کردن به یک آینه کروی، گریزناپذیر است که دقیقاً در مرکز آن قرار بگیرید. ما انسانها این توانایی را داریم که در هر زمان فقط روی چند شیء تمرکز کنیم.
طبق کتاب مقدس، هیچ کس به اندازه کافی خوب نیست که بر اساس اعمال نیک به بهشت برود. میگوید: «هیچ کس نیست که نیکی کند، حتی یک نفر هم نیست... زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه آمدهاند.» برخی مردم به اندازه کافی خوب نیستند.
نویسنده مجله فیض و حقیقت میگوید: ارزش یک هدیه در بخشش است و نه در اندازه یا هزینه خود هدیه. در این دوران پررونق که بزرگتر به نظر بهتر میرسد، هرگز نباید فراموش کنیم که ارزش هدایا در بخشش است و در بخشش و نه در بخشیدن.
کلیسایی در انوری، کارولینای جنوبی، در حال تمرین گروه سرود بود که نوزادی شروع به گریه کرد. رهبر گروه سرود، که مادربزرگ نوزاد بود، او را گرفت و سعی کرد آرامش کند، اما بیفایده بود. او توسط زن سومی در آغوش گرفته شد، اما همچنان گریه میکرد. سرانجام، پدرش جلو آمد